لومړۍ 200 کرښې.
این اولین بار بود
چهره رقص رو به وضوح میدیدم
در طی مسیرم به شوزنجی، ایزو
من از مهمانیِ نزدیک پل رد شده بودم
به عقب نگاهی کردم
همونطور که قدم میزدم
اونها به من تسلی خاطر میدادن در این سفری که به تنهایی داشتم
این همه برای امروزه
ممنون از سختکوشی شما!
متشکرم
ممنون از همگی
خداحافظ
حدود سال 1920 بود
من در دبیرستان توکیو سال آخر بودم
برای اولین بار در زندگیم
من سفر کرده بودم
"رقصنده ایزو"
ترجمه و زیرنویس: امیررضا باقری
بفرمایید
بیرون نشین، آقا
لطفا بیا داخل
داخل آتش وجود داره
بفرما
از این طرف لطفا
تو خیس هستی
باید زودتر میفهمیدم
داخل شو و خودتو گرم کن
میتونی لباسهای خودتو خشک کنی
لطفا اینجا بشین
"طلسم معبد کوماساکا"
این چیه؟
برای اوکیمی
اون اصرار داشت که خریداریش کنه
در معبد
آیا این درسته که اوکیمی در یوگانو زندگی میکنه؟
چه کسی میدونه؟
فاحشهها اغلب جابجا میشن
اینکه پیداش کنه
رویای اون بوده
متاسفم
کثیفه
اون شوهر منه
پیر شده
از فلج رنج میبره
و نمیتونه حرکت کنه
لطفا اجازه بده اینجا بمونه
به پشته کاغذ نگاه کن
خیلی از مردم میگفتن که چجوری بیماری رو درمان کنه
این برای چیه؟
برخی براش مواد مخدر فرستادن
اما فایدهای نداره
اینطوری بود که پشته ساخته شد
اون از من عصبانی میشه
هر وقت یکی از مواد مخدر رو دور میندازم
اون یک دانشآموزه، عزیزم
دیدن دانش آموز همیشه خوبه
ما میریم
ما پرداخت خواهیم کرد
میبینم ممکنه باران قطع بشه
آسمان آبی!
پس اون موقع که همراهیتون کرد یه دختر کوچولو بود؟
دختران سریع بزرگ میشن
زمان چقدر زود میگذره!
شما باید خوشحال باشید
با داشتن چنین دختر زیبایی!
آینه رو کنار بذار
اوکیمی در یوگانو هست. تو میتونی اونو ببینی.
مطمئنا
ممنون از شما.
خوش اومدین
متشکرم
خداحافظ
دوباره به اینجا بیاین
اونها امشب کجا میمونن؟
کی میدونه کجا میمونن؟
اونها بازیگران دورهگرد هستن
اونها میمونن...
هرجا که مشتری داشته باشن
اونها هیچ مکان خاصی برای موندن ندارن
تو بهتره از امثال اینها دور باشی
مواظب باش
میدونی؟
لطفا صبر کن
تو سخاوتمندانه به من پرداخت میکنی
تا یه جایی همراهیت میکنم
مهم نیست
هرگز مهم نیست
خیلی ممنون
بذار راهنماییت کنم
متشکرم
پیش شوهرت برگرد
سرد میشه مراقب باش
ممنون
تو خیلی مهربان هستی
دفعه بعد که از اینجا عبور میکنی
بذار ازت مراقبت کنم
من تو رو فراموش نمیکنم
بیا بریم
خداحافظ
اینجا باران نمیباره
تو سریع راه میری
خوشحالم که باران قطع شد
من هم
اهل کجایی؟
شیمودا
تو اغلب سفر میکنی؟
قبلاً سفر نکردم.
اولین بارمه.
واقعاً؟
یک دانشآموز دبیرستانی
مگه نه؟
من میتونم بگم
من بعضی از اونها رو در جزیره دیدم
ما از بندر هابو هستیم
در اوشیما؟
ما فروشنده هستیم
در بهار جزیره رو ترک کردیم
زمستان نزدیکه
ما از شیمودا به خونه میریم
آیا هابو یک شهر شلوغه؟
در سمت دور جزیرهست
گردشگران به ندرت میان
ساکته
خیلی از دانشآموزان برای شنا میان
در تابستان؟
زمستان هم
زمستان، میتونی در زمستان هم شنا کنی؟
کجا بریم؟ این یک استراحت کوتاهه؟
نه، اما به تابلو نگاه کن
"بازیگران دورهگرد و گدایان اجازه عبور ندارند"
دانشآموز با ماست
اونها به ما اجازه میدن
خوب
خوشحالم
ما فقط داریم عبور میکنیم
طبل رو بزنید!
متاسفم
ما به سرعت عبور خواهیم کرد
شما باید خسته باشید
شما هم
ما اینجا میمونیم
مراقب خودت باش، آقا. خداحافظ
راستش...
اون میخواد با ما به شیمودا بره
اگه زحمتی نیست
البته نه
اتفاقا خوش اومدی
خیلی خوبه برای سفر کسی رو داشته باشی
اما من میترسم که احساس کسالت کنی
وقتی با ما میمونی
اینجا استراحت میکنی؟
برای مشتری آب بیارید
مکان خوبی نیست
اما فرض کن خونهی خودته
یوریکو ، مثل احمق رفتار نکن
مرتب کن
اینجاست
از این حوله استفاده کن
همیشه بی دقتی
یک فنجان چای دیگه براش بیار
اصلاً مهم نیست
باعث تعجبم هست. اون سرخ میشه
آقا، منو دنبال کن
من تو روبه هتل میبرم
فوکودایا - کنار رودخانه
فکر کنم اینجا بمونم
نه. این مکان مناسب تو نیست
بیا بریم
ببخشید
آیا شما حمام میکنید؟
شام برای دو نفر
شما با این مرد میخورید؟
نه متشکرم من میرم
چرا عجله میکنی؟
شب قراره کار کنیم
شب بخیر
من فردا میبینمت
باهاش غذا نخور
اون لیاقت اینو نداره
من میرم، خانم
میبینمتون
صبر کن
اینجاست...
چیزی برای خانوادهی شما
انعام لازم نیست
من میدونم اما بگیرش
متشکرم
من اوکیمی رو میبینم
مغازهاش؟
رستوران کیراکو
اوکیمی؟
هرگز نشنیدم
یوشیکو ، آیا میشناسی
کسی به نام اوکیمی؟
کی؟ چه کسی به دنبالشه؟
اون چه نسبتی باهات داره؟
یک دوست قدیمی
اینجا زندگی نمیکنه؟
دیگه نیست
اون رفته
No comments yet. Be the first to leave one.