لومړۍ 197 کرښې.
متاسفانه دیر اومدین خونه ایشون خیلی عالیه ولی قبلا فروخته شده
یعنی اون نقل مکان کرده به شرکت و کل روز رو نمیخوابه؟
بیا دنبالم، من قبلا همه چی رو آماده کردم
اون رفته آمریکا پیش پسرش و اجاره من رو هم قبول نمیکنه
اجازه بدین به صورت شخصی لطفتون رو جبران کنم
پس داری میگی تو واحد کناریمون رو اجاره دادی ؟
هی میگی اشتباه میشنوم بابا یکی واقعا داره در میزنه
شینگ، شینگ
ببین، داری چیکار
من واقعا شنیدم یکی داشت در میزد پس کجا رفت ؟
من که بهت گفتم، تو توهم میزنی چیزی شنیدی
واقعا؟- تو داری پیر میشی و شنواییتو از دست میدی-
من دارم پیر میشم؟- آره بیا بریم غذامونو بخوریم-
چیکار داری میکنی ؟
چیکار میکنی ؟ بیا دیگه- دارم میام . اومدم-
پس اون خانمه مامانت بود ؟
تو همین خونه بغلی زندگی میکنی ؟
بخاطر همین حسابی باید قایم بشین
مامانم میدونه که شما رییس منی و اینجا زندگی میکنی
ولی خداروشکر بابام نمیدونه، اگه بفهمه
باید خیلی مراقب باشی بابام تو رو نبینه
چرا؟
اگه بابام بفهمه من خونه رو بهت
اگه بابام بفهمه خالم رفته خیلی ناراحت میشه
فقط، فقط اگه بابام اومد در اینجا رو زد درو باز نکن همین
اگه توی راهرو بهش برخوردی فقط وانمود کن داری رد میشی
نباید جلوش درو باز کنی و داخل شی
ولی نگران نباش بابای من معمولا زود از خونه میره و زود هم برمیگرده
به جز آخر هفته ها ، احتمالش خیلی کمه که به هم بربخورین پس زندگی روزانتو مختل نمیکنه
بابات چه شکلیه ؟
بزار بهت نشون بدم
باشه، این عکسو برام بفرست
تو قیافه ی یکی رو که فقط یه بار دیدیش یادت میمونه ؟
فرستادم
بشین بگیر بشین
من میدونم معمولا دوست نداری صبحونه بخوری
یه فنجون قهوه که فقط تا وقت ناهار سرپا نگهت میداره
ولی حالا که تی آی جی تو وضعیت خاصیه باید قوی باشی
این نون سرخ شده های آقای ژانگ (یواوتیاعو) بیرونشون ترد و داخلشون نرمه
باید یه رب تو صف وایسی تا بتونی بخریشون
آه راستی ، اینهارو باید بزنی تو پودینگ توفو
خیلی خوشمزه میشه، گفته باشم
وقتی نگاش هم میکنم آب دهنم راه میفته
امتحانش کن
خوشمزس ؟
دیدی گفتم من هر روز میخورمشون
خود خودشه
اوه خدای من- چی شده ؟-
سرپرست یائو با لی شیا قرار میذاره
بده ببینم
وقتی میخواستن سرپرست یائو رو به یه تیم دیگه منتقل کنن اون گفت که یه نفر از تیم ایکس از آشناهاشه شاید منظورش لی شیا بوده
احتمالا- !امکان نداره-
چطور امکان نداره؟ تا حالا دیدین سرپرست یائو با کسی شام بخوره ؟
اون خیلی وقته که برگشته و به غیر از اون بار که با تی آی جی شام خوردیم
اون با کسی شام نخورده
شاید سرپرست یائو دنبال دوست پسر میگرده
این یه خبر گندس
واقعا- سرپرست هه-
شما و سرپرست یائو دوست های دانشگاهی بودین اون از چجور آدمایی خوشش میاد ؟
از آدمایی مثل تو خوشش نمیاد- از آدمایی مثل تو خوشش نمیاد-
من متوجه شدم اون ها به شروع یه تجارت جدید علاقه دارن
شی کوچولو
متاسفم، مدیر شیا
شیاکه
تو چرا اینجایی ؟
من آوردمش اینجا
شما ها حرف هاتونو بزنین. من قرار ناهار دارم
من شنیدم تی آی جی میخواد بسته بشه
واسه همین میترسیدم که داداشم بیکار بمونه اومدم اینجا دلداریت بدم
شرکت جای این مسخره بازی ها نیست لطفا برگرد
هیچ کس اینجا نیست درضمن، به غیر از شما دو تا که دارید کار میکنید
بقیه رفتن غذا بخورن
سلام، چهار نفرید ؟
یه اتاق خصوصی لطفا- متاسفم آقا، اتاق خصوصی هامون پرن-
اون وقت، فکر نمیکنین جلوی این همه آدم یکم برامون بد بشه ؟
لطفا صبر کنید، من می پرسم ببینم میتونم یه اتاق براتون ترتیب بدم یا نه
شلوغ نکن بچه
بیا یکم بازی کنیم
نه- فقط یکم-
باشه، شی کوچولو، دیگه اذیتش نکن- چطوره من تا کردن کاغذ رو بهت یاد بدم؟-
باشه، تا کردن کاغذ
همین که سرت شلوغ میشه، حتی یادت میره غذا بخوری
من اومدم چون میترسیدم از گرسنگی تو دفترت تلف بشی و هیشکی هم خبردار نشه
ولی حالا میبینم که یه نفر هست که اگه تلف بشی ، متوجه میشه
برگشته سرکارش ؟- بله-
پس خیالم راحت شد حالا یکی هست که بهت یادآوری کنه غذاتو بخوری
آره. امروز صبح یکی مجبورم کرد نون سرخ شده با پودینگ توفو بخورم
چی ؟ تو پودینگ توفو خوردی ؟
ولی تو همیشه میگفتی پودینگ توفو مثل استفراغ حال به هم زنه
چاره ی دیگه ای نداشتم
یه نفر اون هارو برام آورد و درو قفل کرد
مدیر شیا، تشنتونه ؟
نه لازم نیست
خاله وانگ، که همسایه ی شینگ یون ایناست، رفته خارج
تنها خواستش اینه که آپارتمان رو تمیز کنم
و پول قبض گاز و آب و برق رو بدم
همچین چیز خوبی هم وجود داره ؟
آره، تازهدست بر قضا استایل خونه ی خاله وانگ
درست مثل خونه منه حتی جای وسایل خونه هم درست مثل منه
مدیر شیا، اینکه ذائقه شما توی دکوراسیون خونه مثل یه خانم 60 سالست
چیزی نیست که هی در موردش حرف بزنین، درسته ؟
پس شما ها الان باهمید ؟
نه هنوز
منظورم اینه که نیستیم
الان مهم ترین کار اینه که تی آی جی رو نجات بدیم
من وقت ندارم در مورد چیز های دیگه فکر کنم
دلیل اینکه من مدیر شیا رو بردم تو خونه خاله وانگ زندگی کنه، اینه که
فکر نمیکنم توی شرکت زندگی کردن براشون راحت باشه
تو توی شرکت زندگی میکردی ؟
این فقط یه تصمیم کوچیکه ، چرا انقد شک داری ؟
اون همیشه طبق خواسته ی من پیش میرفت
این بار، من میخوام مثل خواسته ی اون پیش برم
چیه؟
هیچی ، فقط فکر میکنم خیلی عوض شدی
پس شن چینگ نمی دونست شما خونتونو فروختین ؟
امی
حتی اگه امی بخواد برگرده برام سواله مدیر شیا بهش اجازه میده یا نه
به هر حال کسایی که توی اوقات سخت فرار میکنن هیچ محبتی دریافت نمیکنن
چطور شد ؟
دوستان عزیز، من برگشتم
منو ترسوندی
مدیر شیا ازت نپرسید چرا میخواستی بیخیال حقوق دوبرابر بشی ؟
مدیر شیا هیچی در موردش نگفت اون فقط یه چیز گفت
"قدم تو همیشه روی چشمه"
مدیر شیا خیلی باحاله
به عنوان کسی که فرار کرده من حقمه که یکم تنبیه بشم
من امروز مهمونتون میکنم و بهتون میگم دنیای بیرون چقدر افتضاحه
مدیر شیا، امی گفت امروز مهمونمون میکنه. با ما میاین ؟
نه من نمیتونم- مدیر شیا، چطوره که هممون از این فرصت استفاده کنیم-
و استراحت کنیم و شارژ بشیم ؟
سرپرست هه، چیزی لازم دارین ؟
احساس میکنم باید یه صحبت حسابی با هم داشته باشیم
متاسفم، با یه مشتری قرار دارم اگه چیزی هست که میخوای در موردش حرف بزنیم پای تلفن حرف میزنیم
تو منو دوست داری ؟
...من...من...من
اگه منو دوست نداری، پس چرا هی دنبالم میکنی ؟
تو که احیانا نمی خوای بگی این همه سال متوجه احساساتت نشدی تا اینکه
اون شب بالاخره حقیقت رو فهمیدی ؟
نه...من فقط میخوام
(وقتی اوضاع به نفع دیگرون باشه، من خودمو میکشم کنار وقتی بقیه کنار میکشن، من نفع میبرم و وقتی از بازی کردن خسته میشم از بازی انصراف میدم) تو اینطوری نیستی ؟
بکش کنار
من...من هنوز حرفام تموم نشده
همکار های عزیز ، بیایید لیوان هامونو به افتخار برگشتن امی بالا ببریم
به سلامتی- خوش برگشتی -
به سلامتی
زیاد بخورید، دوستان. امروز همه چی به حساب منه
خب بخورین بخورین
امی ، بهمون بگو دنیای بیرون چه شکلیه
بزارین براتون از سیاهترین گودال دنیای کاری بیرون از اینجا بهتون بگم
یه چیز رمز آلود در مورد مرد ها
همه میدونن که شرکت های بازی که تعادل همکاری برابری بین مرد و زن دارن ، مثل تی آی جی، واقعا کم یابن
بیشترشون پر از مرد های خونه نشینن
تو اون جا ها ، کیفیت هوا خیلی بده و
و از صبح تا شب هم بدتر میشه
هنوز تموم نشده دومین سیاه چاله ی دنیای بیرون از تی آی جی
جنگ و دعوا های بین تیم های مختلف برای رقابته
من تا قبل رفتن از تی آی جی نمی دونستم خونواده تی آی جی چقدر بزرگ و متحد و همدل و دوست داشتنیه
شاید باورتون نشه ولی آدمایی هستن که با تعداد سالن های جلسه ای که رزرو میکنن ، قدرت نمایی میکنن
چرا تو کمتر از بقیه برای اتاق جلسه درخواست دادی ؟ دقیقا چیکار داری میکنی تو ؟
بدترین چیز داشتن یه رییس منحرفه
واقعا راسته که میگن وقتی توی خوک دونی باشی نمیتونی از سم های خوک جاخالی بدی
اوه، سلام مدیر درسته-
نکته ی مهم اینه که اصلا نمیشه رییس دیگه ای
به جذابی مدیر شیامون داشته باشین، مگه نه ؟
مدیر شیا ، راستشو بخواین اگه شما اونکارارو میکردین من چیزی بهتون نمی گفتم
مدیر شیا ، شما اون رو راضی میکنین
من همین که فارغ التحصیل شدم اومدم اینجا باورم نمی شد دنیای بیرون انقدر بد باشه
وقتی مقایسش کردم، فهمیدم که تی آی جی واقعا جاییه که ما روی درست کردن بازی ها تمرکز میکنیم
مدیر شیا، بعد از اینکه من رفتم
مخصوصا دلم برای بوی عطر آکوآدی پارمای شما تنگ شده بود.
مدیر شیا، چرا این عطرتون یکم بوی شامپو میده ؟
کافیه ، امی . انقد گیر نده زود باش با خوردن سه لیوان الکل خودتو تنبیه کن
این بار ، بعد اینکه کلی دور خودم چرخیدم فهمیدم که تی آی جی مسیر خوبیه
شما باید منو یه راه یاب در نظر بگیرین که برگشته باید ازم ممنون باشین
دیگه به سلامتی من نزنین به سلامتی مدیر شیا و تی آی جی . به سلامتی
به سلامتی
باشه، فهمیدم
به طور غیر منتظره ای ، از وقتی شینگ یون برگشته
کار های شرکت بهتر داره پیش میره همه انگار انرژی گرفتن
شاید الان گفتن این حرف نا امید کننده باشه
ولی همین الان سرمایه گذاری وی شی ، درخواستمونو رد کرد
دور از انتظار هم نبود
وقتی داشتم دنبال سرمایه گذارهای دیگه میگشتم
یه راه چاره ی دیگه پیدا کردم که شاید ازش خوشتون بیاد
خیل خب ، شینگ یون ، بگو ببینم دلیل برگشتنت چیه ؟
خانوم هه بودن خیلی سخت بود ؟
ما...ما به هم زدیم- به هم زدین ؟ هاه ؟-
من فکر میکردم اون این بار جدیه
اون حقشه که بهش بگیم دختر بازی که فقط برای یه مدت مشتاقه
اون خیانت که نکرده بهت ؟
چی دارین میگین؟ ما دوستانه به هم زدیم
حالت خوبه؟
کافیه، کافیه. بیاین دیگه در مورد این موضوع حرف نزنیم
الان یه مناسبت خیلی دلخوش کننده داریم
اینم به سلامتی دور هم جمع شدنمون
و اینکه تی آی جی یه سرمایه گذار قابل اعتماد پیدا کنه به سلامتی
بیاین، بیان، همگی یه لیوان بخورین
No comments yet. Be the first to leave one.