لومړۍ 200 کرښې.
!آهای، ببخشید
.نمیتونید اینجاها سیگار بکشید
.ببخشید جناب. خطر آتیش سوزی هست
.باید خاموشش کنید
...تو حتما اونی هستی که خونه رو
.تا وقتی گیل بیرون شهره ازش اجاره کردی درسته؟
آره درسته. از ایربیانبی؟
.نه، نه گیل اجازه نداره تو ایربیانبی باشه
.ما... ما همچین توافقی نداشتیم
...خب باید با گیل حرف بزنم ولی
.من... من تیم نزبیتم
.تانیل بلاک
ناتانائیل؟
.تانیل
.پس... تانیل
باشه، از... از کجا اومدی پیشمون؟
.بروکلین
نیویورک؟
.نه داداش
.نتونستم تو نیویورک زندگی کنم
...عمرا. اونجا
.سوار تاکسی شدن و اون همه آدم
...آره، نه. اصلا
چی... چی تو رو به کارولینای جنوبی کشونده؟
جناب؟
،ببخشید نمیخوام بی ادبی کنم
اما این بحث یا هرچی که هست کشدار شده
.و من جدی باید کار کنم
.و نمیتونم تمرکز کنم
.گفتی سیگارم رو خاموش کنم
.باشه، پس ما دیگه... مزاحمت نمیشیم
چطوره؟
.بیا راکی. بزن بریم
...یه توصیهی کوچیک بکنم
.اینجا نیویورک سیتی نیست
،این رفتار زشت
.اینجا خیلی کارت رو راه نمیندازه
.آره ما آدمای خیلی بدی هستیم، میدونم
!وحشتناکیم
.خب روزتون خوش جناب
.خدا به همراهت
.با عشق و صلح
التماس دعا
.کیر تو خیر
.از جنوب متنفرم
«جماستونهای درستکار»
مترجم: محمد آوازی @mojo_translations
.استرس دارم، قند عسل
نداشته باش
...اگه بابام رو درگیر این ماجرا کنی
.شاید واقعا باعث شه یه کمی ازت خوشش بیاد
بیخیال، برای من دیگه در این حدم نیست .که بگم ایلای ازم خوشش نمیاد
.باشه بیجی
.برای من هست
.شک نکن
.حالا قوی و سرفراز باش
.و بیا بریم خایه مالی بابام رو بکنیم
!بیدار شو
.سلام، بیجی هم اومده
!آهای
!برات یه خبرهای خوشی داریم
اگه خواب باشه چی؟ - .حاجی خوابش به درک -
.این مهمتره
بابایی؟
.بابایی
.سلام
.چشمت
افتادید دکتر جماستون؟
.افتادن تو خونه اتفاق شایعی بین افراد مسنه
.خجالتی نداره
این همه سر و صدا واسه چیه؟
!خروسها رو بیدار میکنید
.ببخشید نمیدونستم مهمون داری
.وگرنه یه لباس مناسبتر میپوشیدم
این خانم خوشگله کیه؟
.این دخترمه، جودی
.ببخشید
این یکی از دوست دخترهاشه؟
.من همسر لزبینش نیستم
.من شوهرشم. بیجی
.نه بیجی، نباید باهاش دست بدی
.داره برات قلدری میکنه
.این جونیوره، یه دوست قدیمی از ممفیس
.فقط اومده یه سری بزنه
.بابایی
.آقای... دکتر جماستون
...همونطور که میدونید من از صمیم قلب
مسیح رو زندگی خودم قبول کردم .و تصمیم گرفتم غسل تعمید داده بشم
...فکر کنم من دیشب تو مستی
.دقیقا همین حرف رو به ایلای زدم
.کسشر نگو، حاجی
ما اومدیم اینجا ...تا افتخار این رو بهت بدیم
.که بخوایم شما بیجی رو غسل تعمید بدی
...بعد ایستادیم اینجا و به این پسر جاکش
با شق صبحگاهیش نگاه میکنیم؟
.ببخشید ایلای
...نمیخوام مزاحم این
،لحظه شیرین پدر دختری رو خراب کنم ولی چیزی نداره به خماری کمک کنه؟
آشپزخونه اونجاست
.و قهوهساز روی پیشخونه
.خداحافظ - .نه بهش علامت صلح نشون نده -
این چه کوفتیه؟
.دیشب اوضاع یه کم افسار پاره کرد
فقط داشتم با یه دوست قدیمی .حال و احوال میکردم همین
.بهنظر من که بیشتر از حال و احوال کردن بوده
!پای چشمت کبود شده
دو تا پیرمرد مرموز شب رو با هم خوابیدن؟
.لامصب واضحه، داداش
چی واضحه؟
.با اون مرده سکس داری
اومدید اینجا مثل دو تا خرس گریزلی موقع سکس .از پشت با هم خشن بازی درمیارید
.خیلی خب - .تو هم لول میخورید -
.همدیگه رو شق میکنید
!جودی! این دهنت رو با صابون بشور
.بابایی، اون مرد بامزه نیست
بگو دیوونهم، همیشه ،امیدوار بودم به کیر جذب شی
.و قراره یه آدم جذابی مثل پاتریک استوارت باشه
خب شاید دفعه بعد بهتره قبل اینکه بی خبر .راهت رو بکشی تو خونهم دقت کنی
میدونی چیه بابایی؟
...میرم کسی رو سورپرایز میکنم
!که دخترش به یه ورش نباشه
.خیلی خب - این چطوره؟ -
...بیا بریم بیجی و به چیزی دست نزن
...چون احتمالا سر تا پاش ترشحاته
.و احتمالا همه جا جقهای هپاتیت سی ریخته
.نه، جودی، جودی
.قرار نبود اینطوری بشه
.لامصب فقط بدتر میشه
.ببخشید اگه گه زدم تو رابطه تو و دخترت
همه چی مرتبه؟
.نه
.ولی خانواده همینه
.همیشه پیچیدهست
.لازم نیست به من بگی
.خیلی خب
،اون کار دیشبمون بود
.واقعا بهش نیاز داشتم
که یکی رو به باد کتک گرفتیم؟ - نه -
.خب اون کیف داد ولی نه
.دعا کردن
.ببین میخوام بیشتر دربارهش بدونم
...آخه
...نمیخوام آدم متدین افراطی و اینا باشم ولی
،جونیور اگه جدی میگی
.بیا کلیسا
اون کلیسای گندهای که داری؟
.از درش گذشتن خرج برمیداره
.برادر، کلیسا رایگانه
.مگر اینکه بخوای رو صندلیهای خوب بشینی
،خب اونقدری تو کلوپهای لختی بودم
که میدونم واسه نشستن رو .صندلیهای درست حسابی چی لازمه
...احیانا نمیتونی اون صندلیهای خوب رو
واسه دوستهای بچگی قدیمی رزرو نگه داری؟
.ببینم چیکار میشه کرد
.آمین
.آمین
ما به خودمون میگیم ...گروه نیایشی فرصت مجدد
...چون چنین چیزی نصیبمون میشه
.فرصت مجدد
.حداقل برای بعضیهامون
.من طلاق گرفتم
چد، بیا اوقات بقیه رو تلخ نکنیم باشه؟
.پیشرفت زیادی کردی و بهش افتخار کن
،وقتی این گروه رو تشکیل دادم ما در بحران بودیم
.ازدواجهامون زیر سوال رفته بود
.اما الان میتونم بگم که همه اوضاعمون خیلی بهتر شده
.بله - !به جز چد -
خب، امروز کی رو با خودت آوردی مندی؟
پدرته؟
.نه
.پدرم نیست
.ویلونه، مرد زندگی جدیدم
،چد بهم التماس کرد بیام
.ولی نگفت نمیتونم کسی رو بیارم
.خب، حتی چد هم سعی داره بهتر باشه
...میدونی هدف این گروه
.اینه که با هم مثل عوضیها رفتار نکنیم
،هدفش بازسازی چیزیه که شکسته شده
،ایجاد دوباره ارتباط با خانواده
.دوستان، همکاران پروردگار و در نهایت خودته
.آمین - ...اما اصل قضیه -
.پیشرفتیه که کردیم
در واقع بهخاطر همین هم هست که شنبه شب .نمیتونیم این جلسه رو میزبانی کنیم
.ای وای، خبرها لو رفت
.هیس هیس
موهبت همکاری با لایل و لیندی لیسون در یک .ماجراجویی کاری جدید نصیب من و جسی شده
.آره
!نظاره کنید
.ساحل زایون
...یک تفرجگاه اشتراکی لاکچری خدمات کامل
.برای خانوادههای مسیحی
...قراره ساخت و سازش بلافاصله
.در خط ساحلی زیبا و آفتابی فلوریدا شروع بشه
.و خدماتش بهترینن
.بله - .یعنی در حد دستکش سفید داشتن -
و حدس بزنید دیگه چی داریم؟ - چی؟ -
همین امشب یه تخفیف ویژه .برای اعضای این گروه نیایش داریم
.خیلی خب - چی؟ -
...تخفیف ویژه اولیه، 15 درصدی
.برای زوجها
No comments yet. Be the first to leave one.