لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 35 =-
خانم کیم می پونگ این پول چیه؟
نمیدونم ! من نمیدونم این پول چیه
مگه این کشو مال میز شما نیست؟
هست ولی من هیچی در مورد اون پول نمیدونم
این کار من نبوده
ما اینو به عنوان مدرک مصادره میکنیم
لطفا برای بررسی بیشتر دنبال من بیاید
من میارمش
باشه ، لطفا بیارش اتاق حسابرسی
بریم
چی گفتی؟
توی کشوی میز کیم می پونگ پول پیدا شده؟
بله
$300,000پیدا شده
فعلا ما داریم بررسی میکنیم در مورد فروش اطلاعات توسط کیم می پونگ
با این حال بخاطر انکارش یه مدتی وقت میبره
نشت اطلاعات شرکت غیر قابل قبوله
هر طوری شده باید پیدا کنین طراحی ما چطوری لو رفته
باشه متوجه شدم
وکیل لی جانگ گو؟
چی باعث شده بیاین اینجا؟
ایشون به عنوان وکیل در تیم تحقیقاتی ما فعالیت دارن
اوه واقعا؟
از کی تا حالا؟
تازگی
- سلام. - سلام.
اما ایشون همسر کیم می پونگ هستند
نگید که ایشونم بخشی از این تحقیقات هستند
البته که نه ، طبق قوانین دولت خانواده مجرم حق مداخله در تحقیقات رو ندارند
آقای هان ، خانم پارک
من درسته همسر کیم می پونگ هستم ولی بخشی از تیم بحقیق این شرکتم
من اعتماد به نفس برای ادامه این تحقیقات رو دارم
لطفا اجازه بدید من هم بخشی از این تحقیقات باشم
جناب وکیل لطفا از قوانین پیروی کنید
شما نمی تونید با ذهنیتی که از خانواده دارین در این تحقیقات همکاری کنید
آقای هان به هیچ عنوان ایشون اجازه ندارن در این تحقیقات شرکت داشته باشند
بله خانم
قربان
حداقل اجازه بدین الان با کیم می پونگ صحبت کنم
آقای لی
خواهش میکنم
چطوری ممکنه شوهرش تو تیم حقوقی ما باشه؟
با این حال هر کاری هم که بکنه از این یکی نمی تونه فرار کنه
من نمیدونم چه اتفاقی افتاده
من نمیدونم طراحی من چطوری
به بیرون درز کرده و دست رقبا افتاده
من نمیدونم این همه پول از کجا اومده توی کشوی من
حالا چه اتفاقی برای من میفته؟
می پونگ . کیم می پونگ
به چشمای من نگاه کن و اینجا تمرکز کن
تو نباید ضعیف النفس باشی
باید خوب حواستو حمع کنی
تازگی ها کسی بهت نزدیک شده بوده؟
کسی که ازت خواسته باشه طراحی تو ببینه؟
نه
من هیچ کسی رو ندیدم
درسته
پس آخرین بار کی کشوتو باز کردی؟
دیروز
ولی هیچ پولی توش نبود
مطمئنی؟
مطمئنم
پس معنیش اینه که دیشب اینو گذاشتن اونجا
من نمیدونم چرا این اتفاق برام افتاده
احساس میکنم قلبم داره از دهنم در میاد
میخوام کسی رو که این کارو با تو کرده پیدا کنم
تو این کارو نکردی مطمئن باش حقیقت برملا میشه
پس نگران نباش
اما الان این مهم نیست
برام مهم نیست چه اتفاقی قراره برای من بیفته
اما طرحی رو که من دادم قراره هفته بعد بیاد بیرون
یعنی کارخونه تولیدش رو شروع کرده
حالا باید چیکار کنم؟
من باید چیکار کنم؟
مامان بزرگ اینم هست
آیگو
نزدیک بود مگس کش یادمون بره
آره چیز مهمی رو داشت یادمون میرفت
آفرین یو سونگ من
به نظر میاد دیگه همه چی رو جمع کردین - بله تقریبا تموم شد -
ای بابا ببخشید که اصلا نتونستم کمکتون کنم
این حرفها چیه وسایلمون زیاد نبود
تا چند روز پیش با هم جشن گرفته بودیم
خیلی خوشحال بودم که همه دور همیم
ولی یهویی داری از اینجا میری
خیلی احساس ناراحتی و تاسف میکنم
این حرفها چیه منم که بخاطر همه چی ازتون ممنونم
اصلا نگران می پونگ نباش
من درست مثل نوه خودم باهاش رفتار میکنم
خیلی ازتون ممنونم
ای خدا یوسونگ خوش تیپ مارو ببین
من خیلی دلم برات تنگ میشه چیکار کنم حالا؟
عمه ات اینجا زندگی میکنه پس زیاد بیا دیدنش ..باشه؟
چشم مادر بزرگ
بیا اینو بگیر برا خودت یه چیز خوب بخر
چشم مادر بزرگ خیلی ممنون
تو خیلی ماهی
میتونیم شروع کنیم؟ - بله لطفا -
مامان چی شده؟ کسی مرده؟
این مزخرفات چیه میگی
خانم جو واقعا داره از اینجا میره
الان دارن وسایلشونو میبرن - واقعا ؟ الان ؟ -
گوم سیل
من فکر نمیکنم این درست باشه
چی درست نیست؟
خیلی احساس بدی برای خانم جو دارم
هر چی هم که شده باشه تو نباید از اینجا بیرونش میکردی
فکر نمی کنی این کار اشتباه بوده؟
گوم سیل بهتر نیست بری جلوشو بگیری؟
مادر ، این چه حرفیه داری میزنی؟
نمیدونم شما چه احساسی که داری من که دلم خنک داره میشه
حالا که بالاخره دارن از اینجا میرن انگار دندون لقمو کشیدم
ای خدا
چطوری میتونی اینقدر بی رحم باشی
سه نفر که از کره شمالی به اینجا پناه آوردن
فکر میکنی درسته که اینها رو از هم جدا کنی؟
اونم توی این آب و هوای سرد
مادر ما که اینجا خیریه باز نکردیم
خود دخترشون اونها رو ول کرده و شوهر کرده
تازه اینجا یه مدت مجانی زندگی کردن
ما هر کاری ازمون بر اومد کردیم لازم نیست حس بدی بهشون داشته باشی
حتی اگه ما بهش التماس کنیم بمونه
فکر کردی از خجالتش می مونه؟
اگه یه ذره وجدان داشته باشه نمی تونه اینجا زندگی کنه
خدای من
هر چقدر که واسه مرد له له بزنه هر چقدرم که یه مرد بهش پیله کنه
بخاطر کاری که اون کرده من خجالت میکشم تو روی بقیه نگاه کنم
بذار من خودم با درد خودم بسوزم
ای خدا گوم سیل خانم جو گفت این حقیقت نداره
بعدشم اون اصلا همچین آدمی نیست
اگه اینطوری بود که وضعشون این نبود
وقتی میگه درست نیست تو باید قبول کنی
تازه اون اصلا آدمی نیست که شوهر یکی دیگه رو بدزده
پس بهتره همینو باور کنی
شما باورش کن
من دیگه نمیخوام ریخت اون زنو ببینم
خجالت نمی کشی به مادر عروست هی میگی اون زن اون زن
این رفتار از کجا یاد گرفتی؟ دختره نادون
تمومش کن مامان
من برگشتم
عمه ، مادر بزرگ فکر کنم خانواده یوسونگ دارن میرن
یه کامیون جلوی دره
این آخریش بود؟ - بله -
اون این همون حلقه است
اما چرا اینجاست؟
این حلقه اینجا بود
چطوری ممکنه؟
فکر کردم حلقه رو گم کردم
پس این همه وقت زیر کمد بوده
این حلقه شماست مادر بزرگ؟
بله این حلقه منه ، میدونی چقدر ناراحت بودم که گمش کردم
خوب شد که داریم میریم باعث شد حلقه رو پیدا کنم
اما من فکر میکنم قبلا یه حلقه مثل اینو دیدم
البته که دیدی برای اینکه همیشه دستم بوده
تو امروز خیلی کار بزرگی کردی
این حلقه با ارزش منو پیدا کردی
تموم شد ، بریم؟
بله - باشه -
بریم یوسونگ
بخاطر همه چی ممنون ، خدا نگهدارتون
سریع سوار شین راننده منتظره - باشه -
به سلامت برید - خداحافظ یوسونگ -
- خدا حافظ. - خدا حافظ.
راست میگی مامان اصلا احساس خوبی ندارم مامان
بیچاره می پونگ بیاد خونه خیلی دلش میگیره
همه دلشون میگیره حتی وقتی یه سگ از خونه شون میره
اونوقت اون مادرت از خونه نبومد خداحافظی کنه
ولش کن مامان
تو رو خدا دعوا راه ننداز من دارم میرم سر کار
منم همینطور مامان بزرگ - بیا بریم -
میخواد با یوسونگ چیکار کنه؟
مامان بزرگ خیلی خوشحالی که حلقه رو پیدا کردی؟
البته که خوشحالم
این حلقه رو پدر بزرگت بهم داده
این مال مادرش بوده که از شوهرش جدا شده بوده
فهمیدم این واقعا یک حلقه با ارزشه
باید به عمه ات زنگ بزنم خبر بدم
حتما خیلی جا میخوره
...مشترک مورد نظر
حتما خیلی سرش شلوغه که جواب نمیده
این همونه
چی گفتی یوسونگ؟
هیچی نگفتم
یو سونگ
از حالا من و تو دوتایی با هم زندگی میکنیم
حالا که حلقه پدر بزرگم پیدا کردیم بیا با قدرت زندگی کنیم
باشه
خانم کیم می پونگ
لطفا همه چی رو مرتب اینجا وارد کنید در خصوص اتفاقی که برای طرح شما افتاده
چطوری این طرح بیرون درز کرده
تمام کسانی رو که باهاشون ملاقات داشتی
هم اسامی و محلی که باهاشون ملاقات داشتی
باشه
!خوش اومدین
رئیس هستن؟
رئیس من؟
برای چی دنبالش میگردی؟
سلام
شما مهمون دارین
No comments yet. Be the first to leave one.