لومړۍ 200 کرښې.
فصل يکم - اپيزود يکم "کَش با کِي"
نيويورک سيتي
صبح به خير خوشگله
سلام، بهم زنگ بزن مايا، بيدار شو
مايا، برو بيرون، داره مياد
لعنتي - همسرم ساعت هشت خونه است -
لعنتي
واي، اي خدا
لعنتي، لعنتي، لعنتي
لعنتي، لعنتي، لعنتي
لعنتي، لعنتي
لعنتي
لعنتي
لندن
نامه از طرف انتشارات پنگوئن
لعنتي
آقا
آقاي دافي
ببخشيد بچه ها
بالاخره از انتشارات پنگوئن برام نامه فرستادن
بله برنارد؟ - رمانتون رو قبول کردن؟ -
هنوز انگشتمون بابت نامه هايي که مجبورمون کردين بفرستيم درد ميکنه
آره، نميدونم
خيلي مضطربم نميتونم بازش کنم
ميشه لطفا تو بازش کني برنارد؟
خيلي خب
ميشه سريعتر هم بازش کني ها
"با تشکر از فرصتي که جهت بررسي"
"کتاب ضميمه شده در اختيارمان قرار داديد"
خيلي خب، تا اينجاش که خوب بود
"...با اين که ايده بسيار خوبي دارد"
متاسفانه نميتوانيم در حال" "حاضر آن را به چاپ برسانيم
اشکالي نداره آقاي دافي
متاسفيم آقاي دافي
"ولي خب گفت "ايده بسيار خوب
وقتي يه چيزي بده اينجوري ميگن برنارد
"واسه گزارشم درمورد "انه ايد که همين رو گفته بودين
ببخشيد آگي
واقعا بد بود
آخ لعنتي
هديه خونه جديدته کرگ
عاشقشم، ولي خيلي باسنم توش معلومه
همينطور لپ باسنم - ازش متنفري -
نه، نه، نه عاشقشم
ولي آخه يه کم ريسکيه، متوجهي؟
يکي مادربزرگم يا يکي از دوستام بياد
معلومه که دوستات ازش متنفر ميشن
از هرکاري که من بکنم متنفرن - منظورت چيه؟ -
دوستاي من عاشقتن - نه خير، نيستن -
فکر ميکنن من آشغالي ام ...و ممه هام عمليه
که البته هست، ولي دوستات که نميدونن
چه اهميتي داره که بقيه چي فکر ميکنن، خب؟
...تو خانمِ مني
منم ميخوام باهم همخونه بشيم
وايسا، جدي ميگي؟ - آره -
ببين، من با خانم هاي زيادي رابطه داشتم
خيلي زياد
شش تا دختر ازم خواستن باهاشون برم مراسم رقص
يکيشون هم دبير اسپانياييم بود
ميخواي تهش يه چيز رمانتيک درمورد
من بگي ديگه، نه؟
من عاشقتم
اين حرف رو هم تا حالا به کسي نزدم
البته به مامانم زدم يه بار هم به لبران جيمز
که تو فروشگاه ديدمش گفتم
کرگ، منم عاشقتم
اين عکس رو کي گرفته؟
لعنتي، باورم نميشه که 30 سالم شده
بابا پير نشدي که
مگان مارکل تو 30 سالگي هنوز با شوهر اولش بود
مطمئني که ميخواي همه لباس هاي خاص بپوشن؟
آره، هرکسي بايد لباس شخصيت
مورد علاقه اش تو فيلم هاي کمدي رمانتيک رو بپوشه
آخه مردم انگلستان با اينجور مهموني ها حال نميکنن
مگه اين که تم مهموني مبارزه طبقاتي" باشه"
که از اين نظر همه مهموني هاشون اينجوريه
بايد جواب بدم سلام زنيکه
واسه بهترين آخر هفته عمرت آماده اي؟
واي خدايا، ايول
شبانه حرکت ميکنم
ميخوام هرچه سريعتر از نيويورک خارج بشم
صبح سختي داشتي؟
آره، سوتينم پر از ماسه آکواريومه
فکر کنم در همين حد بگم کافي باشه
بذار حدس بزنم: به دوست پسر
متاهلت ربطي نداره؟
تويي که خودت با کسي بودي
که فستيوال فاير رو سازماندهي
ميکرد زياد قضاوتم ميکني ها
گفته بود جا رول رو ميشناسه
بگذريم، بي صبرانه منتظرم دوست پسر جديدم رو ببيني مايا
خيلي خوبه بامزه و باهوشه
بالاخره گِي هم نيست - شرط ميبندم عاشقش ميشم -
اميدوارم صبحت بهتر بشه
از اين بدتر که نميتونست باشه
دير اومدي مايا تد دنبالت ميگرده
بايد برم
چه يهويي
بلوزت خيسه؟ - نه خشکه -
عاديه
خب تد تو مراسم صبحانه بودو لاتينو" چيکار کرد؟"
عالي بود، سخنرانيش رو خيلي دوست داشتن
البته فکر کنم سخنراني خودت بود
سعي نکرد "دسپاسيتو" رو بخونه؟
چرا، ولي قبل از اين که به بخشِ رپش برسه ميکروفونش رو قطع کردم
کارت درسته - مايا، دير کردي -
درنتيجه اگه زحمتي نيست
بايد تو دفترم ببينمت
چهل و پنج دقيقه دير کردي
خيلي ببخشيد
ميدونم که بايد بيدارت ميکردم
ولي خرخر کردنت خيلي ناز بود
نه، نه، امروز صبح اصلا خوب نبود
اون همه پيام که "برو بيرون، داره مياد"
حس کردم تو يه فيلم ترسناکم
تو فيلم هاي ترسناک هم هميشه اولش سياه پوست ها ميميرن
ميدونم، ميدونم ببخشيد
ليز هيچوقت به آپارتمانمون تو شهر نمياد
ولي يه کلاغ تو دودکش خونه امون تو اسکاتس ديل گير کرده
خيلي خب، روز مهمي پيش رومونه
سعي کردم "دسپاسيتو" رو بخونم ولي خوب پيش نرفت
تد، بايد صحبت کنيم - خيلي خب، بگو -
من ديگه ادامه نميدم
همسر بيچاره ات
بي خيال، ما که قبلا صحبت کرده بوديم
زندگي مشترک من تموم شده
يه ساله که دارم رو ميز بيليارد
تو زيرزمين ميخوابم
باشه، ولي هنوز موقع کريسمس کارت ميفرستين
و خودت و خانواده ات لباس هاي ست پوشيدين
آره، اون کارت ها خيلي بدن
من دوستت دارم ولي ديگه بسمه
وايسا، وايسا، صبر کن
منم بسمه
واسه همين ميخوام امشب بهش بگم
نه، نميگي
الانش هم خيلي کليشه اي هستيم
ديگه نميخواد وانمود کني که ميخواي همسرت رو ترک کني
نه، نه گوش کن، گوش کن
نميخواستم هنوز چيزي بهت بگم
ولي يه وکيل هم گرفتم
بچه هام اين آخرهفته رفتن اردوگاه بازي هاي ويديويي
فقط کافيه که بهش بگم
خيلي خب؟
من ميخوام با تو باشم مايا
خب، منم ميخوام با يه سناتور باشم
پس انقدر مدير ارتباطاتت رو نبوس
و برگرد سر کارت
خانم ها و آقايون
کاپيتان چراغ کمبرند ايمني
رو روشن کردن
چرا که داريم به فرودگاه
هيترو در لندن نزديک ميشيم
لطفا حتما ميز جلوييتون رو ببندين
نبايد تا زمان فرود موبايلت رو روشن کني
منتظر يه پيام مهم از دوست پسرم هستم
عه، دوست پسرت
پس بفرما، يه کاري کن هواپيما سقوط کنه
فرودگاه هيترو
مجبور نبودي اين همه راه تا هيترو بياي
که صرفا باهام صبحانه بخوري
به خاطر خودت نيومدم يه خاطر قند خونت اومدم
اگه من نيام خودت يه قهوه
و شکلات ميخوري
دکتر آز ميگه شکلات تلخ آنتي اکسيدان داره
پس اشتباه از خودته
راستش ديروز سلمان رو تو مسجد ديدم - اوهوم؟ -
هرطور شده بود بهش گفتم که وضعت چقدر خوبه
يکي از فيش هاي حقوقيت رو نشونش دادم
بابا، اين کار رو نکن آبروي آدم ميره
واسه سلمان دعا ميکنم
تصورش رو بکن چقدر غم انگيزه که پسرت
بخواد طراح کتاب هاي مصور بشه
به نظر من باحاله که روياش رو دنبال ميکنه
قربون الله بشم که روياي تو بانکداري سرمايه گذاري بود
مادرت اگه زنده بود بهت افتخار ميکرد
واي نه، تو بخش بارها يه مشکلي پيش اومده
يه آمريکايي داره جيغ و داد ميکنه؟ - هميشه همينطوره -
هميشه همينطوره
خيلي ببخشيد خانم بگين چي شده؟
...خيلي خب، من سه بار توضيح دادم
من حلش ميکنم - سلام، خواهش ميکنم، من ساکم رو لازم دارم -
از رو مسير چرخان ساک اشتباهي رو برداشتم
آروم باشين خانم مطمئنين؟
آره، مطمئنم که اين تيشرت سه اکس لارژ
اورلاندو مال من نيست
ببينين، من تو کار سياست هستم
و چيزهاي فوق محرمانه اي تو اون ساک هست
ببخشيد، ميتونم کمکتون کنم؟ - نه، چيزي نيست -
"فوق محرمانه"
نميدونستم جک رايان با هواپيماي عادي سفر ميکنه
چه عالي، باشه نظر مفيدي بود
الان فقط همين رو کم داشتم
ببينين، نگران نباشين خانم
گزارش ساک گمشده اتون رو ميديم و تا 48 ساعت ديگه باهاتون تماس ميگيريم
من که 48 ساعت ديگه برگشتم نيويورک
نميتونم که لباس جديد بخرم
سايزهاي انگلستان رو بلد نيستم
خيلي خب، خيلي خب
خارج از محوطه يه بخش مربوط به ساک هاي بي صاحب هست
No comments yet. Be the first to leave one.