Six Feet Under

Six Feet Under

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Six Feet Under S03E02 You Never Know 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KAIZEN
د لخوا تبصره SubAvaliHa

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
x264
AC3
HD
په خپور شو: 2024-02-06
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫سلام؟ ‫سلام؟

‫سلام. می‌شه با جو مارتی صحبت کنم، لطفاً؟ ‫بفرمایید.

‫خوشحالم که باهاتون تماس گرفتم برای فروش زنگ زدید؟

‫من می‌خوام بدونید که یه معرف برای ویندوز ‫آمریکا تک...

‫علاقه‌ای ندارم ‫هیچ الزامی برای خرید نیست

‫ببین، گفتم نه. ‫ما بدون سود ارائه می‌کنیم...

‫هی، خدافظ بی‌شعور.

‫وای اون اسلحه داره

‫بخوابید زمین

‫هی، من رو یادت هست؟

‫دانیل اه خدای من... لعنتی.

‫خواهش میکنم نه خواهش میکنم ‫برو به درک.

‫سلام؟

‫اینطوری خوبه؟ ‫آره.

‫مطمئنی راحتی؟ ‫تو نیستی؟

‫میخوای به اوج برسی؟ ‫لازم نیست بشم. تو میخوای من بشم؟

‫اگه تو بخوای ولی من اینطوری هم دوست دارم

‫مایا همونجاست.

‫اون نگاه نمیکنه ‫میدونم ولی...

‫سلام من لیزا هستم. و نیت.

‫و مایا. ‫بیا عسل من.

‫و ما خانواده فیشر هستیم. ‫پیغامتان رو بگذارید.

‫سلام لیزا کارول م. ‫اگه اونجایی لطفاً گوشی رو بردار.

‫نمیدونم دیگه کجا میتونی باشی. ‫هر دو تا ماشینتون توی پارکینگ من

‫گوش بده من کلوچه میخوام

‫کلوچه ذرت من به شدت دلم لک زده برای ‫یکم کلوچه ذرت.

‫لطفاً این الان همون یه ساعت در روزم که ‫کربوهیدرات میخورم

‫خفه شو!

‫نادیده گرفتن من رو تمومش کن. ‫براش کلوچه درست نکن.

‫براش کلوچه درست نکن ‫سلام؟

‫این خوبه.

‫دیوید

‫دیوید ‫یکم زوده.

‫ببخشید میخواستم فقط بدونم درست میخونم. بعضی از آدما توی همسرایان خیلی خوبند

‫یکی از اونا با صدای خروس ضبط کرده. ‫صدات عالی.

‫من حتى دیشب به خواب در رابطه با خوندن دیدم. ‫تو فقط خواب نمیدیدی.

‫اه خدایا دفعه بعد با مشت بزن بهم. ‫زدم.

‫یونیفرمت چی شده؟ ‫رفتم به بمرنگ روی درخت بیارم زدم پاره ش کردم.

‫چرا تو رفتی... ‫این کاری که نگهبانی انجام میده.

‫ما به مردم کمک میکنیم

‫من دارم میرم ‫پیتزا گوشت رولتی میخوری؟

‫شک دارم. ‫منم همینطور.

‫ولی با دو تا کوپن، عملاً مجانی.

‫شاید پسرا خوششون بیاد.

‫من ممکن امشب خونه نباشم. ‫ژاکتت رو بردار.

‫با خانواده فیشر تماس گرفتید. ‫پیغامتون رو بگزارید.

‫روث اونجایی؟

‫سارا م.من فقط میخواستم یه حالی ازت ‫بپرسم.

‫میدونم یه وقت بدی و خارج از برنامه ست.

‫فکر کردم ممکن یه روز بخوای یه سر بیای ‫توپانگا.

‫من میتونم یکم از اونسالادهای سیب زمینی آلمانی خاله مای رو درست کنم، میدونم خوشت میومد

‫بهم زنگ بزن. ‫خدافظ.

‫از اون سالاد سیب زمینی خوشت میاد. ‫من ازش متنفرم.

‫فقط... هرگز فکرشم نمیتونی بکنی

‫که به مرد دیوونه بیاد توی دفتر شوهرت...

‫و یهو، اون بمیره.

‫نه البته که نه.

‫و بعدش باید به بچه ها هم بگی

‫ما دو تا دختر داریم.

‫دوازده سال و ۱۶ سال.

‫چی میتونم بهشون بگم که آرومشون کنه؟

‫چی؟

‫خب تو میتونی...

‫سلام. ‫خوشحالم که اومدی

‫نیت ایشون درتی میلن هستن. ‫نیت فیشر.

‫این شریکم.

‫من بابت شوهرتون خیلی متأسفم.

‫میدونم که اینا فقط یه مشت کلمه ست.

‫ولی ما با هم کمک میکنیم که یه مراسم ‫شایسته برای اون بگیریم.

‫ممنون.

‫همه چیز از قبل رسیدگی شده.

‫کارمون تموم شده. ‫باشه.

‫بذارید تا ماشین همراهیتون کنم.

‫من حتی به مجلس رقص دانشگاه م نرفتم ‫اگه کسی هم ازم درخواست میکرد تعجب میکردم.

‫من با نانسی پولارد بودم ‫اون بوی مرغ سرخ کرده میداد

‫چرا؟ ‫نمیدونم اینجوری بود.

‫ما یه بطری شامپاین با دوستم پارکر زدیم...

‫و بعد از فنسهای مدرسه رفتیم بالا و توی ‫یه ٤ گوشه نشستیم...

‫و مست شدیمو گفتیم اینم یه گودبای پارتی لعنتی ‫از دبیرستان.

‫قشنگ. ‫بعدش دو تاییمون زدیم زیر گریه.

‫چرا؟

‫نمیدونم.

‫فکر کنم داشتیم با دوران بچگیمون و یا هرچی ‫خدافظی میکردیم.

‫فقط غمگین به نظر میرسید.

‫آره. ‫من از دبیرستان کوفتی متنفر بودم

‫ولی هنوز زندگیم بوده و همه چیزی که ‫میشناختم بوده.

‫دیگه تموم شد.

‫خدایا، دیگه رقت انگیز تر از این نمیتونم بشم. ‫تو رقت انگیز نیستی.

‫تو فقط احساساتی هستی. ‫خودم میدونم. من خیلی احساساتیم.

‫نه تو نقص نداری.

‫چه ساعتی باید پاشی؟

‫من باید ۳ ساعت دیگه پاشم. ‫هنوز تکلیفم رو انجام ندادم.

‫تو همش حواسم رو پرت میکنی ‫حواست رو پرت میکنم؟

‫آره دستام مثل آهن ربا کشیده میشه ‫سمت اونجات.

‫تکلیفت چیه؟

‫من باید یه مفهوم مزخرف تئوری رو بخونم ‫و نقد کنم.

‫اونا قبل از اینکه بذارن به کار باحالی با سفال گری بکنی یه سری کلاس‌های خسته کننه برات میذارن

‫دقیقاً میدونم چه حالی داره.

‫نه تو نمیدونی ‫برای همین از مدرسه موسیقی زدم بیرون.

‫تمام چیزی که میخواستم نوشتن یه موزیک ‫خوب بود.

‫ولی اونا میخواستن که من یه سری چیزایی رو بخونم که هیچ ربطی به هیچی نداشت

‫اونا رو مغزت کار میکنن. بنابراین تو میشی ‫دقیقاً مثل بقیه.

‫نذار این کار رو باهات بکنن. ‫تو خیلی با استعدادی.

‫اینجوری فکر میکنی؟ ‫چیه؟

‫فکر میکنی به خاطر این ازت خوشم میاد که ‫لطیف ترین پوستی رو داری که من لمس کردم؟

‫نمیدونم.

‫تو فوق العاده ای کلیر.

‫سلام خانم های زیبا. صبح بخیر.

‫ممنون که اجازه دادید بخوابم.

‫برادرت بادنجان دوست داره؟ ‫نمیدونم.

‫فکر کنم.

‫من برنامه ریختم یه کم ماهی قزل آلا کباب کنیم ‫دیگه نمیدونم چی درست کنم.

‫امشب؟ آره

‫میتونیم کنسل کنیم؟ ‫پیشنهاد خودت بود.

‫میدونم اون موقع جالب به نظر میرسید ولی...

‫من دیوید رو هر روز سر کار میبینم اینجوری هم ‫نیست که برای یه وقت مفید گذروندن با کیث، بمیرم.

‫تو میخواستی دیوید مایا رو ببینه

‫خیلی‌خب تو راست میگی. ‫همینکار رو میکنیم.

‫عمو دیوید ت میاد اینجا. ‫باحال نمیشه؟

‫آره آره.

‫یه بار دیگه سعی کن. ‫لطفاً.

‫یه بار دیگه سعی کن.

‫خوب. ‫مرسی.

‫لیزا، مراقبی؟ ‫من خیلی حساس م.

‫هی مایا.

‫فکر میکنم خیلی داری فرو میکنی ‫نیت، تو خیلی نگرانی

‫فقط بخاطر اینکه با آدمایی که میمیرند سر و ‫کار داری.

‫بعضی موقع ها بعد از اینکه گوشش رو تمیز میکنی اون سریع واکنش نشون نمیده

‫فکر میکنی زخمیش کردم؟ ‫نه.

‫شاید بعد از اینکه گوشش رو تمیز میکنی یه ‫صداهایی تو گوشش بپیچه

‫نیت من میدونم که بچه م میشنوه یا نمیشنوه و ‫اون، میتونه بشنوه.

‫اون آزمایش داده و میتونه بشنوه ‫درست.

‫بچه ت؟ ‫منظورم این نبود که...

‫من فقط یه پدرم و کاملاً هم مثل تو متعهدم.

‫نیت. ‫من دارم سعی میکنم کمک کنم.

‫باید برم سر کار.

‫شما با خانواده فیشر تماس گرفتید. ‫لطفاً پیغامتون رو بگذارید.

‫روث، ملم سارا.

‫من دیگه مأیوس شدم از اینکه زنگ بزنی

‫دیگه صادقانه میگم. ‫من داشتم حیله بکار میبردم که بکشونمت اینجا.

‫بهت نیاز دارم.

‫من پشتم آسیب دیده و دست تنهام...

‫تو چی‌کار کردی؟ ‫از نردبون افتادم پایین.

‫دکتر رفتی؟ ‫گفته باید توی رختخواب باشم.

‫اون برام یه مسکن قوی تجویز کرده.

‫میخوای من چی‌کار کنم؟

‫میخوام دارو رو برام بگیری

‫آدرس داروخانه رو بده.

‫اه روث میدونستم که میتونم روت حساب کنم

‫میخوای با هم این کار رو انجام بدیم؟ ‫آره.

‫من میتونم خودم انجامش بدم دیوید.

‫مطمئنم که میتونی ولی من و نیت به این رسیدیم ‫که دو نفره باشه مفید تره

‫چرا؟ یکی از شما بتونه دیر وقت بخوابه؟

‫و البته ما آگهی مرگ رو هم توی روزنامه ‫میزنیم.

نه

‫ما میخوایم این کار خصوصی انجام بشه و تا ‫جاییکه ممکن، ساده.

‫شما این جور چیزا رو توی تلویزیون دیدید...

‫و بعد پیش خودتون میگید: ‫اه خدای من بیچاره اونا

‫ولی حالا این داره برای ما اتفاق میفته و ما ‫مجبوریم هر موقع تلویزیون را...

‫روشن میکنیم ببینیم

‫ممنون.

‫ما میدونستیم که دانیل یه پسر پر دردسری بوده...

‫ولی واقعاً فکر میکردیم داره بهتر میشه

‫پسر شما همون نیست که تیراندازی کرده؟

‫چرا. ‫متأسفم.

‫ما بهیچوجه نمیتونیم... ‫تصور کنیم که شما توی چه وضعی هستید.

‫ولی شما میتونی راحت باشید ...ما هر کاری که از دستمون بربیاد انجام میدیم

‫تا به شما در این دوران تاریکی کمک کنیم.

‫ممنون.

‫فیشر و پسران هیچ مراسمی رو رد نمیکنن و ‫همینطورهم فیشر و دیاز.

‫خوب.وقتی درتی میلن داره سر تابوت ‫شوهرش گریه میکنه...

‫من بهش میگم که در بغلی دارند گل ها را ‫برای کسی که شوهرت رو کشته تزئین میکنن.

‫سرویسها توی روزهای مختلف برگزار میشن. ‫هیچ کشمکشی نخواهد بود.

‫بیخیال میدونم که خوشت میاد پول در بیاری ‫ولی این دیگه خیلی ناجور نیست؟

‫این هیچ ربطی به قضیه نداره

‫مراسم خاکسپاری برای زنده هاست نه برای ‫مرده ها.

‫واقعاً؟ ‫من توی یه کتاب این حرف رو خوندم.

‫فکر میکنی درد آقا و خانم شوالتر، کمتر از ‫درتی میلن؟

‫شاید به تخمم هم نیاد

‫اگه اونا بچه شون رو درست بزرگ کرده ‫بودند، کسی رو نمیکشت.

‫ریکو، تو نمیتونی اونا رو سرزنش کنی چرا میتونم سرزنششون کنم و میکنم

‫چه خوشت بیاد چه نیاد این شغلته تو باید احساساتت رو بذاری کنار

‫میخوام جسدش رو بیاری ‫لعنت به تو خودت بیارش

‫من برای این هیچ کاری نمیکنم

‫سلام من روث م، خواهر سارا.

‫اگه ۵ دقیقه زودتر اومده بودید میتونستید ‫استفراغش رو تمیز کنید.

‫من بتینا م. بفرمائید داخل

‫سارا، خواهرت اینجا ست.

‫روث. ‫اه عزیزم، خیلی حالت بده.

‫بتینا، میشه یه لحظه ما رو تنها بذاری؟

‫چرا؟ ‫اون خواهرم و میخوایم با هم صحبت کنیم.

‫چی توی کیف؟

‫این فقط. ‫یه سری چیز که من ازش خواستم برام بیاره

‫مرهم لب گیره سر توت فرنگی

‫نه... ‫بدش به من.

‫کمکم کن من گروگان گرفته شدم...

‫دهنت رو ببند وگرنه یه چسب میذارم روش

‫خدای من چه خبره؟ روث، خواهش میکنم

‫باید ببرمت توی رختخواب یا اینکه خودت ‫با پای خودت میری؟

‫هرزه.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left