لومړۍ 200 کرښې.
« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــمــه از اشــکـان و محـــــمــد Chandler Bing & Achillies
.نميدونم چرا هميشه منتظرم ميموني .لازم نيست
چونکه ميخوام نفر اولي باشم که .هر روز صبح بهت صبح بخير ميگم
.خب، همون طور که گفتم... لازم نيست
...کاملا
.کاملا لازمه
و تا وقتي که بهم توضيح بدي چه - مشکلي باهم داريم ادامه ميدم. - چيو توضيح بدم؟
.زندگي من بي نقصه
.و بعد، در عرض يک روز، نابود ميشه
.به نظر من، بايد توضيحي وجود داشته باشه
."اه، صبح بخير خانم "بکستر - ."سلام آقاي "بيتس"، خانم "بيتس -
.ميخواستم خواهشي ازتون کنم - .اگه در توان مون باشه، حتما -
.درباره ي چرخ خياطي ـمه .من تو اتاقم پريز برق ندارم
و، از اونجايي که اتاق خياطي ،در بخش رختشويي ـه
ميخواستم ببينم آيا خانم "هيوز" اجازه .ميده از اتاق خدمتکارها استفاده کنم يا نه
.اگه جاي شما بودم، ازش اجازه ميگرفتم - .بله، البته -
.همين کارو ميکنم
نظرت درباره اش چيه؟
فکر ميکنم زن خوبيه. - که منو سريعا به اين .فکر ميندازه که با چيه "توماس" دوست شده
.اون ضرب المثل قديمي رو ميدوني که
.از اين مردم هيچ چيزي بعيد نيست
،اگه حواسمون نباشه .صبحانه رو از دست ميديم
"راضي هستي که به "آلفرد اشپزي ياد بديم؟
.بايد از آقاي "کارسون" بپرسي
چي رو بپرسي؟ - درباره ي اينکه آيا اشکال -
"نداره که کارکنان آشپزخانه به "آلفرد .کمک کنند تا براي امتحانش حاضر بشه
پس براي امتحان قبول شده؟ - .نه، هنوز نه -
.اما ميخواد اگه قبول شد اماده باشه - .فکر کنم مشکلي نداره -
.آلفرد" سخت کوشه" .اينُ راحت ميتونم بگم
...و اگه آشپزي مسيريه که انتخاب کرده
خوبه. فقط ميخواستم ببينم که .آشوب به پا نميکنم
.بفرماييد... بانوي من
.فکر ميکني چيزي از يادم نرفته ...اما
.اينجا ميمونم تا شما بررسي کنيد
...بي نقصه، اما اين چيه؟
خب، ميدونم که آمريکايي ها معمولا با .صبحانه آب پرتغال ميخوردند
.به خاطر همين فکر کردم شايد خوشتون بياد
."خيلي باملاحظه اي "بکستر
.ممنون
.صبح بخير سرورم - .صبح بخير -
.خيلي عياش به نظر ميرسي
.فقط "بکستر"ـه که منُ ياد گذشته ميندازه
.ازش راضي هستي - .بله، خدا رو شکر -
خب تو چه برنامه اي داري؟ - .تام" و "مري" منُ به کتاب خانه فرخواندند" -
.ايده اي دارن - .اميدوارم چيزي نباشه که باعث دعوا بشه -
خب وقتي نميدونم چي هست .چطور ميتونم جوابت رو بدم
پس مخالفي نداريد اگه براي پسرک .کاري پيدا کنيم، که براي مادرش تفاوتي به همراه داشته باشه
اه، تفاوت زيادي داره. اگه واقعا ميخوايد ،به خانم "پگ" کمک کنيد
اين بيشتر از يه فنجون چايي و .همدردي کمک ميکنه
.خب، من به کمک کس ديگه اي احتياج ندارم - .ميدنم -
اما ميشه با سرباغبان "ابي" حرف بزنيد؟
."يا حتي خود بانو "گرنتام .به باغش خيلي اهميت ميده
.نيازي نيست اينُ به من بگيد
متاسفم. مراسم کيه؟
فردا. ميريد؟
"حتما. از زمان حکومت "جورج سوم .اجدادش در اين زمين کار ميکردند
هر طوري که هست، اما اجاره .خيلي وقته که پرداخت نشده
.تمام سندها رو فرستاديم .وقتشه که بهش رسيدگي کنيم
منظورت اينکه، اجاره نامه رو تمام کنيم و زمين رو خودمون کشت کنيم؟
.به همچين نتيجه اي رسيديم
.هرچند غم انگيزه
بعد از تمام اين مدتي که در دستان .يک خانواده بوده
دنيا به پيشرفتش ادامه ميده و ما - .هم بايد همين کارو کنيم. - تو هم هي ميگي
،درباره ي پيشرفت دنيا صحبت شد .فکر کنم اينُ ديدي
نامزدي وايکانت "گليگنهام" با
دوشيزه "ميبل لين فاک" تنها "فرزند لرد مرحوم "ازوستون
.به اطلاع رسانده ميشود
...خب، بايد .بايد بهش تبريک بگم
.خب... اجازه بديد به کارم برسم
خب برقيه، نگران نيستي که يه دفعه قاطي کنه
و انگشتت رو به ميز بدوزه؟
.اميدوارم که اينجوري نشه - چطور باهاش کار ميکني؟ -
با يه پدال، زير پام. - خب، فکر نميکنم که - .ربطي به اتاق خدمتکارها داشته باشه
.اما تو اتاقش پريز برق نداره - .ميتون ببره به رختشوي -
.يا بهتر از اون، بندازتش دور
.خانم "پتمور" آينده نگر نيست
.فکر کنم خودم فهميدم
.آنا - .چيزي رو فراموش کردم -
."ببخشيد آقاي "بيتس .متاسفانه سر "آنا" رو شلوغ کردم
ميخواي امتحان کني؟
آنا؟
نميدونم چرا بايد اينقدر .سخت به آقاي "بيتس" بگيري
...خب حداقل الان ميدوني که .بچه دار نميشي
.نه
پس، نميتوني شروع کني ...به فراموش کردنش و
بهش يه چيزي بگي؟
.اگه دروغ بگم ميفهمه
.داخلم رو ميبينه .مثل کتاب فکرم رو ميخونه
.اميدوارم که بتونه بخونه
و تورو از اين پرده ي تاريک .خارج کنه
نميخواي باهاش رو راست باشي؟
.البته که ميخوام
.اما ميشناسمش. ميدونم چيکار ميکنه
.و نميتونم آينده اش رو به خطر بندازم
.خب، راز خودته و نه من
.اما فکر ميکنم اشتباهه
و مطمئني که دلت ميخواد باغبوني کني؟
.بله بانوي من - ."من بانو نيست. فقط خانم "کراولي -
.الان چيزي زيادي بلد نيستم .اما سخت کوش ام
.زود ياد ميگيرم
نميتونم قولي بدم، اما سعي ميکنم .برات يه کاري پيدا کنم
.خيلي ممنونم بانوي من
راه خروج رو بهش نشون ميدي؟
وقتي که بفهمه چقدر معمولي هستم .خيلي ناميد ميشه
.عضوي از خانواده هستي .روستا اينجوري بهت نگاه ميکنه
.اما خانواده اينطور منُ نميبينه
.اه، زياد مطمئن نيستم
لرد و بانو "گرنتام" هميشه تا جايي .که تونستند در حقم لطف کردند
.و ممنون ام. اما من يکي از اونها نيستم .تموم شد رفت
.لرد "گرنتام" واقعا تحسين تون ميکنه
اما اگه بهتون کمک ميکنه تا فکر کنيد کسي .دوستتون نداره، پس من نميتونم تغييرش بدم
.فکر ميکنم اين خيلي زننده است
لرد "گرنتام". - مراسم خيلي - .خوبي بود. پدرت راضيه ازت
.ممنون
جايي داري بري؟ - .تو مزرعه "درخت سرخدار" ميمونم -
.البته
بهمون خبر بده کي اماده ي .رفتن هستي. عجله اي نيست
،موضوع اينکه سرورم .من نميخوام مزرعه رو ترک کنم
.ميخوام اجاره کنم
چي؟ - .اگه هنوز امکانش هست -
،متاسفم که من بايد بهت بگم .اما فکر نميکنم باشه
.اطلاعيه اش ارسال شده .پرونده بسته شده
منظورتون اينکه، ميخوايد خودتون .روي زمين کار کنيد
.پس تموم شده است
.آقاي "درو"، منُ با "سايمون لگري" يکي نکنيد
به پدرت زمان زيادي داديم تا حسابش .رو تصويه کنه
.و در سال آخر عمرش مزاحمش نشديم
.هيچ وقت درباره ي قرض به من نگفت
.وگرنه سعي ميکردم بهش کمک کنم
به خاطر اينکه اجداد من از زمان جنگ هاي .ناپلئون در مزرعه ي "درخت سرخدار" کشاورزي کردند
.حتما، اين ارزشي داره
.ارزش زيادي براي من داره
پس ميتونم درباره اش صحبت کنيم سرورم؟
خواهش ميکنم؟
.اگه ميخواي فردا صبح بيا
.اما نميدونم تاثيري داره يا نه
،زود برش ندار. بذار يه ذره قلقل بزنه .وگرنه مزه آرد ميده
خب... اين کافيه؟ - .به نظر من اره -
حالا بذارش کنار و شروع کن .به چک کردن نون ها
اه خدا. چه بوي خوبي مياد. - "آلفرد" داره شيريني - .با مغز تخم مرغ و پنير درست ميکنه
ميشه براي پيش غذاي امشب .ازشون استفاده کنيم
.واقعا؟ - دليلي بر مخالفت نميبيم - .ميرم تخم مرغ بيارم -
."آفرين "ديزي - ."خيلي خسته خانم "پتمور -
احساس ميکنم دارم کمکش ميکنم - .از پيش ما بره. - همين کار هم داري ميکني
حالا که تصميم گرفته بره بايد .همين کار هم کني
خب حالا چي؟ - اگه خانم "پتمور" مشکلي - .نداشته باشه به سس سفيد پنير و تخم مرغ اضافه ميکنيم
اصلا اشکال نداره "ديزي". ميتوني .کمکلش کني سس "بشامل" رو غليظ کنه
.سرورم .بانوي من
نامه هاي عصرـه؟ چيزي براي من هست؟
.فقط پندتا براي ارباب هست بانوي من
منتظر چيزي بودي؟
.چيز بخصوصي نه
،فقط مدتي از "مايکل" خبري نشده .همين فقط
.فکر کنم سرش شلوغه
چيکارا کردي؟
.داشتم براي "توني گليگنهام" مينوشتم
.بهش سلام منُ برسون
بنويس ما چشم انتظار ديدن .دوشيزه "لين فاکس" هستيم
.تعجب ميکنم .فکر کردم از تو خوشش مياد
.اولين دفعه نيست که اشتباه برداشت ميکني
.اه، فکر کردم "رابرت"ـه
.از مراسم ختم برگشته - .فکر نکنم، هنوز نه -
،حالا که اينجا نيست ميخوايد درباره ي تولدش حرف بزنيد؟
اه، تولدش نزديکه؟ - .خيلي نزديک -
برنامه اي داريد؟
.به غير از غذاي مورد علاقه اش نه
.چيز به خصوصي نيست - چرا يه جشن نگيريم؟ -
.تا يه ذره دلمون باز بشه. يه جشن کوچيک - .خوش ميگذره -
اما "ميلي" ممکنه خودش يه کسي .رو سراغ داشته باشه که بخواد انتخاب کنه
.پس به کارگر اضافه احتياج داريد
.فکر کنم
پسرک قبلي اينجا رو به قصد .شرکت در يه صعومهسراي ترسناک ترک کرد
پس، "پگ" جوان رو استخدام ميکنيد؟
.واقعا منُ تحت تاثير قرار داده
ميدوني، موندم که اين هاله ي .نورانيت يه وقت بيش از حد خسته کننده نشه
.حتما مثل تاج سر کردن 24ساعته است
بهش کمک ميکنيد؟ .مادرش واقعا ممنون ميشه
و همين طور من. - بله، اما - .به نظر نميرسه قدرداني تو هيچ وقت دووم بياره
هنوز بله رو نگفتم که با يه .درخواست ديگه برميگردي
ميشه؟
.خيلي خب. خيلي خب
اما بهتره همه ي اون چيزهايي باشه .که شما گفتيد
فکر کردم قبل از اينکه زنگ رو بزنند .يه 10 دقيقه اي اينجا باشم
.ميتوني بهم کمک کني
سيبي" ميگه هر لحظه ممکنه" .طوفاني به پا بشه
طوفان؟ واقعا؟ در "يورک شاير"؟
به خاطر همين تمام حيوون ها .رو بايد پناه بديم
مطمئنم همين طوره. پرستار کجاست؟ - .رفته رختشويي لباس ها رو بياره -
.من گفتم باهاشون ميمونم .از پرستار زمان ما خيلي آروم تره -
.بچگي من اصلا شبيه "سيبي" نبود
.خدا ميدونه که ماله منم نبود - فکر ميکني کودکي خوبي داره؟ -
که به خوبي وظايف مون رو انجام ميديم؟ - .تمام سعيت رو ميکني... اگه منظورت اينه -
.تمام سعي ام نيست
.اه. فکر ميکنم وقت طوفانه
.اين با آخرين پست براي تو امد
اين نامه اي که بهت ميگن قبول - .شدي يا نه؟ - فکر کنم خودش باشه
.خب، بازش کن پس - .اه، زودباش. جو نده -
خيلي دلم ميخواد برم. نميتونم تحمل کنم .که بفهمم موفق نشدم
.پس بده به من
No comments yet. Be the first to leave one.