لومړۍ 92 کرښې.
لعنتی
گندش بزنن
کثافت
لعنت
لعنت بهش
رااااه
دیگه کافیه. باشه
بیا اینجا، توله سگِ لجن
پاشو! یالا
آااخ
یالا. پاشو
بیا اینجا مرتیکه فلان فلان شده
پدرسوختهی کثافت
میکشمت آشغال
آااخ! اوه
آااخ
آااخ
آااخ
اوه، لعنتی
یا خدا
آی
لعنتی
اوه
آااخ
لعنت، لعنت، لعنت
کثافت
آااخ
یا خدا
یا ابوالفضل
باببی
آااخ! ریدم توش
خیلی کثیفه! وای خدا
اوه
وای خدا، عزیزم چی به سرت اومده؟
کی این کارت کرده؟
برم عمو مِل رو بیارم
اون قبلاً تو جبهه بهیار بوده
کُلی آدم رو از تو جنگ و کثافتکاری نجات داده
رُزی: اوه
حالت خوب میشه، بچه
عمو مِل پیرت اینجاست
فقط شل کن
مورفین ندارم
ولی این از اون دواهای نابِ روزگاره
اگه این دردت رو ساکت نکنه
هیچچی نمیتونه
مگه تو دکتری، ملوین؟
آره
آره، من یه
من یه دکترم که دارم بهت هروئین تزریق میکنم
درسته
آه، نه بچه، من فقط یه
من فقط یه عملیام و یه دزدِ کاردرست
این دوتا با هم جفتوجورن
همینه رفیق
اولِ داستان
آخرِ داستان
بفرما، تموم شد
حله
حاضرم چی بدم واسه داشتنِ همچین رگایی
و دیگه هیچوقت منو ملوین صدا نکن
توله سگ
دمت گرم، مِل
هی، خونهی خیلی ردیفی داری
تا حالا اسم سطل آشغال به گوشت خورده؟ هان؟
خب. حالا
قضیه از این قراره. داری چه غلطی میکنی؟
مِل: هی. اون رو بذار زمین، باشه؟
هی، بیخیال بابا
بیخیال؟
بذارش زمین لعنتی
داری شوخی میکنی؟
باببی، قیافت شبیه گه شده، پلیس هم دنبالته
اوضاعت هم خیلی خیطه
از یه روباهِ جفتخورده وسطِ آتیشِ جنگل هم داغتری، حالیته؟
حالا، من اون هیکلِ لکوپکیتو یخپیچی کردم
جلوی بیشترِ خونریزی داخلیت رو گرفتم
رو اون کلهی فندقیت کیسهی یخ گذاشتم
که شاید مغزت زیاد آسیب نبینه
بهترین جنسم رو بهت دادم
و دو روزِ تمامِ پدرسوخته رو
تو یه خرابشدهای گذروندم که بدترین دشمنم رو هم اونجا نمیفرستم
فهمیدی؟
فقط واسه اینکه مطمئن بشم ریق رحمت رو سر نمیکشی
پس
وقتی بهت چیزی میگم، گوش کن
اگه از اینجا بری بیرون، دخلت رو میارن
و اگه تا یه ماه دیگه یه ذره دیگه شیشه بزنی
مغزت مثل یه بادکنک میترکه
باید برم دنبالِ شیشه، پسر
هی، فقط گوش کن چی میگم
اگه پات رو از درِ این ساختمونِ خرابشده بذاری بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.