Sobibor

Sobibor (Собибор)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Sobibor 2018 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian Sobibor 2019 زیرنویس فارسی فیلم

تګونه

bluray
په خپور شو: 2026-03-15
ډاونلوډونه: 14
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

چطور تونست غسل‌تعمیدشون بده؟

اون فقط یه رودخونه‌ی معمولیه‌

فقط یهودیا اجازه می‌دن غسل‌تعمید داده بشن

توی یه رودخونه‌ی معمولی، کثیف و بدبو

به سوبیبور خوش اومدین

به زندگی جدیدتون خوش اومدین

اینجا دیگه خونه‌تونه

به سوبیبور خوش اومدین

به زندگی جدیدتون خوش اومدین

اینجا دیگه خونه‌تونه

برام عجیبه تا کی می‌خوان ما رو از هم جدا نگه دارن

اوضاع چطوری می‌شه؟

سه روز تمام

همه‌ش به‌خاطر اون نظم آلمانی‌شونه

اونا دیوونه‌ی نظمن

می‌شه به آلمانا اعتماد کرد؟

باز داری وحشت می‌کنی

چه همسفرِ عصبی‌ای نصیبم شده

جیکوب، ما مثل همیشه کار می‌کنیم

و ما نامیرا هستیم

چرا؟

چون ما جواهرسازیم

و طلا از مرگ قوی‌تره

چمدوناتون رو بعداً می‌گیرین

همه‌چیز جاش امنه

نگران نباش

نیستم

ممنون

به اردوگاه سوبیبور خوش اومدین

اینجا می‌تونین با پشتکار کار کنین و با عزت زندگی کنین

تا زمانی که به سرزمین‌های آزادشده توسط رایش منتقل بشین

نگران نباشین

جدایی زن و مرد موقتیه

به‌خاطر مسائل بهداشتی و ایمنی، باید دوش بگیرین

این کار برای جلوگیری از همه‌گیری تیفوس لازمه

یه کم خسته‌کننده‌ست اما اولویت با این کاره

بعدش، همه‌تون دوباره همدیگه رو می‌بینین

رسید‌هاتون رو نگه دارین تا بتونین راحت بار و بنه‌تون رو پیدا کنین

و توی خونه‌هاتون مستقر بشین

باید هر کاری رو قبول کنین

چرا؟

برای اینکه زنده بمونین

اینجا صنعتگری هست؟

کفاش، نجار

آهنگر، زین‌ساز؟

خیاط، دوزنده؟

جواهرساز؟

من جواهرسازم

اون هم همین‌طور؛ اون شریکمه

جواهرساز؟

من جواهرسازم

به این انگشتر نگاه کنین

خودم ساختمش

انگشتر نامزدی همسرمه

عالیه. جواهرسازا به دردمون می‌خورن

چی بهت گفتم؟ با من بمون، جیکوب

خیاط‌ها

دوزنده‌ها

از دستور سرپیچی نکنین

باید کاملاً لخت بشین

اول زنا می‌رن حموم

من باهات میام. مامان، بابا، شما بدون ما برین

می‌خوام پیش شلومو بمونم

ریوکا، مامان و بابا عصبانی می‌شن

برات گوشواره‌های خوشگل می‌سازم و فردا برات میارمشون

کوچیک، با سنگ‌های آبی

سنگ آبی نمی‌خوام، قرمز می‌خوام

ریوکا

برادرت باید آماده بشه

زیاد طول نمی‌کشه

بهش یه کار سپردن

خیلی مهمه

جوشت رو نکن، جاش می‌مونه

فردا روش یه کم روغنِ تربانتین می‌زنم

مامان

صبح می‌بینمت، پسرم

بالاخره می‌تونیم دوش بگیریم

آره، دو روز سفر بدون حموم وحشتناکه

عجله کنین و ببرینشون

حرکت کنین، حرکت کنین

بچه رو پیش خودت نگه دار

خدایا، چقدر دیگه مونده؟

دیگه رسیدی

وایستا. برو جلو

واگنر! چی؟

نظرت چیه؟

تحریکش می‌کنه یا دیگه هیچی روش اثر نداره؟

اونا از کمپ مینسک اومدن

سعی کردن فرار کنن اما نشد

تعجب می‌کنم که کشته نشدن

این روس رو از اینجا بندازین بیرون

چرا اینا رو به ما می‌گی؟

فقط دارم خودم رو معرفی می‌کنم

ما آدمای صلح‌جویی هستیم، صنعتگریم

فقط چون از قوانین پیروی می‌کنیم زنده‌ایم

تو یه فتنه‌انگیزی

اگه گزارشت رو بدیم چی؟

چرا توی مینسک تیربارونت نکردن؟

برادرام فکر می‌کنن تو یهودی نیستی

کافیه

نگاه کن

من ختنه شدم - مثل شما

من یهودیم - مثل شما

یه جور تشکیلات زیرزمینی اینجا راه انداختن. لرزیدن و دعا کردن

بزدل‌ها

اونا مثل گله‌ای هستن که می‌رن سمت کشتارگاه

جهودای لعنتی

ساشا، بیا بدون اونا بریم. خودم این سیم‌خاردار رو با دندون می‌بُرم

از روی برج دیدبانی بهت شلیک می‌کنن. نفوس بد نزن

خب ساشا، تصمیمت چیه؟

ما فقط دو روزه اینجاییم و اونا خیلی وقته اینجان

اونا اردوگاه و اطرافش رو می‌شناسن

اشکالی نداره. با خودمان همراهشون می‌کنیم

بریم

مامانم این جور چیزا رو فقط توی ویترین مغازه‌ها می‌دید

می‌تونی تصور کنی؟

ما حتی جرئت نمی‌کردیم بهشون نزدیک بشیم

از ترس اینکه مبادا چیزی رو بشکنیم

اما به خودم قول دادم که به مامانم

تمام گنج‌های دنیا رو بدم

خب، دادی؟

نه، ندادم

فقط می‌تونستم بهشون نگاه کنم و تحسینشون کنم

اما حالا جبرانش می‌کنم

یهودیا کلی از اینا دارن

اما همون‌طور که می‌گن

متأسفانه هیچ‌چیزی رو نمی‌شه با خودت به گور ببری

اینا دیگه متعلق به یهودیا نیست

متعلق به رایش آلمانه

خرابش نکن، واگنر

این حسابی به دستای اشرافی من می‌آد

اشرافی؟ چطور؟

تو با برادرم توی یه سایت ساختمونی کار می‌کردی

ولف، این برای توئه

این برای تو عالی می‌شه

نگاه کن، بکمان

عالی شدی

یه یهودیِ خوشگل

به اردوگاه سوم خوش اومدین

بفرمایین توی حموم، برای گندزدایی

من یه جواهرسازم

به این انگشتر نگاه کنین

خودم ساختمش

انگشتر نامزدی همسرمه

خوبه

بعد از جنگ یه نمایشگاه راه می‌اندازم

همه‌تون از حسادت می‌میرین

اجازه ندارین برین بیرون

نه بعد از خاموشی

من بیرون نرفتم. خیالاتی شدی

دیدم داشتی از آسایشگاه می‌رفتی بیرون، ساشا

باز داری نقشه می‌کشی؟

نه

چرا آخه

چرا با سرنوشت بازی می‌کنی؟

سعی کن مینسک رو فراموش کنی

تقصیر تو نبود

تو زنده‌ای

دلت نمی‌خواد زندگی کنی؟

نه لوکا

نه این‌جوری

هیچ‌کس نمی‌خواد این‌طوری زندگی کنه

هیچ‌کس

اما باید تحمل کنیم

تحمل کنیم و ایمان داشته باشیم

فرار از اردوگاه غیرممکنه

بهتون هشدار داده شده بود، یهودیای عزیز

همه باید بدونن که فراری‌ها می‌میرن

و مردم بی‌گناه تاوان اونا رو با جونشون می‌دن

قبلاً هم همین‌طور بوده و همیشه هم همین‌طور می‌مونه

پس، حواستون به همدیگه باشه

و هر مورد مشکوکی رو به «کاپو»هاتون گزارش بدین، آقایان

جواهره

و حالا، ما از هر ده نفر، یک نفرتون رو تیربارون می‌کنیم

ظالمانه است، اما عادلانه

زانو بزنین

یک، دو، سه، چهار، پنج

شش، هفت، هشت، نه، ده

یک، دو، سه، چهار، پنج

شش، هفت، هشت، نه، ده

یک، دو، سه، چهار، پنج

شش، هفت، هشت، نه، ده

هی، گوستاو، عجله نکن! داری ریتم رو به‌هم می‌زنی

یک، دو، سه، چهار، پنج

شش، هفت، هشت، نه، ده

یک، دو، سه، چهار، پنج

شش، هفت، هشت، نه، ده

یک، دو، سه، چهار، پنج

شش، هفت، هشت، نه

چیکار دارین می‌کنین، یهودیا؟

شما سزاوار سرنوشتتون هستین

بگیرین بخوابین

خاکسترِ بستگانتون داره توی صورتتون پرواز می‌کنه

و شما فقط تماشاش می‌کنین؟

لعنت به شما

چرا دروغ می‌گی؟ خواهرم زنده‌ست

براش گوشواره با سنگ‌های قرمز ساختم

بابای عزیزم زنده‌ست

آلمانا بهم قول دادن

و آلمانا سر حرفشون می‌مونن

More Farsi Persian subtitles for Sobibor

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left