لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
«عملیات آپارتمان»
این دفعه یه تکشات از پسر بزرگ بگیریم.
داری خودتی، خیلی خوب میای رو دوربین.
الان شروع میکنم عکس بگیرم.
یک، دو، سه.
سلام.
ترسوندی منو.
کم مونده بود پرده گوشمو پاره کنی، بچه شر.
یک، دو، سه!
عالیه. خیلی قابلاعتماد به نظر میای.
میتونی یه کم لبخند بزنی؟
باشه. یه شات دیگه.
یک، دو، سه!
خوب شد.
بسه دیگه با اون ور نرو.
-خسته شدم. تمومش کن. -سلام!
-سلام. -بسه.
من برنده میشم.
هر جور شده برنده میشم.
برنده میشم و یونگمان رو نجات میدم و بچههام رو حفظ میکنم.
حتماً انجامش میدم.
این قرارداد ماست. بخون و امضا کن.
نیازی نبود قرارداد بنویسی.
عکاسی خیلی طول کشید.
حداقل یه غذا میدادی. دارم از گرسنگی میمیرم...
غر نزن. به هر حال از غذا خوردن لذت میبری.
بخور دیگه.
ببخشید.
"سه برابر مبلغ صادره بهعنوان جریمه
فسخ قرارداد به دلیل قصور طرف دوم؟"
اصلاً من چه قصور میتونم داشته باشم؟
اگه قرار باشه قرارداد فسخ بشه، تقصیر شماست.
من تو کارم حرفهایام.
پس متأسفانه باید اینو کنسل کنیم.
اگه کارت رو حرفهای انجام بدی، اینجا...
-این بند رو بردارین. -اطاعت میشه.
پشتبوم رفتی؟
هی، ساکت باش.
مجبور شدم برم پشتبوم تا اون بند رو بردارن.
سوپت سرد میشه. فقط امضا کن و بخور.
کانگ ها-ری
مثل امضای یه سلبریتی میمونه.
تموم شد، درسته؟
آقای پارک.
به نظر من دیدار ما اینجوری رو میتونن بگن سرنوشت.
میگن آدمایی که با هم زندگی میکنن و با هم غذا میخورن
خانوادهان...
خفه شو.
وای خدا. ببخشید.
نباید به بزرگترت اینو بگی.
تو همش بهش میگی "ببخشید." اسمش آقای پارکه.
بیا اینو ردیف کنیم.
از حالا به بعد زن داداشت حساب میشه. بهش بگو خانم کانگ.
-خانم کانگ. -خانم کانگ.
-و لیزرت... -لیزرد؟
ها-ری، عروسم.
-گیونگ-بوک. -مامان!
و من بهت میگم "عزیزم."
مو به تنم سیخ شد.
"هانی" چطوره؟
برام فرقی نداره.
بچههامم با اسم فامیل صدا کن.
چی؟
کل این قضیه احترامها تو کره مسخرهس.
قراره برادرای کوچیکه شوهرم باشن.
مگه نگفتی تو کارت حرفهای هستی؟
آقای کیم، آقای جانگ، آقای کیم.
خوشحال شدی؟
-بخوریم. -اطاعت میشه.
اونا هم نباید درست حسابی تو رو خطاب کنن؟
تو الان داداش بزرگشونی.
برادر نیستین شماها؟
راست میگی. کلی میگذره.
از حالا باهام مثل داداش بزرگتون رفتار کنین.
واقعاً؟
هه-کانگ.
باشه، هه-کانگ.
ببخشید.
فقط بخور.
نه. من به خودم قول دادم.
گفت رژیم داره.
اسمش "روزه داری متناوب" هست، رئیس.
منظورم هه-کانگه.
روزه متناوب چی؟
روزه داری متناوب.
روزی ۱۶ ساعت چیزی نمیخورم
و توی ساعات باقیمونده آزادم هرچی دوست دارم بخورم.
اما الان وقت روزهمه.
پس چرا نمک و فلفل میزنی؟
فقط دلم میخواد حسش کنم.
بیاین یه خانواده متناوب باشیم.
هر وقت لازم شد،
برای همدیگه نقش مامان، بابا، بچه، عمو و برادرزاده رو بازی میکنیم.
و این پروژه رو
"پروژه خانواده متناوب" صدا کنیم.
به لطف من!
چه ایده عالیای.
خانواده متناوب؟
-عالیه. بسه دیگه. -دست بزن.
یه دست مرتب براش بزنید.
بشین. پدر!
چطور به ذهنت رسید؟
-حالت خوبه؟ -به سلامتی!
«عملیات آپارتمان»
امروز فقط فرم رو تحویل میدم.
میتونین از فردا به خونهمون بیاین.
چه فرمی؟
وایسا! بسه!
ترو ولیو استیت؟ خونهتون اینجاست؟
مشکلی هست؟
چرا نگفتی خونهات ترو ولیوئه؟
اگه گفته بودی قبول نمیکردم.
چرا؟ کسی رو میشناسی که اینجا زندگی میکنه؟
خواهر...
در هر حال، من این کارو نمیتونم بکنم.
واسه همین بود که میخواستی اون بند جریمه رو بردارن؟
لطفاً جواب بده.
هی، ها-جونگ. کجایی؟
همین الان ثبتنام کلاسا رو انجام دادم.
-چرا؟ -چیزی نیست.
پس امروز سر کار نیستی؟
کار؟ امروز مرخصی گرفتم.
هنوز تموم نشده؟
چیزی نیست. بعداً میبینمت.
ممنون.
چطور میتونم کمکت کنم؟
تو همونی هستی که از پس اون یارو که جلوی پارکینگ رو بسته بود براومدی.
اون موقع اوضاع خیلی شلوغ بود، نتونستم درست احوالپرسی کنم.
من چوی یونگ-جه هستم، مدیر تأسیسات.
من پارک هه-کانگ هستم.
از آشناییت خوشوقتم.
اوضاع پارکینگ چطوره؟
الان کاملاً بین خطوط پارک میکنه.
عالیه.
هی، ما اصلاً اینجا چیکار میکنیم؟
خانم کانگ، الان وقت خانواده متناوبه.
ها-ری.
آقای کیم، ما اینجا چیکار میکنیم؟
اومدیم اینجا که فرم درخواست نمایندگی ساختمان رو تحویل بدیم،
خانم کانگ.
نماینده ساختمان؟
این فرم درخواست نمایندگی ساختمان منه.
برای نمایندگی ساختمان کاندید شدی؟
عکست عالی افتاده.
یون-سو، اینو ثبت کن.
اطاعت میشه.
بقیه کاندیداها کیان...
این خانواده منه.
سلام.
خدای من.
به نظر خیلی خانواده صمیمیای میاین.
میتونستین فقط آنلاین درخواست بدین،
اما کل خانواده رو آوردین. این خیلی کم پیش میاد.
درسته. این روزا کمتر میشه خانوادهای به این صمیمیت پیدا کرد.
ایشان همسرم هستن.
قشنگ نیست؟
و پسرم خیلی باهوشه.
پسر خیلی خوبیم هست.
از آشناییت خوشوقتم.
و پدرم اینجا قبلاً هنرمند بودن.
این سه نفر هم برادرای کوچیکم هستن.
-سلام! -سلام!
ما یه خانواده خیلی خوشبختیم.
سلامت باشی، پدر!
خانوادهای بسیار صمیمی!
-برادرای خیلی صمیمی! -برادرای خیلی صمیمی!
پس ثبتنام کاندیدای نمایندگی ساختمانم
الان کامل شد؟
بله.
فردا صبح به طور رسمی تو منطقه ۴ اعلام میشه.
منطقه ۴.
تمام تلاشمون رو میکنیم!
چرا من باید ماهی ۲۰٬۰۰۰ وون بدم
برای باشگاهی که اصلن استفاده نمیکنم؟
این مسخرهس.
-سلام. -سلام.
سلام.
آقای چوی!
آقای چوی، بیا بیرون!
سلام خانم.
چه چیزی امروز شما رو اینجا کشانده؟
آقای چوی، دفعه قبل بهت گفتم
که من از باشگاه، سونا
و سرویس صبحانه اینجا استفاده نمیکنم.
چرا باید ماهی ۲۰٬۰۰۰ وون بابتشون بدم؟
این بیمعنییه.
و من دفعه قبل به شما گفتم که ۲۰٬۰۰۰ وون
هزینه نگهداری مشترک برای اون سرویسها و تأسیساته،
پس هر واحد این مجتمع ملزم به پرداختشه.
چرا کسایی که اصلاً استفاده نمیکنن
باید همون مبلغی رو بپردازن که کسایی که ماهی ۳۰ بار استفاده میکنن؟
میتونی از هر کسی که رد میشه بپرسی این منطقی هست یا نه.
تو موافق نیستی؟ اشتباه میگم؟
وای خدا.
-ببخشید؟ -تو همون پسری هستی
که دفعه قبل به اون ماشین جلوی پارکینگ زد.
سلام.
درسته.
من پارک هه-کانگم.
No comments yet. Be the first to leave one.