The Chinese Mayor

The Chinese Mayor (大同)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Chinese Mayor fa
د لخوا تبصره OldMan505
برای معرفی و زیرنویس مستندهای کمیاب معماری و شهرسازی با ما همراه باشید @oldman505

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-06-16
ډاونلوډونه: 13
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫عجله کنید.‬

‫جلسه ساعت ۸ است.‬

‫دروازه‌ها را باز کنید. سریع.‬

‫جلسه دارم.‬

‫دروازه‌ها را باز کنید.‬

‫باز هستند؟‬

‫خیلی خب.‬

‫عجله کنید.‬

هزار و ششصد سال پیش، داتونگ پایتخت سلسله وِی شمالی بود

به دلیل استخراج زغال‌سنگ، داتونگ به یکی از آلوده‌ترین شهرهای چین تبدیل شد

گنگ یانبو، شهردار شهر داتونگ، می‌خواهد این شهر فرسوده و قدیمی را تغییر دهد

او می‌خواهد ۵۰۰,۰۰۰ نفر، یعنی ۳۰٪ از جمعیت شهر را جابجا کند

او برنامه دارد دیوار قدیمی شهر را احیا کند تا ظاهر

و اصالت تاریخی و باستانی داتونگ دوباره نمایان شود

‫ساختمان اصلی دانشکده پرستاری‬

‫تخریب شده است.‬

‫واقعاً؟‬

‫بله.‬

‫دیروز، ساعت ۶ عصر.‬

‫چند تا خانه باید تخریب شود؟‬

‫این اطراف؟‬

‫نه. در مجموع.‬

‫بیش از ۷۵۰۰ تا.‬

‫۵۷۶۲ تای آن‌ها آپارتمان هستند.‬

‫آنجا را تخریب کنید.‬

‫قول دادی این را ۷ روزه تمام کنی.‬

‫می‌توانی تمامش کنی؟‬

‫اگر نمی‌توانی، کار را به کس دیگری می‌سپارم.‬

‫وقت ندارم منتظرت بمانم.‬

‫باید امسال این جاده را تمام کنیم.‬

‫سال‌ها گذشته است. سیستم جاده‌ای هنوز ساخته نشده.‬

‫درسته.‬

‫دیگر وقتی برایمان نمانده.‬

‫می‌دانم.‬

‫کسی نباش که آینده شهر را خراب می‌کند.‬

‫یک ابلاغیه.‬

‫همه ما باید جابه‌جا شویم.‬

‫بیشتر مشتری‌های من پیرمردها هستند.‬

‫یک بار می‌آیند، بعد دوباره دلشان می‌خواهد بیایند.‬

‫حتی آن‌هایی که به جاهای دور نقل مکان کرده‌اند.‬

‫گائو.‬

‫اوضاع چطور است؟‬

‫خوب.‬

‫عجيبه!‬

‫فلفل ساییده‌شده‌ام غیب شده.‬

‫یکی برداشته.‬

‫کجا گذاشته بودیش؟‬

‫آویزان به دیوار بود.‬

‫در را قفل کرده بودی؟‬

‫بله.‬

‫در را قفل کرده بودی؟‬

‫امروز آدم‌های زیادی برای قضیه تخریب اینجا بودند.‬

‫به زودی تخریبش می‌کنید؟‬

‫بله. تا چند روز دیگر.‬

‫چرا جابه‌جا نمی‌شوی؟‬

‫جایی را نداریم برويم.‬

‫به من گوش کن.‬

‫من جایی برای زندگی نیاز دارم.‬

‫خواسته زیادی ندارم.‬

‫می‌دانم. گوش کن.‬

‫برای خانه‌های شخصی‌ساز مثل خانه شما، یک سیاست حمایتی وجود دارد.‬

‫می‌توانید مسکن ارزان‌قیمت بخرید‬

‫ما پول خرید مسکن ارزان‌قیمت را نداریم.‬

‫اگر پولش را ندارید،‬

‫می‌توانید برای مسکن‌های با اجاره‌بهای پایین اقدام کنید.‬

‫برای مسکن با اجاره‌بهای پایین باید ۳ سال منتظر بمانیم.‬

‫باید همین الان جایی برای ماندن به من بدهید.‬

‫بله. این غیرمنصفانه است.‬

‫من ۳۰ سال است که اینجا زندگی می‌کنم.‬

‫اما خانه شما از همان اول هم غیرقانونی ساخته شده بود.‬

‫پس چطور توانستم اقامت دائمم را اینجا ثبت کنم؟‬

‫بهش فکر کن.‬

‫این اتاق اصلی بود.‬

‫تختخواب را بیرون برده‌ایم‬

‫این اتاق خواب پسرم است.‬

‫تخت و کمد را داخل خود اتاق سرهم کرده بودیم.‬

‫نمی‌توانیم جابه‌جایشان کنیم.‬

‫هیچ خسارت اضافی پرداخت نمی‌شود.‬

‫تمام این دکوراسیون،‬

‫و پولی که برای موقعیت زمین دادیم، همه‌اش بر باد رفت.‬

‫ما به خاطر این تخریب، ۳۰ هزار دلار ضرر کردیم.‬

‫هیچ‌کس به حرف ما گوش نمی‌دهد.‬

‫سعی کردیم با آن‌ها صحبت کنیم.‬

‫اما فقط گفتند: «از ما شکایت کنید!»‬

‫واقعاً نمی‌دانم چه چیزی باید به پسرم یاد بدهم.‬

‫باید به او بگویم به قانون و دولت اعتماد کند،‬

‫و برای حقوقش ایستادگی کند؟‬

‫یا فقط به او بگویم تسلیم شود؟‬

‫چه چیزی باید به پسرم بگویم؟‬

‫واقعاً نمی‌دانم.‬

‫سرباز شدن بهتر از دانشمند شدن است.‬

‫همان‌طور که یانگ شیونگ می‌گفت.‬

‫قهرمان واقعی در اتاق مطالعه پیدا نمی‌شود، بلکه در میدان جنگ است.‬

‫ببینید، شهردار گنگ فقط با انگشتش اشاره کرد،‬

‫و دیوار شهر ساخته شد.‬

‫ما هنوز داریم تخریب می‌کنیم.‬

‫اما شما دور دیوار شهر فضای سبز ایجاد می‌کنید‬

‫ارزش زمین نمی‌تواند بالا برود.‬

‫همه‌اش پول است.‬

‫آیا تخریب در اینجا آسان‌تر است؟‬

‫همه‌اش بسیار سخت است.‬

‫یک یا دو خانواده باقی مانده‌اند.‬

‫ممکن است زمان زیادی از شما بگیرد.‬

‫در شهر من راحت‌تر از اینجاست.‬

‫اولاً، تراکم ساختمانی چندان بالا نیست.‬

‫ثانیاً، من تخریب را زود انجام دادم.‬

‫بیشتر کارها را تمام کردم‬

‫قبل از اینکه دولت تخریب اجباری را ممنوع کند.‬

‫بودجه محدود بود. اما من او را مجبور به انجام این کار کردم.‬

‫من ۸۰ میلیون دلار به او دادم و به او فشار آوردم‬

‫بالاخره کار انجام شد.‬

‫اگر آن زمان شروع نکرده بودیم، الآن خیلی سخت می‌شد.‬

‫چند خانه را تخریب کردید؟‬

‫بیش از ۵۰۰۰ خانه.‬

‫آیا ساخت دیوار شهرتان را تمام کرده‌اید؟‬

‫بله. مال من کوچک‌تر از مال شماست - فقط ۲ کیلومتر مربع.‬

‫پروژه بازسازی دیوار شهر قدیمی شما واقعاً باشکوه است.‬

‫باید ۲۸,۰۰۰ خانه در شهر قدیمی تخریب شود.‬

‫تا حالا چند تا را تخریب کرده‌اید؟‬

‫۱۶۰,۰۰۰ تا.‬

‫این تالار در طول ۴ سلسله پادشاهی ساخته شده است‬

‫پی‌ریزیِ لیائو، تالار اصلیِ جین‬

‫مجسمه‌سازیِ مینگ، و نقاشی دیواریِ چینگ‬

‫۴ سلسله.‬

‫این تالار حاوی عصاره‌ای از‬

‫دستاوردهای فرهنگی این ۴ سلسله است.‬

‫پروژه شما هم در آینده روی دیوار ثبت خواهد شد.‬

‫امسال سالی حیاتی برای تخریب در داتونگ است.‬

‫امسال سال رویارویی‌های شدیدی بوده است.‬

‫تخریب در حال اجراست‬

‫در ۳ بخش از دیوار شهر‬

‫ما هرگز با وضعیتی به این سختی روبرو نشده بودیم‬

‫ما راهی هم برای محافظت‬

‫و هم توسعه داتونگ پیدا خواهیم کرد‬

‫اگر بتوانیم تخریب‌ها را امسال تمام کنیم.‬

‫ما باید از قدرت سیاستمان،‬

‫قدرت امور اداری‌مان،‬

‫و قدرت بسیج سیاسی‌مان استفاده کنیم.‬

‫به عنوان مقامات دولتی‬

‫باید الگوی خوبی در اجرای سیاست‌ها باشید.‬

‫مجبور شدیم ۲ روز کار را متوقف کنیم.‬

‫آن‌ها ما را از استفاده از هرگونه ماشین‌آلاتی منع کردند.‬

‫تلفن همراهت را تحویل بده!‬

‫بیا پایین!‬

‫کجا می‌روی؟‬

‫می‌روم برادرم را ببینم. چرا؟‬

BG8126

‫به من شلیک کن! اگر جرات داری شلیک کن!‬

‫من که از این هم فقیرترم.‬

‫این خانه تو نیست. چرا این‌قدر عصبانی هستی؟‬

‫مال برادرم است. آن‌ها جز تخریب هیچ چیز دیگری سرشان نمی‌شود!‬

‫برادرت الآن کجاست؟‬

‫در بیمارستان‬

‫حتی نمی‌دانم هنوز زنده است یا نه‬

‫اوضاعش وخیم است؟‬

‫شکم خودش را با چاقو سفره کرد!‬

‫خودش این کار را کرد؟‬

‫بله. آن‌ها نمی‌خواهند او زنده بماند.‬

‫من هم خودم را خواهم کشت.‬

‫یک پیرمرد ۸۷ ساله در خانه دارم. ما همه‌مان برای شما می‌میریم!‬

‫بگذارید ثروتمندان فاسد زندگی کنند!‬

‫ما که زندگی نمی‌کنیم!‬

‫در داتونگ،‬

‫حتی یک خانه شخصی‌ساز هم جان سالم به در نبرده است.‬

‫ما همدردی می‌کنیم. اما قانون قانون است.‬

‫سعی نکنید با دولت دربیفتید.‬

‫این خانه‌ها،‬

‫نه سند زمین دارند، نه گواهی مالکیت.‬

‫همه‌شان ساختمان‌های غیرقانونی هستند.‬

‫ما همه آدم‌های فقیری هستیم.‬

‫بله، اما این خانه‌ها کماکان غیرقانونی هستند.‬

‫وقتی غیرقانونی باشد، تحت حمایت قانون قرار نمی‌گیرد.‬

‫اگر من در میدان تیان‌آنمن خانه می‌ساختم،‬

‫آیا به من خسارت می‌دادند؟‬

‫یک پیرمرد ۸۰ ساله در خانه بود.‬

‫آن‌ها فقط او را بیرون کشیدند.‬

‫و بعد خانه را فرو ریختند.‬

‫اگر مائو هنوز زنده بود، جرأت می‌کرد این کار را بکند؟‬

‫چی شده؟ بلند شو.‬

‫بیا آن‌طرف صحبت کنیم.‬

‫بیا اینجا.‬

‫دست به کار شویم!‬

‫بلند شو و صحبت کن‬

‫به من بگو.‬

‫آرام باش.‬

‫بگو چه اتفاقی افتاده است.‬

‫شهردار گنگ. من فقط یک آدم معمولی هستم.‬

‫آرام باش.‬

‫چه می‌خواهی بگویی؟‬

‫من فقط یک آپارتمانِ آماده می‌خواهم‬

‫من بیمار هستم.‬

‫کجا زندگی می‌کنی؟‬

‫آنجا.‬

‫آن‌ها آپارتمان‌های آماده دارند.‬

‫من طبقه اول را می‌خواهم. من بیمار هستم.‬

‫یادداشت کن.‬

‫۱۰ روز صبر کن تا آپارتمان‌های جدید آماده شوند.‬

‫من جایی در جنوب غربی، بیرون از دیوار شهر می‌خواهم.‬

‫نمی‌توانی هر چه دلت خواست بگیری.‬

‫دخترم آنجا کار می‌کند.‬

The Chinese Mayor subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left