3 فصل

د خپرونې معلومات

[AnimWorld] Yahari Ore no Seishun LoveCome wa Machigatte Iru Kan - 03 [Sora]
د لخوا تبصره Anim World
ReMadza/Sora :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

تګونه

other
په خپور شو: 2020-07-24
ډاونلوډونه: 36
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

دنیای انیمه تقدیم می‌کند

دنیای انیمه تقدیم می‌کند

ReMadza

Sora

ReMadza

Sora

.اومدم کلید اتاق کلوب رو بگیرم

.اگه کلیدو می‌خوای که همین الان یوکینوشیتا بردش

به نظرت گهگداری بهتر نیست دست به گوشی بشی؟

.نه خو شماره ـشو ندارم

هو؟ یویی‌گاهاما هم نداره؟

...عه.. نه

.از قرار معلوم سرشون شلوغه

!منم سرم شلوغه ها.. خدایی

.ا.. الان یکم دارم خستگی در می‌کنم

یه دقیقه.. گرفتی؟

.پس منم برگردم

.همین کارو کن

!هیکیگایا

بله؟

...نه.. هیچی

...هیکیگایا

...بگیرش

!به کسی نگی من این‌جا از کار فرار کرده بودم

.پرنده‌ای که پریده چیزی جای خودش نمی‌ذاره

نکته: tatsu tori ato wo nigosazu .ضرب‌المثل ژاپنی به این معنی که وقتی کسی می‌خواد از یه جایی بره اون‌جا رو تمیز می‌کنه، طوری که انگار اونجا نبوده

.البته این‌طوری هم که می‌گم زیادی دارم قمپز در می‌کنم

واتارو نویسنده واتاری

شد رومانتیککمدی اشتباهی من جوونی

پایان

شد رومانتیککمدی اشتباهی من جوونی

پایان

!پسر.. ما هم داریم سال سومی می‌شیم ها

!هاچیمان.. انگار خوابت میاد

یه چند وقتی هست که همش همین‌طوری، خوبی؟

.خوبم خوبم.. واسه اینه که تا کله‌ی سحر پی‌ای‌اس می‌زدم

.که این‌طور

.ولی نباید از این کارا که واسه سلامتی ضرر داره انجام بدی

!این بازیا هر روز یه ساعت ...تازشم

!یوکینوشیتا سان و یویی‌گاهاما سان از دستت شاکی می‌شن ها

.خـ.. خو چون که کلوب نداریم از این کارا می‌کنم

.اوه.. پس تعطیلین

...یه مدتی آره

..پس کار دیگه‌ای ندارم

.که این‌طور

...توتسوکا

امروز فردا وقت خالی داری؟

!هه؟ شرمنده

...تو تعطیلات کلوب داریم

...ولی شب.. نه مدرسه تنیس رو دارم

...چیزه.. تعطیلی بعدی هم

...تمرین دارم

...نه.. ولی حالا تو این چند روز هم نباشه اشکالی نداره

...خدایی

!اوهوم

...می‌گم خو.. تو هم بیا

...تازگیا کلوب فوتبال افتاده سر دور

هان؟

!چی شد چی شد؟ اتفاقی افتاده؟

بریم؟ ما هم بریم؟

!هاچیمان؟

!داداشی.. قبول شدم

...به سلامتی

...خوشا به حالت.. خدا رو شکر

!واقعا خدا رو شکر

...خدا رو شکر

...واقعا.. واقعنی

!واقعا.. خدا رو شکر

!واقعا خدا رو شکر

...داداشی

!داداشـــی

...خدا رو شـــکر

!تایشی

!آبجی.. آبجی.. تونستم

!داداش.. من تونستم

!یه دفه دیگه داداش صدام کنی خون ـتو می‌ریزم! بم بگو سنپای

!مبارکت باشه و همچنین مبارک همه

راستی تو اصلا کی بودی؟

.خیلی ممنون! کاواساکی تایشی هستم

!چیزه.. هیکیگایا سنپای

!خوشا به حالت.. باشه پس بیا پرتت کنم هوا

این پوزیشن سوبلس آلمانی نیست احیانا؟

.کوماچی.. به مدرسه‌ی قبلیت خبر بده.. بعدشم به خونه

!اوهوم

!کوماچی چان؟

!!یویی ســـــــان

جان؟ از تو بغل من بیشتر گریه نمی‌کنه؟ نکنه خیالاتی شدم؟

.مبارک باشه. خدا رو شکر

!واقعا زحمت کشیدی

!منم یه دنیا خوش‌حالم

.باید به یوکینون هم بگی

.باشه

...اشکا نمی‌ذارن چیزی ببینم

.اوووه.. پس خودم زنگ می‌زنم

.دستتو می‌بوسه

!یوکینـــــــو ســـــان

...سنپای

کمکم می‌کنی؟

.می‌گمت نمی‌شه.. آخه از پروم خوشم نمیاد

.این‌طور گفتی.. ولی از این‌که خواستم بهت تکیه کنم داشتی بال درمیاووردی

رو پیشونیم چیزی نوشته؟

یعنی واقعا می‌خوای اینو جدی جواب بدم؟

!عه؟ چی؟ پشمام

!نکنه عصا قورت دادی؟ نکن نکن

!نکن انصافا.. پشمام ریخت

...گذشته از اینا.. یوکینوشیتا که اونجا کمکت می‌ده

مشکلی پیش اومده؟

...راستیتش سرعت پیشرفتمون خیلی اوکیه

حقیقتش وقتی با هم کار می‌کنیم به این لِوِل .نائل می‌شم که چرا یوکینو سنپای رئیس شورا نیست

!فقط.. اوکی بودن هم انواع مختلفی داره ها

جان؟

...قصدم نصیحت نیست، ولی

!زیادی سر یوکنوشتا تکیه نکنی ها

...هاا...همین قصدو دارم

...اون دختر به طرز احمقانه‌ای کم استقامته و .تا سر حد مرگ از باختن بدش میاد

.گهگداری به طرز غیرمتعارفی به خودش فشار میاره

!عجب

از قبل به ذهن خطیرم خطور کرده بود ...ولی سنپای واقعا

.زیادی مراقب بقیه‌ای

!نه.. همچینم نیست حالا

پس چی بهش می‌گن؟

داداش بزرگه بودن؟

.آره.. شاید همین باشه

پس یعنی واقعا عاشق کوچیک‌تر از خودتی؟

!نه خیرم

...من که شک دارم

حالا چه شک کنی چه نکنی .خواهر کوچیک‌تر که داشته باشی همین می‌شه

...عادت و این چیزا

.پس.. بهتره بی‌خیالش بشی

...ا.. اوهو

آخه دختری نیست که دلش خواسته باشه .به چِش خواهر کوچیکه بهش نیگا بشه

...ا.. ا.. اوهو

سنپای.. خودتم وقتی که به چش داداش بزرگه بهت نیگا بشه، بدت نمیاد؟

نه.. خو چون واقعا برادر بزرگه ام پس .زیاد حس بدی بهم دست نمی‌ده

...اووه.. پسرا شاید این‌طوری باشن

...پس

...سنپای.. بگی نگی شبیه باباهایی

...نه.. خب.. چطور بگم.. همیشه ازت ممنونم و این چیزا

نـــــه؟

!این گزارش برای هاچیمان شوکّی بود عُظما

دَمِیج ـی که تو به من زدی چنگیز به ایران نزد

!با بی‌شرمی تمام انداختیم تو یه کَتِگوری دیگه

!از لحاظ احساسی دقیقا همینی

...«درضمن.. پسرایی که می‌گن «مثل خواهر کوچیکه ـمی

:دو روز بعدش به قصد نظر کردن درمیان می‌گن «دیگه به چشم خواهر بهت نیگا نمی‌کنم»

.تا اینجاشو که مطمئنم

!ووها یوبس شدم

چی می‌گی؟

!خواهر کوچیک‌تر بودن وظیفه‌ای مقدس و مصون از گناهه

خواهشا در افکار شنیع خودت در مورد مفهوم خواهر کوچیک‌تر .تجدید نظر کن، وگرنه نمی‌بخشمت

!عکس‌العملت با اون چیزی که من انتظار داشتم فرق داشت

...به هر حال

.از این به بعد به هر دختری که می‌رسی جار نزن که مثل خواهرمی و این چیزا

...نکنه الان

می‌خوای بگی «دیگه به چشم خواهر نگاهت نمی‌کنم» و روم نظر کنی؟

...الان که الانه یکم تپش قلبم بالا گرفته

!پس بذار تو موقعیت بعدی از اول بگو. شرمنده

.باشه باشه.. فهمستم فهمستم

!نمی‌گم نمی‌گم

چته با اون رفتارت؟

.مثل ندیده‌ها باهام برخورد می‌کنی

!باشه خو

.به هر حال.. منتظر کمکت هستم

...هه؟ عه؟ گفتم که

!آخه من خواهر کوچیکه‌ی تو نیستم ها

!بعد مدرسه تو اتاق شورا منتظرتم ها

!هیکی؟

!هیکیگایا کون؟

.اوه.. ایشیکی ازم خواست

.خب.. اومدم کمک کنم

.عجب.. معذرت دیگه

...آهای.. ایروهاســـو

!سلام علیکی گفتنا

.امروز یکم نیرو کم داشتیم.. حقیقتش به دادمون رسیدی

.ممنون

.نه.. بی‌کار و علاف بودم.. مشکلی نیست

آگهی ؟

یعنی به بقیه گفتین که می‌خواین پروم اجرا کنین؟

.نمی‌دونستم

ها؟ چرا خو؟

.عه؟ آخه هیچ‌جا نگفتین

مگه نه؟

...من که می‌دونستم

هه؟ چرا؟ دستم میندازین؟

!دستت ننداختیم

.«تازشم.. من باید می‌گفتم «چرا؟

...اوه.. راستی

:بفرما.. همین

کمیته‌ی اجرایی پروم؟

.یه اکانت ساختیم و از اونجا اطلاعات رو اعلام می‌کنیم

،توی مدیایی که توی دوره‌ی ما جریان دارن

.احتمالا این موثر‌ترین راه باشه

!هووو.. به سلامتی

عه؟ تو هم داری از این چیزا؟

.تازه شروع کردم

.خیلی به‌درد بخوره

.خیلی راحت می‌تونی کوپن و اطلاعات مغازه‌هایی که دوست داری رو به‌دست بیاری

.مثلا وقتی که بهشون پیام بدی برات عکس می‌فرستند

!بیا... حتم دارم که باش اطلاعات نکوکافه‌ها رو دید می‌زنه

.نکو کافه: کافه‌ای که توش گربه داشته باشه

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left