لومړۍ 200 کرښې.
من دنی مکنامارا هستم
قبلاً واسه افبیآی کار میکردم
منم لکسی وزیری هستم
قبلاً دزد بودم
ببخشید، شاهدزد
بعد از حمله به واتیکان توسط...
گروهی اسرارآمیز به رهبری...
کسی که به خودش میگه خان بزرگ، به شکار گنج برگشتیم
دنبال یه عتیقهی باستانی مغول...
به اسم درفش روح میگرده
که به اسم روح چنگیز خان هم میشناسنش
و در راه رسیدن به اون...
از خودشون نابودی به جا میذارن
پس به نظر میاد به عهدهی ماست...
که با پیدا کردن درفش جلوشونو بگیریم
قبل از اونا
آنچه گذشت
میتونم جلوی خونریزی رو بگیرم، ولی اگه هرچه سریعتر...
نرسونیمش بیمارستان، خیلی سریع اوضاع میتونه خراب بشه
زنگ میزنم به پلیس
شبی که به واتیکان حمله شد، من اونجا بودم
واتیکان و سیآیای با هم...
به عنوان یه گروه به اسم آرکینوم گلادیو کار کردن
فکر میکردن میتونن با یه حرکت شمشیر...
جنگ سرد رو به پایان برسونن
با کشتن کل انسانهای جهان کمونیست...
با یه طاعون طراحیشده
تو از روز اول عمرت گند به بار میآوردی
- کیت، بیخیال - چه اتفاقی افتاد، دواین؟
از پسش بر نمیاومدی؟
سیآیای تو رو فرستاده که منو به خدمت بگیری...
- که هکشون کنم؟ - فقط باید سیستمشون تست بشه که مطمئن بشیم
- چه اتفاقی داره میافته؟ - به لطف تو...
داریم تکتک هکرهای کلاهسفید کلهگنده رو در سرتاسر دنیا حذف میکنیم
یکی توی واتیکان داره هرچی که مربوط به...
آرکینوم گلادیوئه رو پاکسازی میکنه
و حالا این مسئله شامل تو هم میشه
برمیگردم به رُم که بفهمم کار کیه
ما دنبال یه درفش روح...
به اسم روح چنگیز خان میگردیم
من درفش رو با یه راهب روانهی شمال کردم...
که اونو به مغولستان برگردونه
- اسمشو یادته؟ - گِن هوانگ
نه، نه، نه
اون یه بطری 600 دلاری مشروبه که داری میدزدیش
دزدی نیست که، قرض گرفتنه
عه، ببخشید. متوجه نشده بودم که دارم با لکسی صحبت میکنم
شاو، میدونی که پسش میدم. فقط...
به وینس احتیاج دارم که کمکمون کنه یکی رو پیدا کنیم
پس چرا مثل یه آدم بالغ با پول دستمزدشو نمیدی؟
کارتهای اعتباریمو تا آخر استفاده کردم
شکار گنج با هزینهی شخصی پر خرجه
آره. واسه من پر خرجه
این دفعه وینس رو فرستادی کیو برات پیدا کنه؟
گن هوانگ
یه راهب چینی که درفش رو از لائوس برداشت...
و قول داد که اونو به مغولها برگردونه
ولی وقتمون داره تموم میشه
آخه سایمون گفت ایل داره نقشهی یه حملهی بزرگ رو...
تا چند هفته دیگه موقع سال نوی چینی میکشه
حالا که صحبت از سال نوی چینی شد...
- رابطهات با لکسی در چه حاله؟ - عالیه
کی فکرشو میکرد که سقوط با هلیکوپتر توی لائوس...
باعث میشه با طرف مقابل صمیمیتر بشی؟
صبر کن ببینم، این چه دخلی به سال نوی چینی داره؟
همزمانی
دنبالم بیا
در مسیر خودشناسی...
وارد فرهنگهای مختلف شدم
به خصوص این
زودیاک چینی
هر سال مربوط به یکی از این حیواناته...
و بعد چرخه تکرار میشه
و تو دوست من، توی سال موش زاده شدی
موش
عالیه
ولی آدم نباید توی سالی که مربوط به حیوون تولدشه...
نباید تغییرات بزرگ انجام بده. نحسی میاره
پس اگه میخوای خواستگاری کنی، بهتره که...
قبل از سال نوی چینی این کارو کنی
بهت برنخوره شاو، ولی...
من چندان به نحسی اعتقاد ندارم. چه شرقیش، چه غربیش
اخیراً برای خرد و دانایی مردمان باستان احترام خاصی قائل شدم
امروز هم دو بار حرف سال نوی چینی شد
دفعهی دومش خودت مطرحش کردی
همزمانی
فقط بهش فکر کن
لازم نیست قانعم کنی. از قبل قانع شدم
فقط کاری به این مهمی خیلی زمانش حساسه
چه کار مهمی؟
داشتم... میدونی، شاو داشت...
بهم میگفت بهترین زمان برای آب دادن به ارکیده کِیه
عه
به گمونم خیلی خوبه که تو انقدر...
دروغگوی افتضاحی هستی
عه، چه خوب. جفتتون اینجایید
خب، خب. ریس یاغی برگشته
قصد داری دوباره آدمربایی خودتو جعل کنی؟
- خیلیخب، حقم بود اینو بهم بگی - تنهایی فهمیدی؟
شاو، بابت حرفی که سری آخر بهت زدم متأسفم
اگه آدم حقیری جای من بود، پرتت میکرد بیرون
ولی به نظر من گذشتهها گذشته
از اونجایی که آدم باشعورتریام
ممنون
بخشش کارمای خوبی به همراه داره
خردی که از مردمان باستان یاد گرفتم
بهتره بهشون بیتوجهی نکنیم
شنیدیم که چطور به شکل متقابل...
اون و چاک رو بازجویی کردی
یعنی کیت، خدایی چقدر ناشایست
- تو منو با شوکر زدی و دزدیدی - کیت...
چیزی که پیدا کردی رو نشونش بده
صبر کن ببینم، چی؟
میدونستی که قراره بیاد؟
میخواست شخصاً بهت توضیح بده
جان من؟
به یه پایگاه سیآیای توی مانیل...
واسه یه گزارش فراخونده شدم...
بعد از اینکه بهترین کلاهسفیدای دنیا کشته شدن
منظورش هکرای کلاهسفیده
آره. به طور دقیق بگم، گروهی که از ساختارهای حیاتی محافظت میکردن
همه توی یه روز در سرتاسر دنیا کشته شدن
خان سپرهای سایبری دنیا رو ضعیف کرد
میخوام سیآیای رو برگردونم به بازی...
که کمکمون کنه درفش رو پیدا کنیم
تو که گفتی خان به سیآیای نفوذ کرده
واسه همینم توی مانیل بودم
سازمان یه تحقیقات کامل به عمل آورد...
و فقط یه عامل خراب پیدا کرد
ناظر خان که کشته شده
- تو هم با همین یه حرف قبول کردی؟ - نه
با سی هزار حرف قبول کردم
گزارش رو بخون. سازمان ما پاکه
سازمان میتونه کمکمون کنه تمومش کنیم
لکسی...
من با کیت موافقم
خب در مسائل مربوط به اون...
غرایزت چندان عالی عمل نکرده
ببین، جفتتون فکر میکنید سیآیای گهگاهی خطاهایی ازش سر میزنه...
در راستای هدفی والاتر. ولی تنها چیزی که من توی بچگیم دیدم...
محافظتشون از سود نفت و افراد قدرتمند بود
آدمایی مثل جیکوب ریس
دنی رو لازم دارم. به تو احتیاج ندارم
فکر کردی همینطوری میکشم کنار؟
اونم بعد از اینکه خان بهترین دوستمو کشت؟
تا وقتی اون حرومزاده نرفته باشه زیر خاک...
یا پشت میلهها نباشه، دستبردار نیستم
چه شما دوتا باشید، چه نباشید
این چطوره؟
بعد از اینکه درفش رو پیدا کردیم...
سیآیای رو خبر میکنیم
تا وقتی گیرش نیاورده باشیم نمیتونن کمکمون کنن
- باشه - باشه
عالیه
جونم به این تیم
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
وینس
- شاو میگه گِن رو پیدا کردی - بستگی داره
اون بطری مال منه؟
دستمزد کامل
فرانسویه
سمگنیفیک
آخرین بار، گِن توی یه صومعه...
توی کونمینگ چین کار میکرد
راحت میشد پیداش کرد
ظاهراً راهبها برای ارتباط برقرار کردن هنوز به نامهنگاری اتکا میکنن...
واسه همین هرجا که میرن آدرسشونو ثبت میکنن
همین؟
این نهایتاً یه لیوان مشروب میارزه
با مسئول صومعه صحبت کردم
ظاهراً گِن سالها پیش صومعه رو ترک کرده، ولی توی شهر مونده
آدرسشو پیدا کردم
وینس به عنوان مترجمتون میتونه بیاد
در ازای یه قیمت ناچیز
مثلاً دوتا بطری دیگه؟
- قبوله - چی؟
- تو واسه کی کار میکنی؟ - واسه خودم
- ده درصد - به نظر منطقی میاد
شاو، تو هم میای؟
اگه مثل لائوس به مشکل بخوریم...
یه تیرانداز اضافه به کارمون میاد
در ضمن، اگه کمکمون کنی خان رو بگیریم...
کارمای خوبی در انتظارته
کارما قرار نیست اجارهی اینجا رو بده
با این حال ذات قهرمانانهی من وادارم میکنه که به هر حال کمک کنم
هان، حواست به بار باشه
به نفعته که یه افزایش حقوق در انتظارم باشه
وقتی برگشتم راجع بهش حرف میزنیم
همیشه همینو میگی
خب، قضیهی کشتن...
اون هکرای خوره چی بود؟
اینو باید از خان بزرگ بپرسی
فکر میکردم تو یه نابغهای که قراره...
کل عملیات رو به موفقیت برسونی
نه، من نه. من فقط یه سرباز پیادهنظامم. درست مثل خودت
هدف وجود من برهان چرایی نیست
هدف من انجام کار و مرگ است
No comments yet. Be the first to leave one.