Mastermind: To Think Like a Killer

Mastermind: To Think Like a Killer

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Mastermind To Think Like a Killer S01E02
د لخوا تبصره Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-04-06
ډاونلوډونه: 30
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

یک افسر پلیس

خارج از دریاچه چارلز، لوئیزیانا

ماشین دیده شده

که با نمایه متجاوز ماسک اسکی مطابقت داشت

اون گفت : ماشین رو دیدم

مردی رو دیدم که اونو میروند

مطمئنم خودشه

من یه ماشین ال.تی.دی داشتم که یه وسیله دریاب پلیس هم روی اون بود

و از اونایی بود که صدا میده

ما می خواستیم این مرد رو قبل از اینکه سراغ یکی دیگه بره بگیریم

ماشین پارک شده رو توی هتل دیدم

من پلاکش رو برداشتم

این بهم اجازه داد تحقیقات اونو شروع کنم

خودش بود

اونا یک هواپیما رو آوردند

اونا حدود ۳۰ واحد آوردند

و اونا به دریاچه چارلز فرود اومدند

بلافاصله ۳۰ ماشین از پایگاه بیرون اومدند

و به سمت فروشگاهی در اطراف خیابان رفتیم

ساعت ۵:۵۵ سیمونز از فروشگاه بیرون میاد

با یک قرص نان و دو پاکت سیگار

ما اونو گرفتیم

من تقریباً ۲۱ حبس ابد دارم

با اضافات دیگه

...۲۳۸۶.۵سال باقی مونده

دستگيري جان سيمونيس

متجاوز ماسک اسکی

واقعا برای سی.اس.یو یه پیروزی بزرگ بود

این اولین باری بود که به یک متخلف اخیر گوش می‌دادم

این باید بعد از مدتی یک بازی موش و گربه با پلیس باشه

میدونستم که اونا در سال ۱۹۸۰ دنبالم بودند

و از اونجا به بعد تمام کاری که باید انجام میدادم رو فهمیدم

برای ایجاد یک الگوی مشخص نبود

دو چیز خیلی مهم رو فهمیدم

خارج از پرونده سیمونیس

یکی البته امضا بود

قطعه امضا برای اون بود

شاهد داشت

برای ایجاد ترس یا تعجب بود

و ببینیم چطور بهش جواب دادند

و من هم از تغذیه می کنم

...از همین ترس و اون

مثل یک منبع سوخت برای من بود

سیمونس اطلاعات خیلی خوبی ارائه کرد

درباره روش و نحوه بازی اون با پلیس

این اطلاعات جدیدی بود

و من تازه شروع کرده بودم

من به اندازه هر مردی به اون کار نیاز دارم و برای پولم کار می کنم

مواقعی که فرد نیاز داره با خانواده اش باشه

مطمئناً بازخورد منفی وجود داشت

هنوز بازخوردهای منفی وجود داشت

اما ما نشانه هایی از بازگشت خانوادگی دیدیم

ما به خاطر میاریم که این آزادی فردی

و مسئولیت والدینه

اون خانواده داره چون همه اینا به صورت یه حرفه مجزا

به صورت همزمان داره اتفاق میفته

بله من مطمئنم جریانات دیگه ای هم توی زندگیم بوده

من رئیس دانشکده پرستاری بودم

و من به مرکز ملی رفتم

برای پیشگیری و کنترل تجاوز جنسی

تحقیق در حال انجام بود

انتشار، سفر بین بوستون و کوانتیکو

و من از بچه ها مراقبت می کردم

تقریباً تاریک بود

اون نمیخواد روزیتو درست کنه درسته

برای این کار وقت نداره

پس اون میتونه چیزی رو توی فر بذاره

بره بالا با ماشین تحریر کار کنه

میسوزه یا یه توده میشه

و پدرم همیشه می گفت

مادرت باهام مثل یه خدا رفتار می کرد

اون بهم قربانی های سوختنی میده

من خیلی خیلی خوش شانس بودم که شوهر داشتم

خیلی از کارم حمایت می کرد

شکی وجود نداشت که باید شغلی داشته باشم

هیچ کدوم از ما شغل خودمون رو نداشتیم

اگه کسی نبود که ازش پشتیبانی کنه

میدونید ؛ هیچکس این کارو تنهایی انجام نمیده

اونا شدیدا عاشق همدیگه بودند

چون اون به همسرش اعتقاد داره و اونو میپرسته

اون زن باهوشی بود

و من نمیخواستم چنین ذهنی رو هدر بدم

اون کل جهان رو روشن کرد

فقط بهش افتخار می کنم

...من همینطور زمانی رو یادمه که

نمیتونی همه کارها رو انجام بدی

و من همه کارها رو انجام ندادم

بخش‌های خاصی از زندگی خانوادگی ما وجود داشت

که مورد توجه کامل قرار نگرفت

سخت بود اعتراف می کنم خیلی سخت بود

که اونا رو ترک کنم

پس ما به عنوان یه خانواده شروع به سفر کردیم

ما اونا رو به کوانتیکو بردیم اونا باید کار می کردند ؛ یادتون نره

تماس های تلفنیش رو بخاطر میارم

وقتی از اف.بی.ای به خونه میاد

مامانم میگه دارم میام تو

بابام میگه : باشه خب پرواز چند ساعت طول می کشه

و باید نحوه رسیدن به اونجا رو بفهمی

من گواهی مربی پرواز دارم

گواهی رسمی مربی پرواز

گواهی خلبانی چند موتوره

گواهی خلبان تجاری

پس آره من یه خلبانم

همه در هواپیما جمع میشیم

و بابا ما رو به کوانتیکو میبره

من داستان هایی از افراد با والدین مشهور شنیدم

اونا فکر می کنند همه خانواده ها این شکلی هستند و ما تقریبا شبیه چیزی هستیم که اونا تصور می کنند

این کاریه که همه می کنند

علاوه بر همه فعالیت های اون

مامانم داشت پرواز کردن رو یاد می گرفت

من باید درباره پرواز یاد میگرفتم

و من واقعا خوب بودم به جز موقع فرود

که به نوعی خیلی مهمه

من اونو به داخل پرت می کنم و تو قرار نیست بگیریش

پروفایل ؛ ما اینجا کار بزرگی انجام میدیم

ما افراد زیادی رو جمع کردیم تا دربارش صحبت کنیم

ما علاقه زیادی به این حوزه داریم

این هنوز روزهای اولیه سی.اس.یوئه

نمایندگان با بودجه کمی کار می کنند

فکر می کنم تا اون زمان شش پروفایل ساز داشتیم

اونا چند مسئولیت داشتند

پروفایل سازی واقعا بخشی از کار اونا بود

هدف اصلی اونا در این نقطه نشون دادن این بود

که پروفایل سازی یک موفقیت یکباره نبود

این یک شگفتی یکباره نبود

فشار وجود داشت که باید خوب باشیم

ما باید بهتر از خوب می بودیم

از بالا پایین میاد

ما درباره درست کردنش خیلی نگران بودیم

میخوایم به پرونده هایی که پروفایل سازی شدند نگاهی بندازیم

برای دیدن اینکه ؛‌میدونید ...چه اتفاقی افتاده

صرف نظر از موفقیت پرونده متجاوز به ماسک اسکی

دکتر برگس خودش هنوز به طور کامل پذیرفته نشده بود

پس خیلی از ماموران اونو در فاصله دور نگه میداشتند

و اونا کاملا آماده نبودند که به حرفاش گوش کنند

و اون یکم احساسش میکرد

همه اونایی که وارد این محیط میشند

باید خودشون رو ثابت کنند

همه

اما وقتی یک مرد خودش رو ثابت کرد

و بقیه اعضای تیم میگند : خیلی خب

این قسمت از فرآیند برای اونا انجام میشه

برای یک زن در اون موقعیت آزمایش ادامه داره

ترس شهرستان سارپی و بسیاری از جوامع اطراف رو فرا گرفت

دنی جو ابرل سیزده ساله

اوایل صبح یکشنبه برای تحویل مقالات رفت

حدود ساعت نه

یکی از تیم های جستجو چیزی رو که امیدوار بودند پیدا نکنند پیدا کردند

پدر خانواده تشخیص داد که اون مرد جوان مرده پسرشه

الان اونا زمان مرگ رو ندارند

اونا هیچ مظنون و انگیزه ای ندارند

مسئولان شهرستان سارپی امشب

فقط درباره مدارک موجود در پرونده اربل حرف می زنند

که برای تجزیه و تحلیل به اف.بی.آی فرستاده شده

کی میتونست این کار رو بکنه؟

من یادمه که خیلی سرمایه گذاری کردم تا ببینم اونا چطور میخوان پروفایلش رو بسازند

رسلر به نبراسکا پرواز می کنه

اون تخصص خودش رو به عنوان یک پروفایل ساز

به افسران مجری قانون محلی ارائه میده

در نهایت رسلر یک پروفایل ایجاد می کنه

ساکن بلوو

مجرد، تحصیلات پایین شغل یقه آبی کم درآمد

از این پروفایل عبور می کنه

اون به یک پدوفیل فکر می کرد

اونا هرکسی که سابقه

تجاوز به بچه ها رو داشت جمع آوری کردند

اونا مردی رو دستگیر کردند که معروف بود که

به پسرا پول میداد تا توی ماشین باهاشون سکس کنه

رسلر با یک برد دیگه برای بی.اس.یو به کوانتیکو برمیگرده

پرونده بسته شد

یه پسر دیگه گم شده

در شهرستان سارپی

کریستوفر والدن صبح جمعه ناپدید شد

در راه مدرسه

یک چیزی که مقامات امروز تایید کردند

اونا قطعا کریستوفر والدن رو فراری نمی دونند

یکی اونو دزدیده

لطفا ازتون خواهش می کنم اونو سالم برگردونید

این فقط ویرانگر بود

فکر می کردیم تموم شده

اما پروفایل رسلر اشتباه بود

از نظر من ؛ می خواستم پرونده رو بفهمم

وقتی بهش نگاه کردم ؛ اول از همه

بدیهی ترین پروفایل اول

خیلی خیلی خیلی مبهم بود

فقط حدود هفت خط بود

رسلر تصدیق می کنه که چیز زیادی

از اطلاعات نیست که باید حذف بشه

پس به نوعی ابتداییه

این فقط اولین پروفایل رسلر بود

که بخشی از دلیل شکستش این بود که پروفایل ساز وقتی بهترین کارش رو انجام میده

که گروهی از افراد ایده هاشون رو با همدیگه به اشتراک بذارند

رسلر به دفتر مدیر اف.بی.آی فراخونده میشه

دفتر ویلیام وبستر

وبستر به رسلر توپید و گفت

تو چراغ سبز برای انجام بعضی از کارهای پروفایل سازی داری

اما میدونی ؛ باید اینو بفهمی و درست انجامش بدی

شهرت من هم در خطره

Mastermind: To Think Like a Killer subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Mastermind: To Think Like a Killer

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left