لومړۍ 200 کرښې.
«یادت باشد، یادت باشد، این الان است، و الان، و الان. زندگیاش کن، حسش کن، به آن بچسب. میخواهم از تمام چیزهایی که بدیهی فرض کردهام، کاملاً آگاه شوم.» - سیلویا پلات
زيرنويس از مهدي shine021
هوم.
شاید اگه فقط... نمیدونم...
-صبر کن. چطوره؟ -نمیتونم...
-بهتره؟ نه؟ -نه، زیاد جالب نیست.
-نمیشه... -آره.
-ببخشید. شاید باید دیگه ادامه ندی. -باید...
فقط... ببخشید، ذهنم اینجا نیست.
خب...
بهتره که دوتایی بریم بخوابیم، نه؟
چون خیلی مستیم و...
فکر کنم بهتره تو بری خونه.
اوه.
اِ...
اوه، باشه.
میدونی، فقط... من... چون مجبور نیستیم امشب کاری انجام بدیم.
-میدونم. -آره.
میتونیم یه وقت دیگه دوباره امتحان کنیم.
این واقعاً تو برنامه های آیندم نمیگنجه
-چون من واقعاً برای کار اینجام، پس... -آره. خب، منم همینطور.
مطمئنم دوباره میبینمت.
اِ، خاموش یا روشن؟
-ها؟ -چراغ ها.
روشن. روشن، روشن، روشن.
میخوام کار کنم، پس روشن.
صبح بخیر، 'کواکلی'.
صبح بخیر، 'راسکو'.
امروز چطوری؟
خوبم. تو چطور خوابیدی؟
خوب.
دیشب چیکار کردی؟
هیچی، فقط فکر میکردم.
اوه، باحال.
هی، یه چندتا عدد ردیف کن، رفیق، میشه؟
چیز خاصی مد نظرته؟
رسیدیم؟
بذار ببینم.
الان ۲۱۰ سال گذشته،
پس باید تا ۱۲۶ سال دیگه به 'کپلر' '۱۶بی' برسیم.
باحال نیست؟
آره.
فقط من و توایم، رفیق.
خب، بزن بریم.
داره کف دست چپشو نگاه میکنه...
مطمئن نیستم چی داریم اینجا.
شاید یه چیزی دستش گرفته؟
فقط کار میکنم.
آره.
خوبه.
اِ، یکم همه چی خیلی جدیده، ولی به نظر خوب میان.
وای گندم، وای گندم.
چی؟ ام... نه.
نه، این... فقط منم.
این... این... اصلش همینه،
که من دارم 'ام تی دی ان ای' رو استخراج و تعیین توالی می کنم،
دنبال 'درونگرایی' می گردم، ام، سنش رو تعیین می کنم.
تحقیقات من خیلی مهمه.
مثلاً می تونم یه مقاله منتشر کنم.
هنوز نمی دونم. واسه همینه که هیجان انگیزه.
ما می تونیم، ام... می تونیم بیشتر عمر کنیم.
می تونیم سرطان رو درمان کنیم.
می تونیم بفهمیم از کجا اومدیم.
پرینستون تقریباً جزو نیوجرسی حساب نمی شه.
مامان، من دیگه باید برم.
باشه. منم دوستت دارم.
آخ.
لعنتی.
هی، 'روسکو'؟
-بله؟ -ناهار چی داریم؟
کاهش سرعت ضربه؟
ثابت روی 10.5 متر بر مجذور ثانیه.
من همچنان دارم همه سیستم ها رو بررسی می کنم.
-نیازی نیست نگران اون باشی. -می دونم. فقط...
باید یه کاری داشته باشم، می فهمی؟
نگرانت می شم.
همه شب رو بیداری که به این چیزا فکر کنی؟
به خیلی چیزا فکر می کنم.
آب کافی نمی خوری؟
اگه بخوای می تونم از خاک نمونه بردارم.
نه، به اندازه کافی خیس به نظر میاد.
فقط یه لحظه بهم فرصت بده.
مانیتورها نشون می دن که خاک به اندازه کافی خیسه.
آهان. ممنون.
من سطح 'او2' رو بررسی کردم، یه کم پایینه.
می شه لطفاً یه نگاهی به نخل های داخل گلخونه بندازی؟
-چقدر پایینه؟ -خیلی کم،
ولی بهتره سلامت گیاه ها رو هم چک کنی.
چقدر کم؟
اختلاف اکسیژنی که متوجه شدی چقدره؟
کمتر از 1%.
خیلی کمه، ولی اکسیژن گیاه ها باید ثابت باشه.
باشه. باشه.
اوه. خدای من.
آره، به نظر من اینا اصلاً سالم نیستن.
چشون شده؟
نمی دونم. مریض شدن.
نمی دونم باکتریاییه یا قارچی یا چیه، ولی ام،
باید گلخونه رو ضدعفونی کنیم.
من از همه گیاه های بیمار نمونه برداری می کنم
تا عامل آلودگی رو پیدا کنیم.
نباید هیچ آلودگی ای وجود داشته باشه.
خب، آره دیگه.
مامان؟ صدامو میشنوی؟
نه. متاسفم، نمیتونم... صداتو نمیشنوم.
یه لحظه صبر کن. میرم یه کم اونورتر.
صدامو میشنوی؟ الو؟
ببخشید، آنتن درست حسابی نمیده.
صدامو میشنوی؟
آره، آره، آره. آره، ببخشید. من... زیرِ زمین بودم.
اِم، همه چی... آره. آره.
اُه، دو بار زنگ زدی. چی شده؟
اوهوم.
یعنی چی؟
باشه، ولی... چرا تو، اِم...
اون... این... مهم نیست. مهم نیست.
دکتر چی گفت؟
باشه. اصلاً میتونم با یکی حرف بزنم؟
هنوز اونجایی؟ چون من میتونم...
آخ.
هی، 'روسکو'؟
الان ۴.۵ درصد از حجم نخل های بارورت رو از دست دادی.
باحال. میخواستم ازت خواهش کنم یه داستان یا یه جوک یا یه چیزی برام بگی.
اوه، ببخشید.
فکر کردم یه آپدیت وضعیت میخواستی.
اشتباه از من بود.
صد در صد چیزی نبود که میخواستم بشنوم.
آره، منطقیه.
ولی ممنون.
چرا خورشید نرفت دانشگاه؟
چرا؟
چون از قبل یه میلیون درجه داشت.
انگار داشتی، مثلاً، ل... مثلاً، یه دقیقه اونجا میلرزیدی.
یه جورایی سکسیه.
یه جورایی؟
خیلی. خیلی سکسی بود، منظورم اینه.
من تا حالا، مثلاً، یه همچین حس شدیدی نداشتم...
بدون اینکه، میدونی، اِم...
اِم، ببخشید، فقط... تو نه...
داری میگی تا حالا 'ارگاسم' نداشتی؟
-نه، این چیزی نیست که دارم میگم. -نه، فکر هم نمیکردم.
-باید برم دستشویی. -خوبه. این... من...
-نه، من فقط... -اوف، میدونی؟
من تا حالا، میدونی، از...
بیخیال.
هی، من، اِم... من واقعاً خوشحالم که پیام دادی.
آره، منم خوشحالم که پیام دادم.
آره، من راستش... من راستش انتظارشو نداشتم.
آه، یه مسواک هست. زیرِ روشوییه
-اگه بهداشت دندون برات مهمه مثلِ من... -نه، من... من باید زود بیدار شم.
آره. منظورم اینه، منم همینطور.
من باید... من باید یه پرواز به ونکوور رو بگیرم.
چی تو 'ونکوور' هست؟
مامانم.
اوه، نمیدونستم تو اهل...
'کانادا' هستی. آره. مشکلیه؟
نه.
خب، فقط یه دیداره؟
اوم، راستش یه کم سنگینه. پس من... من فقط... اوم...
مشکلی نیست. من فقط یه ابزار جنسیام، پس...
-فهمیدی. -درسته.
اوه.
میبینمت. بهت تکست میدم.
خانمها و آقایان، ما الان تو 'ونکوور' فرود اومدیم.
احساس ضعف میکنم.
چون که هستی.
خب، چیکار کنیم؟
اگه ۳۰ درصد از برگهای نخلمون رو به خاطر این از دست بدیم چی؟
-این یعنی شکست ماموریت. -کلش؟
آره.
پانزده درصد؟
اون هم یعنی شکست ماموریت.
خب، ده درصد؟
-شکست ماموریت. -حاشیه خطای قابل قبول چقدره؟
شش درصد.
مطمئن نیستم چی انقدر خندهداره، 'کاکلی'.
جون بچهها در خطره.
حاشیه خطا خیلی کمه، رفیق.
نباید آلودگیای وجود داشته باشه که روی سلامت نخلها تاثیر بذاره.
نمیدونم چی بهت بگم. مریض شدن.
سیستم بسته نباید اجازه بده هیچ پاتوژن خارجیای وارد بشه.
تا حالا چقدر از دست دادیم؟
پنج درصد.
خب. اوم، بیاین روی یه آنتیبیوتیک، یه آنتیویرال کار کنیم.
بیاین بفهمیم این چیه. درسته؟
آمادهسازی اون نمونهها رو تموم کن،
و امیدوارم بتونیم دی ان ای این آلودگی رو تعیین توالی کنیم.
باشه.
چی؟ هی. هو.
-اوه، صبر کن، خواب بودی؟ -سلام.
نه، نبودم.
داشتم... داشتم دراز میکشیدم. داشتم به چشمام استراحت میدادم، ولی خواب نبودم.
اوه، نه، یادم رفت اونجا چقدر دیره.
دیر نیست. نه، من... کاملاً بیدارم.
-داری دروغ میگی. -دروغ نمی گم.
ببین، من کاملاً بیدارم.
کاملاً بیدار. آماده حرف زدن. بوم.
سلام.
-سلام. -سلام.
-میخوای دفتر سالمو ببینی؟ -اوه، خیلی دلم می خواد.
No comments yet. Be the first to leave one.