Maid

Maid

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Maid S01E05 WEBRip x264-ION10
Maid S01E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Maid S01E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Maid S01E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-FLUX
Maid S01E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-FLUX
Maid S01E05 DV 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 265-FLUX
Maid S01E05 HDR 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 265-FLUX
Maid S01E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Maid S01E05 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1-AGLET
Maid S01E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-PECULATE
د لخوا تبصره Reyez
█╠► و امیر دلپسند Reyez رضا | DigiMoviez.com

تګونه

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
په خپور شو: 2021-10-06
ډاونلوډونه: 47
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

«خدمتکار»

‫حالت خوبه، عزیزم؟

‫می‌خوای بیای با من بخوابی؟

‫آره

‫خیله‌خب، عزیزم

‫بیا بغلم

‫خیله‌خب. خیله‌خب

‫عزیزم

‫یه بار دیگه. نفس عمیق بکش

‫نفس بکش. نفس

‫بجنب دیگه مامان، کجایی؟

‫مدی همچنان مریضه. و منم باید برم سر کار

‫و شان هم باید بره سرِ کار، ‫خواهشاً بهم زنگ بزن

‫- نه! ‫- سلام، یولاندا

‫نمی‌تونی بخاطر مریضی مرخصی بگیری، اصلاً نمیشه

‫خیلی متأسفم. آره. ‫ولی همچنان خیلی مریضه

‫یه شربت گرم بهش بده! یا از کارت استعفا بده. ‫برا مهم نیست

‫هی به من نگو مریضه مرخصی می‌خوام

‫ می‌خوام یه کار بزرگو به تو و کالی بسپرم. ‫امروز بهت احتیاج دارم

‫باشه

‫باشه

‫- میام ‫ - دیر نکنیا

‫ممنون. خدافظ

‫هی، عزیزم

‫باید بری مهدکودک

‫واقعاً متأسفم

‫سلام، لوئیز

‫میشه امروز یه نگاهی به دیوارم بندازی؟ ‫داره بدتر میشه

‫آره، خیلی بارون باریده، مامانی

‫می‌تونی قارچ پرورش بدی. ‫خیلی مرطوبه

‫خورشید به‌زودی سر و کله‌ش پیدا میشه. خوبه

‫همه‌جا رو خشک می‌کنه

‫میشه یه نگاهی کنی لطفاً؟ ‫چون بوی کپک میده

‫- مطمئنم بو از دیواره ‫- گوش کن

‫تنها کاری که باید بکنی اینه که، ‫اون پنجره‌ها رو باز کنی

‫بذاری هوا بیاد تو

‫اگه همین‌طور بوی کپک رو استشمام کنه، ‫هیچوقت حالش خوب نمیشه

‫باشه. بازم یه نگاهی می‌ندازم

‫- امروز؟ ‫- سعی می‌کنم

‫- ممنون ‫- بچه دستمال کاغذی لازم داره

‫قراره کلی با دوستات خوش بگذرونی

‫خدای من. دماغشو نگاه.

‫ببخشید. رز

‫نتونست سرما خوردگیشو خوب کنه. ‫ولی تب نداره. واسه همین...

‫قبل رفتن باید بیمه رو پرداخت کنی

‫چون مریض بود نتونستم برم سر کار. ‫ولی تا جمعه میدم پولو

‫همینو هفتۀ پیش گفتی

‫داری پول کمک به مهدکودکمو می‌گیری، نه؟ ‫برای مادرایی که کار می‌کنن؟

‫آره، ولی کفافِ بخشی از حق‌التدریس‌ها رو میده

‫باید هزینۀ بیمه رو هم پرداخت کنی

‫باشه، تا جمعه میدم

‫دستمال کاغذی آوردی، یا اونم یادت رفت؟

‫تو کیفم یه دستمال توالت دارم

‫خیله‌خب، خرگوشک. وقت رفتنه، باشه؟

‫تو رز رو دوست داری. ‫قراره کلی خوش بگذرونی

‫- مامانی، نرو ‫- می‌دونم. باید بذاری برم

‫آره، چیزی نیست، میدونم . میدونم

‫چیزی نیست عزیزم. رز اینجاست!

‫- ما دوستش داریم ‫- نه

‫شرمنده. ای کاش مجبور نبودم امروز برم سر کار

‫منم

‫هی، دوسِت دارم

‫شرمنده. می‌دونم دیر کردم!

‫خدای من. همینو بگو

‫نه، باید حدس بزنی

‫- همه‌شو تخلیه می‌کنیم؟ ‫- آره. جارو برقی رو بیار

‫- حدس بزن! ‫- چی رو حدس می‌زنیم؟

‫یه آدم معروف قبلاً اینجا زندگی می‌کرد.

‫و یولاندا بهم نمی‌گه

‫- اون یه قاتل سریالی؟ ‫- نچ

‫اونی که گفتی دلقکه؟

‫اون که ساختگیه

‫بیلی پابرهنه‌ست

‫همون بچه دزده؟

‫آره، اونقدرا هم بچه معروف نیست. ‫نپسندیدم.

‫میون چندتا ایالت یه شکارچیِ انسان بودش

‫وارد همۀ خونه‌های جزیره شده بود

‫آره، بخاطر چیپس

‫کی به تخم می‌گیره آخه؟

‫هی بچه‌ها، می‌خواین شروع کنین؟

‫مادرش تا همین هفتۀ پیش که مُرد، ‫همین‌جا زندگی می‌کرد

‫قوم و خویش نداره. پس می‌ذارنش برای فروش

‫املاکی گفته سه روز تمیزش کنیم

‫به‌نظرت بیلی پابرهنه می‌دونه مامانش مُرده؟

‫احتمالاً نه. هنوز فراریه

‫چند ساله هیچکس اونو این اطراف ندیده

‫تا امروز

‫تا وقتی که با کُشتن چندتا خدمتکار بی‌گناه...

‫برای گرفتن انتقام مادرش، بیاد اینجا

‫خیله‌خب دخترا، خوش بگذره. ‫سربلندمون کنین

‫- صبرکن، تو کمکمون نمی‌‌کنی؟ ‫- شما تیم درجه یک منین

‫از پسش بر میاین

‫به‌نظرت اینا چیزای گرونی‌ان؟

‫آره، به‌نظرم چندتا ممکنه ارزشمند باشه

‫شصت درصد مال من، 40 درصد مال تو. ‫چون من اول دیدم

‫انتخاب خوبیه

‫من نمی‌دزدمش. این مجسمۀ نازیاست

‫این صلیب شکسته رو تو دستش دیدی؟

‫کی اینا رو جمع می‌کنه؟

‫پس من تلویزیونـشو برمی‌دارم. کیر توش

‫به‌نظرت املاکیـه نمی‌فهمه تلویزیون رو برداشتیم؟

‫فکر نکنم

‫خیله‌خب

‫اگه کاری کنی به کسی نمیگم. ‫ولی نمی‌خوام تو ماجرا دست داشته باشم

‫خدای من. چی هستی؟ آدم خوبه؟

‫شرمنده

‫طبقۀ بالا رو می‌خوای یا پایینـو؟

‫بیا شیر یا خط کنیم. ‫شیر، تو اتاق مامان مُرده رو برمی‌داری.

‫خط، تو اتاق مامان مُرده رو برمی‌داری

‫باشه، اتاق مامان مُرده رو برمی‌دارم

‫کلی!

‫چیه؟

‫هی، ببین

‫قفله بیرون دره

‫بیرون. جالبه

‫نه. ببین. واسه زندونی کردن یکی

‫چرا یکی یه بچه رو تو اتاقش زندونی کنه؟

‫میشه از این گذشت

‫باید حال و روز ترسناک آشپزخونه رو ببینی

‫قفل. قفل. قفل

‫و یه قفلم رو در انبار بغل آشپزخونه هست

‫به نظرت برای رژیم اینکارو کرده؟

‫نه، بنظرم غذاهاشو زندانی کرده ‫همونطور که پسرشو زندانی کرده.

‫تعجبی نداره که ویلیام انقدر کُشته مردۀ هله هوله‌ست

‫ویلیام؟

‫آره. اسم واقعیِ بیلی پابرهنه‌ست ‫ویلیام هارلن ریچی

‫چی هستی تو؟ لاس زن؟

‫- تو اتاق مامانش دیدم ‫- باید برم توالت

‫تُف توش ‫ (مهدکودک: سه تماس از دست رفته)

‫ - مهدکودک هپی گیگلز. ‫- سلام، من مامان مدی‌ام چی شده؟

‫ چند بار سعی کردیم باهات تماس بگیریم

‫ - مدی تب کرده ‫- لعنتی

‫من تو ویتنی‌ام ولی تا 40 دقیقۀ دیگه میرسم

‫نه، مجبور شدیم بفرستیمش خونه

‫تا وقتی تب داره نمیتونه اینجا بمونه. ‫پدربزرگش اومد دنبالش

‫چی؟ ام...

‫چرا به بابام زنگ زدی؟ ‫اسمش تو لیست مخاطبین اورژانسی نبود

‫پدر مدی تائیدش کرد

‫نمی‌تونست از سر کار بیاد. ما هم نیم ساعت ‫مدام سعی کردیم تا با تو و مامانت تماس بگیریم

‫هی، کلی! ‫یه وضعیت اورژانسی واسه بچه‌م پیش اومده!

‫وسایلمو برمی‌داری، لطفاً؟

‫حالش خوبه. تبش اومده پایین

‫خیلی شرمندم

‫نباش

‫تو اتاق دوقلوها خوابیده

‫بفرما

‫خیلی ممنون

‫موکاچینویِ نعنائی‌ـه

‫آره

‫دفعۀ بعد حتما گوشیمو می‌‌ذارم رو ویبره

‫واقعاً بابتش شرمنده

‫هی، ما خوشحالیم که کمک کردیم. نه؟

‫خیلی خوشحال

‫اگه بخوای، می‌تونیم فردا هم مراقبش باشیم؟

‫مهدکودک گفت نمی‌تونه تا 24ساعت آینده برگرده

‫نه، نمی‌تونم تو زحمت بندازمتون، ممنون. ولی...

‫من و شان یه کاریش می‌کنیم

‫بهتره برم و بیارمش دیگه

‫می‌دونی چیه؟ ‫تازه نیم ساعته خوابیده

‫بذار یکم کوچولومون بخوابه

‫میدونی چیه؟ ببینم دوقلوها در چه حالن؟

‫- بی‌ادبیه اگه نیان یه سلامی بکنن ‫- نه، اشکالی نداره

‫ادیسون! آبیگل!

‫هی!

‫شماها خواهر خوندتون رو یادتونه، الکس، نه؟

‫این مادر مدی‌ـه

‫سلام، بچه‌ها

‫تفنگایِ خوبی دارین

‫خب بسه. برین بازیتونـو بکنین

‫وقتی غریبه می‌بینن یکم خجالتی می‌شن

‫البته تو که غریبـه...

‫آخـه... زیاد نمیای پیش ما

‫آره

‫بخاطر این نیست که کم دعوتش کردیم

‫کِی دعوت شدم؟

‫همیشه درِ خونه به روت بازه، خودتم می‌دونی

‫گمونم اینو نمی‌دونستم. ‫آره...

‫فکر می‌کردم مهمون ناخونده‌ـم

‫کی گفته بهت؟ مادرت؟

‫آره

‫آره، آره... درست خاطرم نمیاد

‫میرم مدی رو بیارم،

‫ولی ممنون از شما به خاطر همه‌چی

‫نه، اونارو تموم کردیم...

‫سلام، چند نفر؟

‫ببخشید. این دختر شان‌ـه. مدی

‫سلام. من فرانکی‌ام

‫شان این اطرافه؟

‫آره. تو آشپزخونه‌ست

‫وایسا

‫سلام

‫چرا به مهدکودک گفتی به پدرم زنگ بزنه

‫تو و مامانت غیب‌تون زده بود

‫- حالت چطوره، مد کوچولو؟ ‫- چرا خودت نرفتی دنبالش، شان؟

‫چون تو بار دست تنها بودم. ‫سرمون خیلی شلوغ بود

‫وقت ناهار بود

‫تازه، اون عاشق پدربزرگشه. ‫مگه نه، مدی؟

‫- نمی‌خوام بابام مراقب مدی باشه ‫- پشتتم

‫نمی‌دونم چرا انقدر نگرانشی

‫به‌نظر من که آدم خوبیه

More Farsi Persian subtitles for Maid

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left