لومړۍ 200 کرښې.
جی یون چطوره؟
حالا نداره و افسرده است
حتی غذا نمی خوره فقط افتاده تو رختخواب
الان حساس شده باهاش کاری نداشته باش
فکرشم نمیکنی امروز چند بار دست به عصا رفتار کردم
این خنده چیه؟
تو همه همیشه تو خونه درحال اخمی
از اینکه خلاص شدم از شرش خیالم راحت شد
...حالا که اون اطرافمون نیست
حس میکنم راحت می تونم نفس بکشم
یوبو
مطمئم اون برگه های طلاق امضا می کنه
اما با اینحال میدونی چقدر لجبازه
...فکر میکنی اون واقعا
همونطور که گفتی شهادت میده
بدون رضایت جی یون ازدواجشونو ثبت کرده؟
ممکنه بخاطر اختلاس در محل کار زندانی بشه
اگه مغزش خوب کار کنه می فهمه کار درست چیه
....من قبلا با دادستان مسئولش صحبت کردم
و یک تصویر کلی براش ترسیم کردم تا به چیزی که میخوایم برسیم
در نهایت وقتی بهش فشار بید تسلیم میشه
...باید مطمئن بشیم اون عوضی
در مورد جی یون و خانواده ما حرفی نزنه
تا روزی که بمیره
...از طرفی همه چی رو آماده کردم تا دست و پای
باباش که تو جنبش کارگری فعالیت داره رو ببندم
اگه جی یون بفهمه همه چی خراب میشه
خیلی خوب میشه فردا بفرستیمش بره خارج
کاری میکنم جی یون خودش داوطلبانه بره خارج
تو دخالت نکن
یک بطری شراب باز کن
میخوام با جی یون بنوشم
جی یون
هیچی مهمتر از خودت نیست
...من فقط نگرانم
نکنه تا مدتها خودت رو مقصر بدونی
این بیشتر از همه چی من ناراحت می کنه
...می فهمم که باید خوب استراحت کنی
برای اینکه دوباره توانایی تو بدست بیاری
اما نباید به گذشته فکر کنی
اصلا نمی شه حدس زد تو زندگی چی پیش میاد
...من فهمیدم که شما و مامان
بیخودی نبود که مخالف رابطه ما بودین
من اولش ناراضی بودم ولی وقتی تصمیم گرفتم قبولش کنم
میخواستم تبدیل به مردی بکنمش که مناسب خانواده ما باشه
ما خیلی متفاوت بودیم
قطعا از هم جدا می شدیم
بنابر این پشیمون نیستم
می تونین فردا تقاضای طلاق بدین
اگه تصمیم گرفتی دیگه نیازی به حاشیه رفتن نیست
...همچنین بهتره با سه هون
توافقی جلو برین
چی شده که زنگ زدی؟
بله میتونی صحبت کنی
من تو خونه دارم با دخترم شراب میخورم
واقعا ...یک لحظه
جی یون میشه یادداشت منو از اتاق مطالعه بیاری لطفا
می دونم اون راحت کنار نمیاد
اما شما فوراً دستگیرش کردید
هر وقت شما تصمیم بگیری هر کار باشه میتونی بکنی
حتی جنایتکاران وحشی هم از حقوق بشر برخوردارن
باید بگم من در این مورد زیاد راضی نیستم
تو قبلاً دستگیرش کردی
...فقط کافیه ارتباطش ازدنیای خارج قطع کنی
...و فقط اونو
یک ماه تو یک اتاق بازجویی زندانیش کنی
من با دادستان عمومی کل کشور خیلی دوستیم
...در مورد این موضوع
قبلا بهش گفتم
چرا اینقدر مبارزه میکنی؟
شاید لجباز باشی
...اما باید با واقعیت روبرو بشی
و متوجه بشی که چه اشتباهی مرتکب شدی
...شما از اختیاراتت به عنوان داستانی
برای پرونده سازی و رشوه استفاده می کنی
نه تنها بدون حکم من دستگیر کردی
بلکه نه گذاشتی با کسی ملاقات کنم نه وکیل بگیرم
قدم بعدیت چیه؟
هی
تمام شواهد اختلاسی که کرده واضحه
گوش کن عوضی ، امروز میخوام حالتو جا بیارم
کره یک کشور قانونمنده
...فکر کردی میتونی
یک آدم بی گناه دستگیر کنی؟
بخاطر همین هنوز ننداختمت تو بازداشتگاه
...تنها کاری که میتونم برای حفظ نظم و امنیت
اینه که تو اتاق بازجویی نگهت دارم
چطور جرات میکنی واسه من از قانون بگی عوضی
میخوام از این عوضی آزمایش مواد مخدر بگیری
چشم
به هر حال که با حکم اختلاس میفتی زندان
پس بهتره زودتر تمومش کنیم - حرومزاده -
هی عوضی
قبل از حرف زدن ببین کجایی بعد حرف بزن
اگه بخاطر اختلاس و مواد مخدر بیفتی زندان
زندگیت کاملا نابود میشه
تو که نمی خوای زود بمیری ...میخوای؟
!بشین آشغال
گردنم درد گرفت از بس بالارو نگاه کردم
اینها چرا ریخته رو زمین
.سه هون
.سه هون
چرا در باز بود؟
چرا یه سفر نمیری خارج
اگه تو خونه بمونی بشتر افسرده میشی
تنها کاری که میتونم بکنم تمرکز رو کاره
همین کارو میکنم
در واقع یک سفر کاری طولانی مدته
میتونی بری چین؟
هیچی ولش کن
راستش جای خیلی خوبی نیست
کجاست؟
یک شهر کوچک تو چین
و یک استادکار رنگرزی طبیعی هستش
که خانوادش نسل به نسل اینکارو میکردن
...دسته دسته مردم میرن اونجا
بخاطر محصولات رنگ سازگار با محیط زیست
بخاطر همین فکر کردم ما هم برای جلب مشتری علاقه مون به ین موضوع نشون بدیم
من میرم
اگه تو رو بفرستم
می ترسم از نگرانی بخاطر تو شب نتونم بخو ابم
این یک فرصت خونه که بتونم خودم جمع و جور کنم
اجازه بده همین فردا برم
به نظر منم میتونم یه کم هوا بخوری
چه دل دادین و قلوه گرفتین
نمیشه من و مامانم بهتون بپیوندیم
اوه میبینم که یونگ یونمون یک بطری شراب گرون با خودش آورده
نمی دونم چقدر گرونه
اما شراب هر چی کهنه تر خوشمزه تر
شراب و انسان هر دو ارزش شون با سن شون میره بالا
البته استثنا هم داره
واسه چی به من نگاه میکنی؟
باید اذیتت کنم تا عصبانی بشی
اینطوری هیجانش بیشتره
واقعا که حداقل خوبه میدونی که مخصوصا من تحریک میکنی
میشه تمومش کنید
یکبار مثل یک خانواده درست و حسابی باشیم
خیلی وقته از زمانی که چهارتایی اینجوری دور هم بودیم می گذره
.جی یون
مطمئنم که خودت اینو میدونی
اما حضور تو باعث ادامه زندگیمه
می فهمم وقتی شبانه روز گریه میکنی چه احساسی داری
بیا در مورد افسردگی و این چیزها حرف نزنیم
این باعث شد به یاد جون یانگ بیفتم
مامان
.مامان
...چطوری تونستی دوام بیاری
بعد از دست دادن جون یانگ؟
بعد از اینکه سارانگ از دست دادم
فهمیدم چقدر شما عذاب کشیدی
من بخاطر تو و خواهرت تونستم دوام بیارم
فکر میکنی تو هم میتونی تحمل کنی؟
...من
میخوام برقصم
باشه برقص
صبر کن
.مامان .مامان
.مامان
مامان خوب بلدی
من برگشتم که دوباره دختر پدر و مادرم باشم؟
این جاییه که من بهش تعلق دارم
...پس یعنی
تمام اینها رویا بوده؟
جانگ سه هون
واقعا دوستش داشتم
فکر کردم دوستش دارم
اما حدس میزنم تی نفهمیدم عشق ورزیدن معنیش چیه
...تنها چیزی که باقی مونده
اینکه بپذیرم همه چی بین ما تموم شده
من 15 سال دادستان بودم
و تا حالا پسر سرسختی مثل جانگ سه هون ندیدم
متوجه شدم شاید به کمک بیشتری نیاز داشته باشید
بنابر این من برادر همسرم فرستادم اونجا
به زودی میرسه اونجا
واقعا شما خیلی بیرحمی رئیس
....این موضوع کار زیاد می بره
مطمئن بشین که کسی بویی از این ماجرا نبره
بله
بهم زنگ میزنن فکر کنم برادر زنتون رسیده
یک لحظه
معاون دادستان کل در چه زمینه ای تحقیق میکنه؟
اختلاس داخی پوشاک بیسانگ
من با اجازه میرم
پوشاک بیسانگ؟
ای بابا فعلا
جدی میگم
همه وقتی میان اینجا مثل همن
به هر حال این آخرین فرصت شماست قبل از اینکه بهش فشار بیاریم
پس تمام تلاشت رو بکن متقاعدش کنی
درسته بالا دستی ها بهم دستور دادن
...اما این درگیری خانوادگی شما
مارو در شرایط سختی قرار میده ...میدونی که
مقامات قضایی گاهی در مورد مجرمان سکوت میکنن
اما تو خوب بلدی چطوری برا یک آدم بیگناه پاپوش درست کنی
و مطمئنم حسابی درس گرفت الان دیگه حرف گوش میده
چی؟
بهم گفتن کیفم باز کنم و دهنم ببندم
از دهنم در رفت معذرت میخوام
واقعا که ، فکر کردی میتونی
چون کمکت میکنم هر چی دلت خواست بگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.