Secret Passion

Secret Passion (Тайное влечение)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Secret Passion (2024)
د لخوا تبصره onlinesub
ترجمه شده توسط onlinesub.ir

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-03-18
ډاونلوډونه: 54
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

دختری پسر رو صدا می‌کنه: آناوین (لطفاً کمک کنید، دروغ نمیگم. برادرم مریضه، یه لیوان قهوه هم یه کمک بزرگه. شماره حساب: ۱۴۶۹۰۸۳۰۰۰۱-SCB)

دنده 5

بلند شو!

یه چیزی بگو!

اون نمی‌تونه منو دوست داشته باشه!

اون نمی‌تونه منو دوست داشته باشه!

دوست ندارم یه بازیگر بدون شخصیت ببینم.

چرا دنبالش می‌گردم اگه همه چیز رو در موردش می‌دونم، مگه نه؟

عکسش رو روی دیوار دارم. فقط من در مورد این موضوع می‌دونم.

دوست دختر سابقم اومد سراغم و گفت که ازم متنفره، ولی من اهمیت نمی‌دم.

عکسش رو شب توی دیوار می‌چسبونم.

دنده 3

وتا، چطور آخر هفته‌ی تو گذشت؟

خ-و-ب

ما با همدیگه کلی بحث کردیم.

ما در مورد اینکه کی زنده می‌مونه بحث کردیم.

فکری داری؟

هیچکس چیزی نمی‌گه.

بزن بریم!

حوصلت نمیشه یه تئاتر بریم ببینیم؟

وتا، می‌دونم که حوصله‌ی هیچ کدوم از این حرفا رو نداری.

بچه ها، دیگه اینجوری نیست...

...کدوممون یه رویا یا آرزوی خیلی بزرگ داریم؟

باشه وِتا، من تصمیم گرفتم باهات زندگی کنم.

واقعا دلم یه خونه‌ی شخصی، امن و آرام می‌خواد.

عزیزم، یه کم دیر اومدی.

آره، دلم میخواست بیشتر بمونم.

ناستیا، بیا این طرف.

میخوام نقش ورونسکی رو بازی کنم.

- یه تیکه ازش رو بخونیم؟ - باشه، چرا که نه.

آخ!

چی شده؟

واقعاً نمیخوام برم.

مگه نمیتونی نری؟ مسخره بازی در نیار.

خب، یه تغییر کوچیک. اون خوبه.

آره، خیلی ساده و خوبه.

حالا کی ناراحت نیست؟

۵-۶-۷-۸!

۵-۶-۷-۸!

۱-۲-۳!

۱-۲-۳!

اوووف! اوووف! اوووف!

مستقیم تو گوشتون میگم!

آره، عالیه!

آه! آه! آه! دوباره از اول شروع کن!

آه! آه! آه!

بس کن! بس کن!

- وادیم سرگیویچ! - خیلی خوب.

- وادیم سرگیویچ! - بله؟

- من اینجام. - چی؟

تو می‌تونی طبق برنامه‌ی خودت کار کنی؟

آره، من اینجام.

میشه که نه؟

چقدر عجیبه که وقتی میگم نه، اصرار می‌کنید؟

شاید لازم نباشه نه؟

چرا با من کار نمی‌خوای بکنی؟

دوست داری تمرین رو خراب کنی؟

یا چی؟

در تمام مدت تو هیچوقت فیلمنامه رو بهم نشون ندادی.

- واقعا اینو می‌خوای؟ - آره.

باشه، اگه واقعا می‌خوای ببین.

ممنون.

خب بچه‌ها، بیاین یه کار تیمی انجام بدیم که لازم نباشه دراز بکشیم. و از همین الان با یه سلام شروع می‌کنیم.

برمی‌گردیم به نقطه شروع.

۵-۶-۷-۸!

۱-۲-۳!

هو! هو! هو!

دارم می‌دوم! دارم می‌دوم!

کمکم کن!

کمکت می‌کنم.

ولی الان نیاز به کمک دارم.

ولی می‌تونم ساعت ۶:۳۰ عصر کمکت کنم. خوبه؟

او-هو-هو!

وتا! وِتا! وِتا! وِتا! وِتا! وِتا!

صحنه‌ی بعدی

ببخشید، ولی اینجا چه خبره؟

ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

وای، ببخشید، چطور شد اینجوری شد!

اینجا یه جورایی عجیبه، انگار باید یه حرفایی زده بشه، از دور هم می‌شه فهمید.

ولی من پولی برای کرایه ندارم.

به خاطر مبادله؟ دانشجو؟

من یه بازیگر مهمان جدید اینجام.

اینجا چیکار می‌کنی؟

همه چی تمومه.

چرا اومدی مسکو؟ می‌تونی از برنامه‌های تئاتریت بگی؟

البته می‌تونم، ولی این کارو نمی‌کنم. راستش، خیلی وقته که از اینجور چیزا بی‌خبرم.

تو گیر نمی‌دی، و من هم هیچ بازی‌ای نمی‌کنم.

به نظرت اتفاقی نیست که ما همدیگه رو ملاقات کردیم؟

شاید همه اینا یه نشونه‌ای باشه.

- من... - ساکت شو! بهتره این کارو نکنی!

یه لیوان مشروب بخوریم!

می‌خوای بریم یه بار؟

نه.

می‌خوام برم خونه.

با من بیا!

چی؟

خب پس چی؟ من اینجا برای معامله اومدم.

چه نوع معامله‌ای؟

آره، این خونه مال من نیست.

این خونه مال یه بازیگر زن لهستانیه، که الان تو لهستان زندگی می‌کنه، توی خونه من.

چقدر این انگلیسیه! اون زنده ست و باید کمکش کنی زنده بمونه!

به طور کلی... به طور کلی، من از اجرای جدیدش حمایت می‌کنم.

در ضمن، البته، اون نقش اصلی رو بازی می‌کنه.

میفهمی چی میگم؟

چیزی که خیلی مهمه اینه.

الان تقریباً هیچکی اینجا نیست. نمایش اون رو در لهستان ببین.

و هیچ کس نمیتونه باهاش حرف بزنه.

در موارد مشکوک، اون میگه که پیشرفت رو دیده.

آدم ها معمولا اشتباه موقت رو با هدف اصلی اشتباه میگیرن.

ميفهمی چی میگم؟

پس اینه! همین الان پیش من بیا.

گوش کن!

شاید این چیزها براش خیلی عجیب باشه، اما من اونجام تا کارهای فوق العاده انجام بدم.

مطمئنی؟

چرا دیروز بهم زنگ نزدی؟

من یه بازیگر لهستانی رو دیدم.

و باهاش تمرین کردم.

آیا اون با دانشجوها هم اجرا داره؟

اون داره میره جلسه.

هیچ نقشی برای اون نیست؟

- نمیدونم. در موردش فکر کن. - یا شاید من تنها دارم اجرا می کنم؟

آره، ما داریم دور یه دنیا می چرخیم. الان داریم دور چی می چرخیم؟

حالا شما چه چیزی رو به من میدید؟

بخشی از آناکارنینا.

خیلی خوبه.

این «داستان» رو چطور باید حلش کنم؟

یه سناریوی جدید، لازم نیست از اول بسازیمش. باید عوضش کنیم.

نه. بیا این «داستان» رو تحلیل کنیم.

فراموشش کن.

یه بار.

تو.

با یه نقطه شروع، از کجا شروع کنیم؟

- به هدفم رسیدم. - کدوم هدف؟

- ساختن یه اثر هنری مشترک. - نه، این واقعاً غیرعلمیه.

باشه، الان دیگه نیازی نیست که تو دوما یه اثر هنری مشترک بسازیم.

داستان اون دوتا رو بگو.

جایگزین کردن کی؟

از دید شخصیت.

- تو کی هستی؟ - من یه شخصیتم.

- اما واقعاً؟ - من خودمم.

عالیه! شما جواب بدین، من خودم هستم.

من به شما نیاز دارم.

به اون نقطه ی مهم...

...هیچ وقت نذار کسی غیر از خودت تو رو کنترل کنه!

یه شوک به خودت بده!

به خودت وفادار باش.

سلام.

وتا؟

سلام. گوش کن، یه ایده جدید دارم. می تونم ببینمت؟ لطفا.

بعد از ساعت ۹. میام تمرین.

آهای! داری چی کار می‌کنی؟

این یه مکالمه طولانی‌ست. بعدا باهات حرف می‌زنم. فعلا خداحافظ.

خداحافظ.

چی؟

الان داریم چیکار می‌کنیم؟

همینه، ولی برعکس.

- خب، من دوباره امتحان می‌کنم… - بیا پایین!

اون خیلی بامزه بود.

کاترینا، اون باید کار کنه.

باشه.

خب، ببینیم.

ببینیم، ببینیم.

واقعا خوبه که آدم وقتی چیزی برای از دست دادن نداره، زندگی می‌کنه.

آره، آره، بیا بیشتر تلاش کنیم.

- وقتی کسی بهت احتیاج نداشته باشه، چیزی برای از دست دادن نداری. - یه بار به اون شبکه‌ی لعنتی بزن!

مطمئنی؟ بهم بگو اون کیه.

- من وِتا هستم. - اوه. ببینیم، ببینیم.

- من بازیگر هستم. - اوه، بازیگر…

- من یه بازیگر هستم! - واقعا؟ یه بازیگر خوب؟

آره. من یه بازیگر خوبم. و قراره بازیگر خیلی خوبی بشم.

چطور می‌تونی اینو بفهمی؟

چون قراره تلاش کنم.

- قراره کار کنم! - عالی! عالی!

- قراره کار کنم و یه بازیگر خوب بشم! - گفتم عالی! به قول آسیا.

من آسیا هستم. من محصول تولیدی خودمم.

باشه. آماده ام.

کوله‌پشتی رو آماده کن.

چقدر خوب!

آماده ام، کوله‌پشتی رو آماده کن. یه گربه وحشی رو دیدم.

هیچی ندارم.

- دختر کیه؟ - دختر پدرم هستم.

- دختر کیه؟ - دختر پدرم هستم. دیگه تمومه!

ببخشید، اشتباه کردم.

معذرت میخوام.

بیمار.

چرا اونو دوست نداری؟

دوستش دارم.

اون به من زندگی داد.

نه، ولی هنوز هست.

پشیمون شدی، نه؟

ببخشید، اشتباه کردم.

تمام عمرم فقط دنبال اون بودم حتی یه بارم دستاوردامو ندیدم.

من...

اگه بتونم یه بخش از کمک های پزشکی رو بگیرم

و اون توی تلویزیون چیزی رو ببینه و بفهمه که کسی رو از دست داده.

من خدا هستم.

نه.

من خالق زندگی ام؟

باشه.

و چائو... خالق زندگیه؟

Secret Passion subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left