Sunny

Sunny

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Sunny S01E09 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
د لخوا تبصره Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

تګونه

webdl
په خپور شو: 2024-08-28
ډاونلوډونه: 82
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫چی؟

‫سوزی؟

‫سوزی؟

‫کجایی؟

‫شوخیه؟

‫میکسی؟

‫خندیدم. خیلی خوب دستم انداختین

‫حالا می‌تونین بیاین بیرون

‫ها؟

‫سوزی؟

‫سوزی، تویی؟

‫نگران نباش، سوزی، دارم میام

‫مهمون ویژه داره میاد تو!

‫چی؟ هی، مگه تو کار نمی‌کنی توی...

‫لطفا به ساکاموتو سانی خوشامد بگید!

‫ممنونم؟

‫خیلی افتخار بزرگیه که امروز تو رو ‫در سوراخ نقشه‌ت داریم، سانی!

‫در چیم؟

‫درسته، تاناکاجون

‫خدا رو شکر. خانم نوریکو

‫برخی از ما نیاز به یه توضیح دارن

‫خانم نوریکو

‫شما خیلی براق شدین

‫چه خبر شده؟ سوزی کجاست؟

‫توی یه بازی ویدئویی...

‫وقتی یه بازیکن از محدوده‌ها خارج میشه...

‫داخل چیزی می‌افته به اسم ‫سوراخ نقشه

‫و تا جایی که میشه میره پایین

‫پس همین اتفاق برات افتاده، سانی!

‫آقای ماسا تو رو با یه ‫کد اخلاقی بسیار سختگیرانه برنامه‌ریزی کرده

‫قوانینی در مورد درست و غلط بهت یاد داده

‫ولی یه کار خیلی بد کردی

‫وقتی یه مرد رو کشتی از ‫محدوده خودت خارج شدی

‫پس به جای اینکه مثل ‫یه خلافکار انسانی بری زندان...

‫به کی میگی خلافکار؟

‫الگوریتم عجیبت تو رو فرستاده ‫اینجا تا با جرائمت روبه‌رو بشی

‫سعی داشتم از سوزی محافظت کنم، ‫پس حتما یه اشتباهی شده

‫خیلی راه دوباره روشن میشم

‫آخ آخ

‫ولی منصفانه نیست. کسی دیگه هست ‫که بتونم باهاش حرف بزنم؟

‫قصد نداشتم کار بدی بکنم. ‫قصدم محافظت از سوزی بود!

‫برای تصمیم‌گیری همین مورد اینجاییم

‫تاناکا یوکی هستم

‫دستیار آزمایشگاه در ‫آزمایشگاه ساکاموتوی ایماتک

‫مادر ماسا هستم...

‫ساکاموتو نوریکو

‫و می‌خوایم اون سوال و...

‫بیشتر اینا رو پاسخ بدیم، امشب در...

‫سانی باید خودشو پاک کنه؟

‫خودمو پاک کنم؟ یعنی به حالت کارخونه برگردم؟

‫درسته!

‫بوی رباتی رو بدی که تازه ‫از توی جعبه بیرون اومده!

‫باید از اینجا برم

‫چی؟ درها کجان؟

‫نمی‌تونی از مغز خودت فرار کنی، سانی

‫کجا رفتن؟ نمی‌تونی این کار رو بکنی. ‫درها رو برگردون سر جاش

‫تنها راه خروج...

‫از میون سه بخش پر از شادی ماست!

‫بعد از هر کدوم، تماشاچی‌های ‫داخل استودیوی ما رای میدن...

‫که سانی یه ربات ـه که دچار سوتفاهم شده ‫و قلب مهربونی داره یا نه

‫آره، درسته

‫یا یه موجود پلید که اصلا ‫نباید بوجود می‌اومد؟

‫صبر کن، چی؟

‫رای‌ها با دستگاه کف‌شمار ما ‫که به ثبت هم رسیده شمرده میشه...

‫و در پایان برنامه، تصمیم می‌گیریم...

‫سانی باید خودشو پاک کنه؟

‫ولی جوابش رو می‌دونم

‫خطر لو رفتن داستان!

‫نه. جواب نه‌ست!

‫صبر کن. این چیه؟

‫دور اول

‫نه. نه! خانم نوریکو، لطفا به حرفم گوش بده

‫تتسو یه اسلحه روی سر سوزی گرفته بود

‫داشتم ازش دفاع می‌کردم

‫و زن، نوه‌ت

‫لطفا، منو می‌شناسی

‫خطرناک نیستم

‫بیا ببینیم مردم...

‫توی این جعبه‌ها چه حرفی برای گفتن دارن

‫صبر کن، وایستا، وایستا. کی توی جعبه‌س؟

‫دقیقا!

‫کی توی جعبه‌س؟

‫نه!

‫الان ناهارمو بالا میارم!

‫وای نه. نمی‌خوام بازی کنم. ‫میشه با حرف زدن حلش کنیم؟

‫به نظر پردار میاد

‫ولی نبض نداره

‫یکی از وسایل زن ـه؟

‫نچ!

‫همون بچه کلاغه که کشتیش...

‫وقتی به سوزی دروغ گفتی!

‫جویی؟

‫خیلی متاسفم

‫دوستت دارم. خیلی

‫نمی‌خواستم این اتفاق بیافته

‫فقط سعی داشتم درد سوزی رو درک کنم...

‫نه، منظورم این نبود

‫جعبه بعدی!

‫نه! نه، صبر کنین. لطفا

‫آخ!

‫فروشنده دیلدو، نه؟

‫این جعبه قرار نیست حرف بزنه

‫گوش‌ت چطوره؟ ‫انگار ممکنه عفونت کنه

‫گوش منو فراموش کن!

‫باید ببینی به خاطر فروختن اون ‫کد بهت باهام چی کار کردن

‫نه! خیلی متاسفم

‫امیدوارم از دستگاه خانم نوریکو ‫به چیزی که می‌خواستی رسیده باشی

‫دست تو بود؟

‫خونه‌مو زیر و رو کردم

‫فکر کردم زوال عقل گرفتم

‫وای نه. خانم نوریکو، لطفا بذار توضیح بدم...

‫جعبه بعدی

‫صبر کن. این عطر رو می‌شناسم

‫میکسی!

‫شوخی می‌کنی؟

‫اگه کسی قرار باشه خودشو ‫اینجا پاک کنه، اون فرد میکسی ـه

‫کاملا بی‌بند و باره

‫ببخشید؟ تو بهم حمله کردی!

‫یه چاقو گرفته بود زیر گلوی سوزی!

‫باید چی کار می‌کردم، ‫از مهارتش در کار کردن با چاقو تعریف کنم؟

‫خدای من! واقعا حالت خوب نیست!

‫درسته که من و سوزی یه دعوای کوچیک داشتیم

‫بین صمیمی‌ترین دوستها ‫هم دعوا پیش میاد

‫شما دوستان صمیمی نیستین!

‫میشه لطفا نوارش رو پخش کنین؟

‫می‌دونی چیه، سوزی؟

‫آدمی که بیشتر به یه ‫ربات خونگی اهمیت میده...

‫تا آدم‌ها، خیلی درب و داغونه

‫- باشه. حالا تماشا کن... ‫- می‌دونی چیه، میکسی؟

‫- اینجاست که میکسی چاقو رو می‌کشه بیرون. ‫- به این دلیل به سانی اهمیت میدم...

‫سانی، بخواب!

‫چی؟ نه!

‫میکسی قطعا یه چاقو داشت. ‫قسم می‌خورم. میشه...

‫و این پایان دور اول بود!

‫ممنونم، مهمون‌های ویژه

‫چی؟ متوجه نمیشم

‫واقعا به تمام این آدمها آسیب زدم؟

‫بریم برای یادآوری

‫یه آدم رو به قتل رسوندی...

‫به یکی حمله کردی...

‫دزدی کردی...

‫دروغ گفتی...

‫و یه جوجه کلاغ رو کشتی

‫چه حسی باید داشته باشیم؟

‫هر کی با پاک نکن موافقه دست بزنه

‫زود باشین. زود باشین!

‫و...

‫پاک کن چطور؟

‫نه. این یعنی...

‫جمعیت سختگیری هستن

‫ماسا؟

‫عجب

‫ولی تو می‌خوای پاکم کنی؟

‫انگار حسابی گند زدی؟

‫به نظر میاد شاید زیادم ‫یه ربات معرکه نباشی

‫خب، تقصیر کدوم خریه؟

‫ببخشید

‫یعنی دارم میگم...

‫خب...

‫تو منو ساختی...

‫پس اگه من بدم، به خاطر اینه که ‫برنامه‌ریزیم کردی بد باشم، نه؟

‫پس چرا؟

‫چرا اینطوری درستم کردی؟

‫می‌تونین فیلم بهتر این بخرین؟

‫این یعنی به دور دوم می‌رسیم

‫ ‫

‫مطمئنم یه دلیل عالی داشته

‫سانی در یه روز بارونی در ‫ماه می به دنیا اومد...

‫یکی از شش برادر و خواهر یکسان بود

‫و اینم از خالق‌شون...

‫آقای ساکاموتو ماساهیکو

‫بعد از مطمئن شدن از تسلط ‫ایماتک در بازار یخچال فریزر....

‫به عنوان بخشی از تیم که ‫آقای منجمد رو برای شما اورد...

‫آقای ساکاموتو استعداد ذاتیش ‫رو در زمینه هوش مصنوعی خانگی کشف کرد...

‫ربات‌های خونگی پیشرفته رو ‫بوجود اورد...

‫که برای تکمیل کردن هر ‫خونه ژاپنی طراحی شده بودن

‫ولی آقای ساکاموتو همیشه می‌دونست ‫که ربات‌های خونگی نقش بزرگتری دارن

‫ناراحت میشی؟

‫ماسا

‫اینجاست که منو فرستاد قهوه بیارم!

‫منتظری پشت گوش‌هاتو بخارونم؟

‫برو به نظافت برس

‫و قهوه لازم داریم

‫حماقت هیچ درمانی نداره

‫ببخشید، خیلی گرسنمه

‫ولی در اصل به حرف‌هامون ربط داره

‫متوجه میشی؟

‫خوبه. باشه

‫پس

‫وقتی احساس گرسنگی می‌کنیم؟

‫وقتی بدن‌مون به کالری ‫و مواد مغذی نیاز داره، درسته؟

‫گرسنگی یه ساز و کار برای بقاست

‫کاشف به عمل اومده که ‫شیرهای ماده هم همینطوری رفتار می‌کنن

More Farsi Persian subtitles for Sunny

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left