The Souvenir

The Souvenir

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Souvenir 2019 DVDRip XviD AC3-EVO
The Souvenir 2019 HDRip XviD AC3-EVO
The Souvenir 2019 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
The Souvenir 2019 1080p WEB-DL H264 AC3-EVO
The Souvenir 2019 720p WEB-DL XviD AC3-FGT
The Souvenir 2019 WEB-DL XviD MP3-FGT
The Souvenir 2019 WEB-DL x264-FGT
د لخوا تبصره KiarashNg
►► ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | عرفان مرادی و کیارش نعمت گرگانی ◄◄

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
720p
720
1080
په خپور شو: 2019-08-07
ډاونلوډونه: 28
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

.:: ارائه شده توسط وبسايتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..

‫صنعت اونا در بحران‌ـه

‫مشخص نیست که ...

‫خب، جولی، به برنامه‌ی «ساندرلند» خوش اومدی

‫خیلی خوبه که می‌خوای در شهر ما ‫فیلم بسازی

‫شاید بتونی یکم در موردش بهمون توضیح بدی

‫بله، در مورد پسر 16 ساله‌ای به اسم تونی‌ـه

‫که اعتماد به نفس کمی داره و خجالتیه

‫و کل عمرش توی ساندرلند زندگی کرده

‫و شدیداً به مادرش ...

‫علاقه و عشق داره

‫اونو کاملاً می‌پرسته

‫و تقریباً روش حساسه

‫و مدام در مورد مرگش خواب می‌بینه

‫این ترسی که درونشه

‫اون اصلاً نمی‌تونه تحمل کنه اونو از دست بده

‫ولی واضحهه در آخر اون می‌میره

‫#الآن توی محله‌ی نایت‌بریجد هستم#

‫#توی یه آپارتمان خیلی زیبا#

‫#می‌خوام به یکی از اون مکان‌ها برم ...#

‫واقعاً؟

‫#که توش 5 تا داف خوشگل دارم#

‫اما هیچ پولی نداری

‫هی، هی، هی، هی. ‫لازم نیست این کارو بکنی، فرانکی

‫لازم نیست این کارو بکنی

‫می‌خواستم ...

‫- شرمنده ‫- سلام سوسیس

‫- سلام ‫- ایناهاشش

‫- سلام ‫- سلام

‫اوه، این آنتونی مستأجرمه

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام

‫...پاشدم و با اون یکی از اتاق زدم بیرون

‫اونم جلوی تمام رفیقام

‫چه مشکلی داره؟ ‫کار خوبی نکردم؟

‫نمی‌دونم اصلاً چرا اینو میگی

‫...داشت میومد

‫واسه مدتی اونو می‌شناختم

‫معمولاً دور بود، ‫می‌رفت به کشورهای دیگه

‫پس باهم فکر کردیم که این کار جواب میده

‫چون من معمولاً دور بودم

‫- و بین خودمون بمونه ... ‫- فقط حرفت رو بزن

‫اون اتاق رو گرفته بودیم ‫و هزینه‌اش رو باهم نصف می‌کردیم

‫- باشه ‫- آره

‫خب، تا زمانی که باهاش مشکلی نداشته باشه خوبه

‫اون مشکلی نداره ‫و مدام میومد به دیدنم

‫- در مورد تو بهش گفتم ‫- چی بهت گفت؟

‫بهش گفتم تو یه موجود ...

‫چون ممکنه براش گستاخانه بنظر بیاد

‫...اجتماعی هستی

‫این ترس رو داره که اونو از دست بده

‫- امم ‫- و اتصال اون ...

‫و اتصال اون با مادرش ...

‫همیشه باهاش می‌مونه ‫و همیشه وجود داره

‫و این موضوع رو خیلی جالب می‌بینم

‫چون این داستان رو با شهر مادرش، ساندرلند ...

‫مرتبط می‌بینم

‫و اینکه موضوعش مرگ و پوسیده شدن هست

‫و در آخر فیلم

‫مادرش قطعاً می‌میره

‫و من اینو ...

‫آره، خیلی واسه من جالبه

‫این تشبیه

‫- و تا حالا رفتی؟ ‫- آره. آره، رفتم

‫مشغول عکس گرفتن از چند تأسیساتی بودم ...

‫که هنرمندانش رو می‌شناسم

‫و این موضوع بنظرم خیلی خیلی جالب اومد

‫ام، آره

‫پس مجذوب ساختمون قدیمی شدی ؟

‫آره، آره. ‫توی خیابون‌هاش

‫اون پولش رو داره ‫پس چرا این کارو نکنه؟

‫دقیقاً، دقیقاً

‫بنظرم اگه بتونی ...

‫یه همچین دوربینی رو بگیری

‫وضع مالیش خوبه، درسته؟

‫آره، اوضاعش روبراهه

‫درست مثل بقیه ...

‫آره، وضعش بدک نیست ...

‫ولی آدمایی زیادی نیستن ...

‫که بتونن یه همچین دوربینی رو بگیرن. ‫می‌دونی چی میگم؟

‫آره، ولی، گوش کن. ‫تو نمی‌تونی ...

‫بنظرم بهتره ...

‫باید به نفع خودت کار کنی

‫آره، دقیقاً درست میگی

‫رفیق، اگه تو هم جای اون بودی

‫همین کارو می‌کردی

‫حرفم رو اشتباه متوجه نشین

‫ولی باید ...

‫وقتی داخلش هستی ...

‫داخل همچین موقعیت خوبی هستی ...

‫باید ازش استفاده کنی

‫اگه موفقیت آمیز باشه

‫و بچه داشته باشی

‫می‌خوای بهترین استفاده رو از اون موقعیت بکنن

‫دقیقاً، اما دوست دارم ...

‫ازش مطلع بشم.

‫آفرین دختر خوب. ‫بیا تو. بیا تو

‫می‌تونم چیزی واستون بیارم؟

‫نه، ممنون

‫- سنگین شدم ‫- سلام

‫- خدای من ‫- رزی! رزی!

‫بابات می‌خواست اینو بذاره تو خیابون

‫و با خودم فکر کردم ...

‫تو به اندازه‌ی کافی چراغ اینجا نداری

‫و فکر کردم شاید فکر خوبی باشه

‫بنظرت چیه؟

‫بنظرم کجا باید بذارمش؟

‫- یه خورده بلنده ‫- می‌تونه اون پایین ...

‫خب، من ... ‫چی؟ اونجا؟

‫یا، نظرت در مورد اینجا چیه؟

‫آره، می‌تونی بذاریش رو میزم

‫حالت خوبه؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره. سردرد بعد خرید کردن گرفتم

‫فکر نمی‌کنی اینجور بهتر بشه؟

‫- آره ‫- که اونا رو ...

‫بذاری بالا

‫اونا رو... اونارو اون بالا آویزون کنی

‫مثل تزئین کریسمس میشه

‫نظرت چیه، دورا؟

‫فقط اومدم ...

‫- که بمونم ‫- بمون

‫ولی باید یه کار واقعی گیر بیارم

‫- نمی‌خوام این کارو بکنم ‫- مجبور نیستی این کارو بکنی

‫مجبورم. باید اجاره خونه بدم

‫یه جورایی آره، باید بدی

‫به تو. ‫صاحبخونه‌ی خیلی بدی میشی

‫همین‌حالاشم هستم

‫چون اون خیلی دوست داشتنیه، فرانکی

‫اون ... ‫اون زیادی سیگار میکشه

‫- دوست دخترش هم اجاره میده؟ ‫- نه. نه

‫حتی پیشنهاد اون نبوده

‫یه ذره پول هم نمیده؟

‫نمی‌خوام همچین چیزی ازش بخوام. نه

‫نه، مجبوری

‫چون دوست دخترش اینجا نیست ...

‫تو خیلی مهربونی. ‫باید محترمانه باهاش بشینی ...

‫و بهش بگی که سه نفر توی این خونه ‫دارن زندگی می‌کنن

‫"اجاره اونم بده"

‫یکم خشن شو ‫یه چوب بیسبال دستت بگیر

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر، فرانک

‫- خوبی؟ ‫- خوب خوابیدی؟

‫آره، خوب بود

‫- چیزی واسه صبحونه ندارم. ببخشید ‫- نداری؟

‫منتظر نامه‌ی مهمی هستی؟

‫- نه ‫- نه؟

‫- یه فنجون چای می‌خوای؟ ‫- آره لطفاً. ممنون

‫- باشه ‫- شکر نریزی لطفاً

‫باشه، رفیق

‫میشه یه دقیقه دیگه واسم ‫یه فنجون چای بیاری؟

‫چقدر تنبلی تو

‫ما نمی‌دونیم ...

‫چه دسیسه‌ی توی ذهن و ...

‫چه چیزی توی قلب‌شون دارن

‫نمی‌دونیم

‫اما وقتی می‌ریم که یه فیلم رو ببینم ...

‫کمی‌خوایم اینو بدونیم

‫نمی‌خوایم فقط یه زندگی معمولی رو ببینم

‫می‌خوایم زندگی رو اونجور که تجربه میشه ببینیم

‫با این ماشین لطیف ... ‫با این ...

‫اما زندگی تونی و مادرش ...

‫زندگی آدمای واقعیه

‫من نمی‌خوام داستانش رو از خودم در بیارم

‫پس چرا از من واقعی‌تر هستن؟

‫اونا از تو واقعی‌تر نیستن

‫من از تو واقعی‌ترم؟

‫نه

‫فکر کنم توش همگی مساوی‌ان

‫فکر کنم همه‌ی ما به یه اندازه واقعی هستیم

‫رقابتی در کار نیست

‫مهم نیست که اونا آدمای واقعی نیستن

‫من که سعی ندارم مستند بسازم

‫- دارم یه فیلم بلند می‌سازم ‫- مطمئنی؟

‫آره، مطمئنم

‫دارم یه فیلم بلند می‌سازم

‫یعنی سعی نداری یه فیلمی بسازی ‫که ایده‌اش ...

‫از زندگی لب دریا ...

‫کار روزانه

‫و گوش دادن به رادیو، گرفته شده باشه؟

‫خب، همینطوره. ‫ولی دارم باهاش یه چیز جدید رو میسازم

‫خب، خوبه

‫ولی مصالحه‌اش واقعی، ‫اون آدما وجود دارن

‫ولی من دارم آدمای جدیدی میسازم

‫تا چیزی که می‌خوام رو درست کنم

‫خب، خوبه. ‫بنظر عالی میرسه

‫من طرفدار پاول و پرسبرگر هستم

‫همم

‫بنظرم اونا ...

‫بنظرم بدون واقعی باشن ...

‫حرفاشون خیلی واقع‌گرایانه‌اس

‫خب، کارت چیه؟

‫واسه دفتر امور خارجه کار می‌کنم

‫- خیلی‌ کسل‌کننده‌اس؟ ‫- شدیداً

‫کلی بدبختی داره

‫- اسم چی میشه؟ ‫آره، اسمش

‫حرف توی خیابون

‫حرف توی خیابون

‫اسم من چی میشه؟

‫بذار به یه چیز خاص فکر کنم

‫- یکی از اینا رو بزن ‫- راجر

‫- راجر؟ ‫- آره

More Farsi Persian subtitles for The Souvenir

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left