لومړۍ 200 کرښې.
موشک کجاست؟ موشک چکار می کنه؟
آره، میره بالا بالا بالا بالاتر و غیب میشه
دکمه اش اینجاست
آماده شو فشارش بدی. انگشتا باز.
آماده شو
آره، هیجان انگیزه
در انتهای سال اول بچه
اتفاق جادویی ای رخ میده.
- واو، اینو ببین - اینو ببین، رفیق
همشون سفرشون به سمت زبان رو
شروع میکنن
می تونی بگی فضا؟
درسته
بچه ها قبل اینکه بتونن راه برن زبان یاد میگیرن،
معمولا حتی قبل جهار دستو پا رفتنشون
توی آسمونه؟
آره
- همونجاست. درسته - اون بالاست
بهشون اجازه ی ورود به دنیایی رو میده
که بدون زبان دست نیافتنیه
فکر میکنم این بهت میاد
اینو ببین. واو!
زبان انسان پیچیده و درهمه،
بهمون اجازه میده شعر، افسانه داشته باشم
افراد خیلی زیادی هستن که انجامش میدن
پس، این تیکه های کوچیکو میبینی؟
بعلاوه ی توانایی انتقال این مجموعه ی عظیم رو
از یک نسل به یه نسل دیگه، یه نسل دیگه، یه نسل دیگه، یه نسل دیگه،
و چیزیه که تمدن انسانی رو ممکن میسازه
درون شاتل فضایی!
- مراقب دستت باش - اینجاست که اسپاگتی فضایی میسازیم
و بعد این سوالو میپرسی،
چطور صحبت کردن یاد میگیرن؟
این دریچه ی فضاییه
اینطوری اونا هم میتونن بخشی از
موج تمدن انسانی باشن.
مترجم: مرتضی کاویان پور
بچه ها
لندن انگلستان
کدوم یکی؟
پاسکو 11 ماهگی
این یکی؟
بوینگ!
باشه، خب لوازمش جمع شده
من قطعا میبنمش که صدا در آوردنمون رو تماشا میکنه
و سعی میکنه کاری که ازش میخوایم بکنه رو بفهمه
میخوای توپتو بذاری اینجا؟ اونجا؟
پسر خوب.
حاظری؟
یک، دو، سه!
بریم رانندگی کنیم
- آدرسم بذارم؟ - نه، مشکلی نیست، میدونم کجا داریم میریم
ریچ و املیا
چیزی که تو ذهنشون میگذره باید پدیده ای باشه
این ذهنمو میترکونه که میتونی یک زبان یاد بگیری
وقتی که جتی نمیدونی زبان چی هست.
کلی چیز برای گفتن داری
باشه، بازو.
این دیوونه کننده است که مغز بچه میتونه اینکارو بکنه
میخوای بیای بیرون؟
فیلادلفیا ایالت پنسیلوانیا، ایالات متحده آمریکا
وقتی توی کالج بودم، میخواستم موسیقیدان بشم.
و فکر میکنم با چیزایی مثل...
کتی هیرش پسک کارگردان، آزمایشگاه زبان نوزادان دانشگاه تمپل، آمریکا
روانشناسی و مطالعات زبان گول خوردم
پس یک روز، همینطوری لب استخر نشسته بودم
و بازی بچه ها رو میدیدم
و بعد این دختر کوچولو از استخر اومد بیرون
و خیلی ناراحت بود
حدود سه سالش بود، فکر میکنم، داداششم حدود شش ساله بود
و کلی رفیق اونجا داشت
که با اون توپ لاستیکی بزرگ بازی میکردن.
و شروع کرد به مادرش گفتن که
چقدر ناراحت بود که توی توپ بازی راه ندادنش
ولی اینکارو با یه دستور زبان پیچیده
و مهارتای صحبت بزرگسالا انجام داد،
و با خودم گفتم "خدای من"
فکر میکنم که لحظاتی داریم که میگیم آها
و اون لحظات آها تو استخر باید گفته میشد که
"واو.
ببین این بچه ها تو این سن
چطوری حرف میزنن."
میخواستم اینو درک کنم
با این رفیق کوچیک بازی میکنی
آره.
بریم اون تو؟
اون تو چیه؟
حالت چطوره؟
تو چطوری؟
هی،رفیق، چه خبرا؟
حالت خوبه؟ آره
این جذابه.
این در واقع تضمین شده
که قراره بدونیم زبان چطوری کار میکنه
چون هر روز حرف میزنیم،
چون هر دقیقه باهاش محاصره شدیم.
برای بچه ها،
فقط یک جریانه
و هنوز هیچ کلمه ای نمیدونن
به این فکر کن یه بچه چکار باید بکنه که به سیستم نفوذ کنه
اونا لحن های صحبت رو وقتی
در محیط جریان داره میشنون
هی!
سوال اینه چطور میتونن وارد این منابع صدای در جریان،
این نوار های لحن بشن
چطوری واردشون میشن، میتراشنشون
تا در نهایت بتونن این مشکل بزرگ چیدن صداها
برای رسیدن به زبان رو حل کنن؟
داره به نوعی توی ارتباط با ما بهتر میشه
و ما داریم توی درک معنای واقعی صداهاش بهتر میشیم
سلام.
تنش، نحوه ای که به وجود میارش یه جورایی بیشتر از
صدایی که در میاره معنی میده
"دادا."
"دادا"؟
- دادا. - آره.
اون کیه؟
- دادا. - آره!
حاظری؟
مامانی داره میاد؟
اگه به دقت گوش کنی سمفونی ها لحن هارو آغاز میکنن
و همون لحن ها به ظاهر شدن ادامه میدن،
و همین چیز توی زبان پیش میاد
زبان نوع صدای خودشو داره.
وقتی میخوایم یه سوال بپرسیم...
...صدامونو بالا میبریم
و وقتی میخوایم چیزیاعلام کنیم...
...که الگوی تن سخت تری دارم
و بعد آروم میشه
پس برام سوال بود که متوجه این لحن ها شدن
میتونه یکی از راه هایی باشه که بچه ها
میتونن به موج صدا نفوذ کنن
و واحدای زبانی رو،
کلمات ، عبارات، جملات رو پیدا کنن یا نه.
دانشگاه تمپل فیلادلفیا
میدونی، 40 سال پیش ما خیلی تنها بودیم،
کسی نبود، به معنای واقعی کسی توی دنیا نبود،
که بتونم پیدا کنم تا موسیقی و زبان رو باهم کار کنیم.
هیچکس پیداش نبود
با چی باید بازی کنیم؟
آره؟
پس یه تیم دور هم جمع کردیم...
و یک آزمایش انجام دادیم تا بپرسیم،
"این لحن های زبان،این الگو ها
واقعا میتونن کمکمون کنن،
که نوار های زبان رو به واحد های کوچیکتر تقسیم کنیم؟"
چقدر باحاله؟
پیدا کردم اسم ها و پیدا کردن افعال
و پیدا کردن عبارات اضافی
و فهمیدن اینکه جمله ها کجا شروع و تموم میشن.
- سلام هلی، اوضاع چطوره؟ - خوب پیش میره
سیندرلا، توی یه خونه ی بزرگ عالی زندگی میکرد،
ولی به نحوی تاریک بود.
درسته، پس فکر میکنم درست همینجا ببریم.
قبل از "ولی"
ما این دو نمونه از کلام رو داشتیم
و در مکان های طبیعی و غیر طبیعی مکث گذاشتیم.
سیندرلا در خانه ای ، بزرگ و عالی زندگی میکرد
ولی به نحوی تاریک بود،
چون یک نامادری بدجنس، بدجنس ، بدجنس داشت.
- بی نظیر. عالیه. - آره، آره
بیا یکم کوچیکش کنیم و ببینیم درست به گوش میرسه یا نه
سیندرلا توی یک خونه ی بزرگ عالی زندگی میکرد
ولی به...
نحوی تاریک بود،
چون یک...
نامادری بدجنس، بدجنس ، بدجنس داشت.
اوه،واو!
تو یه نابغه ای.
باید مطمئن بشی که همون تعداد مکث
توی مورد غیر طبیعی و طبیعی رو داری.
باید مطمئن بشی مکث ها دقیقا یک اندازه ان
میتونی بشینی و لیلیانو روی پات بذاری
و میخوایم شروع کنیم
و بعد میخوایم اون دو نمونه صحبت های بچه ها رو پخش کنیم،
و هرکدوم از یک بلندگوی متفاوت پخش میشه
سمت چپیه قرار بود غیر طبیعی رو پخش کنه.
و سمت راستی طبیعیه رو.
سیندرلا توی خونه ی بزرگ و عالی ای زندگی میکرد
ولی به نحوی تاریک بود...
چون یه نامادری بدجنس، بدجنس ، بدجنس داشت.
سیندرلا تو خونه ی بزرگ و عالی ای زندگی میکرد ولی به نحوی...
تاریک بود چون یه...
نامادری بدجنس، بدجنس ، بدجنس داشت.
و قدم بعیدی این بود که هردو طرف چشمک بزنن
و بعد بچه ها باید انتخاب کنن، درسته،
که کدوم یکی رو میخوان ببینن
و اگه لحن های صحبت واقعا سر نخی میدن،
پس بچه ها باید لحن های عود کننده
و موتیف هارو تشخیص بدن
و به بلندگویی که صدای طبیعی داره طولانی تر نگاه کنن
سیندرلا تو خونه ی بزرگ و عالی ای زندگی میکرد
ولی به نحوی تاریک بود
چون یه نامادری بدجنس، بدجنس ، بدجنس داشت.
فکر میکنم نتایج واقعا متقاعد کننده بود،
حتی خیره کننده تر از چیزی که فکر میکردیم قراره باشه.
بچه ها به شدت سریعتر به سمتی که صدای
طبیعی رو پخش میکرد نگاه کردن،
و به شدت طولانی تر به سمت صدای طبیعی موندن
تا سمت صدای غیر طبیعی.
No comments yet. Be the first to leave one.