لومړۍ 196 کرښې.
تو پنجابی باغِ دهلی
بین ساعت هفت تا هشت صبح سطح آلودگی هوا بالای ۲۰۰ بود.
حتی تو شهرهای دیگه هم رکوردهای جدیدی ثبت شد.
تو کانپور ۲۲۲،
تو لکنو ۲۶۶،
تو حیدرآباد ۲۳۲ ثبت شد.
چون سطح آلودگی بحرانیه، دولت توصیههای مختلفی کرده:
جلوگیری از فعالیتهای بدنی طولانی یا سنگین
و متوقف کردن فعالیتهای بیرون از خانه؛
پیشنهاد میشه به جای دویدن، پیادهروی کوتاهی داشته باشید.
اگه سطح آلودگی هوا از ۴۰۰ بالاتر بره
بدون توجه به دستهبندیها
باید تمام فعالیتهای فضای باز کاملاً تعطیل بشه.
ما بیرون ورزشگاهیم...
مدام اخبار شاخص کیفیت هوا، موجهای گرمای طاقتفرسا
و خشکسالی رو میشنویم.
اگه بخوام رک بگم
اصلاً نمیتونم زندگی بدون کولر و دستگاه تصفیه هوا رو تصور کنم.
بچگیم تو یه خونه کولردار گذشت،
حتی نمیتونستم زندگی تو طبیعتِ بیرون از شهر رو تصور کنم.
سالی که به دنیا اومدم، یعنی ۱۹۹۱،
هند اقتصادش رو به روی تجارت آزاد باز کرد.
شیاطین نامرئی
اقتصاد هند تو ۳۰ سال گذشته
به عنوان سریعترین اقتصاد در حال رشدِ جهان شناخته شد.
ولی برام سواله که
کی داره از این رشد سود میبره؟
همونطور که این اتفاقات میافته
دانشمندا میگن آخرین باری که زمین اینقدر گرم بوده،
مربوط به زمانیه که یه شهابسنگ غولپیکر
تقریباً همه حیوانات رو از روی زمین محو کرد
و به زمین خورد.
امروز گرمترین روز دهلیِ پایتخته،
دمای هوا ۴۹.۲ درجه است.
دمای هوای پایتخت تو ماه ژوئن
هشت درجه از دمای پیشبینیشده
بالاتر ثبت شده.
ژوئن در عین حال گرمترین ماه ساله.
چیزی که اوضاع رو بدتر میکنه موجهای گرماست.
موجهای گرما تابستونها تو هند فعال میشن.
این موجها چهار یا پنج روز طول میکشن و راه رو برای بارش بارون باز میکنن
یا وزش باد رو تغییر میدن که باعث کاهش اثرشون میشه.
اما تو این دوره
موج گرما ۳۰ روز پشت سر هم ادامه داشت
و همه چی طاقتفرسا شد.
سال ۲۰۱۰ ما ۲۱ بار موج گرما داشتیم.
اما سال ۲۰۱۷ نزدیک ۵۰۰ بار موج گرما ثبت شد.
این هدیه طبیعته...
گرما دست ما نیست.
خودِ طبیعت گرما رو ببره بالا. مگه نه؟
شاید دانشمندا بتونن بگن چرا گرما داره زیاد میشه.
کسی که دلیل افزایش دما رو توضیح میده
که راننده ریکشا نیست.
حتی دولت هم نمیتونه توضیح بده.
آیا کارهای علمیِ دولت میتونه بارون بیاره؟
این ممکن نیست، درسته؟
بدون خواست خدا، حتی یه برگ هم از درخت نمیافته.
رفتن تو جاهای کولردار آدم رو بیشتر مریض میکنه.
کولر مال فقیرا نیست، مال پولداراست.
چون اونا همیشه تو جاهای کولردارن.
ماشینِ کولردار، خونه کولردار، دفترِ کولردار.
اگه یه آدم فقیر، یه راننده ریکشا بره تو یه جای کولردار
و دوباره بیاد تو گرما، مریض میشه.
کولر فقط مال کساییه که مدام تو جاهای کولردارن.
رودخونه یامونا زمان خیلی زیادی
رگ حیاتی دهلی بود.
قلعه سرخِ پادشاه انتهای رودخونه بود.
وقتی آخرین مصرفکننده آب، خودش بود
هیچکس نمیتونست آب رو آلوده کنه.
تو کل زندگیم هیچ وقت یه رودخونه پاک ندیدم.
برای من رودخونهها یا سیاه بودن یا سفید.
۳۰ سال پیش
این آب اونقدر پاک بود که مردم میخوردنش.
ما هم میخوردیم. حتی باهاش غذا میپختیم.
آب روز به روز کثیفتر شد...
دعاها و آیینهای قدیمیمون داره از بین میره.
ما ایمانمون رو از دست نمیدیم.
این رودخونه مادرِ ماست و همیشه هم میمونه.
الان اوضاع جوری شده که
امیدواریم مشتری بیاد
تا کار کنیم و چند غاز پول دربیاریم.
دیگه چیزی به اسم روحانیت نمونده، قایقرانی هم داره تموم میشه.
این روزا اگه کسی هم بیاد
وضعیت آب رو میبینه و برمیگرده.
قبلاً فقط دو تا فاضلاب بهش میریخت.
کمکم رسید به ۳۲ تا فاضلاب.
چیزی رو که خدا به ما داده بود...
طبیعت رو کاملاً نابود کردیم. ما این کارو کردیم. بشریت کرد.
حتی لاکپشتها هم ناپدید شدن.
همه گیاها و حیونا رفتن.
همه چی رفت. دیگه هیچچیزی نیست.
گرما طاقتفرسا شده.
بارون به موقع نمیباره. هیچچیزی روی روال طبیعیش نیست.
حتی خدایان هم عوض شدن. ما آدما عوض شدیم.
همه چی عوض شده.
الان اگه خورشید واسه یه ساعت غروب کنه
تمام گرما غیب میشه.
تو شرایط امروز، حتی خورشید هم یه چیز بیمصرف شده.
دیگه چه کاری از دستمون برمیاد؟
حتی خدایان هم دیگه کمک نمیکنن.
در این مورد فقط ما آدما میتونیم کاری بکنیم.
اگه بخوایم بریم دفتر یا جای دیگه
اولین کاری که میکنیم پر کردن آبه.
کسی که مدام مشغول پر کردن آبه
میتونه اون وقت رو صرف یه کار مفید کنه.
الان تانکر آب میاد. بچهها میرن اونجا.
چه معنی داره واسه آب، مدرسه رو ول کنن؟
تو ۳۰، ۴۰ سال گذشته همهاش میگیم شاید این سیاستمدار
یا بعدی اوضاع رو درست کنه.
«تا ده روز دیگه آب میاد!»
اما وقتی رای میارن، قولاشون رو فراموش میکنن.
اگه بخواین از کسی آب قرض بگیرین، حتی اونم نمیشه.
پول میدن ولی آب نمیدن.
هر چی بخواین میتونین بگیرین.
شیر یا چای تعارف میکنن ولی اصلاً آب نمیدن.
فصل مونسون که خیلی وقت بود منتظرش بودن، ۸ ژوئن رسید،
در حالی که معمولاً اول ژوئن میاومد.
تو این مدت دو سوم کشور زیر آب رفت.
تازه تو فصل مونسون برف هم بارید،
چیزی که تا همین اواخر اصلاً ندیده بودیم.
روندی که این روزا میبینم اینه که
بارون وقتی شروع میشه دیگه بند نمیاد.
ولی باقی روزا اصلاً بارون نمیباره.
مونسون قبلاً یه جشن بود،
قدرت طبیعت رو به رخمون میکشید.
اما فصلی که به معنی تجدید حیات بود،
تبدیل به یه همهگیری شد.
تو شهری که زیر آب رفته، پشهها سریع تولیدمثل میکنن
و ما هم واسه بقای خودمون، اونا رو با مواد شیمیایی که واسه همه موجودات
سمیه، نابود میکنیم.
گیاهانی مثل خودمون به وجود آوردیم.
اونا هم بیمار میشن.
وقتی آدما شروع کردن به مریض شدن،
گیاهها هم مریض شدن.
از طرف خودم بگم.
من از مواد شیمیایی یا کود استفاده نمیکنم،
۱۰۰ گونی محصول برداشت میکنم.
اگه از روشهای دیگه، روشهای علمی استفاده کنیم
بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ گونی محصول درمیارم.
همه چی واسه پوله، مگه نه؟
محصول رو واسه پول بیشتر کردم. واسه چی دیگه باشه؟
چطوری از شر آلودگی خلاص بشیم؟
صنعت ادامه پیدا میکنه، کالاهاتولید میشن،
ماشینها تو خیابونا تردد میکنن.
چطوری کمش کنیم؟ در این مورد هیچی نمیتونم بگم.
من رانندهام.
اگه نمیتونم کشاورزی کنم، باید یه جوری نونم رو دربیارم.
واسه همین، زیاد به این موضوع فکر نکردم.
تو هند ۱.۲ میلیون نفر بر اثر آلودگی هوا مردن.
این یعنی ۱۰ درصد از کل مرگومیرهای سال.
این سومین علت بزرگ مرگومیر تو هنده.
بالاتر از سیگار، تصادفات رانندگی یا تروریسم.
تعداد کسایی که تو یه هفته از آلودگی هوا میمیرن،
از کشتههای جنگ هند و پاکستان بیشتره.
وزرا میگن آلودگی هوا رو تو سه سال، بین ۲۰ تا ۳۰ درصد
کاهش میدن.
سوال اینه، چطوری حلش میکنن؟
آلودگی هوا روز یکشنبه که مسابقه برگزار میشه
خیلی بالا خواهد بود
و با اینکه انتظار میره سرعت باد بیشتر بشه،
کیفیت هوا بازم خیلی پایین میمونه،
فقط یه ذره از امروز کمتر میشه.
یکچهارم جمعیت دهلی تو پنجاب و هاریانا زندگی میکنن،
تو این مناطق اکثر کشاورزا بقایای محصولات رو میسوزونن.
سالهاست هیچ دولتی، چه بیجیپی، چه کنگره و چه ایآهپی
نتونستن یه راه حل موثر پیدا کنن.
وقتی مه میشه هیچی دیده نمیشه.
از چراغ زرد استفاده میکنیم یا نور بالا میزنیم.
اما اگه بازم دید کافی نباشه
و یه ماشین بزرگ رد بشه،
مثلاً یه کامیون رد بشه،
میافتیم پشتش و آروم میرونیم.
برامون سوال میشه چرا شروع کردیم به سرفه کردن.
بعدش برامون سوال پیش میاد که چرا فقط این روزا سرفه میکنیم؟
دفعه اول که سرفه کردم جدی نگرفتم،
گفتم شاید مریض شدم.
دفعه دوم هم زیاد جدی نگرفتم.
اما دفعه سوم که همین اتفاق افتاد...
تو تلویزیون میبینیم که دهلی آلوده شده.
آلودگی شدید رو با تمام وجود حس میکنیم.
بخاطر مه حتی دو کیلومتر جلوتر رو هم نمیبینیم.
این یه مه معمولی نیست، دودمهست.
یعنی مه خالی نیست. نمیدونم تو انگلیسی چی میگن...
چون هوا مرطوبه، دود تو هوا لخته میشه.
یه پسر چهار ساله دارم.
از وقتی آوردمش اینجا هر روز مریض میشه.
همین چند روز پیش بردمش خونه،
سه روز تو بیمارستان کودکان بستری بود.
از وقتی آوردمش اینجا، هر روز مریضه.
یه چی میخوره سریع بالا میاره.
هر روز داره دارو مصرف میکنه.
تو روستا حالش کاملاً خوب بود.
تو کشورهای دیگه، جاهایی که ماشین کمه
احتمالاً اقتصادشون ورشکسته شده.
فقرا همیشه زیر پا له میشن.
مثل مورچهها.
No comments yet. Be the first to leave one.