The Queen's Gambit - First Season

The Queen's Gambit - First Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Queens Gambit S01E04 720p WEB farsi
د لخوا تبصره MMDREXA

تګونه

web
720p
720
په خپور شو: 2023-10-19
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫من دوست دارم

‫اون دوست دارد

‫تو دوست داری

‫ما دوست داریم

‫- ی بار دیگه بث ‫- ما دوست داریم

‫خوبه

‫ی بار دیگه

‫هی. اسمت چی بود؟

‫اسمش بث هست، نیمراد (نمرود)

‫اها. خب بث نیمراد، کار خاصی داری؟

‫منظورم همین الان

‫تو همون شطرنج‌بازی

‫درسته

‫قهرمان زنانۀ امریکا؟

‫شبه‌قهرمان ردۀ آزاد آمریکا

‫هیجان‌انگیز بنظر میاد

‫به گمونم اینطوریه

‫- بازی میکنی؟ ‫- نه زیادی فکریه

‫- ولی خیلی مونوپولی بازی میکنم ‫- هیچوقت اون بازی رو نکردم

‫نکن. ‫تو رو بردۀ سرمایه‌گرایی میکنه

‫من هنوزم دلم میخواد پول بدست بیارم

‫خب، اگه بردۀ سرمایه‌گرایی هستی، چرا کلاس‌های زبان روسی گرفتی؟

‫میخوام که داستایوفسکی رو به زبان اصلی بخونم

‫«تو واقعا از شکل بدنم خوشت میاد»؟

‫من مستم. نباید با یک لغت دیگه صحبت کنم

‫فکر کنم باید به خونمون زنگ بزنم

‫تلفن توی اتاق خوابه، از آشپزخونه باید رد شی

‫ممنونم

‫الو؟

‫سلام، میخواستم بهت بگم که پیش یک‌سری از دوستامم

‫از کلاس زبان روسی

‫برو بخواب. خودم کلید دارم

‫گفتی که داری با شاگردهای دانشگاه جشن میگیری؟

‫اره

‫خیلی‌خب

‫فقط حواست به دخانیاتی که میکشی باشه، عزیزم

‫باشه

‫صبح میبینمت

‫تا حالا کسی بود که ملاقات کردی و دلت میخواست که...

‫رخ‌هاتو باهاش مبادله کنی؟

‫خدایا

‫اون چیز بنفشی که داره میسوزه چیه؟

‫خودت بم بگو

‫چقدر دیگه مونده؟

‫نزدیکه که ٖآبم بیاد

‫ببخشید ولی واقعا مستم

‫اره منم

‫همگی رفتن به سینسیناتی تا یک فیلمی رو ببینن

‫هرچقدر دلت میخواد بمون

‫ی زنگی میزدی

‫ببخشید. نمیخواستم بیدارت کنم

‫- اصلا برام مهم نبود ‫- به‌هرحال، حالم خوبه

‫من میخوام برم سینسیناتی

‫تا یک فیلمو ببینم

‫بنابراین امشب هم نمیام خونه

‫دوشنبه بعد مدرسه میام خونه

‫تو همراه یک پسری؟

‫دیشب بودم

‫وای بث

‫من اوکی‌ام

‫وقت خوبی داشتم

‫خب، شطرنج تنها چیز توی زندگی نیست

‫- اخه... ‫- حامله نمیشم

‫خیلیا اینو میگن

‫الیزابث هارمن

‫تبریک میگم

‫خیلی بهت افتخار میکنم

‫خیلی‌خب بازش کن

‫برندش «بالووا» هست

‫عالیه

‫ممنونم

‫خب

‫فکر کنم قراره به یکی دوتا جشن فارغ‌التحصیلی بری

‫نه

‫دو هفته دیگه میریم مکزیک

‫بعدش به مسابقات قهرمانی آمریکا

‫و بعدش رمی-والون

‫توی پاریس

‫پاریس؟

‫اونا دعوتم کردن

‫پاریس

‫خدای من!

‫اتفاقا داره میفته

‫- یک آبجوی دیگه لطفا ‫- بله

‫- داری چی میخونی؟ ‫- تحلیلات ساختار سربازها

‫جالب به‌نظر میاد

‫هست

‫بث؟

‫یک اعتراف دارم

‫میدونی که رفیق قلمی یعنی چی؟

‫یک فردی که باهاش برا همدیگه نامه میفرستید

‫اره دقیقا

‫- اینم از آبجوی شما، خانم ویتلی ‫- ممنونم

‫خب

‫وقتی که توی دبیرستان بودم، کلاس اسپانیایی من یک لیست از

‫پسرانی که توی مکزیک هستن و داشتن انگلیسی مطالعه میکردن

‫یکیو انتخاب کردم و دربارۀ خودم یک نامه براش فرستادم

‫برای مدت زیادی برای همدیگه نامه می‌نوشتیم ‫حتی وقتی که با آلستون ازدواج کرده بودم

‫برای همدیگه عکس میفرستادیم

‫اسمش «منول» هست

‫مارو توی فرودگاه ملاقات میکنه

‫تا قبل از این باهاش ملاقات کردی؟

‫هیچوقت

‫بزار بت بگم، واقعا هیجان‌زده‌ام

‫دلیل اینکه میخواستی زودتر به مکزیک بیای، همین مرد بود؟

‫فکر کنم

‫هر فرد معروف در تاریخ لاتینی-آمریکایی

‫توی عرصۀ هنر یا سیاست، ی سَری به مکزیک زد

‫دلیلشو میفهمم

‫- دوست‌داشتنیه ‫- اره

‫خوشم میاد که بگم توی مکزیک بدنیا اومدم

‫ولی من از مکزیکو سیتی‌ام

‫بث؟

‫تازه اومدی؟

‫چند روز پیش رسیدم

‫- فکر کردم دیگه مسابقات شرکت نمیکنید ‫- من که نمیکنم. ولی مایک هنوزم دلش میخواد ببازه

‫- اره. ‫- مامانت یک دوست جدید داره

‫اون امروز صبح ساعت سه اومد، روز قبلش هم ساعت دو و نیم

‫اون یک ماشین «دُج» داره که بنظر میاد همیشه در دسترس مادرمه

‫و این هفته هم هر روز ناهار و شام داشتن

‫کاملا مطمئنم که باهم سکس میکنن

‫اولش فکر کردم به خاطر ارتفاعه

‫۲۲۴۰ متر

‫خدای من، در ی حدیه که آدم رو گیج میکنه

‫ولی الان فکر میکنم به خاطر فرهنگه

‫هیچ نشونه‌ای از اصول اخلاقی پروتستانی توی مکزیک وجود نداره

‫همشون کاتولیک‌های لاتینی هستن

‫و اونا همشون در لحظه زندگی میکنند

‫واقعا نباید اینقدر آلن واتز بخونی

‫آزاردهندس

‫قبل از اینکه بیرون برم ی مارگاریتا میخورم

‫میشه یکیو درخواست بدی عزیزم؟

‫- پذیرش ‫- بله. امکانش هست یک مارگاریتا و یک نوشابه داشته باشیم؟

‫- شمارۀ اتاق؟ ‫- ۷۱۳

‫- به‌زودی میاریم ‫- بله ممنونم

‫میدونی که میتونی به «فولکلوریکو» باهامون بیای

‫میدونم که لباسا به تنهایی مثل قیمت پذیرشه

‫- عجب روز قشنگیه ‫- دیروز و پریروز داشت بارون میومد

‫واقعا؟

‫دقت نکردم

‫مسابقه فردا شروع میشه. باید روی این آخر باز‌ی‌ها کار کنم

‫میدونی بث، شاید باید روی خودت کار کنی

‫شطرنج همه‌چیز نیست

‫چیزیه که میدونم

‫از تجربۀ من اینو فهمیدم که چیزی که تو میدونی ، همیشه اون چیزی که مهمه ، نیست

‫و چی مهمه؟

‫زندگی و رشد کردن

‫اینکه زندگیتو بکنی

‫- با یک فروشندۀ شلختۀ مکزیکی ‫- به خودت برسی. ماجراجویی

‫تو حتی «بلس‌آرتس» رو ندیدی، یا حتی پارک «چاپلتپک» رو

‫باغ‌وحش اونجا دلپذیره

‫کل غذاهاتو توی این اتاق میخوری

‫و سرتو کردی تو ی کتاب شطرنج

‫نباید روز قبل از مسابقه رو استراحت کنی؟

‫به یک چیز دیگه‌ای به‌غیر از شطرنج فکر کنی؟

‫مامان

‫فردا ساعت ده، با مهره‌های سیاه جلوی «اوکتاویو مارنکو» بازی میکنم

‫این یعنی ، خودش اول حرکت میکنه

‫اره. میدونم که بازی با مهره‌های سیاه یعنی چی

‫اون ۳۴ سالشه و یک گرندمستر بین‌المللیه

‫اگه ببازم، هزینۀ این سفر

‫این ماجراجویی رو

‫با جیب خودمون باید بدیم

‫اگه ببرم، بعدازظهر با یکی بهتر از مارنکو بازی میکنم

‫باید آخربازی‌هام رو مطالعه کنم

‫تو یک بازیکن شهودی هستی همونطور که میگن ، مگه نه؟

‫اره قبلا اینطوری بهم میگفتن

‫بعضی وقتا حرکات ، خودشون میان سمتم

‫من دقت کردم حرکاتی که بیشتر تحسینشون میکنن

‫همونایی‌ان که سریع انجامشون میدی

‫و یک نگاه خاصی توی صورتت هست

‫بصیرت توی کتابا پیدا نمیشه

‫فکر کنم تو فقط از منول زیاد خوشت نمیاد

‫منول اوکیه

‫ولی اون که نمیاد تا منو ببینه

‫ربطی نداره

‫تو باید استراحت کنی

‫هیچ بازیکنی به استعداد تو نمیرسه

‫هیچ ایده‌ای ندارم که یک فرد چه امکاناتی لازم داره

‫تا خوب شطرنج بازی کنه

‫ولی من مطمئنم که استراحت ، بهترشون میکنه

‫- یک آبجوی کرونا لطفا ‫- حتما

‫مردمی مثل تو، زندگی سختی دارن

‫دو سمت یک سکه

‫تو استعدادتو داری

‫و بهاشو هم داری

‫نمیشه گفت که بهاش برای تو چی خواهد بود

‫تو معروف خواهی شد، ولی تا چقدر؟

‫تو خیلی خشم داخل خودت داری

‫باید محتاط باشی

‫آبجو؟

‫بیا بازی کنیم

‫گوه توش

‫میتونی چراغارو روشن کنی، الان بیدارم

‫ببخشید

‫بنظر میاد ویروس گرفتم

‫نمیدونم اگه بتونم بازیتو توی صبح ببینم

‫مشکلی نیست

‫میشه همشو برام تعریف کنی؟

‫حتما

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left