لومړۍ 200 کرښې.
سلام؟ سلام؟
سلام. میشه با جو مارتی صحبت کنم، لطفاً؟ بفرمایید.
خوشحالم که باهاتون تماس گرفتم برای فروش زنگ زدید؟
من میخوام بدونید که یه معرف برای ویندوز آمریکا تک...
علاقهای ندارم هیچ الزامی برای خرید نیست
ببین، گفتم نه. ما بدون سود ارائه میکنیم...
هی، خدافظ بیشعور.
وای اون اسلحه داره
بخوابید زمین
هی، من رو یادت هست؟
دانیل اه خدای من... لعنتی.
خواهش میکنم نه خواهش میکنم برو به درک.
سلام؟
اینطوری خوبه؟ آره.
مطمئنی راحتی؟ تو نیستی؟
میخوای به اوج برسی؟ لازم نیست بشم. تو میخوای من بشم؟
اگه تو بخوای ولی من اینطوری هم دوست دارم
مایا همونجاست.
اون نگاه نمیکنه میدونم ولی...
سلام من لیزا هستم. و نیت.
و مایا. بیا عسل من.
و ما خانواده فیشر هستیم. پیغامتان رو بگذارید.
سلام لیزا کارول م. اگه اونجایی لطفاً گوشی رو بردار.
نمیدونم دیگه کجا میتونی باشی. هر دو تا ماشینتون توی پارکینگ من
گوش بده من کلوچه میخوام
کلوچه ذرت من به شدت دلم لک زده برای یکم کلوچه ذرت.
لطفاً این الان همون یه ساعت در روزم که کربوهیدرات میخورم
خفه شو!
نادیده گرفتن من رو تمومش کن. براش کلوچه درست نکن.
براش کلوچه درست نکن سلام؟
این خوبه.
دیوید
دیوید یکم زوده.
ببخشید میخواستم فقط بدونم درست میخونم. بعضی از آدما توی همسرایان خیلی خوبند
یکی از اونا با صدای خروس ضبط کرده. صدات عالی.
من حتى دیشب به خواب در رابطه با خوندن دیدم. تو فقط خواب نمیدیدی.
اه خدایا دفعه بعد با مشت بزن بهم. زدم.
یونیفرمت چی شده؟ رفتم به بمرنگ روی درخت بیارم زدم پاره ش کردم.
چرا تو رفتی... این کاری که نگهبانی انجام میده.
ما به مردم کمک میکنیم
من دارم میرم پیتزا گوشت رولتی میخوری؟
شک دارم. منم همینطور.
ولی با دو تا کوپن، عملاً مجانی.
شاید پسرا خوششون بیاد.
من ممکن امشب خونه نباشم. ژاکتت رو بردار.
با خانواده فیشر تماس گرفتید. پیغامتون رو بگزارید.
روث اونجایی؟
سارا م.من فقط میخواستم یه حالی ازت بپرسم.
میدونم یه وقت بدی و خارج از برنامه ست.
فکر کردم ممکن یه روز بخوای یه سر بیای توپانگا.
من میتونم یکم از اونسالادهای سیب زمینی آلمانی خاله مای رو درست کنم، میدونم خوشت میومد
بهم زنگ بزن. خدافظ.
از اون سالاد سیب زمینی خوشت میاد. من ازش متنفرم.
فقط... هرگز فکرشم نمیتونی بکنی
که به مرد دیوونه بیاد توی دفتر شوهرت...
و یهو، اون بمیره.
نه البته که نه.
و بعدش باید به بچه ها هم بگی
ما دو تا دختر داریم.
دوازده سال و ۱۶ سال.
چی میتونم بهشون بگم که آرومشون کنه؟
چی؟
خب تو میتونی...
سلام. خوشحالم که اومدی
نیت ایشون درتی میلن هستن. نیت فیشر.
این شریکم.
من بابت شوهرتون خیلی متأسفم.
میدونم که اینا فقط یه مشت کلمه ست.
ولی ما با هم کمک میکنیم که یه مراسم شایسته برای اون بگیریم.
ممنون.
همه چیز از قبل رسیدگی شده.
کارمون تموم شده. باشه.
بذارید تا ماشین همراهیتون کنم.
من حتی به مجلس رقص دانشگاه م نرفتم اگه کسی هم ازم درخواست میکرد تعجب میکردم.
من با نانسی پولارد بودم اون بوی مرغ سرخ کرده میداد
چرا؟ نمیدونم اینجوری بود.
ما یه بطری شامپاین با دوستم پارکر زدیم...
و بعد از فنسهای مدرسه رفتیم بالا و توی یه ٤ گوشه نشستیم...
و مست شدیمو گفتیم اینم یه گودبای پارتی لعنتی از دبیرستان.
قشنگ. بعدش دو تاییمون زدیم زیر گریه.
چرا؟
نمیدونم.
فکر کنم داشتیم با دوران بچگیمون و یا هرچی خدافظی میکردیم.
فقط غمگین به نظر میرسید.
آره. من از دبیرستان کوفتی متنفر بودم
ولی هنوز زندگیم بوده و همه چیزی که میشناختم بوده.
دیگه تموم شد.
خدایا، دیگه رقت انگیز تر از این نمیتونم بشم. تو رقت انگیز نیستی.
تو فقط احساساتی هستی. خودم میدونم. من خیلی احساساتیم.
نه تو نقص نداری.
چه ساعتی باید پاشی؟
من باید ۳ ساعت دیگه پاشم. هنوز تکلیفم رو انجام ندادم.
تو همش حواسم رو پرت میکنی حواست رو پرت میکنم؟
آره دستام مثل آهن ربا کشیده میشه سمت اونجات.
تکلیفت چیه؟
من باید یه مفهوم مزخرف تئوری رو بخونم و نقد کنم.
اونا قبل از اینکه بذارن به کار باحالی با سفال گری بکنی یه سری کلاسهای خسته کننه برات میذارن
دقیقاً میدونم چه حالی داره.
نه تو نمیدونی برای همین از مدرسه موسیقی زدم بیرون.
تمام چیزی که میخواستم نوشتن یه موزیک خوب بود.
ولی اونا میخواستن که من یه سری چیزایی رو بخونم که هیچ ربطی به هیچی نداشت
اونا رو مغزت کار میکنن. بنابراین تو میشی دقیقاً مثل بقیه.
نذار این کار رو باهات بکنن. تو خیلی با استعدادی.
اینجوری فکر میکنی؟ چیه؟
فکر میکنی به خاطر این ازت خوشم میاد که لطیف ترین پوستی رو داری که من لمس کردم؟
نمیدونم.
تو فوق العاده ای کلیر.
سلام خانم های زیبا. صبح بخیر.
ممنون که اجازه دادید بخوابم.
برادرت بادنجان دوست داره؟ نمیدونم.
فکر کنم.
من برنامه ریختم یه کم ماهی قزل آلا کباب کنیم دیگه نمیدونم چی درست کنم.
امشب؟ آره
میتونیم کنسل کنیم؟ پیشنهاد خودت بود.
میدونم اون موقع جالب به نظر میرسید ولی...
من دیوید رو هر روز سر کار میبینم اینجوری هم نیست که برای یه وقت مفید گذروندن با کیث، بمیرم.
تو میخواستی دیوید مایا رو ببینه
خیلیخب تو راست میگی. همینکار رو میکنیم.
عمو دیوید ت میاد اینجا. باحال نمیشه؟
آره آره.
یه بار دیگه سعی کن. لطفاً.
یه بار دیگه سعی کن.
خوب. مرسی.
لیزا، مراقبی؟ من خیلی حساس م.
هی مایا.
فکر میکنم خیلی داری فرو میکنی نیت، تو خیلی نگرانی
فقط بخاطر اینکه با آدمایی که میمیرند سر و کار داری.
بعضی موقع ها بعد از اینکه گوشش رو تمیز میکنی اون سریع واکنش نشون نمیده
فکر میکنی زخمیش کردم؟ نه.
شاید بعد از اینکه گوشش رو تمیز میکنی یه صداهایی تو گوشش بپیچه
نیت من میدونم که بچه م میشنوه یا نمیشنوه و اون، میتونه بشنوه.
اون آزمایش داده و میتونه بشنوه درست.
بچه ت؟ منظورم این نبود که...
من فقط یه پدرم و کاملاً هم مثل تو متعهدم.
نیت. من دارم سعی میکنم کمک کنم.
باید برم سر کار.
شما با خانواده فیشر تماس گرفتید. لطفاً پیغامتون رو بگذارید.
روث، ملم سارا.
من دیگه مأیوس شدم از اینکه زنگ بزنی
دیگه صادقانه میگم. من داشتم حیله بکار میبردم که بکشونمت اینجا.
بهت نیاز دارم.
من پشتم آسیب دیده و دست تنهام...
تو چیکار کردی؟ از نردبون افتادم پایین.
دکتر رفتی؟ گفته باید توی رختخواب باشم.
اون برام یه مسکن قوی تجویز کرده.
میخوای من چیکار کنم؟
میخوام دارو رو برام بگیری
آدرس داروخانه رو بده.
اه روث میدونستم که میتونم روت حساب کنم
میخوای با هم این کار رو انجام بدیم؟ آره.
من میتونم خودم انجامش بدم دیوید.
مطمئنم که میتونی ولی من و نیت به این رسیدیم که دو نفره باشه مفید تره
چرا؟ یکی از شما بتونه دیر وقت بخوابه؟
و البته ما آگهی مرگ رو هم توی روزنامه میزنیم.
نه
ما میخوایم این کار خصوصی انجام بشه و تا جاییکه ممکن، ساده.
شما این جور چیزا رو توی تلویزیون دیدید...
و بعد پیش خودتون میگید: اه خدای من بیچاره اونا
ولی حالا این داره برای ما اتفاق میفته و ما مجبوریم هر موقع تلویزیون را...
روشن میکنیم ببینیم
ممنون.
ما میدونستیم که دانیل یه پسر پر دردسری بوده...
ولی واقعاً فکر میکردیم داره بهتر میشه
پسر شما همون نیست که تیراندازی کرده؟
چرا. متأسفم.
ما بهیچوجه نمیتونیم... تصور کنیم که شما توی چه وضعی هستید.
ولی شما میتونی راحت باشید ...ما هر کاری که از دستمون بربیاد انجام میدیم
تا به شما در این دوران تاریکی کمک کنیم.
ممنون.
فیشر و پسران هیچ مراسمی رو رد نمیکنن و همینطورهم فیشر و دیاز.
خوب.وقتی درتی میلن داره سر تابوت شوهرش گریه میکنه...
من بهش میگم که در بغلی دارند گل ها را برای کسی که شوهرت رو کشته تزئین میکنن.
سرویسها توی روزهای مختلف برگزار میشن. هیچ کشمکشی نخواهد بود.
بیخیال میدونم که خوشت میاد پول در بیاری ولی این دیگه خیلی ناجور نیست؟
این هیچ ربطی به قضیه نداره
مراسم خاکسپاری برای زنده هاست نه برای مرده ها.
واقعاً؟ من توی یه کتاب این حرف رو خوندم.
فکر میکنی درد آقا و خانم شوالتر، کمتر از درتی میلن؟
شاید به تخمم هم نیاد
اگه اونا بچه شون رو درست بزرگ کرده بودند، کسی رو نمیکشت.
ریکو، تو نمیتونی اونا رو سرزنش کنی چرا میتونم سرزنششون کنم و میکنم
چه خوشت بیاد چه نیاد این شغلته تو باید احساساتت رو بذاری کنار
میخوام جسدش رو بیاری لعنت به تو خودت بیارش
من برای این هیچ کاری نمیکنم
سلام من روث م، خواهر سارا.
اگه ۵ دقیقه زودتر اومده بودید میتونستید استفراغش رو تمیز کنید.
من بتینا م. بفرمائید داخل
سارا، خواهرت اینجا ست.
روث. اه عزیزم، خیلی حالت بده.
بتینا، میشه یه لحظه ما رو تنها بذاری؟
چرا؟ اون خواهرم و میخوایم با هم صحبت کنیم.
چی توی کیف؟
این فقط. یه سری چیز که من ازش خواستم برام بیاره
مرهم لب گیره سر توت فرنگی
نه... بدش به من.
کمکم کن من گروگان گرفته شدم...
دهنت رو ببند وگرنه یه چسب میذارم روش
خدای من چه خبره؟ روث، خواهش میکنم
باید ببرمت توی رختخواب یا اینکه خودت با پای خودت میری؟
هرزه.
No comments yet. Be the first to leave one.