لومړۍ 200 کرښې.
ارائهای از وبسایت والا مووی
یه گروه مرد هستن به اسم "فِرم".
خیلی وقته که همه چیزو اداره میکنن.
و وقتی کسی رو میخوان که کثافتکاریهاشونو پاک کنه،
...منو میفرستن.
برو کلاه ایمنیتو بردار. میخوایم بریم مغازه.
خیلی خوشگل به نظر میای نیت.
- سم. - ناتان.
- کجایی؟ - خونه. مشغول دوخت و دوز.
سر شام میبینمت.
چرا؟
چقدر تو دردسر افتادم؟
یه اسکوپ بیشتر برای مشتری محبوبم.
ممنون، رز.
برای مشتری محبوبم یه اسکوپ بیشتر گذاشتم.
- مرسی رز، - مطمئنم خیلی دیر نمیکنه.
معلومه مادر منو خوب نمیشناسی.
هی غریبه.
- میتونم بارتو سبک کنم؟ - امروز همراهم نیاوردم رز.
هر چیزی یه بار اول داره. اون اون جاست.
ممنون که حواست بهش بود.
گفتی نیم ساعته میای.
چند دقیقه دیر کردم.
سه ساعت.
خونریزی داری.
یه روز معمولی تو محل کار! آوردیش؟
آنا مِی خوب سلیقهای داره.
- پره. - دختر خوب.
گوش کن... من باید یه مدتی ناپدید بشم.
- پس من هم باهات میام. - نمیتونی. نه این بار.
ناتان به زودی میاد. در نبود من ازت مراقبت میکنه.
- نمیخوام با ناتان برم. - این کارو به خاطر خودت میکنم.
با آنا مِی و بقیه میمونم کتابخونه.
زیادی خطرناکه.
اینجا چه خبره؟
پیچیدست.
بهم بگو.
من دیگه بچه نیستم.
نه نیستی.
میلکشیکتو نخوردی.
نمیخواستم بدون تو بخورم.
کی برمیگردی؟
باید سریع یه زنگ بزنم.
همینجا بمون.
شب بخیر، آقایون. میتونم بارتونو سبک کنم؟
- گمشو. - هی.
سلام دختر کوچولو.
مامان میگه اجازه ندارم با غریبهها صحبت کنم.
این "مامان" خیلی شبیه توئه.
فقط بزرگتر و چاقوکشتره.
بدنش آلوده به خون پدر منه.
ازت خوشم نمیاد.
بازی بسه.
اون کجاست؟
برو خوک ببوس!
بهم بگو اون کجاست.
چشماتو ببند دخترم.
مامان!
شب بخیر، عزیزم.
- میشه بارتو سبک کنم؟ - من پاکم.
پاکِ معمولی یا پاک غذافروشی؟
- این یکیو فراموش کن. - البته عزیزم.
- ٱره. - آره.
پسر.
این دخترها از اشتازی بدترن.
صدمه دیدی؟
یه روز دیگه تو محل کار!
وای. درست عین مادرت حرف میزنی.
من مادر ندارم.
ولی واقعا بیاعصابی اونو داری.
امشب چه اتفاقی افتاد؟
اطلاعات بد.
گفتی چهار یا پنج تا احمقن با تفنگ ضعیف.
بله. و؟
اوه، محض رضای خدا دخترم.
این قرار بود یه ماموریت بی سر و صدا باشه، نه یه قتل عام لعنتی!
دفعه بعد، میذارم بهم شلیک کنن.
دفعه بعد حرف گوش کن.
یادت باشه برای کی کار میکنی. تا وقتی اونا خوشحال باشن...
انقدر فوری منو کشوندی اینجا که فقط همینو بگی؟
نه.
به استعدادهات نیازه. سریع.
یکی از ما دزدی کرده.
کی اونقدر دیوونست که از "فِرم" دزدی کنه؟
یکی که نمیدونه واقعا کی هستیم.
یه حسابدار. از سمتِ پاکِ تجارت.
چقدر دزدیده؟
اونقدر که لازم باشه بهش سر بزنی.
ما اون پولو میخوایم.
دختر خوب.
بعدا آدرسو برات میفرستم.
اوه. اون اسلحه پارینهسنگی که همراهت هست رو هم بنداز دور.
- سالهاست اینا رو دارم. - یه خردهفروشِ باز پیدا کن.
برو چند تا شاتگان پاک بگیر.
نمیشه به اون صحنه جنگی که پشت سر گذاشتی ارتباطت بدن. میشه؟
از این کاری که پسرم به طور فرعی داشته خبر داشتی؟
ببخشید عمو. نمیدونستم.
کفش کجاست؟
کدوم کفش؟
کفشی که الان پای چپ پسرم نیست.
همونی که شبیه لنگه راسته.
اون کفش لعنتی.
- نمیدونم. - خب پیداش کن.
پیداش کردم آقای مکآلستر.
کسی راجع به این مادرش نمیگه.
میگیم با یه دختره فرار کرده.
فهمیدم.
حالا سر اونایی که پسرمو کشتن رو برام بیار.
همم.
سلام عزیزم.
چیکار میتونم برات بکنم؟
میخوام چند تا کتاب عوض کنم.
چقدر خوب.
این روزا، هم سن و سالهای تو زیاد کتاب نمیخونن.
- کارت عضویت داری؟ - نه.
میخوام یکی بگیرم.
چقدر خوب.
به چه کتابهایی علاقه داری؟
اصولا کتابهای کوچیکتر.
با چند تا کتاب سنگین.
خب، اینجا پیداشون نمیکنی.
این بخش کودکان ماست.
جنگل افسونشده.
و اقیانوس بیپایان.
به نظر جذاب میان.
قبلا همدیگه رو دیدیم؟
به نظر خیلی آشنا میای.
با شرمندگی باید بگم خیلی وقته نرفتم کتابخونه.
این که زندگی نشد عزیزم.
بیا چند تا کتاب خوب بهت بدم.
بیا.
آنا مِی، این خانم جوون دوستداشتنی میخوان اینجا عضویت بگیرن.
خب،
مدلین باید بهت میگفت که ما کتابخون جدید قبول نمیکنیم.
باید حتما معرفی بشن.
مدلین یه حدسی میزد.
گور بابای حدست. فرانسهی من رو ببخش.
- از نظر فنی، فرانسوی نبود. - حساسیت به خرج میدی.
- آره خب. من کتابدارم. - باشه.
فلورنس، عزیزم.
به ما ملحق میشی؟
گیر کردیم.
مدلین فکر میکنه این دختر به مطالعه نیاز داره.
بهت گفتم یه حدسی میزنم.
اون به نظر خیلی آشنا میاد.
حدس، مدس!
به نظر من که باید از شرّ جسد خلاص بشیم
و بعد یه صحبت اساسی راجع به پروتکل عضوگیریمون داشته باشیم.
میدونین که صداتونو میشنوم. نه؟
هیس، دختر.
بیادبی نکن.
برگرد عزیزم.
و کلاهت رو بردار.
گفتی اسم تو چی بود؟
نگفت.
همم. عجیبه.
خب، دختر؟
گربه زبونتو خورده؟ حرف بزن.
سم هستم.
بچه اسکارلت.
آره.
میدونستم. هرگز اون چشما رو فراموش نمیکنم.
از وقتی انقدری بودی ندیدیمت.
مادرت چطوره؟
پونزده ساله که ندیدمش.
خب، این وجه مشترک ماست.
خدای من. سم کوچولو.
خیلی دربارهات میشنویم.
خیلی برای خودت اعتبار کسب کردی.
بیا اینجا. به خاله مدلین بغل بده.
چرا حالا برگشتی؟
سلاح پاک میخواستم...
و فکر کنم یه بهونه هم میخواستم.
مجموعه قشنگیه.
خوب ازشون مراقبت کردی.
بذار حدس بزنم. از این مدلهای احساساتی هستی،
رو-مان-تیک.
آدمای احساساتی زیاد تو این کار دووم نمیارن.
پس نه، فکر نکنم احساساتی باشم.
تامی تاماهاک.
همه جا رو دنبالش گشتم.
آره. معذرت میخوام.
پس...
تو یه آرمانگرایی.
نه. شاید اصلا مدل خاصی نباشم.
هر کی یه مدله.
- همه. - اوهمم.
شاید من مدل حرفهای باشم.
آه. چه سنتی.
از مدل "نه زن، نه بچه."
زنها خیلی هم خوبن.
برابری جنسیتی.
چقدر ترقیخواه.
اون یه فمنیسته.
باشه.
میتونی زنده بمونی.
اینا رو ناپدید میکنیم
و چند تا کتاب نو و تمیز بهت مدیم.
یه اثر از جین آستین میخوای.
No comments yet. Be the first to leave one.