لومړۍ 200 کرښې.
...امروز هیئتمنصفه بزرگ فدرال در دیترویت
سیزده تن از رهبران بزرگ گروه ودرمن را ....به جرم بمبگذاری در ساختمانهای عمومی
...در شیکاگو، دیترویت، نیویورک، برکلی و کالیفرنیا
.محکوم کردند
گروه ودرمن فرقهای جنگطلب از دانشجویان است
.که به دنبال جامعهای دموکرات هستن
.فقط یکی از این سیزده نفر، بازداشت شده است
...در ساعت 7:30 صبح امروز، رادیو کیپیافکی
تماسی را از طرف یک زن دریافت نمود ...که خود را به عنوان یکی از اعضای
.تشکیلات مخفیانهی ودر معرفی کرد
.سلام
.قصد دارم بیانیهای مبنی بر اعلام وضعیت جنگ داشته باشم
....این اولین چیزی هست که از تشکیلات مخفیانهی ودر
.به گوشتون میرسه
.این رو بدونید که تکلیف رو روشن کردیم
.انقلاب داره زندگی همه ما رو تحت تاثیر قرار میده
آدمای عجیب و غریب، انقلابی هستند .و انقلابیها عجیب و غریب
،اگه میخواید ما رو پیدا کنید .مکانمون اینجاست
،در هر قبلیهای، محفل خودمونی، خوابگاه ...خانه روستایی، سربازخانه
...و خانههای شهری که بچهها در حال عشقبازی و مواد زدن
.و آماده کردن تفنگهاشون هستن
فراریان دادگستری آمریکا .آزادن که برن
...ظرف چهارده روز آینده به یکی از موسسههای خاص
.و ناعادلانه آمریکایی حمله خواهیم کرد
...در این کشور قدرت در اختیار جوانان
.و سیاهپوستان است
زود باشید، قراره مبارزه کنیم ...و پایگاهی ترتیب بدیم
...و یه روزی پدر اون مادرقحبههایی رو که
.کنترل اوضاع رو در دست دارن، درمیاریم
...افبیآی اعلام کرد تشکیلات مخفیانهی ودر
...که مسئولیت بمبگذاری را بر عهده گرفته، همان گروه تندروییست
...که عمارت پارلمانی آمریکا را در سال 1971
.و پنتاگون را در سال 1972 مورد بمبگذاری قرار داد
...ولی مقامات فدرال اطلاع زیادی از این گروه ندارند
...و بر این باورند که تعداد اعضای آن
.بین بیست تا سی نفر میباشد
...اسم من برناردین دورن هست و عضو تشکیلات مخفیانهی ودر بودم
....از سال
...خُب، گفتن اینکه کی کارمون رو شروع کردیم سخته
.از 1970 تا 1980
.من به مدت 11 سال عضو این گروه بودم
«برناردین دورن - سال 1969» ...امکان نداره تو خشنترین جامعه تاریخ زندگی کنی
...و تعهد بدی که مرتکب اعمال خشونتبار
.نشی
.هیچجوره حاضر نیستم این تعهد رو بدم
....الان تو یه کالج محلی معلم هستم
«مارک راد» ....و هر چند وقت یه بار، دانشجوهام بحث جنگ ویتنام رو پیش میکشن
.و ازم میپرسن چه نقشی تو این قضیه داشتم
...و میگم که من تو تاسیس سازمانی نقش داشتم
که هدفش این بود به طرز خشونتباری ...دولت ایالات متحده آمریکا رو
.سرنگون کنه
...و مردم
دانشجوهام جوری نگاهم میکنن .انگار از یه سیاره دیگه اومدم
.قراره این نظام سرنگون بشه
«مارک راد - سال 1969» ،همچین چیزی نیازمند مبارزهست ...نیازمند حضور تعداد زیادی
...از مردم سفیدپوسته که با ملحق شدنشون
...به سیاهپوستان و ویتنامیها و مردم سراسر دنیا
...که جنگ رو خیلی وقته شروع کردن
.همه چیزشون رو به خطر میندازن
...قرار نیست بهتون بگم که اوه، یه روزی وارد اونجا شدم
...و یه بمب اونجا گذاشتم و فلان ماشین رو
«برایان فلانگان» .منفجر کردم و یا به فلان بانک دستبرد زدم
،یعنی سرقتهای مسلحانه که وجود داشت ...خیلی از
...سرقتهای مسلحانه، تروریسم و خیلی چیزا وجود داشت
...که انجامشون غیرقانونی بود، بنابراین
...باید بگم کار ما بود، ولی حاضر نیستم بگم
کدوماش رو من انجام دادم ...و کی چیکار کرد، واقعاً
.نمیتونم بگم
.اسم من دیوید گیلبرت هست
در حال حاضر در زندان کامستاک هستم .و به حبس ابد محکومم
،حاضرم مسئولیت اشتباهاتی رو که انجام دادیم
.به گردن بگیرم و تاوانش رو پس بدم
...واقعاً از وضعیت شخصی خودم
.شکایتی ندارم
...ولی آیا این مبارزات هدف خاصی داشتن
...انگیزهای وجود داشت، و پشت تمام این قضایا
چیز خاصی بود؟
.بله، همینطور بود
«دیوید گیلبرت - سال 1969» ،از مسیر شماره 21 بترسید
.اونا جنایتکارای واقعی هستن
.قدرت در دست مردمه
تعداد 232 سرباز کشته و 900 تن زخمی شدند ...و این تعداد
.یکی از بیشترین شمار تلفات هفته در جنگ ویتنام محسوب میشه
.و تازه یک هفته هم نیست
،همه اینها در طی دو روز رخ دادن ...دو روز که لقب بدترین روزها رو
.در ویتنام به خود گرفتن
«یه چشم بادومی رو برای رضای خدا بکش»
.کشورمون داشت میلیونها نفر رو به کشتن میداد
...در واقع آمار کشتهشدهها یه چیزی بین سه
.تا پنج میلیون نفر بود
...این رسوایی فرای اون چیزی بود
.که میشد هضمش کرد
.نمیدونستیم باید چیکار کنیم
.همچین حقیقتی...زیادی بزرگ بود
...از سال 1965 تا 1975، تو تکتک ثانیههای عمرم
از این حقیقت آگاه بودم که کشورمون .داره به ویتنام حمله میکنه
،حتی وقتی بالای کوه بودم
.به جنگ ویتنام فکر میکردم
...حتی وقتی سرگیجه داشتم، به جنگ ویتنام
.فکر میکردم
،برادرم تو ارتش بود، برای خدمت اعزام شده بود
«بیل آیرز» .و همچین چیزی واسم ناملموس نبود
...بلکه ملموس بود و شخصاً و مستقیماً
.روی ما اثر میذاشت
...مجموع تلفات جنگی ایالات متحده در طولانیترین جنگ خود
.به رقم 30057 تن رسید
...دولت آمریکا دستور داد
...فکر اینکه این آدما واقعی بودن
....مادر و پدر و بچه و برادر و خواهر داشتن
...و داشتن کشته یا معلول
.نابود میشدن، آدم رو داغون میکرد
...بنابراین مخالفت با جنگ، به یه امر فوری و ضروری
.تبدیل شد
.گزارش 150 مرگ رو در میدان جنگ داد...
،میخوام واضح و روشن بگم که با تمام توانم
...با تمام انرژیم، به صورت تمام و کمال هر کاری میکنم
...تا جلوی این جنگ زشت، شیطانی و ناعادلانه رو
.در ویتنام بگیرم
.غلبه خواهیم کرد
.غلبه خواهیم کرد
تعداد افرادی که در تظاهرات واشینگتن شرکت میکردن ...بین 500 هزار تا یک میلیون نفر بود
...و حتی این تعداد هم نمیتونستن
.جلوی تلاش آمریکا رو بگیرن
.بلکه بیشتر و بیشتر هم میشد
،هرچقدر جنبش تودهای در آمریکا بزرگ و بزرگتر میشد
.اوضاع وخیم و وخیمتر میشد
جنگ در حال تشدید بود و تعداد مرگها ...افزایش یافته بود و همه اینها
.به اسم ما تموم میشد
...بنابراین این حس رو داشتیم که باید هر کاری بکنیم
.تا جلوی جنگ رو بگیریم
«پنتاگون»
مخالفت با جنگ در ویتنام ...در دانشگاهها
.و همینطور در سطح کشور وجود داشته و داره
...با اینحال، تحت هیچ شرایطی
.روی تصمیمات من اثر نمیذاره
،درخواستنامه دادیم، تظاهرات کردیم .اعتصاب کردیم
.حاضر بودم با باتوم کتک بخورم
.کتک خوردم
.حاضر بودم برم زندان
.رفتم
...سوالی که تو ذهنم بود این بود که چیکار کنم تا بتونم
.جلوی این جریان بسیار خشونتآمیز رو بگیرم
همونطور که رئیسجمهور کندی گفتن ...اونایی که جلوی انقلاب صلحآمیز رو میگیرن
...باعث وقوع انقلابی خشونتآمیز
.خواهند شد
...این ملت به قدری در آشفتگی فرو رفته که میشه گفت
.مشابهش در تاریخ وجود نداره
،فقر موجود در میان منابع غنی ...نژادپرستی گسترده و اغتشاش
.بر سر جنگی عجیب، بذر انقلاب را میکارد
.انقلاب در راه هست
..پرورش این بذرها
...ترکیبی از انقلابیون فداکار است که تلاش میکنند
تا نقطهضعفهای ما را ...برای هدف نهایی که نابودی نظام ایالات متحده است
.برطرف نمایند
این خوکهای نژادپرست گشتاپو ...باید دست از وحشیگری
...در جامعه ما بردارند وگرنه اسلحه به دست میگیریم
.و اونها رو بیرون میکنیم
...اگه به گذشته نگاه کنیم، چندتا جوون رو میبینیم
که این طرف و اون طرف میرن ...و سعی دارن به مردم بگن
.انقلابی در راهه، که البته دیوونگی به نظر میاد
.و از جهاتی دیوونگی محض بود
.ولی همچین چیزی در مورد تمام انقلابهای دنیا صدق میکنه
«ژاپن»
«آنگولای پرتغال»
«چین»
«فرانسه»
...به نظر میومد داریم وارد یه دوره شگفتانگیز انقلاب میشیم
.و دلم نمیخواست همچین چیزی رو از دست بدم
.دلم میخواست یه بخشی از اون باشم
«مکزیک»
«کوبا»
.ما در حال انقلابیم
.هیچوقت نگید قراره انقلاب کنیم
.همین الان انقلاب شکل گرفته
حالا سوال اینه که کدوم طرف برنده میشه؟
«ویتنام»
«کنگو»
...در اواخر سال 1968 واقعاً تصمیم گرفتم
...بخشی از گروهی باشم که فکر میکردم
....یه دگرگونی جدی و مداوم رو رقم میزنن که نه تنها
...پتانسیل پایان یافتن جنگ رو داشت، بلکه میتونست
...نظام سرمایهداری رو سرنگون و چیزی انسانیتر رو
.جایگزین کنه
...ودرمن یکی از اون جناحهای
...دانشجویی شورشی
....و سازمان اسدیاس هست
...که متشکل از دانشجوهای خواهان جامعه دموکراتیک بوده
.که در کنوانسیون سال 1969 چند حزبی شدن
از کدوم رسانه اومدی؟
چی؟
.دبلیو جی ام
.دبلیو جی ام
.باشه
...خُب، اگه دست از ....اگه دست از
...عکس گرفتن برنداری، بهت اجازه نمیدیم
.اینجا جزء اموال عمومیه
...در ژوئن سال 1969، سازمان دانشجویان خواهان
...جامعه دموکرات، کنوانسیون سالانه خود رو در سالن اجتماعات
.شیکاگو برگزار کردن
،یکی از رهبران سازمان اسدیاس ...برناردین دورن
No comments yet. Be the first to leave one.