لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
می خوای عضو انجمن زنان بشی؟
بله
چه غیر منتظره
فکر کردم اومدی درمورد کارت صحبت کنی
...شنیدم یه عده می خوان
یکی دیگه رو بجای تو بعنوان دستیار مدیر بذارن
درست نیست که برای کارم از شما کمک بخوام
خودم این رو میدونم
پس چون کارای تو بیمارستان به من ربطی نداره
ازم کمکی نمی خوای؟
...فقط هدفم این بود که به
جامعه مون کمکی بکنم
الان نفشه ت اینه که رو در رو با
اونا بجنگی؟
نه این کار خوبی نیست
...به نظرم کار درستی نیست که دیگران رو
درگیر یه دعوای خانوادگی کنیم
اما دیگه نمیشه جلوی این رو گرفت
...مطمئنا شما می فهمید که
من تو چه شرایطی هستم
بله می فهمم
...اما
من نمی خوام طرف کسی رو بگیرم
به نظرم کار درستی نیست
تنها چیزی که ازتون می خوام اینه که مخالفت نکنید
ازتون ممنون میشم
...پس
بعد از اینکه عضو انجمن زنان شدی
می خوای چیکار کنی؟
من هم بهت رای میدم- داکیونگ-
ممنونم
دکتر جی به انجمن خوش آمدی
خیلی ممنونم، خانوم
منم بهت خوش آمد میگم
خوش اومدی
ممنون که گذاشتی من هم عضو انجمن بشم
دلیلی برای مخالفت نداشتم
نقشه ت چیه؟
فکر کردم تو موافقی
فقط می خوام بدونم که برای چی اینکار رو می کنی
برای آشتی اومدی؟
یا برای اینکه باهام دعوا کنی؟
...بیشتر برای این اومدم
که به ته اوه هشدار بدم
فکر کردم اگه بفهمه که من عضو انجمن هستم
بیشتر مراقب کاراش باشه
مگه شوهر من چیکار کرده که تو می خوای بیشتر مراقب باشه
...شوهرت
من رو تعقیب میکنه
می دونم که باورش سخته، اما واقعیت داره
من نگرانتم
به نظرت بهتر نیست یه بار بری مشاوره؟
تو بیشتر من رو نگران می کنی
بهت که گفتم
تو ته اوه رو نمیشناسی
تو می خوای من رو کنترل کنی
من نمی خوام دعوا راه بندازم
فقط می خوام چیزایی رو که نمی دونی رو بهت بگم
مواظب باش شوهرت پاش رو از گلیمش دراز تر نکنه
ازت خواهش می کنم
می خوای چیکار کنی؟
نمی تونی آروم بگیری؟
نه
عقلت رو از دست دادی؟ چرا گذاشتی اون عضو انجمن بشه؟
...من هر سال براشون هدیه میفرستم
موقع تغییر فصل هم برای شام دعوتشون می کنم
من برای انجمن زنان خیلی زحمت کشیدم
فقط برای اینکه اونا پشت سرت ...از ازدواجت بد حرف نزنن
کافیه
تو خودت ازدواج من و یه آبروریزی می دونی
اون وقت از دیگران چه انتظاری داری
خدای من
شوهرته؟- تو دخالت نکن-
خودم حواسم هست
سلام، عزیزم
چطوره امروز بریم سر قرار؟
توی رستوران خیلی شیک جا رزرو کردم
باشه
پلیسها دلیل دارن
نمیشه فقط بخاطر اینکه یه بار شوهرت
موقعی که تو نبودی اومده خونه ت بهش مشکوک بشی
می خوای بهم بگی زیادی حساس شدم؟
فقط میگم ما باید تا نتیجه تحقیقات صبر کنیم
می خوای یه مدت بیام تو خونه ت بمونم؟
بذار بیام، برای من که اصلا زحمتی نیست
این میز براتون مناسبه؟
می خوای بریم یه جای دیگه بشینیم؟
عزیزم اینجا معذب میشی؟
نه منظورم این نبود
شما معذب میشین که ما اینجا بشینیم؟
نه، ما مشکلی نداریم
من فروشگاه پوینت نویر رو که از هفته پیش کارشون رو شروع کردن دوست دارم
می خوای بریم ببینی؟
نه، شاید یه وقت دیگه
به نظرم بهتره امروز الکل نخورم
،باشه
می خوای بریم کنار اونا بشینیم؟
چی می خوری؟
حتما زیاد میای اینجا
سان وو از اینجور جاها خوشش نمیاد
بسه دیگه
سان وو دیگه زن شما نیست
حتما خیلی برات سخته که ببینی همسر سابقت رفته سر قرار
واسم مهم نیست چیکار می کنه
دیدنش من و عصبی می کنه فقط، همین
شاید بخاطر اینه که هر دوشون دکترن
...اونا به نظر
باهم صمیمی بودن
!عین الاغ
باید از اول رانندگی یادبگیره
!هوس مرگ کرده
فقط باهام روراست باش
بهم بگو که چون همسر سابقت رفته سر قرار ناراحتی
امروز چت شده؟
درسته؟ امروز مدام داری من و عصبی می کنی
تو گفتی اشکال نداره
اما تو خودت معذب بودی مگه نه؟
من از جو متشنج خوشم میاد
،وقتی میری کوهنوردی که
.دلت هیجان بخواد
هرچی کوه بلند تر هیجانش هم بیشتر
فکر کردی وقتی شروع به دوستاشتنت کردم این رو نمی دونستم؟
پس اینطوری نکن و دست من رو بگیر
این برای تو سختتره
داری مشقات رو می نویسی؟
اون چی می گفت؟
محرمانه بودن اسرار در درمان اجباریه
اون به هیچ کس نمیگه حتی به مادرت
نگران نباش
پس چرا همش دور و بر تو میچرخه؟
من و دکتر کیم با هم همکاریم، یه جا کار می کنیم
چیزی بین ما نیست پس نگران نباش
تو همه چیز منی
اینو میدونی، مگه نه؟
میرم که به درسات برسی
چیکار داری می کنی؟ یه بچه رو تو خونه تنها میذاری؟
خودم میدونم چیکار کنم
تو خودت رو بکش کنار
رابطت با اون مرتیکه جدیه؟
چته تو؟- چیزیم نیست-
اگه بخوای دوباره ازدواج کنی ، من جون یونگ رو ازت می گیرم
برو سر اصل مطلب
چرا زنگ زدی؟
تو دست و پای داکیونگ نباش
چرا؟
...می ترسی
می ترسی بهش بگم تو باهام چیکار کردی؟- مواظب زبونت باش-
انقدر قصه سرهم نکن
حتما ترسیدی که بهش حقیقت رو بگم
...بیخود
پای داکیونگ رو وسط نکش
بهتره دست از سر من برداری
نگرانی بیش از حد ممکنه که در اثر توهم باشه
...نفرت زیاد از یه نفر
احساسات رو تشدید می کنه
فکر می کنی من هنوز تو فکر شوهر سابقم هستم؟
حالا هرچی، نمی خوای تمومش کنی و یه رابطه ی تازه رو شروع کنی؟
...جو یونگ
...به سختی تونست با طلاقمون
و همینطور ازدواج مجدد پدرش کنار بیاد
من دیگه نمی خوام بیشتر از این اذیتش کنم
کجا داری میری؟
میرم با یکی از دوستام الکل بخورم
روی پشت بوم
نمی دونم- جدی می گم-
درک می کنم
منظورت چیه؟- هیچی-
واقعا؟
نمی دونم
برای چی اومدی اینجا؟- مگه چیه؟-
اومدم یکم الکل بخورم و تو رو دیدم
تنهاتون میذارم
بیا با هم بنوشیم
...اینم سرویس ویژه مون
چون مشتری دائمی اینجایی
این دوست دختر جدیدته؟
نه اون دوست دخترم نیست
با من خوبه، چون زیاد میام اینجا
تو که باهاش خوابیدی
نه خیر
این حرفا رو ول کن
از کارت برام بگو
ساخت فیلمت خوب پیش میره؟
برای مراسم افتتاحیه ش دعوتت می کنم
ته اوه تو موفق شدی
...تو هنوزم
به باهام مشکل داری؟
معلومه، بهت حسودیم میشه
خیلی هنر می خواد که از شر یه زن از زندگیت خلاص بشی
خوش اومدین
پس؟
اون شب که با زن من خوابیدی بهت خوش گذشت؟
چطور بود؟
اون خیلی عالیه، مگه نه؟
چرا می خوای بدونی؟
اون دیگه زن تو نیست
باهام رو راست باش
و انقدر طفره نرو
...جی سان وو
No comments yet. Be the first to leave one.