لومړۍ 200 کرښې.
امشب
قبل از اینکه زمان شروع شود
جهان، سیاهچاله ها
خدا و قوانین علم
پرفسور استیون هاوکینگ
دکتر کارل سیگن
و آرتور سی. کلارک
در مورد اسراری که بشر از زمانی که شروع به کاوش ستاره ها کرد با آن رو به رو بوده است بحث خواهند کرد
خدا، جهان و همه چیز دیگر
معلولیت های فرساینده باعث شده استیون هاوکینگ نتواند دیگر صحبت کند
ولی او از پس این مشکلات برآمده تا به یک ریاضیدان و معلم خارق العاده تبدیل شود
با استفاده از یک کامپیوتر ترکیب کننده ی صدا
او به جهانیان گفت جهان چطور آغاز شد
و حالا او به دنبال نظریه ای نهایی است تا ببیند جهان چطور کار می کند
آرتور سی. کلارک ماهواره ی ارتباطی را خیلی قبل تر از آن که تکنولوژی اش وجود داشته باشد تا بتواند یک عدد از آنها را به فضا بفرستد اختراع کرد
آن نگرش به سمت آینده، پدر دهکده ی جهانی
رمان ها و داستان های او که شامل 2001: ادیسه ی فضایی می شود
به نسل های فضانورد زیادی الهام بخشیده
کارل سیگن اولین پیغام بشر را به ستاره ها بر روی فضاپیماهای ناسا فرستاد
او مطمئن است که در پهنه ی کیهان تنها نیستیم
دکتر سیگن از دانشگاه کرنل در ایالت نیویورک به ما ملحق شده است
بنابراین چک می کنم که آیا او می تواند صدای ما را از یکی از ماهواره های آرتور بشنود یا نه
بله. تکنولوژی ماهواره های مخابراتی بسیار خوب کار می کنند. ممنون
آرتور صدای ما را خوب داری؟
خوبه
و پرفسور هاوکینگ آیا با کارل سیگن در ارتباط هستی؟
بله
پرفسور هاوکینگ به تازگی کتابی منتشر کرده است
راجع به علم نظری دشوار که حتی پرفروش تر از
مایکل جکسون در لیست پر فروش ها بوده است
اسم کتاب تاریخچه ی کوتاهی از زمان است
و می خواهیم درباره ی مفاهیمی که در کتاب آمده است صحبت کنیم
حالا استیون هاوکینگ درگیر جستجویی برای جواب نهایی است
یک نظریه ی بسیار عالی و ترکیبی که همه چیز را توضیح می دهد
استیون، این یک لیست بلند بالا است. چطور می خواهی به همچین چیزی برسی؟
بگذارید توضیح بدم که وقتی پرفسور هاوکینگ می خواهد صحبت کند چه اتفاقی می افتد
او چند سال قبل صدایش را از دست داده و حالا باید از یک ترکیب کننده ی صدا استفاده کند
و یک جعبه ی فشار را در دستش کنترل می کند
و روی نمایشگر صندلیش یک فرهنگ لغت دارد
که در آن می گردد و می تواند کلمه ای را که می خواهد انتخاب کند
و این کلمات درون یک جمله قرار می گیرند
و وقتی جملات آماده بودند، او میتواند آن را به ترکیب کننده ی صدا بفرستد
خب پس پرفسور هاوکینگ هر موقع آماده بودید دوست داریم ازتون بشنویم
در 300 سال گذشته قوانینی را کشف کردیم که جهان را
جمعا در شدیدترین وضعیت ها پوشش داده است
من فکر می کنم احتمال خوبی وجود دارد که ما بتوانیم سری کامل قوانین را
تا آخر این قرن پیدا کنیم البته اگر خودمان را نترکانیم
اگر یگ نظریه ی ترکیبی کامل پیدا کنیم نه تنها پیروزی بزرگی برای دانشمندان به حساب می آید
بلکه برای مردم عادی هم همینطور است
در آینده، نظریه ی ترکیبی ساده خواهد شد و در مدارس، حداقل به طور کلی آموزش داده خواهد شد
سپس همه از اینکه جهان چطور کار می کند ایده ای خواهند داشت
خب این دید شگرفی است
حالا کارل سیگن، تو برای کتاب یک مقدمه نوشتی
و یکی از شگفت انگیز ترین چیزهایی که تو گفتی این است که
آیا فقط کودکان این روزها، چون چیزهای زیادی نمی دانند
سوال های بزرگی می پرسند
چیزی که من دلم می خواست بفهمم این تصور بود که دستگاه آموزشی
به نظر من می آید که رفتاری دلسرد کننده در زمینه ی پرسیدن
سوالات بنیادی دارند
اگر یک کودک 5-6 ساله بپرسد چرا ماه گرد است یا چرا علف ها سبز هستند
جواب معمول یا حداقل در تجربیات من، بزرگتر ها دلسرد کردن کودکان است
می گویند: توقع داشتی ماه چه شکلی باشه؟ مربع؟
توقع داشتی علف چه رنگی باشه؟ آبی؟
به جای اینکه بگوییم: اینها سوالات جالبی هستند. بیا جواب هایشان را بفهمیم
یا اینکه: جواب اینها را کسی نمی داند
و وقتی تو بزرگ شدی قادر خواهی بود جواب اینها را کشف کنی
برای گونه ی انسانی خیلی مفید خواهد بود
اگر دلسردی های کمتر و دانشمندان بیشتری وجود داشت
آرتور کلارک؟
علم من را شگفت زده می کند چون تخیلات را به پرواز در می آورد
و انسان ها را تشویق می کند دانشمند
و فضانورد شوند
شاید مثل پیرمردی که پیش من آمد و گفت
کتاب تو من رو به یک بچه ی کوچیک تبدیل کرد
عالیه. حالا من برای مکالمه ی کوچکمان یک ساختار معقولانه ی محدود طراحی کردم
و دوست دارم اگر اجازه بدید با پرفسور هاوکینگ شروع کنیم
جهان چطور شروع شد؟ با یک انفجار بزرگ؟
ما مشاهده می کنیم که کهکشان های دوردست دارند از ما دور می شوند
این یعنی که آنها باید در گذشته خود را پرتاب کرده باشند
در حقیقت، چیزی که نشان می دهد تمامی کهکشان ها در حدود 15 میلیارد سال پیش
باید روی هم بوده باشند
این واقعا انفجار بزرگ بود، نه چیزهای ضعیفی که
در بورس سهام در چند سال پیش اتفاق افتاد
این آغاز جهان و زمان بود
هر چیزی که قبل از انفجار بزرگ اتفاق افتاده است نمی تواند تاثیری
بر روی چیزهایی که بعد از آن اتفاق افتاده است داشته باشد
بنابراین می توان از اتفاقاتی که قبل از انفجار بزرگ افتاده است چشم پوشی کنیم
و بگوییم که زمان در انفجار بزرگ شروع شده است
ما اعتقاد داریم که بعد از انفجار بزرگ، جهان با روش بسیار سرعتی تورمی منبسط شده است
دوباره این تورم جهانی، تورم اقتصادی مدرن را کنار می زند
یک توسعه ی میلیارد میلیارد درصدی در کسر کوچکی از ثانیه
البته، این قبل از دولت حال حاضر بود
در طی دوره ی تورم، جهان عمیقا تحت تاثیر انرژی گرانشی اش شکل گرفت
تا برای ایجاد ماده ی بیشتر سرمایه گذاری کند
نتایج برای اقتصاد ریگان( رییس جمهور آمریکا) یک پیروزی بود
یک نیروی قوی در جهان در حال انبساط که با اجسام مادی پر شده است
بدهی انرژی گرانشی تا پایان جهان می تواند تصفیه نشود
دوست دارم همین موضوع ابتدایی آغاز زمان را ادامه بدم: نظریه ی انفجار بزرگ
و حالا پیش کارل سیگن میریم. می تونی به من کمک کنی
که با عبارات عامی بگی که چه چیزهایی در این انفجار بزرگ دخیل بودند؟
خب...خب... ما در سیاره ای هستیم که حدود 5 میلیارد سال عمر دارد
خورشید آن هم سن بیشتری ندارد
این قسمتی از کهکشانی است که احتمالا 10-12 میلیارد سال قدمت دارد
که احتمالا یکی از صدها میلیاردها کهکشان دیگر است
و هیچ کدام از این سیاره ها، خورشیدها و کهکشان ها در زمان انفجار بزرگ این اطراف نبودند
در زمان انفجار بزرگ، انرژی و ذرات بنیادی وجود داشت
که به آهستگی به جهانی که ما امروزه می شناسیم توسعه پیدا کرده است
ما محصول ترتیب فرگشتی بزرگی هستیم، فرگشت کیهان
درباره ی این مسئله از یکی از بزرگترین دستاوردهای دکتر هاوکینگ گهگاه مطلع هستیم
و ما را بهتر راجع به دانش این ترتیب فرگشتی آگاه می کند
چیزی که من در سر دارم، تصویری است که کارل سیگن من را به سمت
کل جهان در بسته های شگفت انگیز کوچکی فرستاد. مثل قرار دادن کل جهان در یک قوطی کبریت
بسیار پر تراکم و بسیار کوچک. در حقیقت گاهی اوقات تا اندازه ی یک نقطه ی کوچک ناپدید می شود
آیا این اولین نقطه ی قابل تصوری است که ذهن ما، ما را آن دوردست ها می برد. کارل سیگن؟
خب، ما همانطور که دکتر هاوکینگ گفته است: کهکشان ها در حال انبساط هستند و از یکدیگر دارند دور می شوند
هر چقدر از هم بیشتر فاصله داشته باشند، سریعتر از هم دور می شوند
اگر شما فیلم کیهان را به عقب برگردانید، به لحظه ای می رسید، احتمالا 10 تا 15 میلیارد سال پیش
که در آن تمامی مواد جهان به یک جا می رسند، مثلا به گفته ی شما یک نقطه
و کلید، سوال جواب داده نشده و شاید بی جواب این است
تمام انرژی و ماده از کجا آمده است؟
قبل از آن چه چیزی بوده است؟
و اگر از هیچ ساخته شده است، چه کسی آن را خسته است؟
و چه کسی آفریننده را آفریده است؟
و البته یک پس رفت نا محدود در پشت سر آن
آیا جهان هنوز دارد با سرعت زیاد منبسط می شود؟ منظورم این است آیا درست فکر می کنم که فضای زیادی در فضا وجود دارد؟
برای جهان که به کار خود ادامه دهد و بزرگ تر شود؟
تا جایی که من می دانم، چیزی سر راه نیست و انبساط ادامه دارد. سوال این است
آیا ماده ی کافی در جهان وجود دارد؟ ماده ای که هنوز به حساب نیاورده ایم؟
این مسئله باعث می شود سرعت انبساط کم و سپس متوقف شود و در ادامه ی این جهان در حال انبساط یک جهان فروپاشنده اتفاق می افتد
یا اینکه ماده ی کافی در جهان وجود ندارد تا انبساط را متوقف کند و انبساط تا ابد ادامه پیدا خواهد کرد
این یک سوال مبنی بر مشاهده است که هنوز حل نشده است
و تلسکوپ فضایی هابل... چه کسی می داند؟ شاید اگر خوش شانس باشیم سال دیگر به فضا پرتاب شود
به این سوال جواب دهد
پرفسور هاوکینگ از نظریه ی برجسته ای راجع به زمین و قرض گرفتن این انرژی از خودش استفاده می کند
که با عبارات موثر بانکی بیان می شود
بزارید یک مقدار بیشتر توضیح بدهم. در پایان، یک فروپاشی و یک ویرانش بزرگ( مه رمب) وجود خواهد داشت
پس آیا انفجار بزرگ ناچارا ویرانش بزرگ را به همراه دارد؟
نه نه لزوما. بستگی دارد چه مقدار ماده در جهان وجود داشته باشد
که هنوز مسئله ای حل نشده است. باید بگویم که نظر شایع این است که
جهان تا ابد به انبساط خود ادامه می دهد ولی به نظر من تحت هیچ شرایطی نتیجه گیری خیلی مطمئنی نیست
حالا بزارید قسمت شاعرانه ی خودم رو بروز بدم
آرتور کلارک، می دونی که تی. اس. الیوت میگه: اینطور دنیا تموم میشه. نه با یک انفجار بلکه با یک ناله
وقتی به آخر دنیا فکر می کنی
با یک انفجار تموم میشه یا ناله؟
در ادامه، دوست داریم فکر کنیم با یک انفجار تمام می شود
البته که هیچ وقت نمی دانیم، این جاده ی بسیار طولانی ای در راه آینده است
میلیاردها... ده ها میلیارد... احتمالا زمان بسیار دوری در آینده
همانطور که کارل گفت: احتمال دارد جواب این سوال ها را تا چند سال آینده بدانیم
اگر تلسکوپ هابل با موفقیت در مدار قرار بگیرد و بر روی مرزهای جهان تمرکز کند
اگر ما در حومه ی کوچکی از کهکشان زندگی می کنیم
می تونی زمانی را تصور کنی که ما نیاز داشته باشیم از این حومه برویم و جای دیگری را اشغال کنیم؟
آن هم به خاطر منحنی تدریجی به سوی پایان؟
خب من فکر می کنم نژاد بشری... اگر دوام بیاورد، تا چند سال آینده
ابتدا منظومه ی خورشیدی را به اشغال خود در خواهد آورد و سپس فضاپیماهایی را به سمت ستاره ها خواهد فرستاد
و در نهایت شاید به تمام کهکشان ها
ولی اگر انبساط جهان به اندازه ی کافی سریع باشد، ما هیچ وقت نمی توانیم با آن مسابقه بدهیم
حالا،یکی از جنبه های پیشگویانه که در کتاب به وجود آمده است، سوال درباره ی خود زمان است
حالا... همه ی ما فکر می کنیم... می دانیم زمان چیست. یک مسیر رو به جلو است
ولی به قصد بحث ما، استیون، تو از یک مفهوم ریاضیاتی که به اون زمان خیالی میگی استفاده می کنی
که قادر خواهد بود مثل جلو رفتن، عقب هم برود؟
در نظریه های ما دو نوع زمان وجود دارد
به یکی از آنها زمان واقعی می گوییم
این نوعی از زمان است که با ساعت اندازه گیری می شود
زمانی که احساس می کنیم می گذرد، زمانی که پیرتر می شویم
در ادامه زمان خیالی وجود دارد
البته که زمان خیالی یک ایده است که نویسندگان داستان های علمی تخیلی مثل آرتور، در داستان هایشان از آن استفاده کرده اند
ولی زمان خیالی یک مفهوم ریاضیاتی بسیار خوب تعریف شده هم است
که می تواند به عنوان مسیری از زمان در نظر گرفته شود
که به طور حتم در زاویه ی نود درجه با زمان واقعی و عادی قرار دارد
جهان در زمان واقعی با انفجار بزرگ شروع شد
و اگر جهان در یک ویرانش بزرگ فرو بپاشد، احتمالا به پایان می رسد
ولی زمان خیالی، هیچ شروع و پایانی ندارد
بلکه، زمان خیالی مثل سطح زمین بر روی خودش بسته شده است
سطح زمین هیچ شروع یا پایانی ندارد
من این را می دانم چون در گوشه کنار دنیا بوده ام و سقوط نکرده ام
ذرات می توانند از طریق زمان خیالی حرکت کنند و به زمان واقعی نزدیک به عقب برگردند
ولی باور نمی کنم که مثل فیلم بازگشت به آینده مردم قادر باشند به گذشته سفر کنند
اگر اجازه بدید به شما برگردیم، شما کارل سیگن، چون این ایده در کتاب پرفسور هاوکینگ
که مدل 4 بعد اضافی جهان وجود دارد. بدون هیچ مرزی... ولی محدود... درست مثل زمین
این ظرفیت من را برای تصور به حداکثر می برد
چطور این مسئله را به زبان عامه توضیح میدی؟
خب اولین چیزی که میگم این است که نباید حس بدی داشته باشیم.... اگر بلافاصله به صورت ذاتی مشخص نیست
قابلیت ما برای درک مسائل به صورت فوری که به آن حس عام می گویند
از یک سری بازه ی خاص اندازه، سرعت و مدت زمانی که برای وجود بشر
مناسب است نتیجه گرفته می شود
ما چیزهایی را می دانیم. از یک دهم یک میلیمتر تا چندین کیلومتر
از کسری از ثانیه تا طول یک عمر و الی آخر
بنابراین وقتی با فیزیک کوانتوم سر و کار داریم
ذراتی داریم که به اندازه ی ده به توان منفی سیزده سانتی متر هستند
یا در کیهان شناسی، درباره ی ده ها میلیارد سال نوری یا بیشتر صحبت می کنیم
خیلی معقول است که بینش ما به این کار وفق پیدا نکرده است
نکته ای که دوست دارم به آن اشاره کنم این است که در تمام فرهنگ های انسانی
یک سری افسانه های آفرینش وجود دارد
ولی آنها در قلمروی اسطوره شناسی یا دین یا آداب و رسوم اجدادی هستند
و البته که تمامی آنها منسجم و سازگار هستند
مسئله ی بزرگی که در زمان ما دارد اتفاق می افتد این است که ما قادر هستیم
به روشی برسیم که می تواند پیشرفتی به سمت جهان واقعی بیرون داشته باشد
تا چیزی راجع به خاستگاه خود بدانیم و این روشی علمی است که برای علم کیهان شناسی به کار می رود
خب من می دانم که این جوابی مستقیم به سوال شما نیست ولی فکر می کنم مهم تر بود
تا به قضیه ی احساس ناراحتی اشاره کنم چون سریعا قابل درک نیست
No comments yet. Be the first to leave one.