The Walking Dead: Dead City

The Walking Dead: Dead City

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Walking Dead Dead City Season1 WEB x264-TORRENTGALAXY FENiX RUBiK XEN0N
The Walking Dead Dead City Season1 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Walking Dead Dead City Season1 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Walking Dead Dead City Season1 720p WEB-DL x264-Pahe
The Walking Dead Dead City Season1 720p WEB x265-MiNX
The Walking Dead Dead City Season1 480p x264-mSD
The Walking Dead Dead City Season1 720p HEVC x265-MeGusta
The Walking Dead Dead City Season1 XviD-AFG
The Walking Dead Dead City Season1 1080p WEB h264-ETHEL
The Walking Dead Dead City Season1 720p WEB h264-ETHEL
د لخوا تبصره MichaelJon
█⫸ تمامی قسمت‌ها ⣿ آیـــدا و علی محمدخانی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

تګونه

web
x264
webrip
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
480p
480
XviD
په خپور شو: 2023-08-17
ډاونلوډونه: 87
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 188 کرښې.

‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی» ‫:::. MichaelJon & Ayda.NDR .:::

«مردگان متحرک: شــهــر مــردگــان»

‫یکی دیگه؟

‫واقعاً دیگه بسه.

‫یکم ذهنم درگیره.

‫چی شده؟

‫تو یه کلبه زندگی می‌کنم ‫که با اینجا یه ساعت فاصله داره.

‫رفته بودم دنبال آذوقه، برگشتم دیدم ‫واکرها دور تا دورش رو محاصره کردن.

‫پس جای درستی اومدی!

‫یکی رو اینجا می‌شناسم که ‫واکر کشتن خوراکشه!

‫می‌تونم بهش بگم کمکت کنه.

‫جدی؟ ‫حالا کارش واقعاً خوبه؟

‫رو دست نداره!

‫یعنی اینجا زندگی می‌کنه؟ ‫تو همین مسافرخونه؟

‫سوخت ژنراتور داره تموم می‌شه‌ها.

‫دستشویی کجاست؟

‫انتهای راهرو، ‫اولین در از سمت چپ.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫می‌دونی؟ یه حسی بهم گفت ‫می‌خوای یه غلطی کنی!

‫بذار حدس بزنم، حتماً «وسکاز» فرستادت ‫اینجا بیای جاسوسی کنی نه؟

‫هــوم.

‫خب...

‫یه پیغام کوچیک برای وسکـاز جـون دارم.

‫محکم نگه‌ش دارین.

‫فکرکنم قراره حس بویایی‌ات

‫رو از دست بدی خوشگل خانم.

‫آخ!

‫آهای! کجا می‌ری؟

‫کجا با این عجله!

‫شرمنده. فکر می‌کردم حداقل بلد باشی ‫چطوری فرار کنی!

‫منم از دیدنت خوشحالم.

‫تحت تعقیب «ماموران ویژه نیو بابیلون»

‫واقعاً پشمام.

‫ناموساً به قیافه جذابم نمی‌خوره ‫تحت تعقیب باشم.

‫می‌شه این رو نگه دارم؟

‫نگه‌ش می‌دارم.

‫هی جینی، بیا اینجا.

‫یادته بهت چی یاد دادم؟

‫«آنی» و بچه‌ات کجاـن؟

‫جینی، ایشون مَگیه.

‫خب، من و مگی...

‫دوست‌های قدیمی هستیم.

‫واقعاً یا نیومدی من رو بکشی،

‫یا دیگه پیر شدی و نمی‌تونی.

‫چند هفته پیش بهم حمله کردن.

‫خیلی زیاد بودن، نتونستم کاری کنم ‫همه‌چی‌مون رو دزدیدن.

‫گفتن چندماه دیگه بـازم برمی‌گردن.

‫یه ماه که گذشت...

‫واسه اینکه فرار نکنم، ‫یکی‌مون رو گروگان گرفتن.

‫پس هرشل رو گرفتن.

‫تا نزدیکی «هادسون» ردشـون رو زدم.

‫ولی دیر شده بود، ‫رفته بودن اون طرف.

‫کجـا رفتن؟

‫«منهتن»

‫ببین...

‫کارـت واقعاً حرف نداشت.

‫می‌شه بری ببینی همه وسایل‌مون ‫رو برداشتیم یا نه.

‫ممنون.

‫دلم نمی‌خواد ازت بپرسم، اما...

‫این‌ها به من چه ربطی داره مگی؟

‫این یارویی که هرشل رو گرفته،

‫اسمش «کروئت»ـه.

‫گه‌نخور. ‫ می‌شناسیش.

‫یهو از ناکجا آباد سر و کله‌ش پیدا شد،

‫تو تاریکی رو زمین ردیف‌مون کرد،

‫و درست قبل از اینکه هرشل رو ببره،

‫می‌دونی چیکار کرد؟

‫برات آشنا نیست؟ یادت میاد؟ ‫برای من که خیلی آشنا بود.

‫قبل از اینکه ببینمت آخرین ‫چیزی که شنیدم این بود.

‫آهان، اون کروئت رو می‌گی.

‫خیلی‌خب، پس با خودت فکر کردی

‫از اونجایی که این بنده خدا

‫اون قدیم‌ندیم‌ها واسه من کار می‌کرده،

‫حتماً از شیوه کارـش توی این ‫گندکاری‌ها خبر دارم،

‫یا شاید اصلاً بتونم برم باهاش حرف بزنم

‫پسرـت رو ول کنه!

‫همونی که واسه من کار ‫می‌کرد رو می‌گی دیگه؟

‫ توی گروهم روانی‌موانی زیاد بود.

‫اما این یکی به‌طرز قابل توجهی

‫مرزهای حروم‌زادگی رو جابه‌جا کرده بود.

‫احتمالش هست که...

‫اگه «کروئت» هرشل رو برده باشه...

‫نه!

‫خیلی‌خب، ‫اصلاً بگو ببینم.

‫چـرا باید کمکت کنم؟

‫- چون بهم مدیونی! ‫- چون بهت مدیونم. درسته.

‫در حالت عادی اگه بمیرم هم ‫از تو کمک نمی‌‌گیرم.

‫البته به‌نظر نمی‌رسه ‫گزینه‌ دیگه‌ای هم داشته باشی.

‫چون اگه من پیدات کردم، ‫مامورها هم دیر یا زود پیدات می‌کنن.

‫مشخصه از مثل موش قایم شدن ‫خسته شدی.

‫هیلتاپ هنوزـم مثل گذشته‌ست؟

‫مدرسه و این‌ها رو می‌گم.

‫دخترـه رو می‌بریم اونجا.

‫واسه خودت اول باید ببینیم ‫اوضاع چطور پیش می‌ره.

‫قبوله.

‫بیا. این رو بگیر. ‫بکش رو خودت.

‫تا جایی که یادم میاد راه هیلتاپ ‫ این سمت‌ها نبود.

‫چون نمی‌ریم اونجا.

‫قول و قرارمون یه‌چیز دیگه بود مگی!

‫همون آدم‌ها اینجاـن، ‫با همون امکانات.

‫بـعد از اینکه کمک دادی اونجا رو به چـوخ بدن، ‫مجبور شدیم بریم یه‌جای دیگه.

‫البته اگه یادت بیاد...

‫بگیرش بچه‌جون.

‫اولا که تحت تعقیب بودم، همین یه سال پیش ‫تو یه مزرعه زندگی می‌کردم

‫یهو یه‌روز سر و کله مامورها پیدا شد. ‫می‌خواستم فرار کنم که اونم خواست باهام بیاد

‫چرا حرف نمی‌زنه؟

‫طبق چیزهایی که مردم مزرعه گفتن،

‫قبلاً با باباش زندگی می‌کرده،

‫یارو یه شب می‌ره و ‫دیگه برنمی‌گرده.

‫می‌ره دنبال باباش می‌گرده.

‫و پیداش می‌کنه.

‫تبدیل شده بوده.

‫خیلی بدجور.

‫قشنگ مشخص بوده ‫کار واکرها نبوده.

‫یا کار حیوانی چیزی.

‫یکی یا شاید چند نفر ‫همچین بلایی سرش آورده بودن.

‫دیگه از اون موقع حرف نزده.

‫مـنم!

‫«اداره پلیس نیو بابیلون» ‫

‫مامورها!

‫چی؟ لعنتی. جمع کنید. ‫اینارو جمع کنید.

‫- برو اتاق رو چک کن دیگه. ‫- ببخشید، الان می‌رم.

‫این یارو رو ندیدین؟

‫اسمش نیگانه.

‫دلیل اینکه در به در دنبال این طرف‌ـیم

‫اینه که به‌طرز بی‌رحمانه‌ای یه قـاضی

‫و چهار نفر دیگه رو به قتل رسونده.

‫که یعنی بر اساس اصل 14 بند 2 ‫قانون اساسی نیوبابیلون...

‫اعدام می‌شه.

‫اما نه یه اعدام عادی.

‫نه به دار آویختن یا قطع کردن سرش!

‫به خاطر کاری که کرده،

‫از پا آویزونش می‌کنیم،

‫بعد قشنگ بدنش رو می‌شکافیم!

‫از بیخ کـون تا کله‌ش!

‫آروم آروم...

‫این همونیه که ‫مثل یه پادشاه حریص،

‫واسه خودش امپراتوری ساخته بود.

‫می‌گن یه‌بار یه مشت آدم غیرمسلح رو ‫ردیف می‌کنه،

‫و با یه چوب بیسبال مغز یکی‌شون رو

‫جلوی زن حامله‌ش می‌ریزه زمین.

‫«آرامش مطلق»

‫آرامش، نظم، عدالت و قانون.

‫این‌ها عواملی هستن که ایالتِ متحد ‫ما رو مملو از آرامش و آسایش می‌کنه.

‫امن و امان.

‫یه‌بار دیگه ازتون می‌پرسم،

‫این شخص رو ندیدین؟

‫خیلی‌خب پس.

‫مشروب، مواد مخدر، قـمار، فحشا

‫همه بر اساس اصل 19 ممنوع‌ان،

‫مجازات همه‌ی اینا با هم، ‫ختم می‌شه به اعدام در ملاعام!

‫لعنتی، دستم شکست!

‫آره شکست. ‫چقدر باهوشی.

‫باشه، باشه. دیدمش. دیدمش.

‫دیدمش. آره. دیدمش.

‫اینجا کار می‌کرد، واکرها رو می‌کُشت.

‫- یکی اومد بُردش. یه زنه! ‫- یه زن؟

‫آره. اولین بار بود می‌دیدمش.

‫- کجا رفتن؟ ‫- نمی‌دونم.

‫- با ماشین رفتن. ‫- ماشینش چه شکلی بود؟

‫نمی‌دونم.

‫یه کامیون بزرگ آبی، ‫این بیرون پارک بود.

‫دیگه چیزی نمی‌دونم، ‫قسم می‌خورم. قسم می‌خورم.

‫همین‌ها بود، قسمت می‌خورم.

‫دیدی؟ فقط لازم بود صادق باشی.

‫حقیقت رو بگی.

‫- و با این حال، اصل 14 بند 18 ‫- چی؟

‫کمک به مجرم و مشارکت در جرم.

‫نــه!

‫بهت قول دادم دیگه.

‫باشه؟ خیلی زود برمی‌گردم.

‫باشه؟

‫داره دیرمون می‌شه.

‫کُلی بهت خوش می‌گذره.

‫حواسشون بهش هست دیگه، نه؟

‫اون‌ها...آدم‌های خوبی‌ان دیگه؟

‫پس قراره اینطوری باشه.

‫مگه اینکه دلت بخواد بیفتی ‫دست قانون.

‫یعنی همون زنه‌ست؟

‫همونی که در به در نیگان بود

‫و مردم رو لـت و پـار می‌کرد.

‫آهای!

‫کاری که یکم پیش کردم، ‫اصلاً با به دلم نبود.

‫اما باید انجام می‌شد.

چیـه؟

!مامان

!هرشل

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left