لومړۍ 200 کرښې.
من دوست دارم
اون دوست دارد
تو دوست داری
ما دوست داریم
- ی بار دیگه بث - ما دوست داریم
خوبه
ی بار دیگه
هی. اسمت چی بود؟
اسمش بث هست، نیمراد (نمرود)
اها. خب بث نیمراد، کار خاصی داری؟
منظورم همین الان
تو همون شطرنجبازی
درسته
قهرمان زنانۀ امریکا؟
شبهقهرمان ردۀ آزاد آمریکا
هیجانانگیز بنظر میاد
به گمونم اینطوریه
- بازی میکنی؟ - نه زیادی فکریه
- ولی خیلی مونوپولی بازی میکنم - هیچوقت اون بازی رو نکردم
نکن. تو رو بردۀ سرمایهگرایی میکنه
من هنوزم دلم میخواد پول بدست بیارم
خب، اگه بردۀ سرمایهگرایی هستی، چرا کلاسهای زبان روسی گرفتی؟
میخوام که داستایوفسکی رو به زبان اصلی بخونم
«تو واقعا از شکل بدنم خوشت میاد»؟
من مستم. نباید با یک لغت دیگه صحبت کنم
فکر کنم باید به خونمون زنگ بزنم
تلفن توی اتاق خوابه، از آشپزخونه باید رد شی
ممنونم
الو؟
سلام، میخواستم بهت بگم که پیش یکسری از دوستامم
از کلاس زبان روسی
برو بخواب. خودم کلید دارم
گفتی که داری با شاگردهای دانشگاه جشن میگیری؟
اره
خیلیخب
فقط حواست به دخانیاتی که میکشی باشه، عزیزم
باشه
صبح میبینمت
تا حالا کسی بود که ملاقات کردی و دلت میخواست که...
رخهاتو باهاش مبادله کنی؟
خدایا
اون چیز بنفشی که داره میسوزه چیه؟
خودت بم بگو
چقدر دیگه مونده؟
نزدیکه که ٖآبم بیاد
ببخشید ولی واقعا مستم
اره منم
همگی رفتن به سینسیناتی تا یک فیلمی رو ببینن
هرچقدر دلت میخواد بمون
ی زنگی میزدی
ببخشید. نمیخواستم بیدارت کنم
- اصلا برام مهم نبود - بههرحال، حالم خوبه
من میخوام برم سینسیناتی
تا یک فیلمو ببینم
بنابراین امشب هم نمیام خونه
دوشنبه بعد مدرسه میام خونه
تو همراه یک پسری؟
دیشب بودم
وای بث
من اوکیام
وقت خوبی داشتم
خب، شطرنج تنها چیز توی زندگی نیست
- اخه... - حامله نمیشم
خیلیا اینو میگن
الیزابث هارمن
تبریک میگم
خیلی بهت افتخار میکنم
خیلیخب بازش کن
برندش «بالووا» هست
عالیه
ممنونم
خب
فکر کنم قراره به یکی دوتا جشن فارغالتحصیلی بری
نه
دو هفته دیگه میریم مکزیک
بعدش به مسابقات قهرمانی آمریکا
و بعدش رمی-والون
توی پاریس
پاریس؟
اونا دعوتم کردن
پاریس
خدای من!
اتفاقا داره میفته
- یک آبجوی دیگه لطفا - بله
- داری چی میخونی؟ - تحلیلات ساختار سربازها
جالب بهنظر میاد
هست
بث؟
یک اعتراف دارم
میدونی که رفیق قلمی یعنی چی؟
یک فردی که باهاش برا همدیگه نامه میفرستید
اره دقیقا
- اینم از آبجوی شما، خانم ویتلی - ممنونم
خب
وقتی که توی دبیرستان بودم، کلاس اسپانیایی من یک لیست از
پسرانی که توی مکزیک هستن و داشتن انگلیسی مطالعه میکردن
یکیو انتخاب کردم و دربارۀ خودم یک نامه براش فرستادم
برای مدت زیادی برای همدیگه نامه مینوشتیم حتی وقتی که با آلستون ازدواج کرده بودم
برای همدیگه عکس میفرستادیم
اسمش «منول» هست
مارو توی فرودگاه ملاقات میکنه
تا قبل از این باهاش ملاقات کردی؟
هیچوقت
بزار بت بگم، واقعا هیجانزدهام
دلیل اینکه میخواستی زودتر به مکزیک بیای، همین مرد بود؟
فکر کنم
هر فرد معروف در تاریخ لاتینی-آمریکایی
توی عرصۀ هنر یا سیاست، ی سَری به مکزیک زد
دلیلشو میفهمم
- دوستداشتنیه - اره
خوشم میاد که بگم توی مکزیک بدنیا اومدم
ولی من از مکزیکو سیتیام
بث؟
تازه اومدی؟
چند روز پیش رسیدم
- فکر کردم دیگه مسابقات شرکت نمیکنید - من که نمیکنم. ولی مایک هنوزم دلش میخواد ببازه
- اره. - مامانت یک دوست جدید داره
اون امروز صبح ساعت سه اومد، روز قبلش هم ساعت دو و نیم
اون یک ماشین «دُج» داره که بنظر میاد همیشه در دسترس مادرمه
و این هفته هم هر روز ناهار و شام داشتن
کاملا مطمئنم که باهم سکس میکنن
اولش فکر کردم به خاطر ارتفاعه
۲۲۴۰ متر
خدای من، در ی حدیه که آدم رو گیج میکنه
ولی الان فکر میکنم به خاطر فرهنگه
هیچ نشونهای از اصول اخلاقی پروتستانی توی مکزیک وجود نداره
همشون کاتولیکهای لاتینی هستن
و اونا همشون در لحظه زندگی میکنند
واقعا نباید اینقدر آلن واتز بخونی
آزاردهندس
قبل از اینکه بیرون برم ی مارگاریتا میخورم
میشه یکیو درخواست بدی عزیزم؟
- پذیرش - بله. امکانش هست یک مارگاریتا و یک نوشابه داشته باشیم؟
- شمارۀ اتاق؟ - ۷۱۳
- بهزودی میاریم - بله ممنونم
میدونی که میتونی به «فولکلوریکو» باهامون بیای
میدونم که لباسا به تنهایی مثل قیمت پذیرشه
- عجب روز قشنگیه - دیروز و پریروز داشت بارون میومد
واقعا؟
دقت نکردم
مسابقه فردا شروع میشه. باید روی این آخر بازیها کار کنم
میدونی بث، شاید باید روی خودت کار کنی
شطرنج همهچیز نیست
چیزیه که میدونم
از تجربۀ من اینو فهمیدم که چیزی که تو میدونی ، همیشه اون چیزی که مهمه ، نیست
و چی مهمه؟
زندگی و رشد کردن
اینکه زندگیتو بکنی
- با یک فروشندۀ شلختۀ مکزیکی - به خودت برسی. ماجراجویی
تو حتی «بلسآرتس» رو ندیدی، یا حتی پارک «چاپلتپک» رو
باغوحش اونجا دلپذیره
کل غذاهاتو توی این اتاق میخوری
و سرتو کردی تو ی کتاب شطرنج
نباید روز قبل از مسابقه رو استراحت کنی؟
به یک چیز دیگهای بهغیر از شطرنج فکر کنی؟
مامان
فردا ساعت ده، با مهرههای سیاه جلوی «اوکتاویو مارنکو» بازی میکنم
این یعنی ، خودش اول حرکت میکنه
اره. میدونم که بازی با مهرههای سیاه یعنی چی
اون ۳۴ سالشه و یک گرندمستر بینالمللیه
اگه ببازم، هزینۀ این سفر
این ماجراجویی رو
با جیب خودمون باید بدیم
اگه ببرم، بعدازظهر با یکی بهتر از مارنکو بازی میکنم
باید آخربازیهام رو مطالعه کنم
تو یک بازیکن شهودی هستی همونطور که میگن ، مگه نه؟
اره قبلا اینطوری بهم میگفتن
بعضی وقتا حرکات ، خودشون میان سمتم
من دقت کردم حرکاتی که بیشتر تحسینشون میکنن
هموناییان که سریع انجامشون میدی
و یک نگاه خاصی توی صورتت هست
بصیرت توی کتابا پیدا نمیشه
فکر کنم تو فقط از منول زیاد خوشت نمیاد
منول اوکیه
ولی اون که نمیاد تا منو ببینه
ربطی نداره
تو باید استراحت کنی
هیچ بازیکنی به استعداد تو نمیرسه
هیچ ایدهای ندارم که یک فرد چه امکاناتی لازم داره
تا خوب شطرنج بازی کنه
ولی من مطمئنم که استراحت ، بهترشون میکنه
- یک آبجوی کرونا لطفا - حتما
مردمی مثل تو، زندگی سختی دارن
دو سمت یک سکه
تو استعدادتو داری
و بهاشو هم داری
نمیشه گفت که بهاش برای تو چی خواهد بود
تو معروف خواهی شد، ولی تا چقدر؟
تو خیلی خشم داخل خودت داری
باید محتاط باشی
آبجو؟
بیا بازی کنیم
گوه توش
میتونی چراغارو روشن کنی، الان بیدارم
ببخشید
بنظر میاد ویروس گرفتم
نمیدونم اگه بتونم بازیتو توی صبح ببینم
مشکلی نیست
میشه همشو برام تعریف کنی؟
حتما
No comments yet. Be the first to leave one.