لومړۍ 200 کرښې.
اين فيلم برندهي جايزهي ويژهي ... ، " هيئت داوران، " خرس نقرهاي
در سي و هشتمين جشنوارهي بينالمللي فيلم ... ... ، برلين در 1988
جايزهي بينالمللي ... ... ، (FIPRESCI) منتقدان فيلم
جايزهي بينالمللي هيئت داوران ... ... سازمان فيلم کاتوليک
و رسانهي صوتي و تصويري ... ... ، (OCIC) در اطلاعات
... برندهي جايزهي فيلم اوتو ديبليوس ...
از هيئت داوران بينالمللي ... . شد (Interfilm) پروتستان
... اين اثر در سال 1967 فيلمبرداري شد
و توسط پرسنل گاسفيلموفوند ... . اتحاد جماهير شوروي نجات يافت
استديو فيلم ماکسيم گورکي
کميسر
: نويسنده و کارگردان الکساندر آسکولدوف
تقديم به تمام عاشقان سينما
: موسيقي متن آلفرد شنيتکه
فيلمبردار: والري گينزبرگ طراح توليد: سرگئي سربرنيکف
: دستيار کارگردان لوين، گريگوريف، پريلوتسکايا
: بازيگران
نونا مورديوکووا
رولان بايکف
رايزا نيداشکوفسکايا
لودميلا وولينسکايا
واسيلي شوکشين
بر اساس داستاني از واسيلي گروسمن
"در شهر بِرديچف"
. وقت حمومه - چي گفتي؟ -
. گفتم وقت حمومه
گرمابهي خانوادگي
! زود باش
! يِمِلين رو پيدا کردم
! حرومزاده
! يِمِلين رو پيدا کردم
! کميسر
! واويلووا
! يِمِلين رو پيدا کردم
ماديون همراهشه؟
. نه، تنهاست . خيلي بيچارهست
منم بخار بگيرم؟
! خفه شو
. بذارين من رد شم
، تو يه انباري قايم شده بود . شپش افتاده بود به جونش
. زود باش
، کمي شراب سيب چطوره واويلووا؟
. اين اراجيف رو تموم کن
کجاست؟ - . اونجا -
کجا گيرش انداختي؟ - . اهل همينجاست -
دو روز پيش فرار کرد . و يه راست رفت خونه
مقاومت کرد؟ - . خودش نه ولي زنش آره -
. زنش ناخوش احواله - . يه غاز پا سفيد -
اسبه رفته؟ - . نه اسب و نه زين -
! باز کن
! بيا بيرون، يِمِلين
! قهرمان سرخ
! نقض مقررات ارتش سرخ
تو انقلاب رو با ! دامن يک زن مبادله کردي
. انقلاب، انتقام نميگيره . از خودش دفاع ميکنه
... مطابق وجدان
، و بخاطر آيندهي درخشانمان ... ! تو رو نفرين ميکنم
و تو رو تحويل ! دادگاه نظامي ميدم
به چي ميخندي؟
. واقعا احمقانهست
چطور اين اتفاق افتاد؟
. خيلي ساده
، ميخوام از شرش خلاص بشم . ولي ديگه دير شده
خودت ميدوني که من سه ماه، شبانه روز . سوار اسب بودم
و زماني که به ... ، بيمارستان رسيدم
دکتر حاضر به انجام ... . اون کار نشد
. تو سرباز ما هستي
از من ميخواي که تورو تحويل دادگاه نظامي بدم؟
حتي با اسلحه تهديدش کردم ولي باز . قبول نکرد و گفت خيلي دير شده
، کيه که تو رو باردار کرده کلاويدا؟
. اينقدر مزخرف نگو
. خيلهخب، فراموشش کن
آخه کي رو جايگزين تو کنم؟
... شايد اون يکي
از دستهي سياسي ارتش؟ ...
. يه کمونيست سرسخته
همتون کمونيستهاي . سرسختي هستين
! جشن سالگرد نزديکه
کي ميخواد يه سخنراني رو توي گردانت رهبري کنه؟
بايد در مقابل مباشر . پرشور برگزار بشه
تحويل پوتينها رو . به تعويق انداخت
، واسه برش پارچه واسه پاپيچها . بذار خودشون انجام بدن
چطور کسي ميتونه با تو مبارزه کنه؟
پس به زودي بچه رو به دنيا مياري؟
. آره، خيلي زود
توي گروهان دوم . خيليها ناراضي هستن
بخصوص اون مو فرفري . که هميشه آواز ميخونه
! سلام، ماگازانيک . سلام، سلام -
اوضاعت چطوره؟
چطور ميتونم باشم وقتي يه مردي از از وزارت جمعي به ديدنم مياد؟
، بايد کمي جاتو تنگ کني . رفيق ماگازانيک
! مامان
! ماريا
! بچهها
! مردم
اونها فکر ميکنن ! من روتشيلدم
! گستاخي تا چه حد
! ديگه بورژوازي در کار نيست
و توي شوروي فقط . يه اتاق باقي مونده
. اونم اتاق ماگازانيک
ما فکر ميکرديم که تو يه مرد به لحاظ سياسي آگاه هستي، بعد تو اينکارو ميکني؟
شوروي ميخواد ... از يه کارگر
با شش تا بچه ... . يه اتاق بگيره
بقالي ديويدسون چي؟
پوشاکي خودوروف چطور؟ يا اشکنازي ميليونر؟
! مادام افسر ! رفيق افسر
. تمومش کن
ما خيلي خوشحال شديم . زماني که شما پيروز شدين
! مادام
! شما بايد پشتيبان ما باشين
! خدا ازتون نگذره
! الان پرتش ميکنم بيرون - ! يِفيم -
. خوش اومدين
هيچ کجاي قانون ننوشته که ! من بايد رختخوابم رو به اون بدم
. خيلي ببخشيد
هيچ کجاي قانون ننوشته که ! من بايد رختخوابم رو به اون بدم
! دنبالم بياين ! سوار شين
، از زيرزمين بيا بيرون ! کسي بهت آسيب نميزنه
، زودباش، از زيرزمين بيا بيرون ! کسي بهت آسيب نميزنه
. اينجا واسه توئه
. صبح بخير، مامان
بازم سيبزميني؟
در روز اول، خدا . سيبزميني آفريد
... در روز دوم
. خدا سيبزميني آفريد ...
... در روز سوم
خدا باز هم ... . سيبزميني آفريد
و در روز چهارم و پنجم . خدا سيبزميني آفريد
چرا ما رو روز ششم آفريد؟
چي؟
واسه غذا دادن ... ، به همچين دار و دستهاي
بايد به اندازهي ايوان پادوبنيِ ... . کشتيگير، قوت داشته باشي
. بخور
! آواره
! دستهي راهزنان
. يِفيم، کارت دير ميشه
هنوز خوابه؟
. خدا رو شکر
، تمام شب بيدار بود . مثه يه حيوون توي قفس بيتابي ميکرد
، وقتي بيدار شد . کمي چايي بهش بده
! ساکت
! ساکت
، اگه صداتون دربياد ! گردنتون رو ميشکنم
! تعميرات ! لحيم کاري
! تعمير ظرف و ظروف
! من هفت تا بچه دارم
... ، خيلي متاسفم
به نظر مياد بيداري شدي؟ ...
. آره، بيدارم
، وقتي آدم از خواب پا ميشه . بايد يه چيزي بخوره
بخاطر همين گفتم شايد بياي . و يه چيزي بخوري
. کمي آبجوش ميخوام
. فکر غذا رو هم نميتونم بکنم - . سماور داغه -
، خيلي متاسفم ... ، مادام واويلووا
ولي بنظر مياد که ... . باردار باشين
، ميخواستم از شرش خلاص بشم . ولي خيلي دير شده بود
من سه ماه، شبانه روز . سوار اسب بودم
مقدار زيادي يُد از . از داروخانهي ارتش گرفتم و خوردم
. مثه يه چاقو توي قلبمه
، داره منو ضعيف ميکنه . حتي کف دستهام عرق کرده
اوه، خداي من، اين زن . عقلشو از دست داده
حرفهايي که ميزني . اشک سنگ رو هم درمياره
آدم دربارهي بچهي دشمنش هم . نبايد همچين چيزهايي بگه
و تو داري از ! گوشت و خون خودت ميگي
سماور کجاست؟ . خودم ميارمش
ديوونه شدي؟
توي همچين وضعيتي ميخواي ! چيز به اون سنگيني رو بلند کني
! حداقل 50 کيلو وزنشه
، لطفا بفرمايين اينجا . مادام واويلووا
، روي اون صندلي بنشينين . اين يکي پايهي سستي داره
، قند دارم . از سهميه خودمه
، بچهها يه همچين مصيبتي هستن . مثل يه مزاحم
، با اين وجود زندگي ميکنن . و هيچکدومش هم نميميره
... ، مادام واويلووا
نبايد توي اين وضعيت ! پابرهنه باشين
يِفيم به اين ! کفشها نيازي نداره
، بفرمايين . بپوشينشون
اين روزها کسي توجهي نميکنه . که يه زن بايد وضع حمل کنه
حالا به چه دردم ميخورن؟
، زودباشين . شما فقط بپوشينشون
... ، مادام واويلووا
چقدر ديگه بچه متولد ميشه؟
. اوه، پس بزودي متولد ميشه
، خيلي زود ! مادام واويلووا
، شما فکر ميکنين که واسه تولد اولين فرزندم، سونيا خون زيادي از دست ندادم؟
، يه سطل خون سياه . بخاطرش اين مقدار خون از دست دادم
زماني که کوچيک بود، با هر . مرض احتمالي، بيمار ميشد
... ، مخملک، ديفتري
، سرخک، سياه سرفه ... . و اوريون
. فکر کنم فقط وبا نگرفته
همهي اينا ميتونه . يه آدمو ديوونه کنه
، ولي تو اين حق رو نداري . چون تو مادرشي
پزشک هنگ ما ... ميگفت
که تمام بيماريها ... . از شکم مياد
، اگه شما کدبانوي خوبي باشي . لباسها مدت زيادي دوام ميارن
اين پيراهن اينجا رو، اول ميشا ميپوشه . بعد سيوما و ليووا
. اوه، اين بچهها
هر روز . ميخوان غذا بخورن
به سختي يه هفته رو . بدون جوش و التهاب ميگذرونن
... و دکتر بالابان
No comments yet. Be the first to leave one.