لومړۍ 200 کرښې.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
خیلی طول می کشه
از کجا میدونی کی میاد؟
تو گوش کن
باشه
جدیده؟ این چیه؟
اینجا ؛ تو تازه اومدی اینجا؟
آره امروز
...فکر می کردم جابجایی های من زیاد شده ؛ پس
کدوم طبقه هستی؟ فکر کنم یازده
خونه قدیمی هری
من گریس هستم الکس
من هم طبقه بالا هستیم پس با هم همسایه میشیم
از آشنایی باهات خوشحال شدم گریس از آشنایی باهات خوشحال شدم
...تو به دانشگاه محلی میری یا
بله دانشکده حقوق ؛ سال دوم
برات خوبه
فکر کردن ترسناکه ؛ یکی دیگه هم هست؟ یکی دیگه از چی؟
اون پنجمین زن تو این محله در طی یک سال گذشته است
همه اونا ناپدید شدند
هیچوقت جسدی پیدا نکردند
پلیس ها کم کم فکر می کنند که یه قاتل تو این محله زندگی می کنه
خدای من ؛ بهم بگو که این موقتیه
از تاریکی می ترسی، الکس؟
آره فقط وقتی تو فضاهای بسته باشم
آره ؛ خب این کار رو بعضی وقتا انجام میده
اینجا
باشه
اون کلید برق رو اونجا میبینی؟
آره پس اگه این اتفاق افتاد خاموشش کن
تا پنج بشمار و دوباره روشنش کن
نه بار از ده بار کار می کنه بار دهم چیه؟
دکمه آلارم رو میزنی و منتظر مانی میمونی
اون فوق العاده است چون اونو از زیرزمین بیرون میاره
ایول
...درست مثل
کارم باهاش تموم شده
به لنکستر، الکس خوش اومدی
پس اون امروز نقل مکان می کنه؟ بله خانم درسته
اون فوق العاده است بهم اعتماد کن
اون گفت که فوتبال حرفه ای بازی می کنه
واقعا؟ آره
خوب چه اتفاقی براش افتاد؟
خونریزی دورت
مثل ضربه مغزی؟
یک نمایشنامه شکست و من در حال تلاش بودم
ناگهان، این خط کش عظیم الجثه از زیر پام ؛ به پاهام خورد
و منو به موازات چمن به هوا برد
در عین حال منظورم اینه که یک مرد بزرگ با پای نصفه اونجا بود
اون دنبال کمرم بود اما بعد به جاش به پاهام زد
کلاه به کلاه، فقط ترک خورد
لعنتی آره ؛ کل استادیوم شنیدند
من بیشتر از ۱۲ دقیقه بیرون بودم
چیزی ندیدم و نشنیدم
قبل از اینکه اون ضربه رو به سر بزنم
قبلش چهار بار ضربه مغزی رو امتحان کردم
پس این بار اعضای تیم مجبورم کردند تا اسناد ام.ار.آی رو بیارم
و اونموقع بود که اون همه خونریزی مغزی رو پیدا کردند پس فهمیدم که خیلی خوش شانسم
چطور این خوش شانسیه؟
خب ؛ خونریزی دورت معمولا در طی کالبدشکافی دیده میشه
چون نتیجه تقریبا همیشه کشنده است
خدای من
پس من اینو نگه داشتم
تا به خودم یادآوری کنم که یه فرصت دوم دارم ؛ میدونی؟
حالا البته من در معرض خطر زوال عقلی هستم
دچار این تغییرات خلقی به عنوان قاتل شدم
من زیاد نمیخوابم
و قضاوت زمان واکنش و تعادل من همگی به هم ریخته
اما اینا دستمزد فوتبال منه ؛ درسته؟
پس میخوای بی خیال بشی؟
بازی؟ آره
پرستش؟
تیم ها؟ پول؟
امتیاز؟
احساس می کنی خدای کوچیکی هستی؟
نه
نه
خب آریا چیکار می کنی؟ من تازه از دبیرستان خارج شدم
رشته تاریخ آثار هنری
و برای دستیابی به این آموزش عالی
توی موزه آثار هنری کارآموزم
باشه ؛ اون یه متصدیه
در آموزش
چطور تمرینش می کنی؟
تور میزاری
مثل خیلی از تورهای دیگه
تورهای زیادیه؟ آره
من الکس هستم ...تازه از راهرو نقل مکان کردم ؛پس
شب خوبی داشته باشی
سلام خانم کلی ؛ چی تو رو به این پایین کشونده؟
برای الکس تور گذاشتم
این مانیه اون فوق العاده است
آره ؛ نه من فوق العاده نیستم من فقط اینجا رو ترجیح میدم
آره
مانی نقش کاراگاه رو بازی می کرد
آره
پس این نقشه منطقه است
و تصویر نشون میده که دخترا آخرین بار کجا دیده شدند
اعداد کنار خطوط چیه؟
این فاصله از لنکستره
به هر حال
خب اون خانم مسن تا حالا چطور باهات رفتار کرده؟
پیرزن؟
لنکستر
آره ؛ اون چیزای عجیب و غریب زیادی تو خودش داره
برام سواله که اون چه احساسی درباره مهمونی دیشب داشت
منظورت آقای اورسه؟
بعضی وقتا این کار رو انجام میده
داستانش چیه؟ ماجراش چیه؟
هیچکس چیز زیادی درباره اون نمیدونه میفهمی بیشتر تو خودش نگه میداره
دیشب که خودشو نگه نداشت البته
این ماجرای عجیب اونه ؛ میدونی؟
مثلا بعضی وقتا همه این مهمونی ها رو میگیره
و بعد بعضی وقتا با یه قرار پیداش میشه
و بعد ناگهان همدیگه رو می زنند و بعدش چیزی نیست
سکوت جاشو میگیره
هیچی
...این شخصیت آقای اورس ؛ تا حالا
تا حالا بهت پاس یا گریس داده؟
نه
آره وقتی اولین بار وارد خونه شدم درواقع با هم صحبت کردیم
...اما
اما چی؟
نمیدونم اون فقط عجیب بود خیلی عجیب بود
مثلا مدام بهم نگاه می کرد
انگار چیزی تو صورتم میدید که فقط میخواست بیرونش بیاره
این یه تصویر واضحه
آره خب اون فقط یه مرد ترسناکه که پایین راهرو زندگی می کنه
آره هر ساختمونی یکی از اینا داره
اتاق رختشویی
آسانسور هم اینجا پایین میاد
بین اینجا و اتاق کوره قدیمی راه میفته
این ساختمان 60 واحد داره؟
۵۸
تا حالا به همه اتفاقاتی که پشت این دیوارا میفته فکر کردی؟
شرط می بندم که هر ساختمون قدیمی مثل این داستان هایی برای گفتن داره ؛ میدونی؟
میخوام چیزی نشونت بدم
مانی اینو باز میزاره تا بیایم اینجا و ببینیمش
خدای من ؛ حتی بارونو میتونی از کیلومترها دورتر ببینی
این زخم مال چیه؟
احتمالا باید بریم
متاسفم قصد فضولی نداشتم فقط کنجکاوم
نه مشکلی نیست فراموشش کن
متاسفم
...دوست پسر سابقم خیلی
من هنوز دارم از وجودم بیرونش می کنم ؛میدونی
فکر کنم مثل ماتمه
فردا چطور؟
بهت خبر میدم
باشه
خب حالا کارت چیه؟
نمیدونم
احمقانه به نظر میرسه اما کاری نمی کنم
...هیجان ؛ تو
عادت می کنی و دلت براش تنگ میشه
پس ؛ نمیدونم
احساس می کنم دیگه نمیدونی کی هستی
...منظورت از اون چیه؟ ببخشید من
منظورم بریدگی یا همچین چیزی نبود ؛ فقط
منظورم اینه که واقعا اینطور نیست؟
سلام
تور کوچیکت با آریا چطور بود؟
روشنگر بود
آره خیلی روشنگره
البته
توروخدا اون درو نگه دارید
تازه برگشتم صداهایی شنیدم
آره با هم برخورد کردیم
باشه
...داستان شیرین عجیب شبانه رو شنیدم ؛ پس
شب بخیر الکس
شب بخیر خانما خداحافظ
خوابای خوب ببینی
این چه کوفتی بود؟ ...نمیدونم ؛ شاید
خب ؛ من شروع به احساس حماقت کردم
اما چه مردی برای محافظت از زنان اومده
خودش هم ترسیده
یالا بگو
تقریبا خودمو خیس کردم
این چه کوفتیه؟
مگه اونجا خونه اورس نیست؟
از دست ساختمونای قدیمی ؛ درسته؟
آقای اورس ؛ درسته؟
فکر می کنی اورس آخرین بیمبو خودشو کشت
اونو تو کوره زباله سوزی انداخت
و تو هوشیار هستی؟
ببین دیشب جیغی شنیدیم یا نشنیدیم؟
چیزی نشنیدم نمیدونم جیغ کلمه درستیه یا نه
منظورم اینه مثل یه جیغ بود
آره خب اما میتونست صدای آسانسور باشه
میتونست هر چیزی باشه این ساختمون قدیمیه
خب اون ضربان عجیب و غریب رو چی میگی؟ صدای متالیک؟
ممکنه از لوله های قدیمی باشه ؛ باشه؟
یا ممکنه چیزی سنگین اون سمت دیوارها به سمت اورس حرکت کنه ؛ درسته؟
وایسا ؛ چی میخوای بگی؟
خوب بیا اینجا
میدونی این چیه؟ کار رنگ بد؟
یک چاه خشکشویی قبلا اینجا بازسازی شده
من هم همین علامت رو روی دیوار دارم
No comments yet. Be the first to leave one.