لومړۍ 200 کرښې.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خوش اومدید.
حدسمون اینه که حدود 250 تا 275 نفر اونجان.
خیلی دقیق نمیشه گفت.
تا وقتی که میرسیم،
باید آمادگی 300 نفر رو داشته باشیم.
کانتینرمون...
اون 18 چرخی که داریم، فقط میشه 160 نفر رو توش جا کرد.
یعنی اینکه کیپتاکیپ آدم سوار کنیم...
قشنگ کنار هم.
چسبیده بههم.
اولویت با زن و بچههاست.
ببینید، هرکسی که باهامون نمیاد...
- باید با پای پیاده فرار کنه. - بریم.
همین. اگه نمیاد، فرار میکنه.
مسیر خروجمون، ویا دو لا آمیستاده.
یه جادهی شرقی غربیه. دو کیلومتر با جاده 905 فاصله داره.
- درسته. - چی توی این ابوقراضه داری؟
ببین، مواد منفجره دارم.
خمپاره، گاز اشکآور، هرچیزی که نیاز دارید.
اما یهخرده به نقشه شک دارم.
- حداقل جزئیات رو بهم بگو. - شک نداشته باش.
- یه نقشهای دارم. - چه نقشهای؟
میخواید حواسپرتی ایجاد کنم؟
میخواید چیزی رو منفجر کنم؟
چی میخواید؟
میخوام آتش بهپا کنی پت.
باشه؟ قراره اعلام انقلاب کنیم.
- آره. - یه کار درستوحسابی انجام بده.
تحتتاثیر قرارم بده.
ورودیِ تیم دو، حله؟
آره. بخش شمالی و جنوبی.
عالیه، عالیه، عالیه.
- به پت یه بیسیم بدید. - بده به من.
یه کامیون بزرگ از سمت اِنریکو فِرمی...
- کانال پنج. - دریافت شد.
خیلیخب، بریم شروع کنیم. دیگه حرف زدن بسه!
- زود باشید! - خیلیخب، بریم.
- بریم، بریم. - برو بریم.
مراقب باشید، مراقب باشید.
جوری زانو بزن انگار میخوای ساک بزنی.
نگهبان دروازه خنثی شد.
تو، بلند شو. دستها بالا. بلند شو.
- بشین. هی تو، بلند شو. - دستها بالا.
- بیدار شو. بلند شو! - بخواب روی زمین.
دستها بالا. به من نگاه نکن.
- بلند شو. - بیدار شو.
بیدار شو سرباز.
تو مُردی و الان اومدی بهشت حرومزاده.
دستهات رو بذار یه جایی که بتونم ببینمشون.
اسمت چیه کلهکیری؟
من سروان استیون جی لاکجا هستم.
من پرفیدیا بورلی هیلز هستم
و این یه اعلام جنگه.
ما اومدیم اشتباهاتتون رو درست کنیم بیپدر.
تو اینهمه خلاقیت و قدرت داری،
اون وقت اینطوری ازش استفاده میکنی.
انتظار من رو نداشتی.
- اوه خدای من. - انتظار جنگم رو نداشتی.
پیامم واضحه.
مرز آزاد، جسم آزاد، انتخاب آزاد
و زندگی بدون ترس!
چه قشنگ...
برات سرگرمکنندهست؟
هوم.
بلند شو.
واینستا.
نگفتم پا شو وایسا.
حالا که داریم بازی میکنیم...
بلندش کن.
بالا.
آره.
بلندش کن.
بچهها، عجله کنید!
عجله کنید اما احتیاط کنید. مراقب باشید.
عجله کنید. زود باشید، سریعتر! احتیاط کنید!
مراقب باشید! برید اون عقب.
پشمام.
زود باش.
دوباره.
پسر خوب.
هوم.
دوست داری مردم رو زندانی کنی، نه؟
- هوم. - اوه آره.
زانو بزن آشغال!
سریع!
زود باش! عجله کن!
این رو ببند.
دست بجنبون!
حالا تن لشت رو بلند کن.
زود باش، دستها بالا. کیرت رو راست نگه دار.
راست نگه دار.
برو بیرون!
پت.
پت، بهگوشم.
بمب، تق، انفجار، عزیزم.
دریافت شد.
زود باشید، زود باشید!
من اعلام جنگ میکنم حرومزاده.
خیلی زود میبینمت.
نه اگه من اول ببینمت کثافت.
ما یه سازمان سیاسی هستیم
که از چشمها، ذهنها، گوشها
و مهمتر از همه، از سلاحهای
این رژیم امپریالیستی
و فاشیسمی آزادیم!
شماها زندانیهای سیاسی گروه فرنچ 75 هستید عوضیها!
شما توسط گروه فرنچ 75 دستگیر شدید!
کون لق پلیس!
- زندهباد انقلاب! - بریم!
حرومزادهها!
وایسا! وایسا، وایسا، وایسا!
- صبر کنید بچهها. صبر کنید. لعنتی. اوه لعنتی.
اینهمه انرژی از کجا آوردی؟
منظورت چیه؟
امشب قراره با گتو پت حال کنیم. فکر کنم ازت خوشم میاد.
- دختر سیاهپوست دوست داری؟ - اوهوم.
- جدی؟ - چی دوست دارم؟
دختر...
فکر میکنید سیاهپوست دوست داشته باشه؟ فکر میکنید از من خوشش میاد؟
- بهنظرِ من آره. معلومه که سیاهپوست دوست دارم!
پس آسمون رو روشن کن! برو بریم!
پس فکر کردی برای چی اومدم؟
- ایول! - کون لقتون!
میدونی که سیاهپوست دوست دارم!
عاشقِ سیاهپوستهام!
من دوستت دارم. تو دوستم داری؟ بگو که دوستم داری.
- بگو دوستم داری. - دوستت دارم.
آروم باش. آروم بگیر.
الان دارم...
یه مدارِ بسته درست میکنم...
تا هر الکتریسیته ساکنی که هست رو از بین ببرم.
و اینی که اینجاست...
یه شنتـه. میبینیش؟
آره.
این چاشنیِ انفجاریته.
هوم.
همینه.
وقتی وارد دادگاه میشی،
باید شنت چاشنی رو اینطوری نگه داری، متوجهی؟
این چاشنی اصلیته.
این گوشیته.
ادامه بده. گوشی رو میبینم.
اول باید گوشیت رو روشن کنی...
بدون...
وصل کردن چاشنیت
که یه وقت نصادفی، منفجر نشه.
باید...
تو باید دستت رو بذاری اینجا.
- هوم. - بعدش باید...
دستت رو بذاری روی چاشنی...
و دایرهای بچرخونیش.
سناتور ویلسون. داریم بهت هشدار میدیم.
ما توی دفتر کمپین انتخاباتیت
توی هیمارکت یه بمب کار گذاشتیم.
با اینکه بهت هشدار داده بودیم، اما بازم بر علیه حق سقط جنین رای دادی.
پس، به نام خواهران نیازمندمون، ضربه رو میزنیم.
با احترام، پرفیدیا بورلی هیلز، آشغال عوضی.
خشونتِ انقلابی، تنها راهشه.
دیگه دوران رای بدید،
غلبه کنید،
اگه کسی تکون نخوره، آسیب نمیبینه، تموم شده.
همه تقاص پس میدن.
اصلا به خودتون زحمت ندید فرنچ 75 رو پیدا کنید.
ما میایم سراغتون.
- خیلیخب، آمادهای عزیزم؟ - آره.
خیلیخب، خیلیخب، خیلیخب. بریم.
- عزیزم... - بله؟
بیا تا بمب منفجر میشه، سکس کنیم.
- نه عزیزم. - بیخیال عزیزم.
- بیا سکس کنیم. بیخیال عزیزم. باید بریم.
- زود باش. - زود باش. زود باش، عزیزم.
- بیا سکس کنیم عزیزم. - نه عزیزم. باید بریم.
- زود باش، زود باش. عزیزم. - بیا بریم. بریم.
- بیخیال عزیزم. - باید بریم. زود باش عزیزم.
- بیخیال عزیزم. وایسا. صبر کن. - بمب دو دقیقهی دیگه منفجر میشه.
همهشون رو بیارید!
زود باشید!
جیکت در نیاد، باشه؟ متوجه شدی؟
- بقیه رو بیارید! - اوه آره.
بریم، بریم، بریم!
زود باشید، زود باشید!
همینجا بمونید. تکون نخور.
بگیریدش! بریم.
سر جاتون بمونید، باشه؟
تکون بخوری، مغزت رو میترکونم.
شدی عین یه کارمند سفیدپوست.
حالا برو بترکون.
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
دوتا دستگاه برای دو موقعیت مختلف
با فاصلهی سه خیابون از همدیگه داریم.
می وست دستگاهش رو توی ساختمون مدیریت میذاره.
من و پرفیدیا میریم توی دادگاه.
بمبها کار گذاشته شدن
و ساعت 7 شب، بعد از تموم شدن ساعت اداری، از راه دور منفجر میشن.
از حالا به بعد، دیگه مبارزه پشتِ مبارزهست.
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
میخوای چی کار کنم؟
میخوام گندکاری کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.