لومړۍ 200 کرښې.
حالا چی به سر ما میاد؟
نمیدونم
شاید بمیریم
رینگ
باعث میشه چه حسی داشته باشی؟
همون جایه. نمیدونم چیه
ولی کلی آدم باهوشتر از من
دارن سعی میکنن بفهمن چیه
فکر نمیکنی یه موجود زنده باشه؟
اون یه جور تکنولوژیه
یه دانشمند اونو به وجود آورده
دعا کن یه جسم بی جان باشه
هی، تازه کار
خوشت میاد؟
حتی حاضر نیستم با دودول تو با اون خودشیفتهی عوضی
سکس کنم
گوش کن، اولین کار همیشه سخت ترینه
سوالی داشتی،فقط بپرس
چرا باید نگاه میکردی آخه؟
یه بمب؟
چه غلطی داشتی میکردی؟
...ملبا
به بهیماث خوش اومدی
باید با هم دیگه کار کنیم
به خاطر صلاح کشور بلتر جدید،باشه؟
،اگه میخوایم مثل زمین و مریخ با ما رفتار باشه
باید بزرگ منشانه رفتار کنیم
منم ازش خوشم نمیاد
ولی تو این قضیه، حق با اونه
امروز من تاریخ سازی میکنم
!من
...مانئو یانگ اسپی
خودتو رها کن، آرامش داشته باش
روی سیریس هیچ قانونی نیست
فقط پلیس ها هستن
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــدیم مـــیکند
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
...مانئو یانگ اسپی
،سفینهش هم باید با خودش کُتلِت میشد
اما کاملا سالمه
پس چی باعث کشته شدنش شده؟
،یه میدان انرژی ...یه جور دیوار یا
یا نیرویی
کاوشگرها حتما اطلاعات بیشتری بهمون میدن
،باید کاوشگرها رو به داخل اون چیز بفرستیم
اونم الانی که فعاله
کاوشگرها رو واسهی بررسی و تحقیق میفرستیم
بلتری ها یه آدم بیچاره رو کشتن
و حالا فکر میکنن که آمادهان به عنوان !عضوی از خانواده به ملت واحد ما بپیوندن؟
اون که یه کاوشگر نبود
یه سفینهی مسابقهای از ایستگاه سیریس بوده
یه بچه بوده که سعی داشته دوست دخترش رو تحت تاثیر قرار بده
!خب، امیدوارم تحت تاثیر قرار گرفته باشه
ما قبل اینکه به ماهیتش پی ببریم باعث فعال شدنش شدیم
شاید اون سازه یه ورودی نیست
بلکه یه خروجیه
تو چی فکر میکنی، راهبه؟
کار خدای تو بوده؟
،خب، نمیدونم
ولی اگه قراره به عنوان یه مشت نادونِ خشمگین
،به دیدن خدا بریم
بهتره سر خرُ کج کنیم و برگردیم خونه
یکم خستهام
خستهی راهم
کیه که خسته نشه؟
رئیس؟
بیا این بالا
باید اینو ببینی
!من
...مانئو یانگ اسپی
،(اون رینگ لعنتی از خواب بیدار شده(فعال شده
و فکر نمیکنم از اینکه تو خواب
!بهش سیخونک زدن خیلی خوشحال باشه
مطمئنا با آغوش باز از اون یارو بلتریه
استقبال نکرد
شرط میبندم سیل سفینههای بیگانه
،برای مطالعهی اون سرازیر میشن
و میخوان یه صحبتی هم با رهبر ما داشته باشن
اون سفینهی مسابقهای تونست از رینگ رد بشه؟
نه
به نظر خودش رو تو بد هچلی انداخت
این قضیه هیچ وقت تمومی نداره
منظورت چیه، هولدن؟
...من
قهوه میخوام
الکس اونو اول دید
با اون صحبت کن
،خب
،حرفمو بد برداشت نکن من... من از اینجور آدما که
به قضا و قدر و اینجور چیزا اعتقاد دارن، نیستم
اما...
چرا، فکر کنم هستم
،منظورم اینه، به نظرم عجیبه
میدونی، این همه جا توی کهکشان هست
که ما میتونیم اونجا باشیم
،ولی خب اینجاییم
،کنار رینگ
فقط سرک میکشیم
به نظر تو عجیب نیست؟
اینرها دارن ناوگانشون رو مجدد ارسال میکنن
و به سرعت نزدیک میشن
شاید ما هم باید وارد مسابقه بشیم، نه؟
فعلا با همین سرعت پیش میریم
اونا همین الانشم به عنوان یه سلاح اونو در نظر گرفتن
کارشون همینه خب- کاملا هم حق دارن-
،مولکول پروتونی که در مرکز اون سازه هست
به اندازهی کافی دیدم چه کارایی ازش برمیاد
مارو به خاطر رفتن بدون اجازه به اونجا مقصر میدونن؟
نه، تا الان که پیامی مخابره نکردن
ولی اونا حتما فرض میکنن
که ما یه ربطی به این قضیه داریم
و هر اتفاقی بیفته گردن اتحاد سیارات خارجی میندازن
و اگه اتفاق معجزهواری رخ بده
اونا به اسم خودشون قضیه رو تموم میکنن
و دوباره به قتل عام همدیگه روی میارن
!خانم خانما
اندرسون داوس به من قول داد
!که تنها آدم بدبین تو این سفینه منم
.اینرها کارت دعوت واسه ما نفرستادن که بیایم اینجا
.اونا نمیخوان که ما اینجا باشیم
...و حالا که رفتیم و
.تمام معادلات رو به هم زدیم
اینجا خونهی ماست
نه اونا
،پس با تمام احترامی که براشون قائلم
بیان سرشو بخورن
فرمانده بودن خیلی تخمیه، رفیق
ولی تو خوب از پسش بر اومدی
اَشفورد فکر میکنه اون باید فرماندهی رو به عهده داشته باشه
احتمالا هم حق با اونه
اون جایگاه خودش رو داره
و تو هم جایگاه خودت رو
همهی ما نقش خودمون رو در ملت جدید بلتر داریم
ملت؟
فرد جانسون تو مغز تو هم رفته، نه؟
حق با اونه
اما این زمان میبره
...زمانی که
در اون مدت درست مثل اینرها بشیم
حرف های ضد و نقیض بزنیم
،اوه
،ما یه کلیسا رو دزدیدیم
کمی تسلیحات بهش اضافه کردیم
و اسمش رو یه سفینهی جنگی گذاشتیم
برای حفاظت از کمربند سیارهای؟
نه
به این خاطر که نمیخوایم از این جشن جا بمونیم
تو به فرد همینو گفتی؟
آره
...اون موقع مست بود، اما خب
پدر، پدر، پدر، پدر
چانه
پدر، پدر، پدر
پدر، پدر
تو پارکینگ اتومبیل قهوهی داغ ریخت
خدا داره یه حقهی جادویی رو اجرا میکنه ساس، ساس، ساسِ روی بدن سگ
پس داره اتفاق میفته؟
نرمی استخوان
،حرفات با عقل جور در نمیاد
ولی اینجایی
میخوای با من حرف بزنی؟
آره
چی؟
باید باهم حرف بزنیم
قهوه میخوای؟
البته
ببین، هولدن، اوضاع داره خیلی سریع پیش میره
پس لازمه که ما شرایط رو مجدد بررسی کنیم
یعنی چی؟
یعنی اینکه
اون بیرون
داره معجزه پدیدار میشه
.یا هرچی که شما روی اون سفینه ها دارین
.آیندهی بشریت و جایگاه اون در عالَم
این دیگه یه صرفا یه داستان دربارهی راسینانته نیست
کسی مانع فعالیت تو شده؟
سرمایهگذارای من پول خوبی
برای دسترسی به راسی و خدمهاش دادن، باشه؟
اونا هزینههای این سفر رو پرداخت میکنن
و مطمئن میشن که سفینهی شما مجدد به دست کس دیگهای نیفته
و ما هم بابت این قضیه ازشون ممنونیم
من به تعهد کامل تو نیاز دارم
مردم میخوان این داستان رو از دید تو ببینن
اما یه چیزی داره خاطر تو رو آشفته میکنه
و فقط هم اون رینگ نیست
...تمام این قضایا
گیج کننده بوده
.باری سنگین روی دوش تو
هولدن، به من نگاه کن من یه هنرمند یا
یه بازیگر نیستم، باشه؟
از هر کاهی میشه کوه ساخت
من کارشناسی ارشد
،در رشتهی روانشناسی شناختی دارم، و میدونم
،وقتی که تو چشم کسی نگاه کنم
،وقتی داستان های بیشتری برای گفتن هست
...میخوام که به من اعتماد کنی
...من به اعتمادت خیانت نمیکنم
واسه اینکه بتونیم داستانت رو به همه بگیم
ازش فرار نکن
از من فرار نکن
No comments yet. Be the first to leave one.