لومړۍ 200 کرښې.
گزارش کاپیتان، تاریخ ستارهای 2947.3
از یک طوفان وخیم یونی عبور کردیم
یکی از اعضای خدمه جون خودش رو از دست داد
خسارتی زیادی به سفینه وارد شد
...من دستور دادم که جهت تعمیر، یک توقف موقت بر روی مقر ستارهای 11 داشته باشیم
...گزارش کاملی از خسارات وارد شده
به افسر فرمانده مقر ستارهای 11 کمودور استون داده شد
تعمیرات، بخش 18
بخش شما در حال کار بر روی اینترپرایزه
برنامه ریزی مجدد. اینترپرایز در اولویت اول قرار داره
تا حالا سه بار خوندیش، جیم
مشکلی وجود داره؟
نه
...ولی مرگ یک خدمه
مقررات، کاپیتان
و اطلاعات برداشتی از گزارش کامپیوتر سفینهتون این شهادتنامه رو تایید میکنن؟
کرک به انترپرایز سکوی فرماندهی به گوشم
آقای اسپاک تونست برداشت گزارش کامپیوتر رو انجام بده؟
باید 10 دقیقه قبل خودش رو میرسوند، قربان
کرک، تمام واقعاً حیف شد
سازمان نباید نیرویی مثل ستوان فرمانده فینی رو از دست میداد
موافقم تا آخرین لحظه ممکن صبرکردم
تو حالت هشدار قرمز بودیم و طوفان بدتر شده بود
مجبور بودم محفظه رو از سفینه رهاسازی کنم
چرا اینقدر طولش دادی،آقای اسپاک؟
...کاپیتان
...گمونم من اونو برمیدارم
جیمی اینجایی
فقط ميخواستم يه نگاه ديگه بهت بندازم
به کسی که پدرم رو کشته
اینطور نیست. اون دوست من بود
دوست تو بود؟ تو کل زندگیت ازش متنفر بودی
!بخاطر همین کشتیش، قاتل
!قاتل !قاتل
جیمی
...آقای اسپاک میشه لطفاً
خانم فینی، لطفاً با من بیاید
...کاپیتان کرک
شما میگید بعد از هشدار قرمز محفظه رو رها کردید؟
شما شهادتنامه من رو دارید
...کاپیتان، پس من میتونم شما رو به شهادت دروغ متهم کنم
استخراج اطلاعات از گزارش ...کامپیوتر سفینهتون نشون میده شما
قبل از هشدار قرمز محفظه رو رها کردین
خودتون رو حبس شده در مقر قلمداد کنید
یک تحقیق رسمی مشخص خواهد کرد که آیا یک دادگاه نظامی عمومی لازم هست یا نه
فضا آخرین مرز
اينها سفرهايي هستند از فضاپيماي انترپرايز
ماموريتي پنج ساله براي کشف عجايب و دنياهاي جديد
تا زندگي و تمدنهاي جديدي را پيدا کند
جسورانه به جايي برود که هيچ بشري تاکنون نرفته است
گزارش کاپیتان، تاریخ ستارهای 2948.5
اخترناو انترپرایز در مدار مقر ستارهای 11 باقی میماند
تعمیرات کاملی در دست انجام است
از من خواسته شده که ...روی مقر ستارهای 11 بمونم
تا وقتي که تحقيق در مورد مرگ ستوان فرمانده فيني
انجام بگیره
من از نتیجه اطمینان دارم
...تیموتی، من تو رو از زمان ماموریت ولکانی ندیدم
خب، من فارغ التحصيل شدنمون رو ميبينم
کلاس از آکادمی به خوبی نشان داده شده است
کوريگان . تلر.
چطوری، مایک؟ میگذره، جیم
شنیدم بخاطر تعمیرات توقف کردین
تعمیراتش سنگینه؟
چند روزی وقت میبره بعدش از اینجا میرین؟
دوست دارین زودتر برم؟ ...اوه، فقط کنجکاو بودم چقدر طول میکشه
تا بتونید یه افسر اطلاعات جدید پیدا کنید
میتونی شفافتر از این حرف بزنی
...میتونم
ولی گمونم حرفم رو رسوندم
بن دوست ما بود
یالا، جیم. بیا بریم نه ادامه بده تمامش کن
...بن دوست شما بود و
جیم
ادامه بده
میخوام ادامهاش رو بشنوم چرا بهمون نمیگی؟
فایدهاش چیه؟
شما فکراتون رو کردین
عذر میخوام، دکتر
...اگه تردیدی دارید بله، اون کاپیتان کرک از انترپرایز بود
آره، میدونم شما دوستش هستید؟
تو این دوره سخت، یکی از معدود دوستانش هستم
دکتر لئونارد مککوی و شما
آریل شاو
و منم یک دوستم یه دوست قدیمی
تمام دوستای من به دکترا شبیه هستن
تمام دوستای اون به شما شبیه هستن
خب، پس بهتره یه نوشیدنی با من بخوری
...با از راه رسیدن این بازجویی به هرچندتا دوست ممکن کنار خودش نیاز داره
ضبط بازجویی
موضوع، کاپیتان کرک، جیمز تی
...مبحث، شرایط مرگ
ستوان فرمانده فيني ، بنجامين
این بازجویی جهت مشخص کردن ...نیاز برگزاری دادگاه نظامی
علیه کاپیتان کرک میباشد
اتهاماتشون شهادت دروغ و سهلانگاری قابل ملامته
آماده
...بذارید با رابطهتون با فرمانده فینی شروع کنیم
شما مدت زیادی ایشون رو میشناختید مگه نه؟
...بله. وقتی که من دانشجوی آکادمی بودم
ایشون اونجا تدریس میکردن
...این مانع شروع دوستی صمیمانهای بین من و ایشون نشد
اسم دختر ایشون، جیمی که دیشب هم اینجا بود از روی اسم من برداشته شده
همه به این معتقدن که بین شما اتفاق خاصی رخ داده
اون چیزی مخفی نیست چندسال پیش هردوی ما به هدایت یک سفینه منصوب شدیم
...یکبار اونو تحت نظر گرفتم
و دیدم یک مدار به روی تودهای از مواد اتمی باز شده
که میبایست بسته میموند
...پنج دقیقه دیگه میگذشت ممکن بود باعث انفجار سفینه بشه
نام سفینه مشخص بشه
از اخترناوهای جمهوری متحد سفینه شماره 1371
ادامه بدین
...سویچ رو بستم و گزارش واقعه رو ثبت کردم
...اون توبیخ شد و به قعر لیست ارتقا نزول پیدا کرد
و شما رو بخاطر اون مسئله مقصر دونست؟ بله
او مدت ها بود که به طور غیرمعمول در آکادمی بود
به عنوان مربي
...بخاطر همین دیرتر به پستی در اخترناو منصوب شده بود
اون تصور میکرد که این تاخیر در انتصاب توی سوابقش جلوه خوبی نداره
او معتقد بود گزارش من همه چیز را بدتر کرد
...نظر جانبی
...سوابق سازمانی ناوسروان فینی به محتوای این بازجویی پیوست گردد
یادداشت شد
خب، وارد جزئیات بیشتر از این طوفان بشیم، کاپیتان
اسکن هواشناسی از طوفانی پیش روی ما خبر داده بود
من فینی رو به محفظه فرستادم
چرا فینی؟
اسم اون توی ابتدای لیست انجام وظیفه بود ...وقتی شما رو سرزنش کرده
اون ممکنه منو سرزنش کرده باشه که هيچوقت به يه کشتي فرمان نميده
ولی من وظایف رو براساس اینکه چه کسی من رو سرزنش کرده تقسیم نمیکنم
نوبت فینی بود و من اونکار رو بهش سپردم
او به تازگی با من تماس گرفته بود
...باید وقتی که به لبه برجسته طوفان برخورد کردیم
...اولش بد به نظر نمیرسید
من هشدار زرد رو فعال کردم
...بعد با فشار مواجه شدیم فشار، ناسازگاری، استرس،
نیروی هفت بخش های متحرک،
بالاخره مجبور شدم هشدار قرمز رو فعال کنم
فینی میدونست که چند ثانیه بیشتر وقت نداره
و من اون ثانیهها و حتی وقت بیشتری هم بهش دادم
ولی ظاهراً این کافی نبود
کاپیتان، پس چرا گزارشات کامپیوتر ...سفینه شما بطور خودکار
...این رو ثبت کردن که شما در حین هشدار زرد
...محفظه رو رهاسازی کردین و نه در هشدار قرمز؟
نمیدونم
اشتباهی رخ داده اینطور به نظر میرسه
ممکنه کامپیوتر اشتباه کنه؟
...آقای اسپاک الان داره یک بررسی انجام میده
ولی احتمالش بسیار کمه
توقف ضبط
...خب، ببین جیم
حتی یک نفر در یک میلیون نفر نمیتواند کاری رو که من و تو انجام دادیم رو انجام بده
فرماندهی یک سفینه فضایی
صدها تصمیم در روز باید بگیری، صدها زندگی
و تو مجبوری تصمیمات درستی بگیری برای هر کدام از آنها
تو خسته شدی، جیم
خسته شدی شما همچین برداشتی دارین؟
اگه با من همکاری کنی گزارشم رو به اینشکل تنظیم میکنم
از لحاظ جسمی و شاید روانی ضعف دارم و بهم ریختم؟
احتمالاً ...اینجوری اقرار میکنم که کشتن شدن یک مرد بخاطر
به هیچی اقرار نکن هیچی نگو
بذار من موضوع رو همینجا دفن کنم
تا بحال هیچ کاپیتانی از یک ...اخترناو دادگاهی نشده و من نمیخوام تو اولین شخص در اون زمینه باشی
ولی اگه شک شما صحیح باشه من گناهکارم باید مجازات بشم
من فکر صلاح سازمان هستم
من آن را لکه دار نخواهم کرد توسط چی، کمودور استون؟
...خیلی خب
با یک شخص که شهادت دروغ داد ...و میخواد قضاوت نادرست خودش رو توجیه کنه
...و بزدلی خودش و چیزی بدتر دیگه تا همینجاش کافیه، قربان
دارم بهت میگم من اونجا روی سکوی فرماندهی بودم
میدونم چه اتفاقات افتاد و میدونم چیکار کردم
...اینا همه توی گزارشات هستن و گزارشات کامپیوتر اشتباه نمیکنه
...حالا من دارم بهت میگم، کاپیتان ...یک تنبیه ساده رو بپذیر
یا اینکه یک برخورد انضباطی سخت ...از فرماندهی اخترناوگان
زیر بیخ گردنت قرار میگیره ...پس قراره اینطور پیش بریم
...روش سرپوش بذاریم و من هم قبول کنم باهاتون همراه بشم؟
محال ممکنه من قصد مبارزه دارم
پس پات به یک محاکمه نظامی کشیده میشه
عملیش کنیم من این رو می خوام و همین حالا هم کمودور استون همین الان
گزارش کاپیتان، تاریخ ستارهای 2948.9
افسرانی که هیئت دادگاه نظامی من رو تشکیل می دن
در پایگاه ستاره ای 11 در جریان پرونده قرار میگیرند
در همین حین، تعمیرات در اینترپرایز تقریبا تمام شده
آریل
دکتر مککوی گفت که شما اینجایید
باید مثل یک الکتریسیته ساکن توی جو حسش میکردم
چاپلوسی هرچی بخوای نصیبت میکنه
...مدتی
چقدر گذشته؟
...چهار سال، هفت ماه و چند روز
البته یه وقت فکر نکنی که دارم میشمرم خوشگل شدی
اصلاً عوض نشدی
ولی اوضاع واسه تو عوض شده مگه نه؟
تو هم قضیه رو شنیدی، مگه نه؟
من یک وکیل توی دفتر قاضی هستم، یادت رفته؟
یادمه فراموشش کنیم
ما زمان از دست رفته زیادی داریم تا آن را جبران کنم
تو داری موضوع رو دستکم میگیری
اعتماد به نفس یک انسان بیگناهه
واقعاً بیگناهی؟ امم
No comments yet. Be the first to leave one.