لومړۍ 200 کرښې.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
اسمت چیه؟
فریدیس اریکسداتر
اولین باره به اوپسالا میایی؟
بله
جارل هاکون منو اینجا فرستاد تا در مورد خدایان یاد بگیرم
با من بیا
اینجا، به معنای حقیقی در محضر خدایان هستی
اودین
ثور
و فریا
دلیل دیگۀ اینجا اومدنت چیه؟
تا از سرنوشتم خبردار بشم
بیا، برادر! بیا تمامش کنیم
برو، هارلد. انتقامت رو بگیر این حق مال توئه!
با من بیا
خدایا. ما رو نجات بده!
چرا که همیشه همراه من خواهی بود، خدایا
شما ملکۀ انگلستان رو پیدا کردین
میخوام با کنوت ملاقات کنم
من واست کافی نیستم؟
اولاف
خوش اومدی، سرورم
اشرافزادگان انگلستان!
من هارلد سیگوردسن هستم
برادرم، استن
از محافظان سابق پادشاه بود
مردی که شغلش محافظت تمام و کمال از پادشاه...
و خانوادۀ اون در برابر تمامی خطرات بود
و چطور پاداش این وفاداری رو دادن؟
اینجوری
مردان انگلستان، من اینجا نیومدم برای پول یا زمینهای شما
من فقط و فقط برای یک چیز اینجا اومدم
اونم سر پادشاهست
قبل از اینکه سر پدرت رو از گردن جدا کنم مرگ این فرصت رو از من گرفت
ولی سر تو هم واسم کفایت میکنه
هارلد، اونو زنده میخوام
نه، تو بهم قول دادی
نظرم عوض شد
میخوای بگی بهم دروغ گفتی
یه ارتش از اونطرف دریا با خودم آوردم برای این لحظه
الان نمیتونی این فرصت رو ازم بگیری
میتونم و اینکارو میکنم
اگر ضربهای با اون شمشیر بزنی...
سر خودت هم در کنار سر اون به زمین میافته
اوضاع عوض میشه
ما هم باید با اونا عوض بشیم
باید انتقام رو فدای قدرت کنی
شاهزاده هارلد. من همونی هستم که روز برایس مقدس شما رو نجات دادم
لیو، حالت خوبه؟
ها؟ بقیه چی شدن؟
اونا رو از آب بیرون کشیدم ولی نتونستم بیشتر از این بیارمشون
خوبی؟
هی
نه، نه، نه
نه، نه بیا بریم
با تیر دو شاخه بهش شلیک کردن
اگه از بدنش خارجش کنی بلافاصله میمیره
اگر هم تیر توی بدنش بمونه، عفونت میکنه و به آرامی میمیره
اگر از اون طرف بدنش درش بیارم چی؟
خیلی ضعیفه که بتونه تحمل کنه
همینکار رو بکن
اونقدر قوی نیستی اینکار تو رو میکشه
بذار خودم تصمیم بگیرم
نمیتونم تو رو هم از دست بدم، لیو
از دست نمیدی
- یواش - امم
آروم، آروم، آروم
خب
آروم
آروم
دستبندش رو باز کن
تبریک میگم
مسخرهم میکنی
نه اصلا. تحسینت میکنم
تو جنگجویی بینظیر و نقشهپرداز جنگیِ ماهری هستی
شبیخونی توی مارشیس زدید...
چه جوری این ایده به ذهنت رسید؟
مشخص بود شما به اونجا حمله میکنید
که اینطور
و بکار بردن «دندان اژدها» توی رودخانه؟
تا از امواج هم به عنوان سلاح استفاده کنید
زیرکانهست
ممنون
ولی بهترین کارت فرستادن ارتش مرسیا به پشت سربازهای ما بود
در حقیقت،
اگر دست به حمله میزدن
شاید ما رو نابود میکردی
دقیقا
منو بازی نده
بچه جون
هیچکدوم از اونا نقشۀ تو نبود
زنی که روی دیوار قلعه بود کی بود؟
اِما اهل نورماندی
بیوۀ پدرم
الان کجاست؟
اصلا نمیدونم
راحتی؟
وقتی مشاور همسرت بودم اینجا اتاق من بود
کوچیکه اما دنجه
اولاف، از من چی میخوای؟
شوهرت بود که ایدۀ آوردن مسیحیت...
به شمال رو توی سرم انداخت
این چالش بزرگ زندگیِ منه
فکر میکنی سادهست؟
که ایدۀ چند صد سالۀ خدایان و افسانههاشون رو در ذهن مردم از بین ببریم؟
شجاعت و پشتکار نیاز داره
- و... - طلا
پس میدونی چی میخوام
گنجینۀ شوهرت
اون یه افسانهست
نه، من دیدمش
یاقوت و زمردهایی به اندازۀ گردو
شمشهای طلا به اون سنگینی که یه نفر به تنهایی نمیتونه بلندشون کنه
کپههای سکههای نقره به ارتفاعی که میشه در اون شنا کرد
اگر شوهرم، اونطور که میگی گنجی قایم کرده بود
در مورد مکانش چیزی به من نگفته
فکر میکنم دروغ میگی
اِما، از آخرین باری که دیدمت خیلی تغییر کردی
از یه دختر اهل نورمندی که نه حقوقی داشت و نه زمینی...
فقط قسمتی از داراییِ پدرش بود تبدیل شدی به این
ملکۀ انگلستان
اینکار مهارت میخواد
خیلی حیف میشه که دوباره به نورمندی برگردی
جایی که دوباره تبدیل به قسمتی از مایملک کسی میشی
این یه تهدیده؟
نه
این تهدیده
هالبیورن
- ماما! - مامان!
ماموریت من قربانی لازم داره
اگه اینکارو بکنی دیگه هیچ دلیلی برای همکاریِ من باقی نمیذاری
اجازه میدم بهش فکر کنی
زیاد بهش فکر نکن
اگر بدون کمک تو گنج رو پیدا کنم
دیگه به تو یا اونا نیازی ندارم
فریدیس
- فریدیس! فریدیس! خواهش میکنم - فریدیس!
- نرو - فریدیس!
- فریدیس! - برگرد!
کمکمون کن!
فریدیس!
پادشاه کنوت
الان، با من تنها بودن در یه اتاق، کار عاقلانهای نیست
میدونم عصبانی هستی
عصبانی؟ من عصبانی نیستم خون جلوی چشمام رو گرفته
شاید اینطور باشه، ولی متاسفانه این خطریه که باید به جون بخرم
به کمکت نیاز دارم
کمک من؟
باید قبل از اینکه دربارۀ ادموند بهم دروغ بگی، بهش فکر میکردی
تو از اول دست راست من بود
هنوزم بهت نیاز دارم
هیچی نمیتونی الان بگی که باعث بشه بهت کمک کنم
اگر بگم میتونم تو رو پادشاه نروژ کنم چی؟
برای اینکار نیازی به کمک تو ندارم
من و برادرم باهم توافق کردیم
وقتی بمیره، تاج و تخت به من میرسه
یا به پسرش میرسه
آه
میبینم اونقدر که فکر میکنی به اولاف نزدیک نیستی
اسم پسرش مگنوسه
دوازده سالشه و در سلامت کامله
و از اونجایی که برادرت تصمیم گرفته در موردش چیزی به تو نگه
خیلی احمقی که فکر کنی...
تاج و تخت نروژ رو برای پسرش نمیخواد
تو شانس رسیدن خانوادۀ من به عدالت رو گرفتی
حالا هم میخوای بینمون تفرقه بندازی
اولاف همین الانم داره اینکارو میکنه
چرا منتظر بمونی تا نوبتت برسه...
اونم زمانی که من میتونم سرنوشتت رو تضمین کنم؟
دنبال چی هستی؟
چرا منو نجات دادی؟
کم کم داره برای خودمم سوال میشه
سربازهای پادشاه توی لنگرگاه جلوی منو گرفتن
و میدونستن من کیام
با اینحال تو وساطت کردی و اجازه دادی به لندن فرار کنم
با اینکه کاملا میدونستی وقتی بفهمم چه اتفاقی افتاده...
برای انتقام اون قتل عام با یه ارتش برمیگردم
چرا؟
تو رو نجات دادم چون نمیتونستم انگلستان رو نجات بدم
خونهای که از بنیاد خراب باشه قابل تعمیر نیست
باید کاملا تخریب بشه تا بشه خونۀ بهتری به جاش ساخت
بذار حدس بزنم...
در این خونۀ بهتری که میگی... جایی برای تو هم هست؟
شاهزاده هارلد، من یه بازماندهم همیشه جایی پیدا میکنم
کنوت دنبال ملکه اِما میگرده
نتونستن پیداش کنن
اونم یه بازماندۀست
احتمالا داره از طلاهاش محافظت میکنه
طلاهاش؟
ملکه یکی از ثروتمندترین زنان اروپاست. مطمئنا اینو میدونستی
نه
ولی یکی رو میشناسم که میدونه
صبر کن
من جونت رو نجات دادم
و منم از گرفتن جونت صرف نظر کردم
منو پیدا کردی
تو کی هستی؟
من گذشته، حال و آیندهم
No comments yet. Be the first to leave one.