Cape Fear

Cape Fear

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Cape Fear 2026 S01E01 720p 1080p 2160p appletvplus web persian
د لخوا تبصره shine021
سریال تنگه وحشت

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-06-19
ډاونلوډونه: 55
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زیرنویس از مهدی shine021

این دیگه بحث قانون نیست، بحث حقیقته.

نه، بحث حقیقته. موکل من بی‌گناهه،

و دی‌ان‌ای الان ثابتش می‌کنه.

مرسی.

ببخشید.

ببخش اگه نمی‌تونم باور کنم

- دوباره این حرف‌های توخالیت رو. - مرسی.

خب، اون تا حالا ول کرده یا...

- نه. - انگار نه گفتیم.

نه، نه. اون خودش رو به دو آدم متفاوت تبدیل کرده.

- ولش کن، پسر بامزه‌ایه. - آره، یه عمل ۱۴ ساعته.

اما اگه جون سالم به در ببری،

می‌تونی کلی کار بکنی.

صبر؟

چرا سعی نمی‌کنی صبور باشی وقتی تو یه سلول کوچیک زندگی می‌کنی

که بوی فروشگاه حیوانات می‌ده، ۱۴ سال؟

صبر رو لعنت.

بسیار خب، ما می‌تونیم هر روز تا نوامبر با مطبوعات حرف بزنیم

یا فرماندار می‌تونه همین امروز به موکل من عفو کامل بده.

آره، و تبدیل بشه به یه قهرمان.

آره، روز استقلال مبارک.

خوبه، خانم. با اون حرومزاده‌ها بجنگ.

ناتالی.

چیه؟ خودت اول بی‌ادبی کردی.

خب، قانون برای همه به یه شکل اجرا نمی‌شه.

حق با اونه.

روز استقلال همگی مبارک.

خیلی خب، بیاید بخوریم.

خرچنگ داریم،

همبرگر، صدف، هلو.

هر چی دوست داری بگو، برات کباب می‌کنم.

مجرم مکس کیدی

کیدی به حبس ابد محکوم شد

قاضی جکسون به مکس کیدی گفت:

«تو دیگه هیچ‌وقت دنیای بیرون رو نمی‌بینی.»

وای، چه افتضاحی.

زود برمی‌گردم. شیشه ماشین رو باز گذاشتم.

عزیزم، سوئیچ اینجاست.

- زود می‌آیم. - باشه.

- باشه. - باشه.

مرسی، مرسی خانم.

همبرگر.

مطمئن شو سبزی هم می‌خوری.

آره، ذرت می‌خورم. ذرت سبزیجانه.

- جای بحث داره. - ذرت نشاسته‌ست.

کاهو، من کاهو می‌خورم.

کاهو فیبره، غذای خرگوشه.

فیبر؟ این کلمه اصلاً وجود نداره.

کلمه‌ست، ولی جزو گروه غذایی نیست.

- اما... - درسته.

حالا شدی متخصص تغذیه؟

انگار داره بارون میاد، باید بریم داخل.

- قطع می‌شه، مهم نیست. - نه.

بیا وسایل رو ببریم ایوان، باشه؟

خیلی خب، بیاید بریم تو.

لازم نیست به چیزی دست بزنی.

فقط از همبرگرت لذت ببر.

ناتالی.

ببخشید.

بله؟

پسرم رو ندیدی؟

اون باهوش، خوش‌تیپ و بامزه‌ست، تو عکسا همیشه می‌خنده.

اگه دیدیش، بگو بره به خواهرش کمک کنه.

باشه، الان؟

الان، زود باش، این رو بگیر.

باشه.

مرسی.

کمک می‌خوای؟

- امروز حالش بهتره. - آره.

باید یه درخت‌بُر خبر کنم.

با یه طوفون خوب چندتا از این درختا می‌فته.

شد تا حالا به اطرافت نگاه کنی و بگی «واقعاً ما لیاقت این همه رو داریم؟»

نه.

امی برانکاتو: آیا اون برای مکس کیدی دروغ می‌گه؟

مجرم - مکس کیدی، هیچ شانسی برای آزادی مشروط نداره

شماره ناشناس

من انجامش دادم.

منظورت چیه؟

درد داره.

باید چیکار کنم؟

من بهت اعتماد دارم.

دختر خوبم.

فقط انجامش بده.

فقط انجامش بده.

بر اساس رمان «جلادها»

اثر جان دی. مک‌دونالد

زندان ایالتی تارواتر، ساوانا، جورجیا

ایالت جورجیا، سازمان زندان‌ها

وارد نشید تا دروازه کامل باز بشه

و به لبخند زدن ادامه بده.

خیلی جذابه.

خیره کننده‌ست.

نکنه پاره‌وقت مدل شدی و به کس نگفتی؟

آنا، یه لبخند کوچولو به ما نمی‌زنی؟

به خودتون نگاه کنید، زوج عالی.

این عالیه.

خیلی خب، تام، برو پشت آنا بایست.

- آره. - خوبه.

چند تا عکس دیگه از اینجا.

چرا نمی‌ریم سراغ بخش مصاحبه؟

- آره. - فکر کنم عکسا کافی باشن.

با این حساب، وقت رفتن منه.

صبر کن، منم می‌خوام باهات حرف بزنم.

دو وکیل، یه ازدواج.

حتماً بحث‌های جالبی دارید.

تو فقط با اون حرف بزن.

من فقط یه وکیل خوبم.

اون آدم خوبیه.

به همین خاطر باهاش ازدواج کردم.

این برای نقل‌قول نیست.

یه اتاق نشیمن یا جای راحت دارید بشینیم؟

ما داریم پیمانکار عوض می‌کنیم،

برای همین اون بخش خونه جای مناسبی برای مهمون نیست.

می‌شه این میز رو جابه‌جا کنیم؟

مایک؟

- بله. - حتماً.

- من می‌رم که... - خیلی خب.

خب، توی مدت‌هایی که در اس‌جی‌ال‌پی بودی، بیشتر از همه به چی افتخار می‌کنی؟

فردا شب در مراسم خیریه موزه،

با بایرن فرنچ ملاقات می‌کنی که عفو کامل گرفته و تازه از زندان آزاد شده.

این همون چیزیه که بهش افتخار می‌کنم.

حس فوق‌العاده‌ایه که یه موکل بی‌گناه رو از زندان آزاد کنی.

منظورم اینه که هیچ‌کس نباید برای کاری که نکرده زندانی بشه، درسته؟

راستی، در مورد زندان...

ببخشید، باید بپرسم.

همه ما دادگاه مکس کیدی رو یادمونه.

تو وکیلش بودی،

و می‌دونم که توی هیچ مستندی شرکت نکردی، ولی کنجکاوم که...

ببخشید، می‌شه فقط در مورد اس‌جی‌ال‌پی صحبت کنیم؟

مرسی.

قبلاً در موردش توافق شده بود، ولی شاید بهت نگفته باشن، پس...

- حتماً. - خیلی خب.

- خیلی واضح بود. - مرسی، خوبه، ممنون.

اگه اشکال نداره، یه چیز رو غیررسمی بپرسم؟

باشه، چیه؟

چی می‌تونی در مورد شایعاتی که درباره‌اش هست بگی؟

چه شایعه‌ای؟

پس خبر نداری.

منظورت چیه؟

شنیدم یه سورپرایز دیگه‌ست که به زودی مشخص می‌شه.

ببخشید، این بخش برای نقل‌قول نیست، درسته؟

توضیحت در این مورد واضح نبود، این هم غیرقابل نقل‌قوله؟

- حتماً، بله. - خیلی خب، خوبه، مرسی.

- فقط کنجکاو بودم... - ببخشید، یه لحظه،

باید زاویه رو عوض کنم؟ مطمئن نیستم داره چیکار می‌کنه.

می‌تونیم یه استراحت کوتاه بکنیم؟

زود برمی‌گردم.

ناتالی، چی شده؟

اون‌ها یه خانواده هستن.

چطور ممکنه همه‌شون با هم زمین بخورن؟

شاید مامان باید مصاحبه رو تموم کنه قبل از اینکه اون بخواد این وضعیت رو به بازی بگیره.

اون یه راسو بود؟

دیگه دیر شده.

آره.

اگه تمام داستان‌های حیات‌وحشی که پوشش دادیم رو ببینی، تعجب می‌کنی.

تمساح در زمین گلف.

ماه پیش یه پلنگ توله سگ رو خورد.

پلنگ در این منطقه شمالی تا این حد؟

ببخشید، در مورد اس‌جی‌ال‌پی.

باشه.

نوا.

سلام، با بایرن صحبت کردی؟

هنوز نه، بعداً می‌رم دنبالش.

من هنوز با د تایمز حرف می‌زنم تا کمک‌های آنلاین رو افزایش بدیم، یادت هست؟

ما فردا به بایرن اونجا نیاز داریم.

وقتی اون افراد ثروتمند سفیدپوست با یه زندانی سابق واقعی عکس می‌گیرن،

کمک‌های مالی بزرگ‌تری می‌کنن.

و مراسم گالا فردا بزرگ‌ترین بخش جمع‌آوری کمک‌های ماس.

باشه، امروز بعدازظهر آرومش می‌کنم

و مطمئن می‌شم برای فردا آماده باشه.

خوبه، مرسی.

هی، صبر کن، یه چیز دیگه هم هست.

لازمه با چند نفر تماس بگیری.

برای چی؟

فقط از روی کنجکاوی شخصی.

به نظر میاد یکی تمرین کرده باشه.

ظاهراً خیلی هم تازه‌کار نبوده، مگه نه؟

تو توی این کار خیلی ماهری.

شاید وقتی با منی، از اون هم ماهرتر باشی.

لعنتی، ببخشید، من... باید برم، متأسفم.

بله.

بابا می‌تونه بیاد تو؟

آره.

خب، چطوری؟

نمی‌خوای به تلفن جواب بدی؟

شاید کاری باشه، نه؟

لازم نیست.

پس... داشتم فکر می‌کردم،

چطوره آخر هفته بعد بریم ساحل کارولینا؟

حتماً خوش می‌گذره، نه؟

حتماً.

ولش کن.

تو اونجا رو دوست داشتی، یادت هست؟

تابستون پارسال رو یادته، اون دختری که باهاش بودی، اسمش چی بود؟

بابا می‌خوای در مورد اون با من حرف بزنی؟

بسیار خب.

خیلی خب.

من و مادرت با دکتر کارلایل حرف زدیم.

می‌دونیم شرایط برات سخت بوده، اتفاقاتی که سال گذشته توی مدرسه افتاد.

More Farsi Persian subtitles for Cape Fear

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left