لومړۍ 200 کرښې.
ارائه اي از
. خب.. رسيديم
. " 7474505ب "
از کدوم بخشِ زندان ؟- . از بلوکِ 9 بخشِ فوق امنيتي -
روالِ آزادي متعارف ؟
آزادي مشروط.. سه سال از پنج سالِشو گذرونده ؛ . بخاطر رفتار شايسته داره آزاد ميشه
. يه دقيقه صبر کنيد
. يک عدد ساعتِ ديجيتالِ مارکِ " تايمِکسِ" خراب
. يک عدد کاندومِ استفاده نشده
. يک عدد کاندومِ استفاده شده
. يک عدد کُتِ مشکي
. يک عدد شلوار مِشکي
. يه دونه هم کلاهِ مشکي
. يک عدد عينکِ آفتابي
. پولِ نقد به مقدارِ 23.07 دلار
. اينجا رو امضا کن
اين چيه ؟- چي ؟-
. اين ماشينو ميگم
. اين ماشينِ مسخره
پس " کاديلاکِ"ـمون کوش ؟
کاديلاک.. کاديلاک کجاس ؟
چي ؟
. همون ماشينِ " کاديلاک"ـي که قبلا داشتيم . " بلوزموبيل "
. تاختِش زدم
يعني تو " بلوزموبيل"ـو با اين تاخت زدي ؟
. نخير.. با يه ميکروفون عوضِش کردم
ميکروفون " ؟"
. خيلي خب.. متوجهم
پس اين چه کوفتيه ؟- . اينو خريدم -
بهارِ گذشته ؛ از مزايده ي پليسِ شهريِ . ماونت پراسپکت " خريدمش "
. يه ماشينِ پليسِ قديمي " ماونت پراسپکتِ"ـه
. عملا داشتن ماشيناشونو دور مينداختن
. خب.. واقعا دمِت گرم رفيق
.. روزي که من از زندان آزاد شدم
. داداشِ خودم ؛ با ماشينِ پليس اومده دنبالم...
ازش خوشت نمياد ؟
. نخير.. خوشم نمياد
. اين ماشين خصوصيات زيادي داره
موتور مخصوصِ پليسي داره ؛ .. يه موتورِ 440 اسبي
بعلاوه ي لاستيک هاي مخصوصِ پليسي . سيستم تعليق پليسي و سپر ضربه زننده ي پليسي
اين ماشين قبل از اختراع و بکارگيري کاتاليزور ساخته شده . درنتيجه با بنزين عادي هم خوب کار ميکنه
حالا نظرت چيه ؟
اينو به عنوان " بلوزموبيلِ " جديد قبول داري يا نه ؟
. فندکِشو درست کن
اينجا چيکار ميکنيم ؟
قول داده بودي روز که از زندان آزاد بشي . يه سر به " پنگوئن " ميزني
. آره.. خب.. بهش دروغ گفتم
. نميتوني به يه راهبه دروغ بگي
. بايد بريم داخل و يه سري به " پنگوئن " بزنيم
. محاله
کيه ؟
. " جِيک " و " الوود "
. بياين داخل
. سلام پسرا
. خوشحالم که ميبينمتون
. لطفا بنشينيد
. نه ؛ پسرا . بياين اينجا جلوم بنشينيد
. آخه ميخوام صورتاتونو ببينم
ماهِ گذشته از طرفِ بخش ؛ براي اين مِلک . برگه ي مالياتي فرستاده شده
. اونا ازمون 5000 دلار ميخوان
مگه کليسا نبايد اين مبلغو پرداخت کنه ؟
اگه به نگه داشتن اينجا علاقمند بودن ؛ . اين کارو ميکردن
. اما اونا ؛ به نگه داشتنِ اينجا هيچ علاقه اي ندارن
اسقفِ اعظم ميخواد هرچه سريعتر .. اين ساختمونو
. به هيئت رئيسه ي دانشکده بفروشه...
اونوقت شما چي ميشين ؟
.. ميفرستنم به ماموريت
بي خيال
پنج هزار تا ؟اين که مشکلي نداره . تا صبح براتون مياريمش. پاشو بريم
! نخير ؛ من پولِ کثيف و دزدي شماها رو نميگيرم
.. خب پس . فکر کنم حسابي به دردِسر ميفتين...
. ببخشيد چي گفتي ؟
. من پيشنهاد کردم که بهتون کمک کنم
. شما قبول نکرديد که پولِ ما رو بگيريد
بعدشم من گفتم ؛ . " پس اگه اينطوره فکر کنم به دردِسر ميفتيد "
يا مسيح " جِيک " ؛ آروم بگير ديگه پسر - ! " الوود " -
! لعنت ! خدالعنتت کنه
! مادرسگ
. يا مسيح ! اي مادربخطا
! پنگوئنِ گامبو
! فرار کردن فکر خوبيه پسر
. شما دوتا خيلي نااميدکننده اين
. به شدت براي شما به درگاهِ خداوند دعا ميکنم
.. خيلي برام غم انگيز و دردناکِه
.. که دو مردِ جواني که خودم بزرگشون کردم..
.. تا به " ده فرمان الهي " باور داشته باشن..
.. در هيئتِ دوتا دزدِ..
. بد دهن و بد رفتار پيشم برگشتن...
! بريد بيرون .. و ديگه پاتونو هم اينجا نميذاريد
. تا وقتي که دوباره به اصلِ خودتون رجوع کرده باشيد
پسرا ؛ شماها بايد يادبگيريد . که اونطوري با يه راهبه حرف نزنيد
. " جِيک " ؛ " الوود "
! " کرتيس " - ! هي.. مرد -
! اينگار حسابي روبراهي مَرد ! از ديدنت خوشحالم
هي.. مياين يه نوشيدني مهمونتون کنم ؟
. پسرا.. اوضاع خرابه
ميخوان اينجا رو به هيئت رئيسه ي مدرسه بفروشن ؛
. و اونوقته که ديگه جام تو خيابوناس...
اون پولِ ماليات ؛ بايستي تا يازده روزِ ديگه
با حسابِ دايره ي مالياتي بخش ريخته شده باشه
ببينم ؛ مالکيتِ جديدِ ساختمان که تو رو بيرون نميکنه.. هان ؟
آخه فکر کردي يه سياه زنگيِ پيروپاتال چه فايده اي واسه هيئت رئيسه ي مدرسه داره ؟
کرتيس" ؛ تو و " پنگوئن " ؛ " . تنها خانواده اي هستيد که ما داريم
شماها تنها کسايي هستيد که در تمام زندگيمون ... درست و حسابي و خوب باهامون برخورد کردن
برامون آهنگ هاي " المور جيمز " رو زمزمه کردن.. . و برامون " چنگ " زدن
. خب ؛ حق با خواهر بود شما پسرا ؛. بايد يه مقدار عيارِ کليساييتونو بالا ببريد
يه سر تا کليسايِ سه صخره بريد
. و يه حرفاي کشيش " کليوفوس " گوش بديد
. خوب و دقيق به حرفاش گوش بديد
.. کرتيس " ؛ "
نميخوام به حرفاي يه کشيش رقاص ؛..
. که ميخواد از بهشت و جهنم برام بگه ؛ گوش بدم..
جِيک " ؛ اگه ميخواي دانا بشي " . بايد بري کليسا
و حالا ؛ .. موعظه ي اين هفته
از طرفِ انسانِ دوست داشتني.. . " و مورد علاقمنون ؛ کشيش " کليفيوس جيمز
. " جيمز "
! زودباش کشيش - ! يالا ديگه.. واعظ -
.. و حالا.. مردم
امروز صبح که از خواب بلند شدم
. صدايِ آزاردهنده اي به گوشم خورد
داشتم ميگفتم .. امروز صبح که از خواب بلند شدم
. صدايِ آزاردهنده اي به گوشم خورد...
.. صدايي که شنيدم ؛ صدايِ جرنگ جرنگِ
! هزاران روحِ گمگشتِه بود...
دارم درباره ي روحِ مردان و زنانِ فاني اي حرف ميزنم ؛
! که از اين زندگي ؛ رخت بر بستن...
! يه دقيقه وايسا
ارواح راه گم کرده و مضطربي که .. بدون اينکه ديده بشن در زمين به دنبالِ
.. پيدا کردنِ نورِ الهي سرگردانن...
اما نميتونن نور رو پيدا کنن.. ! بخاطر اينکه ديگه کار از کارگذشته
! ديگه خيلي ديرشده! درسته .. ديگه خيلي براي ديدنِ نوري که
روزي روزگاري ؛ نديدنِشو به ديدنش برتري دادن.. ! ديرشده... خيلي خب
اميدوارم وقتي زمانِ رخت بربستنِتون از اين دنيا ! فرا ميرسه.. گم نشين
.. در روزي که سايه ي اربابِ مرگ
. همچون دزدي در شب هنگام ؛ به سراغتون مياد
. آمين
! بگيد.. آمين
ميتونم صداي آمين گفتنتونو بشنوم ؟
خب خب خب
.. بيايد همگي برگرديم
.. به دوران و سرزمين و عهدِ قديم..
.. دوراني که همگي درخدمت خداوند بوديم
.. بايد موعظه کنيم
.. بايد موعظه کنيم
انجامش بديم... بشناسيمش... احساسش كنيم
.. بايد موعظه کنيم
.. بايد موعظه کنيم
. آره.. خدا
جِيک " ؛ تو حالت خوبه ؟"
. اوه.. فرزندم
. هللويا
. " گروهِ موسيقي "
. " گروهِ موسيقي "
نور رو ميبينيد ؟- ! " گروهِ موسيقي " -
نور رو ديدي ؟
کدوم نور ؟
نور رو ديدي ؟
! بله.. مسيحو ديدم که داشت رقصِ پا ميکرد
! نور رو ديدم
گروهِ موسيقي.. " الوود " ؛ ! گروهِ موسيقي
گروهِ موسيقي " ؟"
. " گروهِ موسيقي "
! خدارو ستايش کنيد
! و خدا به ايالات متحده ي آمريکا برکت بده
.. همگي بايد برگرديم
.. به اصل و ريشه و فطرتِ پاکِ خودمون
.. بياييد همگي برگرديم..
.. به اصل و ريشه و فطرتِ پاکِ خودمون
.. بياييد همگي برگرديم..
.. به اصل و ريشه و فطرتِ پاکِ خودمون
. انجامِش بده.. درکِش کن.. حسِش کن
.. بايد برگرديم
.. درخدمتِ خداوند باشيد..
.. آره.. خدا
گروهِ موسيقيو دوباره جمع و جور ميکنيم . و بعدش يه چندتايي کنسرت ميديم
اينطوري ميتونيم يه مقدار پول جمع کنيم . و دستِ آخر 5هزارتا رو کاسب ميشيم
درسته.. منتها جمع کردن دوباره ي گروه دورِ همديگه . " ممکنه اينقدرها هم کارِ آسوني نباشه " جِيک
داري درباره ي چي صحبت ميکني ؟- گروه از همديگه جداشدن -
امروز ديگه هرکدوم . واسه خودشون شغل و حرفه ي جداگانه اي دارن
جدي ؟ . پس ميدوني که الان کجان
خودت گفتي که . باهاشون درتماس بودي
يه چندتايي سرنخ از جاهاشون دارم ؛ . يه چندتايي شماره تلفن
اما.. آخه ببين.. مگه وقتي تو زندان بودي چندتاشون ملاقاتيت اومدن يا حتي برات نامه نوشتن ؟
اونا از اون تيپ آدمايي نيستن . که اهلِ نامه نگاري باشن
. تو آزاد بودي و من زنداني
. تو بايد با اعضاي گروه درتماس باقي ميموندي
تو زندان که بودم ؛ هميشه ازت ميخواستم . که دوباره يه روزي گروهو راه بندازيم و اجرا کنيم
خب مثلا بايد چيکار ميکردم ؛ تنها اميدي که داشتيو ازت ميگرفتم ؟
يعني بايد تنها چيزي که باعث ميشد اونجا زنده بموني و ادامه بديو ازت ميگرفتم ؟
نخير آقا.. بجاش به خودم اجازه دادم که بهت دروغِ مصلحتي بگم.. باشه ؟
. بهم دروغ گفتي
. دروغ نبود . دروغِ مصلحتي بود
چي ؟
. گشتِ پليسِه - ! نه -
. آره
چيه ؟چيکار کردم ؟- . چراغ قرمزو رَد کردي -
. چراغ زرد بود قربان
ميشه لطفا گواهي نامه اتو ببينم ؟
! لعنتي
پسر ؛ شيش ماه بود . که پليس جلومو نگرفته بود
No comments yet. Be the first to leave one.