لومړۍ 26 کرښې.
تقديم به تمام عاشقان سينما
فيلمي از آکي کوريسماکي
بر اساس رماني از يوهاني آهو
. اونها مثله بچهها خوشحال هستن
شما دختر کشاورز هستين؟ - . من همسرشم -
همسر اون پيرمرد بدبخت؟ . تو واسه اون چلاق، زيادي زيبا هستي
. يوها مرد خوبيه
. نسبت به شما خيلي پيرِ - اونو ترک کن . بيا با من بريم يه جاي ديگه
. بدجوري خراب شده . فردا از شهر قطعات يدکي براش ميگيرم
بايد صبر کنيم تا فردا؟
... شما همسر زيبايي دارين
... بله، خوشچهرهست همسر شما چي؟
. من زن ندارم
. ماريا يتيم بود و همينجا زندگي ميکرد
. از بچگي من بزرگش کردم
، ميتونستم با دختر يه کشاورز پولدار ازدواج کنم . ولي من ماريا رو دوست داشتم هر چند فقير بود
. همراه من بيا . به همه خواستههات ميرسي
... منتظرم باش . به زودي ميام دنبالت
اگه اينجا بموني . زود پير ميشي
، چشمهات کم سو ميشن . موهات خاکستري و شونههات خميده ميشن
چند هفته بعد
. فردا از اينجا ميريم
به کجا؟ - . به شهر. تو هم خوشت مياد -
. من متعلق به يه شخص ديگهم... به يوها
تو واسه اون مثه يه پرندهاي . که گرفتار قفست کرده
من با شميکا رفتم . به اين خاطر که او را دوست دارم
No comments yet. Be the first to leave one.