لومړۍ 200 کرښې.
در زمان های بسیار دور، زمین توسط دایناسورها فرمانروایی میشد.
اونا بزرگ بودن برای همین بیشتر مردم زیاد مزاحمشون نمیشدن
درواقع هیچکس مزاحمشون نمیشد چون اونموقع هنوز مردم وجود نداشتن
فقط اولین پستانداران کوچک وجود داشتن
به طور کلی زندگی خوب بود
لو، دیگه بهتر از این نمیشه
آره!
بعدش یه اتفاقی افتاد
یه شهابسنگ بزرگ به زمین برخورد کرد
خداحافظ دایناسورها!
ولی اگه همه دایناسورها نابود نشده باشن چی؟
اگه تماس اون شهاب سنگ با زمین باعث ایجاد یه بُعد موازی شده باشه
که در اون دایناسورها همچنان پیشرفت کردند
و تبدیل به موجودات باهوش، شرور و خشن شده باشند چی؟
درست مثل ما!
و راستی اگه راه برگشت رو هم پیدا کرده باشند چی؟
هی خانوم چی کار داری میکنی...؟!
اوه!
- اون سنگ کجاست؟ - کوپا!
به برنامه ی دنیای معجزه آسا خوش اومدید، جایی که ما هر هفته سئوالات بی جواب میپرسیم
امروز در دنیای معجزه آسامون، یک بُعد دیگه،
دنیای همسایه
دنیای دیگری که با زمان و فضا جدا شده
ولی به طریقی دوباره وصل شده و به دنیای خودمون پیوستهست
برادران ماریو در حال لوله کشی هستن. هیچ نشتی اونقدر کوچیک نیست که نادیده بگیرین
نه نه نه بهش دست نزن
نه، مشکل بزرگیه بذار متخصص ها حلش کنند
- من یه جای دیگه بودم - منظورت یه بعد دیگهست؟
البته
- یه بعد دیگه... - خیلی خب الان میایم
لوییجی، یه ماشین لباسشویی خراب تو کافه ریورفرانت داریم
- میدونی یعنی چی؟ - آره آره آره
کار داریم!
ماریو ماریو، همین الان تو برنامهی دنیای معجزهآسا
این یارو فهمیده که تو یه بعد دیگه بوده
تنها چیز معجزهآسایی که من میدونم اینه که ما هنوز غذا داریم بخوریم
در حالی که داریم ورشکست میشیم!
ما در حال ورشکست شدن نیستیم ماریو، همین الانشم شدیم
جدی؟
واسه این چیزا پول میدی؟
اینو ببین!
آره ولی اون مطلبی که درمورد دختران گمشده بروکلین بود توش هست
جدی؟ یکی از اون دانشمندایی که مغز رو تبدیل به پنیر میکنن هم توش هست
خب تو که نمیدونی، شاید میشه اتفاق بیفته
آخه چطور ممکنه اتفاق بیفته؟
هرچیزی ممکنه ماریو. فقط باید باور داشته باشی
باور دارم. باور دارم که اجاره سه ماه عقبه. این تنها چیزیه که باور دارم
اینجا بپیچ چپ
چپ! گفتم چپ!
- چی کار میکنی؟ - نمیدونم، ماریو
فقط بهم اعتماد کن. یه حس خوبی درمورد این کوچه دارم. نمیدونم
چی؟
غریزم میگه این راه سریعتره. نفس بکش داداش بزرگه، میرسیم
لوییجی!
میدونی، یه جا خوندم لاکپشتهای دریایی هزاران مایل رو از رو غریزه شنا میکنن
توی ترافیک نیویورک که شنا نمیکنن!
واسه چی غر میزنی؟ رسیدیم دیگه، مگه نرسیدیم؟
-داری بدتر میشی - من دارم بدتر میشم؟
چجوری رسیدیم به بحث لاکپشتهای دریایی؟
راه سریعتر. بهت که گفتم
معجزهست که زنده رسیدیم
فکر کردم به معجزه اعتقاد نداری آقای گردن کلفت؟
اسکاپلی. دوباره از ما جلو زدن
یه کار دیگه هم از دستمون رفت
دستور لغو یکی از بزرگترین پروژه های ساخت و ساز بروکلین صادر شده
به دلیل این که دانشجوها به جستوجو برای استخوانهای دایناسورها ادامه میدند
پیمانکار اصلی، آنتونی اسکاپلی، هم اکنون میرسه و امیدواره که به بحث خاتمه بده
آقای اسکاپلی!
کی مسئول اینجاست؟
دوباره اونه
من اینجا رئیسم
من آنتونی اسکاپلی هستم
من جای دیگه رئیسم. افراد من باید اینجا برگردن سر کار
تا کی میخواین دنبال این استخونا بگردین؟
تا وقتی که حکم دادگاه بهمون اجازه میده، آقای اسکاپلی
دانشگاه بهتون توضیح داده که این مکان چقدر مهمه
ولی اگه احمقا انقدر اذیتمون نکنن کارمون خیلی زودتر تموم میشه
به نظر دختر باهوشی میای
حاضرم شرط ببندم امشب کارتون تموم میشه
اخیرا تو بروکلین دخترای زیادی گمشدن
من اگه جات بودم مراقب خودم بودم
جیمز، میخوام یه تلفن پیدا کنم به دانشگاه زنگ بزنم
باشه
بذار همه به کندن ادامه بدن تا من برمیگردم
- میگن این سگه! - این دفعه گند نزنی
اوناهاش
- جدی؟ مطمئنی؟ - دوتا دست، یه سر، دوتا پا
کوپا میکشتمون اگه دوباره گند بزنیم
بریم بگیریمش
لوییجی، بهت گفتم رادیاتور رو چک کنی. آروم برو، خب؟
آروم باش! یه هفتهس همین صدا رو میده
بی خیال لوییجی! بهم نگفته بودی
اوه پسر
مراقب باش، داغه
مراقب باش
من این کار رو میکنم تو برو پیامها رو چک کن
- ببین کاری گیرمون نیومده - باشه
- گمش کردم - آفرین
- کجا میری؟ - میرم یه کم آب بیارم
آل برانسکی از فروشگاه آل برانسکی صحبت میکنه
اینجا انگار یه سیل بزرگ اومده!
- پس همه لولهکشهاتون رو جمع کنید و... - مرسی
لوله کش اضافی بیارید. همه لولهکشهایی که...
همه آب از شیرآب دارن
سه دلار!
کار نبود؟
نه
مرسی
سلام، دِیزی هستم. گوش کنید، ما نیروی امنیتی بیشتری لازم داریم
پولش برام مهم نیست. اسکاپلی اومده داره تهدید میکنه و من...
خوشگله نه؟
کی؟
اون
- خوبه، برو باهاش حرف بزن، برو - نه نمیتونم
- نمیدونم چی بگم - چت شده؟
خیلی خب
خداحافظ
داره میاد
ببخشید. ممنون
- برای این که گذاشتین از تلفن استفاده کنم - خواهش میکنم
و بابت سکه
حالت خوبه؟
یه مشکلاتی دارم ولی...
میدونی، ما ون داریم
خوبه
نه یعنی میگم اگه میخوای برسونیمت
اوه ولی...
ولی خرابه
خب...
اسمت دیزی هست مگه نه؟
صدات شنیدم گفتی اسمت دیزیه
این اسم رو این اطراف نشنیدم. خیلی هم خوبه
نه، شنیدم چون اسم یه نوع گل هست و اینا
نه این که بگم همیشه دور و ور گلفروشیما!
چیزی که برادرم میخواد بگه اینه که نمیدونه چی بگه
حتی نمیدونه چطوری شروع کنه. ولی بهت پیشنهاد کرد که برسونیمت
و اگه این کار بهت کمکی میکنه، لطفا بشین توی ون
شاید فکر بدی هم نباشه
باشه
ممنون
- فکر کردم خرابه - تعمیرش کردم
اوه همینجا! همینقدر میتونیم بریم جلو. بقیه راه رو باید پیاده برم
صبر کن
- خانوم؟ - ممنون آقا
ممنونم برای این که من رو رسونیدن
ملاقات با من باعث افتخاره
منظورم اینه که ملاقات با شما باعث افتخاره
شام
غذا میخوری؟
آره
شام؟
حتما
- امشب - امشب؟
اوه باشه!
ساعت ۶ خوبه؟
اینجا باش
عالیه
خداحافظ
خداحافظ
اگه برادر بزرگت نبود چی کار میکردی، ها؟
دوست دارم یه بار امتحان کنم تا بفهمم
- بی خیال - خودم میخواستم ازش همین رو بپرسم
تو هیچی نمیخواستی ازش بپرسی میخواستی بذاری بره
حالا حتما فکر میکنه من احمقم
بی خیال. امشب میبینیش و با رفتارت تحت تاثیر قرارش میدی
آره ولی چرا بهش گفتی من انگشت شستم رو میخورم، ها؟
خب بذار قضیه رو کاملا روشن کنم
بحثمون درمورد استخونهاست
نه دقیقا
خب پس اسکاپلی استخونای توی سنگ رو ترکونده و چی پیدا کرده؟
- ایریدیوم - اوه
باورنکردنیه!
این یعنی این که یه شهابسنگ تو زمانهای دور به اینجا برخورد کرده
و ما فکر میکنیم ممکنه همون چیزی باشه که دایناسورها رو نابود کرد
وای! قبلا دایناسور تو بروکلین بوده؟
آروم باش لوییجی! داجرها هم قبلا اینجا بودن
هی من یه فکری دارم چرا نمیای سالن برنزه
که من مجانی برنزهت کنم؟
ولی یه مایوی خوب بیار. بدون بند باشه که خط نیفته
- و احتمالا باید این سنگ رو هم در بیاری - در واقع...
من هیچوقت درش نمیارم
میدونم عجیب به نظر میاد ولی تنها چیزیه که از زمانی که پیدام کردن برام مونده
پیدات کردن؟
من رو ترک کرده بودن
من تو کلیسای سنت ترزا تو خیابون فالتون بزرگ شدم
یعنی نمیدونی مادر و پدرت هم کی هستن؟
نه. منظورت چیه که میگی "هم"؟
چون ماریو من رو بزرگ کرد
- اون تمام عمرم مادرم بوده - هی
پدرم بوده. پدرم، عموم، برادرم... همه کسم
شما دو تا امشب میخواین چی کار کنین؟
ما میتونیم خودمون ون رو برگردونیم
اگه امشب کار دیگه ای نداری...
دوست دارم باهات تا خونه قدم بزنم
باشه
اسپایک! اسپایک!
- کجا میری؟ - میرم دختره رو بگیرم
این که اون دختره نیست
لباس مبدل پوشیده. من از یه مایل اونورتر هم میتونم تشخیصش بدم
معلومه که لباس مبدل پوشیده. فکر کرده میتونه ما رو گول بزنه
No comments yet. Be the first to leave one.