لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در فصل قبل گذشت...
برخلاف این همکارم، من نیروی پشتیبان خبر کردم
چه غلطی داری میکنی؟
- همهچی تحت کنترله - آره معلومه
این خانواده همهچیز منه
نوجوون بودن خیلی سخته
فقط میخوام بدونی که من هواتو دارم
مسائل خانوادگی، یه ذره برام سخته
بابای پلیسم؟ اصلاً پیشم نبود
بچهها توی یه قایقن
ولشون کن برن تا با هم صحبت کنیم
ایزی! ایزی!
حالمون خوبه!
تو چیزی رو به من برگردوندی که وارن ازم گرفته بود
یه خانواده
- اسمت چیه؟ - جن
سلام خوابالو
سید، باید عجله کنی. یه اتفاقی افتاده
- بابا، چی شده؟ - قضیه جنـه
اون مُرده
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
اون دلقکا که روی کاناپه نشستن
لبخند هم نزن
اومدی نوشیدنی سِرو کنی
اونا هم اومدن مهمونی
چشم خانم
سنگ تموم گذاشتی، جفریز
حالا آقا هم کشید کنار
چطور واسه کشیدن یه کارت چنین ریسکی رو به جون خریدی؟
کارتمو از دست آخر گرفتم، ولی...
منظورت این نبود. مگه نه؟
خیلیخب، میگم بهتون
تو. عزیزم، تو چشمات چپ میشه
هر دفعه که دست خوبی داشته باشی یه کوچولو اینطوری میشه
ولی احتمالاً فقط...
واسه اینه که تمرکز کردی دستت رو مخفی کنی
تو خیلی بیخیال بازی میکنی
برات اینکه حداقل شرط صد یا دویست دلار باشه مهم نیست...
چون حال میده و اینم هزینهی عشق و حاله. نه؟
تو از باختن متنفری
واسه همینم بهت نمیگم چطوری شکستت دادم
پس دوبار برنده شدم
تو رو واسه امشب میخوام
مطمئنم همینطوره
من فروشی نیستم
منم مثل تو اومدم خرید
کسی نوشیدنی میخوره؟
نه؟ شما چی، جناب؟
نوشیدنی؟
نگهبان خصوصی، مسلح
ورودی جلویی و راهرو. حله؟
باید یه جوری حواسشونو پرت کنیم
من؟ نه. این وظیفهی توئه
- نه - آهای، نوشابهفروش
آقای جفریز کارت داره
دوستش مایله که با کمک ارتباط برقرار کنه
فکر کردم فقط قراره نوشیدنی سِرو کنم
ترفیع گرفتی
- ارتباط؟ - ارتباط برقرار کنه؟
همینو بگو. زیادهروی بود
- آخه... - صد سال سیاه
اینا خیلی باید خوششانس باشن که کمی از منو گیر بیارن
- همهشو - همینجا باش
حالت چطوره؟
ممنون. مرسی
- سلام، آقای جفریز؟ - سلام
- سلام. من تاد هستم - سلام، تاد
ایشون دوستم تاد هستن
و اون دوست داره نگاه کنه
چی؟ چیو نگاه کنه؟
- دوست دارم نگاه کنم - با چشماش
آها، دوست داری نگاه کنی
- آره - آها
آها، وای
دوست داره نگاه کنه
- دوست داره نگاه کنه - دوست داره نگاه کنه
- آره، دوست داره. پس بریم تو کارش - چرا که نه
چه موذی. خیلیخب
آمادهای؟
آخ، آمادهام، چه جورم
- اول... - وای
یه کمکی میدی؟
آها
وای، عاشق اینم. الان تو بهشتم
بهشت این شکلیه؟
من توی بهشتم. آهای
چیکار میکنی؟ دوست دارم نگاه کنم
وای
ولی خانوما، من دوست دارم نگاه کنم
جریان چیه؟ هیچی نمیبینم
میشه برام تعریف کنید چطوریه؟
آها، انتظار. گرفتم چی شد
فقط دارید منتظرم میذارید. ایول
دفتر جفریز این طرفه
ولم کن، ولم کن، ولم کن!
باید اون گردنبند رو پیدا کنیم
یه جایی همینجاهاست
اینم از این
- اینجا نیست - مشکلی نیست. بازم بگرد. وقت داریم
اینجا نیست!
هیس. صداتو بیار پایین
گفتم بس کن!
- سید، بیا. بزن بریم - صبر کن، یه لحظه
وایستا
ولم کن...
- داری بهم آسیب میزنی - آخه... خیلیخب
چتر نجات. چتر نجات!
- این اسم رمزمون بود - به حسابش برس
- ولی میدونی، عجله کن - ولم کن. بسه!
ولش کن. از روش بلند شو!
مادرجندهی کثافت...
اون پایین چه خبره؟
خوابشو ببینی
نه یعنی نه!
سید. پلهها. بجنب
خیلیخب
تو مراقب خودت باش
همیشه هم اسپری فلفل همراهت داشته باش
همیشه کار رو سخت میکنی
این یکی قطعاً تقصیر من نیست
- خب باید یه کاری میکردیم دیگه - حق با توئه
ولی با این حال، همیشه همین کارو میکنی
این کار؟ همیشه دقیقاً همین کارو میکنم؟
خیلیخب، شاید دقیقاً این کار نه
آره، منم همین فکرو کردم
اصلاً نمیدونی اینی که میگی چی هست
آره، خب حالا هرچی که باشه، همیشه انجامش میدی
بهت گفته بودم باید نشان پلیسمون رو با خودمون میآوردیم
نشان پلیسی رو کجای اون لباس میخواستی قایم کنی؟
گفتی قراره جفتمون پیشخدمت باشیم. این چه وضعیه، سید؟
فقط خفه شو و بدو
- نگاه کن، قهرمان اومد - خدای من. ریکیـه
ریکی. ریکی!
- ریکی لیون اینجاست - وای!
ریکی، من همهی مبارزاتتو دیدم
- اینطوری قیافهتو عصبانی کن - ریکی، ریکی!
- میشه یه عکس بگیریم؟ - بوکس دوست داری؟ آره؟
ریکی، یه سلفی باهام بگیر
- وای، تو حرف نداری پسر - 26تا ناکاوت، پسر
بیا اینجا ببینم. موفق شدی
این تویی که موفق شدی. تو موفق شدی!
یادته منو درست همینجا از پیش...
- برادرای گورِرو جدا کردی؟ - همینجا بود. آره
بهم گفتی از مشتهام فقط واسه پول و کارای خوب استفاده کنم
آره، حالا هم تو داری پول خوب در میاری
وای پسر
الان یه نگاه به خودمون بنداز
مرکز خدمات اجتماعی ریکی لیون
بچهها رو از توی خیابون جمع میکنم
مثل کاری که تو واسه من کردی
روبن
- چوی اومده - کجاست؟
آروم باش. آروم باش
شما نمیبینید چه اتفاقی داره میافته
ما به خاطر شما اینجاییم
این واسه جامعهی اینجاست
متوجه نیستید؟ به بازی گرفته شدید
چوی. اینا رو بفرست خونه
ما فقط داریم جشن میگیریم رفیق. همین
جشنِ چی؟ چیو داریم جشن میگیریم؟
اینکه مشتریهام باید برن یه جای دیگه؟
که ارزش املاکمون داره سقوط میکنه؟
واسه این داریم جشن میگیریم؟ نه، نه، نه
داریم جرم و جنایتی که به محلهی کرهایها آوردی رو جشن میگیریم؟
- همینه؟ - حرف دهنتو بفهم
حرف دهنمو بفهمم؟ ببین، روی مغازهی من گرافیتی کشیدن
صحیح؟ بعد میدونم که واسه تو اهمیتی نداره
- از خونهی اون دزدی شده داداش - این چه ربطی به ما داره؟
اگه براتون مهم بود، خبر داشتید
هفتهی پیش زدن به ون ویکتور
صحیح؟ شماها پنج ماهه اینجا رو افتتاح کردید...
و یه موج جرم و جنایت رو با خودتون به اینجا آوردید
ما فقط سعی داریم به این بچهها کمک کنیم
باشه؟ موج جرم و جنایت شما هیچ دخلی به ما نداره
جدی؟
این اراذل مال اینجا نیستن. درسته؟
هرچی تبهکاره از همهجا برداشتید آوردید اینجا
فکر میکردید چی میشه؟
صحیح؟ وقتی آشغال بیاری تو محله...
گاهی وقتا محله کثیف میشه. درسته؟
- به بروبچ من میگی آشغال؟ - برگرد گمشو برو مالیبو
نه، صبر کنید
فقط سعی داره کاری رو کنه که به صلاح محلهست. همین
یه نگاه به اطرافتون بندازید. ما این مرکز رو واسه کمک به مردم ساختیم
اینجا محلهی منم هست. منم توی همین خیابونا بزرگ شدم
آره، خب ما هنوز اینجاییم. باشه؟
و نمایش تبلیغاتی کوچیک تو داره این محله رو نابود میکنه
همه برید عقب
یالا! برگردید به کارناوال. بذارید حرفشو بزنه
ببین رفیق، صبر کن. ما دست رد به سینهی کسی نمیزنیم
همهمون یه کمک کوچیک به کارمون میاد. باشه؟
من سالها توی این خیابونا موعظه کردم
میدونم که تو هم توی این محله بزرگ شدی
میدونم که بچهی خوبی هستی
من باباتو میشناختم. بابات آدم خوبی بود
اون اگه بود، اینو نمیخواست
نه، صبر کن. من میدونم که تو آدم خوبی هستی
میخوام کمی از اون خوبی رو استفاده کنی...
No comments yet. Be the first to leave one.