لومړۍ 200 کرښې.
- آنچه گذشت... - دورهشو تو کرشکن گذروندم
اینجا نوشته "ناجی" این اسم منه
هر کسی که این خالکوبی رو داشته باشه نمیتونه از طریق دروازهٔ تئو عبور کنه
و به اوسیانی برگرده
این میتونه خالکوبی اونو پاک کنه
کلايد میخواد قفلِ دروازهٔ تئو رو بشکونه
به زودی این علامت از بین میره و وقتی نقشه رو دوباره تنظیم کنم...
میتونیم بالاخره برگردیم به اوسیانی
بگو ببینم چند وقته دچار فراموشی شدی؟
از وقتی که مصرف دارو رو متوقف کردم. مغزم به فنا رفته.
این دنیا داره رو به نابودی میره، مکس. فقط باید بهش زندگی ببخشی.
نه!
مکس میخواد یه جنگجوی بیباک کنارش باشه
نه! تو هم مثل کلاید همین نشان رو داری! نمیتونی برگردی که.
الان همهمون اینجاییم
کی اول از همه میخواد جلوم زانو بزنه؟
تو هم مثل اون مربیت همهش دنبال دردسری
ترفندِ خوبی بود! این یکیو ببین حالا!
- چیکار میکنی؟ - اون داره با استفاده از فرکانس کنترلـمون میکنه
منم وقتی با هیث بودم دقیقا همین کارو میکردیم
یادت رفته من میتونم صداها رو خنثی کنم؟
دارم سعی میکنم فرکانسشو به سمت خودم بکشونم تا آزاد شم
قلب تو نشونۀ افتخاره
ببین کی فرار کرده
ترجمه از هادی نریمانی Instagram: Hadi_Narimani81
رُزا رو با خودش برد
روزول، نیومکزیکو - قسمت سیزده(آخر) از فصل چهارم
چطور میتونیم رزا رو قبل از اینکه کلایدِ قدرتمند
- از دروازه فضایی عبور کنه، بگیریم؟ - رزا رو نمیدونم، اما باید دروازه رو نابود کنیم
نباید بذاریم کلاید برگرده اوسیانی
عجله نکن! شاید بهتر باشه راه دیگهای پیدا کنیم...
قبل از اینکه تنها راهِ برگشت به سیارهمون رو منفجر کنیم
مایکل حق داره، اون دیگه باید آخرین گزینهمون باشه
- پس اولین گزینهمون چیه؟ - نقشهٔ ستارهای
کلاید بهش نیاز داره که دروازه رو باهاش تنظیم کنه و برگرده اوسیانی
صبر کن ببینم! من وقتی تو معدن داشتم از دستش فرار میکردم، نقشه رو نابود کردم
خب پس یه فرصت طلایی واسه متوقف کردنش داریم
خیلیخب، مایکل، دالاس و بانی، شما برید رُزا رو پیدا کنید
منم کنار مکس از دروازه فضایی محافظت میکنیم
آره، این بهت زمان بیشتری میده که نشانِ روی بازوی کلاید رو دوباره فعال کنی
تا قفلِ تئو زمینگیرش کنه و نتونه فرار کنه
بریم، بچهها
تو نگران قدرتهای منی؟
من نگران تواناییهای تو نیستم بلکه نگران ناتوانیهای خودمم
اینطور که معلومه داروی من انگار عوارض جانبیِ عصبی داره
- کایل معاینهت کرده؟ - هنوز نه
- داره الکس رو درمان میکنه و زمان زیادیم نداریم - خب، دیگه کی میتونه بهت کمک کنه؟
راستش یه نفرِ دیگه هم هست
ولی زیاد مطمئن نیستم، آخه پیدا کردنش...
شاید دیپاسکای بتونه کمک کنه پیداش کنیم
- سلام - سلام
الکس چطوره؟
بهش گفتم یه چیزایی تو دارکوب واسه لیز جستجو کنه
میبینم که اینجایی، پس یعنی از شر افراد شیوانی خلاص شدی؟
آره، یه ردیابِ مخفی به سونیا وصل بود
وقتی که به افراد شیوانی برخوردیم و اوضاع یهکم بیریخت شد...
یه گروه حرفهای پشتیبانی از دیپاسکای وارد قضیه شدن
خب، دار و دسته والنتیها به شجاعتـشون معروفن
واسه همین خواهرم قبل رفتن به بُعد دیگه بوسیدت؟
البته میتونست یه "بوسه وداع" هم باشه
- جدی؟ - بله
پس تو هم بهش باور داری؟
نه
این در واقع پاسخِ سوالی بود که من تو مکزیک ازش پرسیدم
و اونم تورو شایستهٔ عشقش دونست
من باید ازت تشکر کنم
که با کمک علم پرواز روحت تونستی جونش رو نجات بدی
آره
فکر میکنی باهاش بتونی رزا رو هم پیدا کنی؟
فعلاً چشم سوم فضاییم فقط میتونه یه نفرو ببینه
- کی؟ - یه موجود فضایی در مقام روحانیت
مگه اون چی داره که...
بهت کمک کرد سر از بُعد پیچیدهٔ تئو دربیاری؟
- با دالاس در امانم - این میتونه بهمون کمک کنه
اگه اون همین حوالی نزدیکت باشه، شاید بتونی چیزای دیگهای هم ببینی
خواهرِ لیز اینجا چیکار میکنه؟
من عمرا زیر قولم نمیزنم
تو به من کمک کردی، منم راجع به دخترت بهت کمک میکنم
اوه میدونستم. پروتئینهای احیاکنندش...
راهحلی بودن که نیکول باهاشون دوباره زنده بشه
رزا فقط یه منبعست، اما اون پروتئینها باید استخراج بشن
و با این باید استخراجـشون کرد
این دستگاه کمک میکنه تا پروتئینها رو جدا کنیم؟
دستگاه خونش رو به اجزای پایه تقسیم میکنه و فقط چیزی که نیاز داریم رو حفظ میکنه
پس دقیقا با دخترم چیکار میکنه؟
حالا اگه دخترتو زنده کنه چی فرقی برات داره؟
موسیقی که به راهه، تحقیق علمی هم که داری انجام میدی...
فقط یه چندتا آنتن رو سرت کم داری
الی مایرز
اومدی!
حتما دهنت سرویس شده تا تونستی منو پیدا کنی
تو هم دهنت سرویس شده که خودتو قایم کنی کسی پیدات نکنه
بهترین افرادم تو کِرِیس داشتن دنبالت میگشتن پیدات کنن
خب، تحقیقی که تحت عنوان "جستجوی فضاییها در مکزیک" شروع شد
آخرش به "زیادهروی از بطریهای ویسکی" ختم شد
خب راستش وقتی دیدم داخل آزمایشگام...
تو ظرفهای آزمایشگاهیـم بهجای تحقیق، بیشتر مشروبات الکلی هست
فهمیدم که خودمو گم کردم
پس دست از علم کشیدی دیگه؟
بین اراده و وسواس مرز بسیار باریکی وجود داره
و وسواس هم ناشی از چارچوبهای فهم و ادراکِ آدمه
حدس میزنم دنبالم بودی تا درمورد چارچوبهای من حرف بزنیم.
یه فضایی هست که اطرافیانم رو تهدید میکنه،
از جمله کسی که میخوام باهاش ازدواج کنم
اون شیوانی رو وادار کرده که بهش کمک کنه،
بهش وعدههای توخالی داده که نیکول رو درمان میکنه
وقتی بحث نیکول پیش بیاد شیوانی دیگه درک و فهم سرش نمیشه
به سیم آخر میزنه
نقشِ من این وسط این بود که به همسرت کمک کردم یه داروی تقویتگرِ ذهن بسازیم
اطرافیان من بهم کمک کردن که از وابستگی به اون دارو دست بکشم
ولی شیوانی... ولکن نیست که نیست، الی
و حتی وقتی هم که بخوای ترکش کنی مشکلات عصبیِ اجتنابناپذیری سراغت میاد
خب... حافظهٔ من رو به زوال و نابودیه
به ذهنت نیاز دارم، الی تا این فضایی رو متوقف کنیم
ببین، تو بهتر از هر کسی میدونی که ذهن چطور کار میکنه
پس درحال حاضر چه کسی بهتر از تو که بهش کمک کنم؟
اگه کلاید زودتر از لیز برگرده باید یه نقشهای بریزیم
قبل از اینکه از اون بُعد خارج بشیم، تسکا یه خاطره رو یادم آورد
- درباره شعلهٔ آبی بود؟ - آره
اما نه اونطور که تو فکر میکنی
این مکان چهجور جاییه؟
چیزی شبیه به یه معبده
این... این منم، آره؟
فقط نگاه کن!
تحلیلها نشون میدن که کریستالها در حال نابودی ان
نیروی حیاتی که اونا به گیاهان و جانوران میدن داره ضعیفتر میشه
طبق اطلاعات موثقی که رسیده...
دیکتاتور این معابد رو یکی یکی تصرف میکنه...
و نگهشون میداره تا شورشیها رو وادار به تسلیم شدن بکنه
اگه کنترل کریستالها رو دستش بگیره پس میتونه اوسیانی رو هم کنترل کنه
فقط اون میدونه چطور شعلۀ آبی رو اداره کنه
و اگه قدرتشون رو پس نده چی؟
دنیای ما از بین میره
اون کریستالها رو تامین میکنه، تا ما رو نجات بده
واسه همین سهگانهٔ من تصمیم گرفت شورش کنه
و اگه شکست بخورید چی؟
فرار میکنم تا بتونیم یه جای دیگه بچه رو بزرگ کنیم
قوی نگهش میداریم تا یه روزی برگرده و زندگی رو تو سیارهمون احیا کنه
اون به یه اسم نیاز داره
من قبلاً یکی براش انتخاب کردم تا وقتی که خودش اسم جدیدی انتخاب کنه
"ناجی"
تو قلب یه فضایی رو بازسازی کردی؟
تیکههای قلب یه فضایی بود که سرخشده بود
اگه تو این کارو برای نجات جونِ یه نفر انجام دادی...
- پس یعنی اونو خیلی دوس داری - بله، درسته
و اون مرز باریک بین اراده و وسواس که گفتی...
من بارها و بارها ازش رد شدم
خب، حداقلش ما دانشمندهای بااستعدادی هستیم
آره، خیلیخب، بریم تو کارِ آزمایش
نورا و تئو شورشیهای فضایی بودن و یه قفل واسه دروازه درست کردن که...
نشان افیوخووس رو شناسایی میکرد
این قفل پیروانشـون رو شناسایی میکرد و اونا رو به اوسیانی برمیگردوند
حدس میزنم شیوانی یه راهی پیدا کرده که نشان رو از اون فضاییِ آشوبگر پاک کنه
ما خون با نشانگرهای ژنتیکی داریم، تا بتونیم قفل رو بازسازی کنیم
ازت میخوام این نشانگرها رو جداسازی کنی
و خلاءهای فرمول رو پُر کنی، تا بتونی تثبیتشون کنی
بازم روز از نو، روزی از نو توی روزول، هدف پیچیده، زمانهای غیرممکن
و زندگیهای که تو خطر هستن
من کجام؟
شیوانی؟ داری چیکار میکنی؟
ببخشید، اما داروی آرامبخش ممکنه تو روند اختلال ایجاد کنه
نکنه فکر کردی خونِ من دخترتو به زندگی برمیگردونه؟
زهی خیال باطل!
این وظیفهٔ خانومِ رستاخیزگر نیست که منو قضاوت کنه
این کارو نکن! اون اینجوری خوب نمیشه.
اما دخترم زنده میشه! هیچ پدر و مادری نباید بفهمن که...
داغ مُردنِ اولادشون چطوریه و چه حسی داره
تو مزرعه قدیمیِ جونز هم هیچ اثری از کلاید نیست
و هر لحظهای که دنبالش میگردیم و نیست...
رزا بیشتر جونش تو خطر میوفته و اونم به دروازه نزدیکتر میشه
مگه خودت مشتاق این نبودی که نگهش داری
مکس گفت که این قضیه از نظر استراتژیک برامون مهمه
استراتژیک، ها؟
خب مطمئنی این اصلا ربطی به شور و شوقِ جنابعالی واسه رفتن نداره؟
من بیشتر از هرچیزی دوس دارم با الکس ازدواج کنم
اما آره، همیشه میخواستم ببینم اوسیانی چه شکلیه
صحبت از برگشت به دیار شد، من میگم کلاید واسه همین رزا رو دزدید
فناوریهای اوسیانی بر اساس هماهنگیه با جهانه
وقتی دانشمندهای ما فهمیدن که بدنهای ما از مادهای ساخته شده که...
از ستارهها اومده و همهچیز هم فرکانس خاص خودشو داره...
و اونا هم این ارتباط و بهم پیوستگی رو کشف کردن
مثلا اینکه چطور پرندهها از قطبیت زمین استفاده میکنن که...
تا قبل از زمستون به سمت جنوب مسیر یابی کنن
دقیقاً
نقشهٔ ستارهای رو گروهی از شورشیهای اوسیانی ساختن که...
مثل رزا قدرتِ کنترل فرکانسها رو برای ردیابی و راهنمایی داشتن.
اونا جونـشون رو فدا کردن تا قدرتشون رو به اولین نقشهای که هر نقشهٔ بعدیای هم...
بر اساس اون ساخته میشد، انتقال بدن
این نقشه کمک میکنه جای سیارات رو تو کهکشان پیدا کنیم
و از اونجایی که نقشه شکسته شده، کلايد به رزا نیاز داره تا براش بازسازیش کنه
صبر کن! صبر کن ببینم، خب اگه کلايد از رزا استفاده کنه تا نقشه رو بازسازی بکنه...
پس ممکنه رزا هم مثل اون شورشیها بمیره؟
خب اون که نمیخواد نقشه رو از صفر بسازه
اما اینم کاملاً ممکنه
و خودمونم که اصلا ایدهای واسه پیدا کردنش نداریم
در واقع...
من یه راهی بلدم
این پروازِ روحت نمیتونه تو یه مکانی که آشناتره، بهتر عمل کنه؟
این قضیه کاملاً متفاوته
قدرت من فقط زمانی جواب میده که روی کسی تمرکز کنم که...
No comments yet. Be the first to leave one.