د خپرونې معلومات

어느 날 우리 집 현관으로 멸망이 들어왔다 Doom at Your Service E06❤️(Barcode)❤️
어느 날 우리 집 현관으로 멸망이 들어왔다 Doom at Your Service E06 WEB-DL❤️(Barcode)❤️
د لخوا تبصره Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2021-05-30
ډاونلوډونه: 36
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

(تمامی شخصیتها، مکانها، سازمانها، ادیان و اتفاقات در این سریال غیر واقعی هستند)

عاشقم شو

اگه میتونی عاشقم شو

اونقدرا هم فکر بدی نیست

...پس

اولین آدمی باش که عاشقم میشه

...پس

منظورت از این حرف چیه؟

وقتی سعی کردی نجاتم بدی گفتی همینجوری دلت میخواست اینکارو کنی

واسه همین بهم گفتی بخاطر کاری که کردی ازت تشکر کنم

این روش من برای تشکر کردن از توعه

تو فقط میخوای بمیری

میخوام نجاتت بدم

اینو از ته دل نمیگی

پیشنهاد من چجوری میتونه برات بد باشه؟

میتونه

داره حالمو خراب میکنه. حالمو بد میکنه

احساساتت بیشتر از زنده موندن اهمیت داره؟

....نمیدونی وقتی به چیزایی که ناپدید میشن

نگاه میکنی قیافت چه شکلی میشه، مگه نه؟

من میدونم چون هر روز این قیافه رو میبینم

وقتی بهت نگاه میکنم که داری بهم نگاه میکنی

میتونم کاملا ببینمش

چیو ببینی؟- اینکه تو آدم خوبی هستی-

زنده موندن چیزی نیست که من میخوام

من میخوام یه زندگی شاد داشته باشم

و اینو الان فهمیدم

واسه همین به این نتیجه رسیدم

...من

فکر نمیکنم بعد از ناپدید کردن تو بتونم خوشحال باشم

پس زیاد باهام پسر خاله نشو

معذرت میخوام که باعث نگرانیتون شدم

من با تمام توانم با شما همکاری خواهم کرد

من میتونم عاشق شم

من میتونم عاشق شم

چیکار میکنی؟- سرت به کار خودت باشه-

به من توجه نکن

...من میتونم عاشق

داری جلب توجه میکنی خب

شم...

چی؟ نه، نمیتونم. چی؟

لعنتی

واقعا داری سخت تلاش میکنی

اینطوری جواب نمیده

از امشب، تنها تو اتاقم میخوابم

چرا؟- تا خودم رو ازت جدا کنم-

بیا باهم بخوابیم

با من بخواب

هی، انقد نقش بازی نکن

مچمو گرفتی

ایش

وقتی بری تو اتاقت، منم باید به بلایی سر خونه ت بیارم

هی

ایش

...اینجا میخوابم چون نگرانم

یه موقع بلایی سر خونه م نیاری

باشه

جدی میگم

خیلی خب

اصلا میدونی عاشق کسی شدن یعنی چی؟

چرا هی بهم میگی عاشقت شم؟

از اونجایی که من نمیدونم عشق چیه، از تو میخوام که عاشقم شی

فراموشش کن

عاشقم شو

اونوقت بخاطرت میمیرم

شب بخیر

چجوری میتونه اسممو بذاره سارام وقتی حتی انسان هم نیستم؟

واقعا که عجیب غریبه

بهت میاد

این اسم؟- این دختره-

یه عجیب غریب به پست یه عجیب غریب دیگه خورده

تو خلقش کردی و الان بهش میگی عجیب و غریب؟

واسه اسم داشتن، باید آدمایی باشن که بخوان با اسم صدات کنن

و حالا یه نفرو داری که صدات کنه

من که ازش نخواستم- معلومه که خواستی-

تو همیشه مثل بچه کوچیکا اینو میخواستی

پس ناپدید میشی؟

...منظورت چیـ

مگه نقشه ت این نبود؟ بعد از اینکه کاری کردی عاشقت شه؟

"خدایان همه چیز را میدانند"

"فقط تظاهر میکنند ناآگاهند"

طبق نقشه ت پیش میره؟

منظورت چیه؟

عشق میتونه بیشتر از اون چیزی که فکر میکنی خطرناک باشه

آدم میتونه برای محافظت از عشقش دنیا رو دور بندازه

تو نمیدونی آخرش چی میشه

و این همیشه برای من جالبه

کارگر نیمه وقت جدید کافه رو دیدی؟

چون جدیده، یه جذابیت جدیدی توش میبینم

هی، میتونی یه نفرو واسم جور کنی؟

هی، داشتم میرفتم سر کار برای اولین بار دیدمش

اون کارگر نیمه وقتو نمیگم

مردایی نمیشناسی که حقشونه بمیرن؟

اگه میشناسی میتونی منو بهشون معرفی کنی؟

نمیدونی داری چی میخوای

چرا باید با همچین بازنده هایی قرار بذاری؟

منم همینو میگم. منو به این بازنده ها معرفی کن

خودم از پسشون برمیام

چجوری از پسشون برمیای؟

به بهترین شکل ممکن

یجوری از شرشون خلاص میشم که انگار از اول وجود نداشتن

رفتی تو تیم پاکسازی؟

واست یه قرار با رئیس پارک بذارم؟

آ، راست میگی. رئیس رو یادم رفته بود

باورنکردنیه

انقدر بهت فشار اومده؟

حتما باید یکیو بکشی؟

بیا بریم به این پسر جذاب نگاه کنیم و آروم شیم

بریم

..خوش او

نونا

نونا"؟"

...خب

اول باید از کارت استعفا بدی

چرا؟

خودم حواسم به همه چیز هست

حواست به چی هست؟

پول دراوردن

سون کیونگ

چیه؟

میدونی، خیلی عجیبه. اصلا باحال نبود

بعضی وقتا، اصلا دلم نمیخواست این کارو کنم

...ولی الان

که مجبورم استعفا بدم نه بخاطر اینکه دلم میخواد

به طرز عجیبی دوست دارم کارمو نگه دارم

بهش فکر کن

این طولانی ترین مدتیه که این شغلو دارم

...پس

آخرین شش سال زندگیمو ازم نگیر

دارم احساس میکنم که زمان چقدر ارزشمنده

معذرت میخوام

بخاطر تمام حرفای بدی که بهت زدم، دروغایی که بهت گفتم

و اینکه زندگیتو هدر دادم، بخاطر همه چیز

معذرت میخوام

هی، این قیافه اصلا بهت نمیاد. انقد شرمنده نباش

تو هم همینطور

یطوری نگو که انگار داری تا زمان مرگت لحظه شماری میکنی

ناامید نشو

خیلی اذیت کنندست

برو. باید برگردم سر کارم

منم دارم کار میکنما

موفق باشی

تو هم همینطور

باشه. منم تو همه چیز

تمام تلاشمو میکنم

واقعا این چیزیه که گفتم؟

نمیتونم با شاهزاده یونگ تماس بگیرم

پسش میگیرم

داشتم چرت و پرت میگفتم

مادرشم جوری رفتار میکنه که انگار از هیچی خبر نداره

همش بهم میگه نمیدونه پسرش کجاست

آخرین باری که همو دیدین چیزی بهت نگفت؟

نه، چیزی نگفت

ما الانشم یه پست درباره ی رمان بعدی منتشر کردیم

میدونم. خبر دارم

هر کاری میتونی بکن تا برش گردونی

این تنها راهمونه

خیلی آزاردهندست

منو که نمیگی؟

همه چیز خیلی آزار دهندست

به جز من دیگه؟

...این نویسنده های لعنتی

خیلی نمک نشناسن

باید یه جا جمعشون کنم و مجبورشون کنم همینجوری الکی گودال بکنن

تنها کاری که میکنن رمان نوشتنه

ولی فقط بخاطر اینکه ما همش بهشون بله قربان میگیم

فکر میکنن واقعا کسی ان

....همه منو تحقیر میکنن

حتی بچه ها

لعنتی

داری بهم عذاب وجدان میدی

...اخه چجوری میتونه درست یه هفته قبل از

مهمترین مراسم رمان بعدیش، غیبش بزنه؟

خدایا- چی؟-

باید بجاش این فرصتو به من میدادی

فکر کنم آدم برای اینکه نویسنده خوبی بشه باید یه کمی خل و چل باشه

به نظرت من زیادی نرمال و عادیم؟

...اونی تو

یکی از معدود نویسنده هایی هستی که عقلش سر جاشه

برای همین عاشقتم

باید برم عاشق اون توله سگ عوضی بشم؟

نه، اختلاف سنی مون خیلی زیاده

نمیتونم عاشقش بشم

میشه مثل آدم حرف بزنی تا بفهمم داری چی میگی؟

انقدر از این شاخه به اون شاخه میپری که اصلا متوجه منظورت نمیشم

اونی، احیانا یه پسر عوضی که دلت بخواد بکشیش

نمیشناسی؟

اگه بشناسم چی؟

منو بهش معرفی کن

به هیون کیو معرفیت کنم؟

میخوای برات بکشمش؟

هی

شوخی کردم

گفتی که میخوای بری دورهمی بچه های دبیرستان

فکر کردم خودت نقشه کشیدی که بکشیش

نقشه م همین بود

اما چی شد؟

اما یکی بهم گفت

کاری که دارم میکنم انتقام گرفتن از اون نیست دارم با خودم کلنجار میرم تا اونو فراموش کنم

کی بهت گفت؟ سرپرست چا؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left