لومړۍ 200 کرښې.
:تـــرجـــمـــه « مـحـمـدعـلـی و ســـــروش » :.:.: SuRouSH_AbG & mml.moh :.:.:
« روانکاو همسایه »
چیزی بیارم؟
سلام
ممنون
خاخام شرمن - سلام، جوون -
یا باید بگم سلطان پینگپنگ؟ - درسته -
مراقب باش. حرکت نینجایی بلده - ممنون -
،تیا؟ یا تو داری بزرگ میشی یا من دارم آب میرم
رستوران نیک و تونی، درسته؟
!شب چهارشنبه. زنگ میزنم - باشه -
عاشق ذرته میشی
.از مزرعه راند سوامپ آوردم !خودم پوستشو کندم. ببین کی اومده
!همگی بشینید
نگو. اصلا بهش فکر نکن - چی؟ -
دیگه باهات گلف بازی نمیکنم - چرا؟ -
.چرا؟ اون گلف نبود بیشتر میخورد هاکی باشه
از جونم ترسیده بودم
هنوز جکوزی رو امتحان نکردی؟ باید بری جکوزی
اصلا نباید از دستت بره
...باید
بنجامین، داستان چیه؟
.خیلی داغ بهنظر میرسی انگار میخوای غش کنی
هوای تازه بهم نمیسازه
خب، واسه اینهکه مامانت بهعنوان یه گوساله بزرگت کرده
بیا ببینم. بریم داخل، باشه؟ داخل کولر روشنه
،بالای صد تا فیلم داریم همهشون برندهٔ اسکار شدن
توپ رو شوت نکنی
لیسا. آیک هرشکوف هستم
سلام - ممنون که اومدی -
مثل همیشه خوشگلی - ممنون -
اشکالی نداره زود عکس بگیریم؟
حتما - ...خیلیکدوم، کدوم دکمه رو باید -
بالایی رو بزن - ...باید بچرخونمش
نه، نه، میتونی عکس بگیری
باشه
بالایی رو بزن - دکمه اشتباه رو زدم -
برم عینکم رو پیدا کنم بیام؟ - ...نه. میدونی -
!نمیخواد. هی، هی بیا. بیا اینجا
ممنون - باشه -
بیا. میشه... ازمون عکس بگیر
خوش میگذره؟ عالیه - آره. آره -
محشره. خونهات رو دوست دارم
ممنون
موفق شدی - عالیه -
.بیا، میخوام گاوها رو نشونت بدم از نمایشگاه شهر خریدمشون
باشه - خیلی بامزهان -
بی زحمت حولههای خیس رو جمع میکنی؟
خیلیخب، از اتاق بیرون نرید
وایسید. و بعد... کجا میری؟ برگرد ببینم
...ببینم پیداش میکنم... اینجاست بیاید. به داییت سلام کن، لیزی
فیلیس، زنگ بزن سمپاش بیاد
چند تا موجود کوچولوی مزاحم تو کارخونه میگردن
امروز عصر پیش دکتر هرشکوف
واست نوبت گرفتم - خدایا. از سر و کولم بالا میرن -
اینها چه موجوداتیان؟
...بذار ببینم. خیلی پشمالوان و پاهای چسبنده کوچولوشون رو ببین
شنیدی چی گفتم؟ - نمیتونم برم -
چرا؟ - ،ببین -
...نمیخوام با یه غریبه حرف بزنم اون غریبه نیست -
خاخام گلدبرگ پیشنهادش کرده
!نه، میدونم. میدونم. هی
قلقلکم نده
.خیلیخب، دخترا، دخترا. بسه دایی مارتی رو ول کنید
بیاید، قبل اینکه لباستون رو کثیف کنید عکس بگیریم
.دخترا! بیاید. بیاید، بیاید، بیاید بیاید. زود باشید
لطفا تلفن رو بذار سرجاش
مگه مال توئه؟
.نیست. خیلیخب، ممنون خیلی خوشگل شدی
نگاه کن. سوال اینه
تلههاشون اونقدری بزرگ و گنده هست تا موجودهای مزاحم رو بگیرن؟
مطمئنم آره. چند تا همین پشت داریم
آره، داریم. بروس، جارو رو بیار
...آره، باید
!خدایا! سرم رفت !برو جارو رو بیار -
خب، میری؟
برم پیش دکتر هرشکوف چیکار کنم؟ من خوبِ خوبم
ایوای
انگار جدیجدی تو کارخونه موجود موذی داریم
!لعنتی
خیلیخب، دوربین دست تو باشه - باشه -
اون با من، خب؟ - باشه، قبول -
باشه
برو که رفتیم
!دبرا - کجاست؟ -
منم از دیدنت خوشحالم
پیامهامو به مارتی دادی؟ - آره. هر هشت تاشو
مطمئنی؟ چون بهم زنگ نزد
شاید واسه اینهکه جدا شدید
نه. آدم با فکس از کسی جدا نمیشه، فیلیس
نه، موافقم، اما راههای بدتری هم هست
مثلا شوهر خودم با کردنِ منشیش ازدواجمون رو تموم کرد
پس، هر روز فکس رو قبول میکنم
خیلیخب، واسم مهم نیست. فقط... باشه
میخوام ببینمش
اینجا نیست - نمیتونه همهاش از دستم فرار کنه -
مطمئنم میتونه
بهم بدهکاره
.خیلیخب، مزخرف بسه نمیتونم. امروز نمیتونم
.اون هیچی بهت بدهکار نیست تموم شد و رفت
باید درباره یه چیزی باهاش حرف بزنم
مسئله شخصیه
دوباره حاملهای؟
چطور جرئت میکنی منو متهم کنی؟ - مگه نبودی؟ -
برو بمیر، فیلیس - گوش کن -
مارتی آدم خوبیه
.در حقیقت، خیلی خوبه ولی من از این سیاهبختی بهخصوص زجر نمیکشم
و اجازه نمیدم ازش سوء استفاده کنی
مگه تو کی هستی؟ سگ نگهبانشی؟
بدتر. خواهرشم
،سگ نگهبان فقط گازت میگیره
اما یه خواهر نای واموندهات رو جرواجر میکنه
و مثل فلوت باهاش آهنگ میزنه
فرقشو فهمیدی؟
!این مسئله به تو هیچ ربطی نداره، فیلیس
!همینجاست که اشتباه میکنی
مارتی به من مربوط میشه
خیلیخب
اگه تا عصر بهم زنگ نزنه، دردسر میشه
خب پس، گمونم دردسر میشه
آره، کلی دردسر - باشه بابا، دفعه اول شنیدم -
بیا کونمو ببوس، فیلیس - خوبه -
هرزهٔ کثافت
خوبه
با شماره سه بخندین. یک، دو، سه
خدایا. باشه. میدونید چیه؟
.نمیخواد بخندید فقط انقدر ترسناک نگاه نکنید
شبیه دو قلوهای فیلم درخشش شدین که انگار چند تا خواهر دو قلوی دیگه دارن
آقای ایبلمن، یه لحظه صبر میکنید، باشه؟
بروس، میای عکس بگیری؟ کاری کن بخندن
این انرژی ضامن دلیل زندگی واسم جواب نمیده
نهایت تلاشمو میکنم
بذار ببینم، شما
پرده با مخمل نخی سفارش داده بودین
آره. با طرح پروانه - آره -
و میبینید که خوابِ جهتداری داره و پایینش ماته
پوچینیه؟ تیره بهنظر میرسه
.نه، پوچینی معمولیه شاید تو رو اینجا یهکم تیره باشه
...نه - واستون -
پارچه توری گذاشتیم و از دو سمت باز میشه
پایینش رو ببینم
این باید چی باشه؟
مخمل سیاهه
پشتش
خط پردهست
چرا؟
تیرگی حداکثری میده
من خط پرده نخواستم
،خب، توصیه میکنیم که
،واسه پردههای جدید ،واسه پایینِ پردهها
،خط پرده داشته باشید طول عمر پرده رو بالا میبره
کری؟ من اینو نخواستم
ببینید، ما بدون خط پرده نمیسازیم
مطمئنم همینطوره
چون ساییده و پاره نمیشه - واسه اینکه پول بیشتری بگیرید -
گوش کنید - نه، تو گوش کن -
وقتی بابات رئیس کارخونه بود این اعصاب خردیها رو نداشتم
دارم نهایت تلاشم رو میکنم
سی و چهار ساله که میام اینجا
و از کار با شما متشکریم - جروم کجاست؟ -
عموم دیگه اینجا کار نمیکنه
چون چیزه... پیچیدهست
میخوام با جروم صحبت کنم
میشه یه لحظه صبر کنید؟
!آقای ایبلمن
سلام، حالتون چطوره؟
تا با جروم حرف نزنم هیچی کف دستتون نمیذارم
که اینطور
میشه لطفا یه لحظه فرصت بدید؟
مارتی، داری چیکار میکنی؟
باید همین الان بیای بیرون
.مارتی، بس کن مارتی، ولش کن
بس کن
وحشتزده شدی؟
چِت شده؟
از چی... از چی میترسی؟
اون یه معلم تلمودِ پیر و بد اخلاقه که از سی سالگی گوشهاش مو داشته
از چی انقدر ترسیدی؟
مارتی، نگاهم کن. الان تو مسئولی. تو رئیسی
رئيسها پارچه نمیجون، مارتی
چی شده؟ مارتی، داری غش میکنی؟
بلند شو. نه، بلند شو ببینم. بس کن
...باید بری بیرون. باید
بس کن! مارتی، بلند شو
شوخیت گرفته؟
!گندت بزنن، مارتی
متاسفم، مارتی جلسه خیلی مهمی داره
پشتِ پرده؟
.بله، پشت پرده چه کمکی از دستم برمیاد؟
.پایین پردهام رو خط پرده گذاشته من نگفتم بذاره
،و اگه از صورتحسابم کم نکنید کارهام رو میبرم جای دیگه
خب، مطمئنا از رفتنتون ناراحت میشیم
پدرت بود خوشحال نمیشد
نه، درسته
...ولی بازم، هیچوقت خوشحال نبود
خداحافظ، آقای ایبلمن
بیا
بیا
مارتی
یه نگاه به خودت بنداز
No comments yet. Be the first to leave one.