لومړۍ 200 کرښې.
میخوام براتون یه داستان در مورد
،پسری بگم که هیچوقت بزرگ نمیشد
،در مورد یه دزد دریایی که آرزوش کشتن اون بچه بود
.در مورد جزیره ای که پری ها توش پرسه میزدند
،ولی این داستانی نیست که قبلاً شنیدید
چون بعضی وقتها
دوستها دشمن میشن و
.دشمنها دوستمون میشن
،بعضی وقتها برای اینکه بفهمی نتیجه ی داستان چی میشه
.ما باید اول بدونیم اونها از کجا شروع کردن
بیا
.دوستت دارم پسرم
،دوستت دارم
.پیتِرِ من
« راستین » . « عابد »
!برپا،برپا
!آفتاب طلوع کرده
.بلند شید،الان
.خودشه،زود باشید
.بجنبید .زود باشید،سریع
.پیتر،صبحانه رو از دست میدیما
!قهرمانا باید الان غذا بخورن تا بزرگ میشن
.ساکت باشید
!گفتم ساکت
!همین الان بخورش
!نمیخوام دوباره بهت بگم
بیکن ـش کو؟
.ما همیشه آخر هفته بیکن میخوردیم
،اون بیرون جنگه، پیتر .غذا جیره بندی شده
.خوش شانسی اصلاً غذا میخوری
،اوه! مادر بارناباس .منو ببخشید
برو کنار
چقدر شرط میبندی اون همه ی جیره هامون رو میخوره؟
.هیس.صدامونو میشنوه ها
.گوشاش مثل گوش فیله
.صندوقش هم همینطوره
ببین
.صندلی های خالی زیاد شده
.نلسون و بیلی هردوشون رفتن
.احمق های خوش شانس
هر دوشون؟
کی؟ - نمیدونم -
،وقتی بیدار شدم .هردوشون رفته بودن
.پیش یه خانواده تو کانادا تا تموم شدن جنگ رفتن
نمی خوام به رفتن اونجا فکر کنم
.احمق نباش .باید همینجا بمونی
تا وقتی که مامانامون بیان مارو پس بگیرن؟
دقیقاً
.ما اینجا بزرگ شدیم .قوی باش
.منتظر سواره نظام باش
..الان،برو پشت بوم و ناودونهای کثیف رو تمیز کن
اونجا امنه ،مادر بارناباس؟
.خوب،خودم آزمایش نکردم
.میدونی،اخیراً نکردم
ولی همه ی تشریفات اداری که لازمه تا
.یه یتیم با افتادن بمیره آماده اس
!همین الان برو اون بالا
،و تا وقتی که به بالاترین نقطه و نزدیکترین نقطه به خدامون
شاید بتونی روح گناهکارتو به آمرزش برسونی
روحاتون که عین برگ پژمرده ی درختن
!ببین! حق با من بود
.اون همه ی جیره ی غذائیمون رو احتکار میکنه
خوراکی هارو کجا مخفی میکنه؟
.دفترش .هیچکی تا حالا اونجا نرفته
.یه شایعه شنیدم که اونجا یه انبار مخفی هست
!ساکت،گفتم!ساکت
،همه !برین تو پناهگاه
!تو شلوغی نمیرید
بیا - از این کار خوشم نمیاد -
فورت ناکس
.لونه اژدها
!واو
بیا اینجا
.خوب دستات رو بزار اونجا
.رفیق، کفشتو لازم دارم
...میشه فقط - !ساکت -
باشه
19
20
پیتر
.اوف،چه راهبه ی پیر کثیفی
اوف
.این دیگه خیلی غیر بهداشتیه
چرا مریم باکره خیلی تمیزه؟
نیبز؟ - !این پایین -
!نیبزی
.گفتم بهت
انبار کوچولو
.گنج پیدا کردم
!لامصب
!پیتر
ثوابق
!پیتر
.این پروندته
از طرف مامانته؟
چی نوشته؟
.نمیدونم
میشه تو بخونی؟
.منظورم بلند بود - اوه -
.پیتر عزیزم
هر کاری که من کردم
.به خاطر این بود که دوستت داشتم
منتظر روزی هستم که بتونم بخاطر تو برگردم
.و همه چیز رو توضیح بدم
منو مقصر ندون
.نه خیلی زیاد
.به خودت شک نکن
.تو فوق العاده ای
.بیشتر از اون چیزی که بتونی تصور کنی
،قول میدم که دوباره منو خواهی دید
.تو این دنیا یا دنیای دیگه
!بیا
!اون دارائی شخصی منه !برش گردون
.میدونی،پیتر،رویای هر یتیم کوچولو اینه که خاصه
که اونم کسیه که
.مادرش به خاطر اون برگرده
.ولی مامان تو برنگشته
برای چی،هان؟
.چون تو خاص نیستی ،پیتر
تو حتی تو کارای خود هم
.خاص نیستی
تو فقط یه موجود کوچولوی کثیفی
که مامان بی عارش
.فراموش کرده بچش حتی وجود داره
!اوه!وحشی کوچولو
!دستهاتون!با هردوتونم
!اون هیچ کاری نکرده
.بخاطر شراکت جرم گناهکاره
... وقت
.درد کشیدن رسیده
.هوی ،لاغر مردنی
،آرنولد و دوقلوها کجا رفتن؟
.فکر کنم دیشب رفتن
،همه ی بچه های گمشده
.همون پولایی که تو دفترش مخفی کرده
بارناباس داره چیکار میکنه؟
.یتیمها رو میفروشه
!میدونستم
منظورم اینه واقعا؟ کار خوبی نیست
ولی کی تو دنیا بچه یتیم هارو نصفه شبا میخره؟
اینو دیگه باید ازش سر در بیاریم
،حالا، بیا .یه نقشه بریزیم،جالب میشه
اینو قبلا هم شنیدم
اوه!کی گوزید؟
!نیبزی
.من نبودم
نقشه ی احمقانه ای بودشا منکه برمیگردم تو تختم
بی خیال
شب به خیر - شب به خیر -
!نیبز - !پیتر -
.بهت که گفتم شبها اتفاق میافته
!حق با من بود
چی؟
بریم سمت پله ها
!برو
!نیبز
!خداحافظ، پیتر
!تو با من میای - !بریم -
پیتر
!یا امام مجید
!بادبانهارو آماده کنید
.باید از اینجا بریم بیرون
.باید بپریم
!نمیتونم
!مجبوریم
!بیا
!نیبز
!و راه میافتیم
!بیا
!تا قیامت دوستیم
!پیتر
.لعنتی .کشتی منو داغون کردی
.خانوم،لوفتواف، در تیر رسه
بانوان
.بخش،6،8،12
!وارد میشود
!شلیک کنید
!عرشه رو تخلیه کنید - !شمشیرهاتون رو بکشید -
!اوه،بی خیال
،خانوم درباره ی هویت
،دشمن، وسیله پرنده
...بیشتر شبیه،آم
.یالا بگو دیگه ،مرد
.شبیه یه کشتی دزدای دریایه،خانوم
دوباره بگو؟
!آتش
!واو
برو کنار
.نمیر
تو بار گرانبهای کشتی هستی
من چیم؟ - .بعضیها اینطور فکر میکنن -
مادرم گفته؟
!میریم بالا
واو
از اینجا برو بیرون موش کثیف
!تکون بخور
!زودباش،بجنب
!تکون بخور !زود باش
.برای لنگر انداختن میریم راست
!حرکت کنید
No comments yet. Be the first to leave one.