لومړۍ 200 کرښې.
مساله ، مشاهده کردن
فرض کردن
تحقيق کردن ، امتحان کردن
آخريش چيه ؟
نتيجه گرفتن
خانم سالازار ، از طرف
اداره ي ماليات مزاحمتون ميشم
تا ماليات هاي عقب افتاده تون رو بگيرم
متوجه نميشم
من که بدهي رو قسط بندي کردم
همين هفته پيشم با مدير ماليم حرف زدم
اونوقت متوجه نشديد ؟
اون توافق نامه کنسل شده
موعد پرداختتون همين الانه
چي ؟ مامان ؟
برو تو اتاقت ، لديا
ما خونه رو بعنوان گرو بر مي داريم
حق اينکارو داريم
اين چيزيه که ميخوايد ؟
چي ؟ نه
بهتون که گفتم ، دارم پولشو ميدم
ازم چي ميخواين ؟
يه کارت اعتباري بهم بديد کاري ميکنم که همه ي اين چيزا تموم شه
يا با کلانتر بر مي گردم و اينجا رو پلمب مي کنم
همين امشب
انتخاب با خودته
بيا
وقتي با اداره ي ماليات تماس گرفتم
اونا گفتن اصلا پولي دستشون نرسيده
اما يکي ته کارت اعتباري منو هم درآورده
اگه اداره ي ماليات نبوده ، پس کي بوده ؟
احتمالا همون آدمهايي که تو کل بوستون
ماليات دهنده ها رو هدف مي گيرن
فقط تو نيستي ، کلارا
خب ، قضيه فقط پول نيست
اين يارو منو تحقير کرد دخترمو ترسوند
خيلي خب ، ما مي فهميم کي اينکارو کرده
و شما پولتونو پس مي گيريد
قول ميدم
آقاي فورد ، من شهروند قانون مداريم
بعد از اينکه اخراج شدم
من قرض ها و بدهيامُ تقريبا سر وقتشون مي دادم
و هنوز مي تونستم هر روز سر سفره م غذا بيارم
الان بايد به دخترم چي بگم
همون چيزي که هر روز بهش ميگفتين بازم ميگين
تسليم نشيد
Stabilizer : ترجمه
ويرايش و زيرنويس : بهادر کاظميان Bahador_1470@Yahoo. Com
ببين ، همه ي حرف من اينه که
نمي فهمم چرا ما نمي تونيم يکي دو روز
بين کارهامون استراحت داشته باشيم
همين تازگي 10 روز تو " خوارز " بوديم
قضيه چيه ؟ از " پينياتا " خوشت نمياد ؟ "پينياتا : عروسکي که داخلش از شيريني و شکلات پُر شده"
خيلي خب ، گوش کنيد تعطيلي بي تعطيلي ، افتاد ؟
کلي کار براي انجام دادن داريم هارديسن ، شروع کن
باشه ، اولين قانون جُرم تعقيب کردن ِ پولِ
حالا ، پول ِ خانم سالازار
واسه پوشش کاراز سه تا کمپاني مي گذره
تا اينکه ميرسه به اين بابا
هيو ويتمن
اون يه دفتر نمايندگي بزرگ جمع کردن بدهي ها اونم بيرون بوستون
بهش ميگن همکاران کمک هاي مالي
خب عاقلانه ست
اون همين الان چند تا آدم براي جمع کردن بدهي ها تو سياهه ليستش داره
اون فقط مي فرستشون دنبال آدم هايي که قرض هاشون سر موقع پرداخت نمي کنن
اون پول حفظ مي کنه
اما به اين آدم ها که نميگن همه ي ملت
پس اون چجوري هدفشُ شناسايي مي کنه ؟
خب ، ويتمن 20 سال تموم براي اداره ي ماليات کار کرده
احتمالا يه دوست داشته که يه ليست براش رو کرده
اوووه ، گرفتمش ، گرفتمش
ما ليست مي دزديم
بايد يه راه نفوذ پيدا کنيم
از ويتمن تو اينترنت چي پيدا کردي ؟
هيچي. منظورت از هيچي چيه ؟
از اون تو اينترنت چيزي نيست ، اصلا هيچي نيست
که خيلي عجيبه چون شرکتش با تکنولوژي هاي جديد و پيشرفته سر و کار داره
مي دوني ، اونا از جايي اينکارو مي کنن که صفحه ي نمايشگر تلفنتُ گول مي زنن
که اينجوري نشون بده که انگار مادربزرگت داره زنگ مي زنه
وقتي که در واقع يکي از اون آدماش که پول جمع مي کنن پشت خطه
جالبه
برگرد سراغ پول
گفتي ويتمن پولشو
تو سه تا شرکت به هم پيوسته پخش کرده ، درسته ؟
الان کجاست ؟
يه جايي تو بونداک
توي يه بانک به اسم ترنر کريک
اسم صاحب حسابم موسسه وطن پرستاست
حالا اين ، هيچ جوري به ويتمن ربط پيدا نمي کنه
بخاطر همينه که پليس ها دستشون بهش نميرسه
خوبه. مي تونيم از اينجا شروع کنيم
ببينيد ، ميخوام حمله ي گاز انبري بهش بزنيم
يه تيم ميره ويتمن قانع مي کنه که
پولش اونجا تو بانک جاش امن نيست
خودشه... من وهارديسن ميريم سراغ همين کار
ما داريم الان چيکار مي کنيم ؟
خيلي خب ، وقتي شما دو تا ويتمن رو گول زديد
سوفي ، تو با يه محل جديد براي پس انداز کردن پولاش برو پيشش و به چنگ بندازش
سوالي نيست ؟
خودم درستش مي کنم ، مي تونيم درستش کنيم
درستش مي کنيم ، چيزي نيست
رفيق ، نمي دونم از چي شاکي هستي ، خيلي خب ؟
من قسمت بانکيه ماجرا رو براي خودمون برداشتم
ميريم تو ، ميايم بيرون ، به همين راحتي
و بايد بريم يه کرمي به آب بندازيم و ماهي بگيريم
آره مي توني بري تو جنگل ماهي گيري کني
پسر ، من تو سوپرمارکت ماهي گيري مي کنم
نمي فهمم چرا بايد ميومدم
چونکه برات خوبه
آخرين دفعه که اومدي بيرون يه هوايي بخوري کي بوده ؟
هي ، پسر
هي پسر ، اون پشه رو ديدي ؟
اون پشه يه نيش داشت اندازه ي يه منقار
اين بوي چيه ؟
هواي تازه
ازش خوشم نمياد
مسئول اينجا کيه ؟
چطوري... چه کمکي از دستم برمياد ؟
بهت ميگم چه کمکي از دستت برمياد
ايشون مامور برودي هستن منم مامور کوينت
از بخش تحقيقات جرم اداره ي ماليات
خب ، چيکار مي تونم براتون بکنم ؟
ما پرونده ها و اسنادِ تمام حساب هاي
تحت عنوان موسسه وطن پرستان لازم داريم
البته از اين طرف
براتون ميارمش
بفرماييد بشينيد اينجا
ما اينجا خيلي کاربرامون از دست نميديم
چرا شما نمي شينيد
و من همين الان اون حسابُ براتون بيارم ؟
آقاي ويتمن ، اسم من کالت مديسنِ
ما چند تا دوست مشترک تو اداره ي ماليات داريم
با بخش منابع انساني
در مورد حسابتون تو بانک کريک
من اونجا حسابي ندارم
نه ولي موسسه وطن پرستان داره
و اونم شماييد
ميتونم ؟ " ميتونم برم داخل ؟ "
شما کي هستين ؟
فکر کن يه دلالم
من طرفين يه موضوع رو ، کسايي که مي تونن براي هم سودمند باشن ميزارم پاي ميز
البته براي يه دستمزد و پاداشي
من به کمکتون نيازي ندارم
متاسفانه ، داريد
من اومدم اينجا تا بهتون بگم
ديگه تو اون بانک جاي پولتون امن نيست
الان نه
فوريه
خيلي خب ، زمان بنديه خوبي بود ، سوفي
الان ديگه اليوت و هارديسن بايد کارشون تو بانک ُ
تقريبا تموم کرده باشن
يالا
چيه؟
همين الان يه تماسي از طرف يکي از افرادمون تو بانک داشتم
دو تا مامور از سازمان ماليات
دارن درباره ي حساب شما پرس و جو مي کنن
تو با چستر تماس بگير
بهش بگو تا شرشونُ کم کنه
اونا همين الان اونجان ، مگه نه ؟
چجوري مي دونستي ؟
بهت که گفتم يه دوست هايي تو سازمان دارم
اونا اومدن سروقتت ، آقاي ويتمن
خب ، پس اگه بخشي که قبلا تو اداره اونجا کار مي کردم ميشناسي
پس احتمالا چارلي دين رو مي شناسي
پيرمردمون چطوره ؟
خب ، اين بايد منبع ويتمن تو اداره باشه
آره ، ما به هارديسن نياز داريم
نه نه ، نداريم
سوفي ، ميخوام بهش بگي
آخرين دفعه که چارلز رو ديدي تو مراسم تدفينش بوده
نشنيدي ؟
خيلي متاسفم
اون خدمت گزار خيلي خوبي بود
خيلي خب
توجه مُ جلب کردي ، خانم مديسن
اگه بانکم امن نيست ، پس چيه ؟
ميخوام به يه نفر معرفيتون کنم
که يه موسسه ي مالي ديگه رو مي چرخونه
از کجا مي دونستي ؟
مي دوني من کي مي ميرم ؟
مي دوني ؟
پارکر
چيه ؟
فکر مي کني اون براي ترسوند ويتمن کافي بود ؟
نمي دونم
هدفون ها و موبايل ها اين بالا جواب نميدن
پس بايد از يه تلفن ثابت به نيت زنگ بزنيم
ميتوني از تلفن تو مغازه استفاده کني
تا من ميرم کارارو رديف کنم
بايد يه چيزي براي خوردن گير بياريم يالا
منو نگاه کن
الان من شبيه کسيم که بره تو مغازه بين راهي
نه
شما جوونا بايد با من بياين
چي ؟
يه حرکت ناگهاني بکنيد
و افراد من در جا مختون رو مي ترکونن
12.
هي پسر ، اين ماشين قديميه
باهات شرط مي بندم اگه با هم به اون در ضربه بزنيم قفلشُ مي شکنيم
No comments yet. Be the first to leave one.