My Only One

My Only One (하나뿐인 내편)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

My Only One E07-E08 KOreanDream
د لخوا تبصره shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2018-09-24
ډاونلوډونه: 24
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

= قسمت 07=-

در باز شد

چرا این همه چیز گرفتی؟ گفتم نیازی نیست

مامان اینهارو برام آماده کرده بود

گفتم که نیازی نیست

براتون میارمش - نه مشکلی نیست -

دایا سلام کن ایشون راننده جدید هستن

سلام - سلام -

میتونیم بریم داخل؟

چی شده؟

چیزی نیست

بریم

این چای عالی بود

من اومدم

سلام

چرا شما دوتا با هم اومدین خونه؟

حتی دستهای همم گرفتین مگه شماها از هم جدا نشدین؟

چی شده؟

دایا خیلی وقته ندیدمت

خوش اومدی

مادر شما دایا رو می شناسی ، درسته؟

معلومه که می شناسمش

باید بیشتر به دیدن ما بیای

چی باعث شده امروز بیای اینجا؟

از دیدنت خیلی خوشحالم ...خوش اومدی

دایا خیلی وقت بود ندیده بودمت

تو گفتی باید یه درس حسابی بدی

من عصبی بودم

درست میگی

بگو ببینیم خبر مهمتون چیه

میخوایم بشنویم

اینها چیزی برای گفتن ندارن

یی ریوک جرات داری حرفهای مسخره بزنی

مادر بزرگ ، پدر ، مادر و دی ریوک

...من میخوام

با دایا ازدواج کنم

...میخوام کلاب رفتن رو ترک کنم

و با دایا ازدواج کنم

همه موافقین ...درسته؟

احتمالا نیازی ندارم که بپرسم

...ولی لطفا دستتون بالا ببرید

اگه با ازدواج ما مخالفید

شماها نمی تونید ازدواج کنید

یی ریوک

مامان تو با ازدواج ما مخالفی؟

منظورم این نبود

برادرت هنوز ازدواج نکرده

اول باید پسر بزرگتر ازدواج کنه

من مشکلی ندارم

نیازی نیست نگران من باشید

من کاملا با ازدواج شمادوتا موافقم ...تبریک میگم

درسته

اگه خودشون بخوان که دیگه مشکلی نیست

در ضمن دیگه مردم اهمیتی به کوجکتر و بزرگتر نمیدن

پس یعنی شما از ما حمایت میکنی مادر بزرگ؟

معلومه که من با ازدواج تون موافقم

هر دو خانواده خوب همدیگرو می شناسن

و همین که شما دوتا همو دوست دارین دیگه کافیه

تو موافق نیستی پسرم؟

البته مادر ...منم باهاشون موافقم

خیلی ممنون

مادربزرگ، پدر، مادر، و هیونگ

میدونستم شما همه بهمون تبریک میگین

خیلی ممنون

...سرپا نایست

برو بشین

چشم مادر بزرگ

بیا اینجا بشین

مادر دایا هم قبول کرده؟

معلومه ...اونم مارو قبول کرده

...مگه میشه داماد به این خوشتیپی رو

رد کرده باشه

نگاش کن چقدر از خود متشکره

الان وقتشه که برگرده

ایوای ....برگشتی؟

چیه؟ چی شده؟-

اشتباهی ازت سر زده؟

بزرگترای خونه شون مخالف بودن؟

....نه ، مادر بزرگ و آقای وانگ

بهمون تبریک گفتن

اما خانم اوه کمی رفتارش عجیب بود

فکر کنم از من خوشش نمیاد

چی داری میگی؟

مگه میشه؟

جدی میگم ، وقتی وارد خونه شدیم

ازمون پرسید چرا دستهای همو گرفتیم

بعدش ازمون پرسید مگه از هم جدا نشده بودین

همه مارو تایید کردن

...ولی اون گفت پسر بزرگش یی ریوک

هنوز ازدواج نکرده

در اصل مخالفت کرد باهامون

جدی؟

بخاطر این نیست که دوستت نداره

میدونی در مورد تو همیشه میگه

اون در اصل تو رو تحسین میکنه

مامان فکر کردی من خرم؟

خودم می فهمم کی منو دوست داره کی نداره

ما مثل اونها ثروتمند نیستیم

تازه پدرم که ندارم

فکر کنم بخاطر اینها باشه

باعث میشه غرورم جریحه دار بشه

امکان نداره یون یونگ اینطوری باهاش رفتار کرده باشه

...چطوری تونستی

بدون توجه به وضعیت اونهارو تایید کنی؟

باید بهشون بگی نمی تونن ازدواج کنن

دایا دختر بهترین دوست خودته

از وقتی بچه بود می شناسیمش

چطور؟ مشکلی باهاش داری؟

من خوشم نمیاد ترتیب خانوادگی از بین بره

اگه یی ریو اول ازدواج کنه

داریوک خجالت میکشه

اینکه اگه داریوک ازدواج کنه منم خوشحال میشم

اما نمی تونیم در این وضعیت کار ی بکنیم

منظورم اینه که باید آروم آروم

بذارن بعد از دی ریوک ازدواج کنن

یی ریوک خودش باید اینکارو نکنه

ما نمی دونیم دی ریوک کی قراره ازدواج کنه

تا کی میتونیم به دایا بگیم منتظر بمونه؟

الان بیشتر از 5 ساله دارن با هم قرار میذارن

درست نیست

اونم دو خانواده که همو می شناسن

من امشب بیرون شام میخورم

حالا چکار کنم اگه واقعا

دایا و یی ریوک اینطوری ازدواج کنن؟

اونها واقعا نمی تونن با هم ازدواج کنن

اصلا راحت نیستم

سلام هونگ شیل... منم

یون یانگ میخوای همو ببینیم؟

بیا در مورد بچه ها حرف بزنیم

امروز نمی تونم

باید به یک جلسه زوجین بریم

بذار واسه بعد همو ببینیم

باشه

...یعنی یون یونگ

دایارو دوست نداره؟

واسه چی میخواد دوباره در مورد بچه ها حرف بزنیم؟

باید تا همینجا خودش متوجه میشد

واقعا نمی تونم مخالفت کنم

باید چکار کنم؟

دو ران

دیر نکردی ...نکردی نکردی

اینهارو آوردم - جدی؟ -

این یه دست کت و دامن که باید فردا بپوشی

بین لباسهای اتوشویی پیدا کردم

آهان

خیلی ممنون ...تو حرف نداری

...اگه مصاحبه رو قبول بشم و این کارو بگیرم

بعد از پوشیدن این کت دامن

خودم یه ناهار عالی مهمونت میکنم

فقط غذا؟

نه برات قهوه هم میخرم

قول دادی

آماده کن خودتو برا مصاحبه

وقتی برم خونه بازم تمیرین میکنم

وقت نداشتم تمرین کنم

از دوستام که مصاحبه رو گذروندن پرسیدم

گفتن اولین تصویر ازت خیلی مهمه

باید لبخند بزنی ...منو ببین

پاهای عقبی قورباغه

چی داره میگه - امتحان کن -

پاهای عقب قورباغه

پاها - پاها -

یه ذره گوشه های لبت باید بره بالاتر

پاهای عقبی قورباغه

سلام کیم دوران هستم

"چرا برای این شرکت درخواست دادی؟"

بله ...بیانگذار بوم و فود

...رئیس وانگ سون هو یک نظریه داشت

و اونم اینجا این شرکت که برای جهانیان سودمند باشه

...من عمیقا به این بینش اعتقاد داشتم

و همین باعث شد درخواست بدم

محض اطلاعتون من سخت زندگی میکنم

تا بتونم برای دنبا مفید باشم

وای استرس دارم

امیدوارم فردا درست بتونم عمل کنم

پاهای عقبی قورباغه

سلام ، کیم دوران هستم

بخاطر اینه که عصبی ام؟

دستشویی هم که رفتم

وای خدا

من نوبت بعدی ام

الان برم؟

شماره 36 تا 40. لطفا وارد شوید

پاهای عقبی قورباغه

شماره 36 خانم کیم دوران - بله -

بیاید بگیم شما به شرکت ما پیوستید

...اگه یکی از مردهای ارشدت

یه یکی از همکاران خانم آزار جنسی بده

شما بخاطر شرکت چشم پوشی میکنی؟

یا اینکه به گوش مسئولین میرسونی؟

فکر میکنی کدوم برای شرکت درست تره؟

من به مسئولین گزارش میدم

از قدیم گفتن یه سیب گندیده همه سیبهارو فاسد میکنه

...وجود همچین افرادی

...در نهایت باعث بی اعتمادی مردم

به کل شرکت میشه

...من معتقدم کارمندان باید به هم اعتماد کنند

...تا بتونن محصول بهتری تولید کنند

و در نهایت به رضایت مشتریان منجر بشه

از همه مهمتر

My Only One subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Only One

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left