Princess Agents

Princess Agents (特工皇妃楚乔ä¼)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Princess Agents 2017 EP03 WEB-DL 1080P H264 AAC-CYW
د لخوا تبصره Rahpooyan
@sarzaminiranyteam

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
TS
په خپور شو: 2017-06-10
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

برادر لینشی

برادر

لینشی جاسوس دشمنه

خشم من تنها با کشتن اون پاک نشد

و خواستم جنازش رو بسوزونم تا به خاکستر تبدیل بشه

برادر من به هیچ وجه جاسوس نیست

اون یه ساله که داره اینجا کار میکنه

و تا به حال به کسی صدمه نزده

تو به یه آدم خوب ستم کردی

تو این نشان رو از کجا آوردی

برادر من اونو برام پیدا کرده

نمی تونم تصور کنم

که اون کشته شده

... میدونی مجازات برده ای که

بدون اجازه اینجا رو ترک کنه

کتک خوردن تا حد مرگ و به نمایش گذاشتن جنازش در انذار عمومیه؟

پس همین کارو باهام بکنید

اما برادر من هیچ کار خلافی نکرده

شماها یه فرد خوب رو کشتین

پس چرا

زمانی که مردم به یه فرد با قدرت نگاه میکنن

انسان های ضعیف قربانی میشن

اگه بتونم زنده بمونم

قسم میخورم

به یه فرد قدرتمند تبدیل بشم

حرفای انسان های ضعیف فقط باعث شرمشون میشه

این چیزیه که تو سزاوارشی

شیائو لیو، چرا زخمی شدی؟؟

شیائو لیو

برادر لینشی

اون مرده

چی میگی تو

شیائو لیو

شیائو لیو

شیائو لیو

میخوای بشینی و گریه کنی

بعد از این

... ما باید تا فردا

کارمون رو تموم کنیم

اجازه نده دیگران اشتباهمون رو بفهمن

گریه کردن

... یعنی من نمیتونم حتی

برای برادرم گریه کنم

اما به جز گریه کردن چیکار میتونیم بکنیم

حتی نمیتونیم دفنش کنیم

چرا نمیتونیم

تو میترسی؟

اون تو زندگیش آرامش نداشت

... و حالا هم که

مرده

اینا همش تقصیر توئه

بعد از این که تو اومدی هیچ اتفاق خوبی نیافتاده

شیائو با

تو فقط با خودت نهسی آوردی

پدر و مادرمون مردن

و حالا هم برادرمون

تو نفرین شده ای

... من

خفه شو

تو به من سیلی زدی

همه اینا تقصیر اونه

... و تو منو میزنی

خفه شو

لینشی مرده

همه به اندازه تو ناراحتیم

اما شیائو لیو تقصیری نداشته

ما باید سرنوشتمون رو سرزنش کنیم

... ما با در طبقه ای پست از جامعه

به دنیا اومدیم

... که هرکسی میتونه

بهمون صدمه بزنه

باشه

اما مرده دیگه مرده

و ما زنده ایم

پس باید زندگی کنیم

و امیدوار باشیم

استاد

یوون ژو مرد

شما به آرزوتون رسیدین

خودت دیدی

استاد

جین ژو دیده که اون مرده

منظورت چیه؟؟

... یعنی خودت شخصا

جنازش رو ندیدی؟؟

جنازه

استاد، من خودم جنازه ی اونو ندیدم

احمق

آشغال

حتی نمیشه یه کار ساده رو بهت سپرد

اون دختره مثل یه روباه مکار میمونه

باید خودم جنازه رو ببینم

استاد، وقتشه

بله

تابوت رو بپوشونید

صبر کن

اینجا چیکار میکنی؟

احمق بی شعور

برو کنار

اگه میخوای بری باید از رو جنازه من رد شی

حالا که یوون یو داره برده ها رو تربیت میکنه

عمر چینگ شان دیگه تموم میشه

مگه ادب یادت ندادن، واسا کنار

یو چی

هرکسی که اینجا میاد مهمون ماست

بذار داخل شن

... من اینجام

... تا جنازه پدر بزرگت رو

برای آخرین بار ببینم

پس میخوای مطمئن شی

که پدر بزرگ من منفور ترین آدم این دنیاست

انگار به خاطر مرگ پدربزرگت عقل از سرت پریده

معلومه که از مردن پدر بزرگم مطمئن نیستی

و حالا هم اومدی شخصا جنازش رو ببینی

من نمی فهمم داری چی میگی

اما شک دارم که پدر بزرگمون به قتل رسیده باشه

بنابراین من می خوام تابوت رو وا کنم

و جنازش رو چک کنم

چطور جرات کردی

اومدم ببرمش

شاید تو قاتل هستی

واسه همین نمیذاری تابوت رو وا کنم

... تو فقط میخواستی به عنوان نوه اش

چشم خدا رو زودتر به دست بیاری

تا به استاد چینگ شان تبدیل بشی

هیچ کس نمیدونه داری به چی فکر میکنی

اگر چه پدر بزرگ ما مرده

او به هر حال ارباب و بزرگ خاندان یوونه

و در حال حاضر بدون هیچ دلیلی درگذشته

به عنوان نوه سومش، باید بدونم چه اتفاقی افتاده

تابوت رو باز کن

استاد شمشیر رو بگیرین

... چینگ شان به تو

تغلق نداره یوون هوای

چینگ شان همه چیزش رو از دست داده

قبل از این که پدر بزرگ بمیره

من با مهربانی باهات رفتار میکردم

اما حالا پدر بزرگ من مرده

تو فکر می کنی که می تونی با من مبارزه کنی

تو فقط یه پسر رها شده ای

وقتی پدر بزرگ ما تو رو قبول کرد

هیچی جز یه بی سرو پا نبودی

... فکر میکنم مادرت

داشت یه چاله حفر میکرد

تا تو رو دفن کنه

و از شرت خلاص شه

دیگه داری زیادی ور ور میکنی

کونگ فوی یوون یو عجیبه

باید زودتر مبارزه باهاش رو تموم کنم

نگهبان

شاهزاده خانم اینجا هستن

یوون یو واقعا حیله گره

اولیا حضرت

بلند شین

ممنون، اولیا حضرت

یوون هوای

چطور جرات کردی

اینجا مشکل ایجاد کنی

و دزدکی به اینجا حمله کنی

اولیا حضرت

یوون یو اصرار داشت که من تابوت رو نبینم

اون با من شروع به مبارزه کرد و تلاش کرد که منو بکشه

اون بود که اول شروع کرد

اولیا حضرت

پدر بزرگ من با داروی نادر غربی مسموم شده

من نگران بودم که سم گسترش پیدا کنه

بنابراین اول مواد غذایی رو سوزوندم

و سپس ایشون رو تو تابوت قرار دادم

... شما حق مهر و موم کردن

تابوت رو دارین

نفهمیدید که کی مسمومش کرده؟

نه هنوز

اما پاسخ روشنه

داری چی میگی؟؟

کافیه

یوون ژو به تازگی درگذشتن

و تو قبل از عزاداری باعث شروع یه مبارزه شدی

نمیتونی یکم آبرومندانه تر رفتار کنی

داروی نادر از دین غربی

به یاد دارم

... یوون سوم افرادی رو به جاده ابریشم برای خرید

... هدایایی برای جشن تولد

مادر عظمت فرستاد

یوون هوای اون وظیفه رو به عهده داره

... یوون یو تو داری

کافیه

چطور جرات میکنی جلوی شاهزاده دعوا راه بندازی

یوون هوای

... من فقط چیزی رو که به فکرم رسید رو

بیان کردم

اما معنی حرفم این نیست که به تو مشکوک شده باشم

یوون یو فقط با توجه به اتفاقاتی که افتاده حدس و گمان هاش رو بیان کرد

حالا تو میخوای اونو بکشی؟

تعجب نیمیکنم

.. که چرا همیشه تو و

برادرت

با بسیاری از سربازا دعواتون میشه

عذر من رو بپذیرین

لطفا عدالت رو برای ما اجرا کنید

خیلی خوب

More Farsi Persian subtitles for Princess Agents

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left