لومړۍ 200 کرښې.
...آنچه گذشت
یک دلبسته پنهان؟ جنی، این ممکنه نیمهگمشدهت باشه
وقت زیادی رو با اون میگذرونی
مانتی
فقط کتاب باهم عوض میکنیم
فراموش نکنیم که قصد ما اینه که از اینجا بریم
میخوای مانتی رو ببوسی؟
نمیدونم
لطفا. درستش میکنم. خواهش میکنم
.نه، نمیتونی درستش کنی
هیچوقت نتونستی درستش کنی و بعد مردی. مسئله همینه
مارو جایی قرار نیست ببری
...تو به یک دور دیگه از
آره، اگه دوست پسر شیطانی دیوونه سابقم ،منو تعقیب نمیکرد
،و چارلز واقعا زنده بود
اونوقت اون میتونست .یه گزینه خوب برای من باشه
.منظورش اینه که میریختیم رو هم
کریستال
کریستال
خوشحالم که برگشتی
اوه، کریستال بیچاره
من همچنین حسابی عصبانیم
چه کارایی که قراره باهات بکنم
!پشمام
کریستال؟ حالت خوبه؟
آره، یه کابوس دیدم
خوبم - این همه جیغ و داد واسه یه کابوس بود؟ -
هی، آروم
...زندهها چیزی از کابوس واقعی نمیدونن. جهنم
جهنم بد بود. فهمیدیم
میشه یه لحظه منو چارلز رو تنها بذاری؟
یه کوچولو دیگه رفیق
باشه پس
پس این صحبت خوبی نیست
...خب
صحبت بدی هم نیست
چارلز، من الان داشتم کابوس میدیدم
...و داشتم فریاد میزدم، پس - شرمنده -
مسئله دیویده، نه؟
اوهوم
داره واقعا ذهنم رو بهم میریزه
و اوضاع با تورو گیچ کننده میکنه
،و دیدن مبارزه تو با پرستار شب
.سنگین بود
،اگه اینکارو نمیکردم ،ادوین برمیگشت جهنم
.و من اینجا پیش تو ننشسته بودم
فکر میکردم که ما هم مسیریم
.حداقل دیشب اینطوری به نظر میومد
ما هردومون داریم با یه سری مسائل کلنجار میریم
من باید تمرکزم روی این باشه که دیوید بهم نفوذ نکنه
...و بفهمم که کی هستم و تو
یه حواسپرتی خیلی بامزه هستی
اما به نظرم باید دوست باشیم
.فعلا
آره
...آره، البته
کار درست همینه
خیله خب
سازگاری ضعیف قابل توجه میان" "ماههای ثور و آریس
آروم باش. آروم، رفیق
آره،... میتونی کمکمون کنی؟
ما مطمئن هستیم که به قتل رسیدیم
بعدش درباره آژانس کارآگاهان جوان مرده شنیدیم
همین اطرافه؟
« سریال « کارآگاهن جوان مرده
Pink Panther ترجمه از « امـین احمـدی »
.نمیدونم چه اتفاقی افتاد ما تازه قهرمان ایالتی شده بودیم
جفتمون دانشگاه میشیگان قبول شده بودیم
.خیلی خفن بود دقیقا همونی که میخواستیم
انگار شما در آغاز دوران بزرگی بودین
آره! آره، اون درک میکنه
و شاکر بودیم. فروتن
،و بعدش یهویی همهچی سیاه شد
،میدونی ما هنوز اینجا توی شهر بودیم .اما مرده بودیم
پس معتقدید که یکی شما رو کشته؟
پلیسها میگن توو یه مهمونی دچار مسمومیت الکلی شدیم، اما چرته
ما بیشتر از دو سه تا پیک نخورده بودیم
آره، الکل با تمرینات ما سازگاری نداشت
.و چشمای رو ببین .این به خاطر الکل خوردن زیاد نیست
درسته، حق میگی
یه لحظه به ما فرصت بدید صحبت کنیم
باشه، البته
و میتونیم پول هم بدیم
اگه این کمکی میکنه
خب من از این مدل ورزشکارا بدم میاد اما اینا رو دوست دارم
بچههای خوبین - اوهوم -
دقیقا مثل ما هستن، ادوین
رفیقای مرده که بعد از اینکه همه فراموش کردنشون دنبال جواب هستن
،به علاوه، خبری از جادوگر ...هیولا، مرغ دریایی شیطانی نیست. و
میتونن پول هم بدن
خب ممکه بازم پای یه جادوگر وسط باشه
اما در غیر اینصورت من کاملا موافقم
صبر کنین
الان همه باهم سر یه پرونده توافق کردیم؟
لطفا به سلامت به دست مادرم برس
...خدای من، اون
« دلبسته پنهانِ جنی »
ممنون
سلام نیکو، مانگا کایتای جادویی رو تموم کردی؟
مکسین
ما باید درباره جنی گرین صحبت کنیم
...چرا ما باید
من اصلا نمیشناسمش
چی؟ کی؟
چرا؟
،اول، باید صحنه مرگشون رو ببینیم
بعد با شاهدین صحبت کنیم .و یه لیست از مظنونین تشکیل بدیم
یه حس تازگی میده مگه نه؟ کارای قدیمی
یه کار خوب کارآگاهی کلاسیک
بله. و امیدوارم این بار ...خبری از شکارچیان بچه زنده
.که میخوان منو به جهنم برگردونن نباشه
،خب اگه کسی دیگهای پاش باز بشه اونا رو هم از پرتگاه میندازم پائین
،پروندهها اولویتن
اما من امروز مجبور شدم برنامهم با مانتی رو کنسل کنم
در عین حال، کریستال مارو کاشته
همیشه داره لباس عوض میکنه
،خب حالا که صحبت کریستال شد
...باید بهت بگم
منو کریستال عشق بازی کردیم
شما همدیگه رو بوسیدید؟
هی، صدات رو بیار پائین
با وجود اون اهریمن لاشی ،و نبود خاطراتش
... اون تو دلش نیست رابطهای رو شروع کنه و
منم موافقت کردم
میخوام اوضاع حرفهای پیش بره
...چی
بوسه چطوری بود؟
عالی
از نظر فیزیکی حسش نکردم
...اما
...حسش کردم
.این بالا
...منطقیه، از اونجایی که تو گفتی
از مرده بودن متنفری
.البته که به یه دختر زنده دل میبندی
این توی دلت مونده بود
وقتی روی اون پرتگاه بودم، عصبانی بودم
خب گاهی دلم میخواد که کاش میتونستم بزرگ شم؟ البته
،اما اگه قراره این شکلی باشه
دلم نمیخوام مرده بودن رو پیش کسی دیگه تجربه کنم
تو بهترین رفیقمی ادوین
و همیشه خواهی بود
چیه؟ من آمادهم
سلام، سلام، سلام
همه دارین میرین بیرون؟
یه سری ورزشکار بیسبال اینقدر عرق خوردن که مردن
اما شاید هم به قتل رسیدن
منظورت برد و هانتر هستش؟
توی کل مدرسه این خبر پخش شده بود
مگه تو مدرسه شبانه روزی نمیرفتی؟
گری ویک؟
" آره اما " نورث پورت تاونزند دراگونز بزرگترین رقیب ما هستن
همه برد و هانتر رو میشناختن
کل شهر به مدت چندین ماه سوگواری کردن
حتی یه رژه خیلی غمگین هم رفتن
به اندازه قیافه تو که غمگین نبود
نیکو، تو باید بذاری ما اونا رو خفه کنیم
اونا فقط شوخ طبعن
بهرحال، با پرونده قتل احتمالیتون خوش بگذره
تو با ما نمیای؟
من خودم مشغول یه پروندهم
فعلا نمیتونم دربارش صحبت کنم اما خیلی خوبه
بهرحال خوش بگذره
!ایول به تیم صیادان گری ویک
.ایول به تیم صیادان گری ویک ایول به تیم صیادان گری ویک
از اتاقم برو بیرون
خدای من
شما دوتا باید با من مهربونتر باشین
.چون دوستام واقعا میخوان شما رو بکشن
پس پرونده خودتو داری؟
معمای بوی یک ماهی کثیفه؟
هرزهای که دهنش بوی ماهی میده
!خدای من
هرچی میخواین بگین اما امروز خیلی حس خوششانسی میکنم
خیله خب، این توپ جادویی طلسم شده خرابه
چون همهش میگه " زیاد خوب به نظر نمیاد "
،اما مهم نیست
.چون امروز قراره زندگی یه نفر رو تغییر بدم
بچه کوچولوم داره بزرگ میشه
فکر میکنی جواب میده؟
جواب میده، اگه تو کارت رو بکنی
یادت باشه که اون جوانان مرده باید کاملا بهت اعتماد کنن
پس کارت رو خوب انجام بده
امروز قرار بود ادوین رو ببینم
اما بازم رفتن سراغ یه پرونده مسخره دیگه
مانتی
،تو که به اون دیوث دل ندادی
مگه نه؟
،به نظر میاد که به اندازه کافی تلاش میکنی
...و شاید بهتر باشه که
.بیشتر تلاش کنی
اون گشنشه
سر اون قضیه بکی اسپن ،کوچولو خیلی به غذا خوردن نزدیک بود
فقط اینکه اون کارآگاههای عوضی اومدن قاپیدنش
اون حشره کوچولو ناز مامانشه
اون حشره کوچولو به اندازه یه اتوبوسه
از پس اینکه چند وعده غذا نخوره بر میاد
،عزیزم، بعضی آدما شیر بادام میخورن
،بعضیا کربوهیدرات نمیخورن
...بعضیا هم به بچه مار غول پیکرشون
No comments yet. Be the first to leave one.