لومړۍ 200 کرښې.
!اونه
"والنتین اسپارزا"؟
فقط میخواهیم باهات صحبت کنیم, باشه؟
وایستا
!وایستا
وایستا
تکون نخور - وایستا -
هعی
!وایستا
!هعی
تکون نخور
!هعی
وایستا - لعنتی وایستا -
کجا رفت؟
کجاست؟ از اون طرف
!والنتین
هعی, صبر کن
هعی, بی حرکت
یونان, کوله پشتیش
تکون نخور
تکون نخور
دستات
باید تمومش کنم
باید تمومش کنم
باید تمومش کنم
باید تمومش کنم
باید تمومش کنم
پیشکش به طوفان
می تونم بشینم؟
سر این ساعت خسته میشم
بچم پنچ ماهشه, کم میخوابم
بچه ها زندگی تو عوض میکنن, مگه نه؟
بعضی وقتا, اصلا غافلگیر نمیشم که بعضی پدر مادرا دیوونه میشن
دخترت چند سالش بود, والنتین؟ چهار ماه -
داشتی کجا می بردیش؟
فقط میخواستم یکم بیشتر پیش خودم نگهش دارم
نامادریش میگه دیشب رفته بودی تو اتاقش
یه صدایی شنیده, پنجره رو باز کرده, دیده داری فرار میکنی
وقتی داشت برامون تعریف میکرد گریه می کرد
اون دروغگوعه
اون دروغ نمیگه
گفت روی پیشونی بچه جای زخمه
سر جاییکه اونو خوابونده بود نبوده
جای زخم از یه چیزی که محکم روش فشار داده شده, چیزی که دقیقا با چشم این عروسک برابره
نامادریم خیلی عوضی بود
خودتم جای زخمو دیدی والنتین
با ارایش جاشو پوشوندی
و خواسته بودی که در تابوت رو زود ببندند
ولی اون هرزه بیخیال نمیشد
برای همین جسدو برداشتی؟
نه, برداشتم چون میخواستن بسوزوننش
میخواستی دفنش کنی - نباید بسوزه -
باید تمومش کنم
چیو باید تموم کنی, والنتین؟
...اگه نکنم
همش بی فایده میشه
این کارا واسه چیه؟
تو دخترت رو کشتی؟
نه
من نکشتمش
من پیشکشش کردم
به کی؟
به کی پیشکشش کردی؟
واسه چی؟
بهشون بگو که نسوزوننش
لطفا
نسوزوننش
به کی؟
به کی پیشکشش کردی؟
لباش داره تکون میخوره ولی نمی تونم بگم چی داره میگه
واسه چی؟
گونی ببین می تونی صداشو درست کنی
یکی رو پیدا کن که لب خونی کنه
چشم رئیس
لطفا یکی قهوه سازو درست کنه
مسئولش کیه - من درستش میکنم
امکان نداره, مامان از رودخونه زنده درش اورده
با قاضی" شهر پامپلونا" که مسئول پرونده اس صحبت کردم
اون با مراسم خاک سپاری موافقه - تو به قاضی "مارکینا" زنگ زدی؟
نه, اون بهم زنگ زد به هر حال, مهربونه
با کشیش "جرمن" هم حرف زدم ما تصمیم گرفتیم جمعه باشه
ما؟ - اره -
هر چی زودتر تموم بشه به نفع همه مونه
بدون جسدش نمی تونیم اونو مرده فرض کنیم
چرت پرت نگو
یک ماه قبل کتش رو توی رودخونه پیدا کردن
واسه رد گم کنی بوده
دلیل نمیشه که دست رو دست بذاریم فکر خوبیه امایا -
باید دست بکار بشیم
فکر نکنم مرده باشه
پس الان کجاست؟ یه پیرزن تنها توی شب, حتی نمی تونه راه بره
از اون پیرزن ها نیست که نمی تونه راه بره
مهم نیست, ولش کن
مامان مرده
اگه واسه مراسم کمک میخواستی خبرم کن
باشه
امایا
تو اونو ندیدی, جمز, اون فرار کرد
اومد تو این خونه, اون بچه مونو گرفت
اون یه پیرزن ضعیف بیچاره نبود, عقلش سر جاش بود, من اونجا بودم
اره, من نبودم, میدونم
پس چرا سرو کلش پیدا نمیشه, امایا؟ اب اونو برده
پلیس اینجوری میگه, همکارت
حتی اون قاضی کوفتی که دوستته - برام مهم نیست, حرفشونو باور نمیکنم -
دقیقا, مشکل همینه
تا حالا به اینکه بقیه چه حسی دارن فکر کردی؟ به خواهرات فکر کردی؟
به این فکر کردی که شاید باید این قضه کوفتی رو تموم کنن؟
میدونم خیلی زجر میکشی امایا, ولی فقط تو اینجوری نیستی
خودم میرم
هعی رفیق
میدونم رفیق
اشکالی نداره اگه بذاریش به عهده موسسه خاکسپاری
من میرم, امیدوارم تو هم باهام بیای
امایا, عزیزم - الان نه, عمه لطفا
لطفا
هعی
موافقم
ولی کارگردان بازیگر زیاد داره
اوه, جدی!؟
ولی فیلم فرارت خیلی صحنه جالبی بود, کارگردان
از یه پیرزن دستور می گیری
خیلی خوب انجامش دادی تو الان تو زندانی, اونم گم شده
صحنه رو خوب کارگردانی میکنی
داری اشتباه میکنی, کاراگاه
غیر از اون قسمتش که غافلگیر شدیم بچه پسره, بقیش طبق نقشه پیش رفت
اون تفنگی که تو کلیسا ول کردی رو از کجا اوردی؟
روزاریو بهت گفته؟ نمیدونم منظورت چیه
وقتی که توی "بازاتان" قرار داشتی
توی خونه ی پدرت یا هتل نمی موندی
فکر کنم یه خونه امن داری, مادرم وقتی که از غار رفته, اونجا رفته
اون خونه کجاست؟
زندس, مگه نه؟
تو چی فکر میکنی؟
نقشه فرار براش ریخته بودی
یکی باید باهوش باشه تا قدر این ذکاوت رو بدونه
من و تو همدیگه رو دیدیم
فقط به خاطر اون, بهت یه هدیه میدم
خوب گوش کن
پیام از طرف مادرته
با یه چشم باز بخواب, جنده کوچولو
چون دیر یا زود
مادرت
می خورتت
!در رو باز کن
!در رو باز کن
!صدامو نمی شنوی؟ باز کن
اون دست رو نقطه ضعفت گذاشته
پیام از طرف مادرت نبوده
داشت نگهبان هارو کنترل میکرد
انگار اونا سگش بودن - کجایی؟ -
بگو کجایی, میام دنبالت - به رئیس زنگ بزن بگو بندازتش تو انفرادی -
حتما
امایا, بابت اتفاقی که افتاده خیلی متاسفم, بیا امشب همدیگه رو ببینیم
میام دنبالت
باید هر چه زودتر به رئیس خبر بدی
باید برم, پشت خطی دارم - باشه, نگران نباش -
بله یونان
تمام دسته گل هارو با دقت چینده بودیم
امروز همه چیز بهم ریخته
همه چی بهم ریخته
نگهبان میگه سنگ قبر جا به جا شده
صبر کن
این یکی جا به جا شده, خانم
خالیه
به رئیس زندان بگو میخواهیم با والنتین اسپارزا حرف بزنیم
باید کنار خونه دفنش میکردیم
تو هم دیگه نباید دنبال قاتل های روانی بری
دختر عزیز مونو "اینگوما" کشت
رئیس
بله؟ - والنتین اسپارزا کشته شده -
چی؟
هم سلولیش یه دفعه با چاقو زدتش
زندانی سر به زیری بود, هیچکس نمی فهمه چه اتفاقی افتاده
ویدیوی بازجویی چی؟
صداش نامفهومه, با متخصص لب خونی بررسیش کردم
مثل بقیه قربانی ها واسه اینگوما قربانیش کردم
دوباره پخشش کن
مثل بقیه قربانی ها واسه اینگوما قربانیش کردم
ایگوما, یکی از قدیمی ترین شیاطین افسانه ایه
ادما رو توی خواب می کشه, باعث مرگ ناگهانی بچه ها میشه
دهنشو میذاره روی دهن شون, نفسش شونو می بلعده تا وقتیکه بمیرند
بذار ببینم
مرسی گونی
وقتی اون تابوت خالی رو دیدم یاد خواهرم افتادم
این دفعه دیگه زحمت کندن رو به خودشون نداده بودن
دنبال نوزاد هایی که طی پنج سال گذشته مرگ
ناگهانی داشتند بگردید
باشه
النا؟ امایا سالازار ام
همون نماد هایی اند که استاد دنبال شون بود, وقتیکه حیوون هارو قربانی کردیم
ولی معنی شونو نمیدونم
النا, میدونم که مادرم زندس
یه جایی قایم شده
اونجاییکه دور هم جمع شده بودین رو باید پیدا کنم, همون خونه ای که راجع بهش بهم گفته بودی
خیلی مهمه که جوابمو بدی, خواهش میکنم
انسان هارو هم قربانی میکردن؟
اصلا متوجه هستی امایا؟ اگه چیزی بگم منو می کشند
کی میکشه؟ کی؟
من مواظبتم
نمی تونی ازم محافظت کنی - لطفا -
No comments yet. Be the first to leave one.