لومړۍ 200 کرښې.
.یکی از چاهها منفجر شد
کی میدونه فیلسوف کیه؟
.ما اینکارو نکردیم
چند وقته با اونهایی، وس؟
نمیدونم راجب چه کسایی .حرف میزنی
چرا دوست داری نقاشی کنی، وس؟
برادرت الان کجاست؟ - .اون مرده -
برادرت هم با اونها بود؟
.من نمیدونم "اونها" کی هستن
!حرفتو باور نمیکنم
من راجب تمام چیزهایی که ویرجینیا راجب کسایی
.که پیغامها رو نقاشی کردن گفته، فکر کردم
من شنیدم که به تکاور هیل گفت .که اونها به زیرزمین رفتن
.مرگ. نابودی. پوسیدگی
،اتفاقی که داره برای دنیا میوفته .چیز جدیدی نیست
،دنیا از زمانی که آغاز شد .درحال داغون شدن بود
.خورشید از سوخت هستهایش استفاده میکنه
سیاره با چرخیدن، بیشتر و بیشتر .از محورش فاصله میگیره
.از هم فاصله گرفتن قارهها
.پسروی و ذوب شدن یخها
.پژ مردن و سوختن جنگلها
،همهچیز داره به اتمام میرسه .از جمله خود ما
.مرگ اجتنابناپذیره .به همین سادگی
...ولی با این مرگ .زندگی جدیدی درست میشه
،خاک از بدن پوسیدمون تغذیه میکنه
و خاک هم در عوضش .به گیاهان غذا میده
و درعوضش، ما و تمام موجوداتی
که ازمون حمایت میکنن هم .از گیاهان تغذیه میکنیم
.همیشه همینطور بوده
.همیشه هم همینطور خواهد بود
آدمها به دنیا نگاه میکنن
،و هرجا که چشم میدوزن .مرگ رو میبینن
ولی این چیزی نیست .که واقعاً اونجاست
،اگه خوب نگاه کنن
،اگه واقعاً با چشمانی باز نگاه کنن
.زندگی رو هم میبینن
ولی این تقصیر اونها نیست
که نمیدونم چطور .چشمهاشون رو باز کنن
-تقصیر اونها نیست
.دارن اونطوری که همیشه میدیدن، میبینن
.حتی پس از همه اینها
.حتی با این حال که الان خودش "بعداً" هستش
.ما حقیقت رو میدونیم
.اونها نمیدونن
.ما میتونیم ببینیم
.اونها نمیتونن
پس، برای ما ضروریه
که بهشون کمک کنیم .که از چیزی که داره میاد نترسن
شما حقیقت رو میبینین؟
شما میتونین ببینین؟
شما میتونین بهشون کمک کنین که نترسن؟
.سابرینا. هی .بجنب
.تازهواردهایِ جدیدی داریم .گشنشون میشه
شرمنده. من فقط داشتم سعی میکردم .که مثل تدی نگاه کنم
و تونستی؟
.مرگ. نابودی. پوسیدگی
.هنوز نه
،اتفاقی که داره برای دنیا میوفته .چیز جدیدی نیست
.میتونی
،دنیا از زمانی که آغاز شد .درحال داغون شدن بود
.خورشید از سوخت هستهایش استفاده میکنه
...سیاره
نیروهایِ جدید کی هستن؟
چند بازمانده که گشت .از دست پوسترها نجات داد
تدی میگه که اونها .شرایط خیلی بدی دارن
وضعیت چطوره؟
.دارن میان پایین
و بررسی هم شدن؟ - ...اوهوم -
.مشکلی نیست
،میدونم که خیلی سختیها کشیدین
.ولی میتونین بیاین بیرون
.قرار نیست بهتون آسیبی بزنیم
.به قرارگاه خوش اومدین
.فکر کنم از اینجا خوشتون بیاد
مطمئنیم که اینجا جایی بود که داکوتا راجبش حرف میزد؟
.اوه، آره
"سریال "از مردگان متحرک بترسید فصل ششم ، قسمت یازدهم "قرارگاه"
ارائه شده توسط رسانه تلگرامی واکینگ دد تیوی @The_WalkingDeadTv
.::ترجمه از محمد آلفا::. .::Mohammad Alpha::.
چرا داری ضبط میکنی؟
.برای تدی
تدی کیه؟
اون دلیلیه .که همه ما اینجاییم
اگه من چوپانتون نیستم، پس کیم؟
الان اینجاست؟
.حضورش همیشه با ماست
اون مرده؟
.اوه
.نه .نه، اون خیلی زندست
،اگه شما نمیتونین ببینین .من راهنماییتون میکنم
،وقتی که نمیتونین راه برین .من با خودم حملتون میکنم
میدونی، شما خیلی خوش شانسین .که ما همون موقع شما رو پیدا کردیم
.دوست دارم اسلحههام رو پس بگیرم
خارجیها اجازه ندارن .اینجا با خودشون اسلحه حمل کنن
.ما این درس رو از روش سختش یاد گرفتیم
خب، ش-شما تویِ جاده چیکار میکردین؟
.امم... توی آشغالها میگشتیم
میدونی، دنبال چیزی .برای خوردن بودیم
از کجا میاین؟
یه جایی که هیچوقت دیگه .قرار نیست بهش برگردیم
و چرا اونوقت؟
اهمیتی داره؟
تدی به مسیری
که شما رو به این مکان .هدایت کرد، علاقه داره
،من شما رو پیدا کردم
و بهتون کمک میکنم .که حقیقت رو ببینین
آدمها به دنیا نگاه میکنن
،و هرجا که چشم میدوزن .مرگ رو میبینن
ولی این چیزی نیست .که واقعاً اونجاست
،اگه واقعاً با چشمانی باز نگاه کنن .زندگی رو هم میبینن
چند نفر این پایین زندگی میکنن؟
اجازه دارن که از اینجا برن؟
برای غذا، آب و برق
چیکار میکنین؟
من قبلاً هم توی جایی .مثل اینجا بودم
بعید میدونم که تویِ جایی .مثل اینجا بوده باشی
چطور میتونی انقدر مطمئن باشی؟
چون هیچ جایی مثل اینجا .وجود نداره
چون هیچ جایی مثل اینجا .قبلاً هم وجود نداشته
چقدر طول میکشه که اینجا خرد بشن؟
.یه چند ماهی
موقعی که گوشت و پوستشون از بین بره، استخونهاشون رو در میاریم
.و برای مرغها، غذا درست میکنیم
و غذایی که از این رشد میکنه، سالمه؟
از شروع دنیا، همه موجودات
.همینطوری تجزیه میشدن
این اتفاقیه که اگه اون پوسترها
اون بالا برای خودشون .نمیچرخیدن، میوفتاد
ببخشید. پوسترها؟
.مردهها
.اه... میتونیم به همون برگردیم
غذا؟ آب؟ برق؟ .تحسین برانگیزه
--ولی این ...ولی بهنظر میرسه
انگار دارین برای یه چیزی .خودتون رو آماده میکنین
.شما رو به موقع پیدا کردیم
،من قرار بود بزارم وقتی تدی برگشت ،خودش براتون توضیح بده
که بتونین بفهمین ...که میخواین اینجا بمونین یا نه
ولی دلیلی نمیبینم .که چرا نباید الان بدونین
بهزودی برای همیشه .درها رو میبندیم
برای همیشه؟
چرا؟
که هیچوقت دیگه .مجبور نشیم بریم بالا
.این روش جدیده .اون روش قدیمی بود
اینجا جاییه که زندگی .دوباره شروع میشه
چند نفر این پایین زندگی میکنن؟ - اجازه دارن که از اینجا برن؟ -
ما اجازه رفتن داریم؟ - .اینها سوالات سختی نیستن -
.بیخیال .باید یه چیزی بهم بدی
میدونی، من بیشتر به چیزی .که شما باید بگین، علاقهمندم
،یه سوال بهخصوص هستش که
.من دوست دارم که بپرسم
چیه؟
میتونی ببینی؟
.سادهترین سوالیه که هست
،وقتی بهش نگاه میکنی
چی میبینی؟
شوخی میکنی دیگه، درسته؟ - .نه -
.خوب نگاه کن
.بهم بگو دقیقاً چی میبینی
من یه زامبی میبینم .که باید تویِ زمین باشه
چیز دیگهای؟
این -- این خوبه. هیچکس تویِ .اولین تلاش، موفق نمیشه
.چی داره آزارت میده، آلیشا
.باهام صادق باش .تدی میفهمه که هستی یا نه
چرا باید چیزی راجب اینکه من چه حسی دارم بگه؟
.چون اون به چشمات نگاه میکنه
.و حقیقت رو میبینه
اون طوری میبینتش .که کسی دیگه نمیبینه
.حتی خودت
-خیلی خب، جوابهاتون
خیلی طول میکشه .که بتونین اعتماد تدی رو جذب کنین
.متوجه نمیشم این دیگه چهجور آزمونیه؟
ما فقط داریم سعی میکنیم .که ببینیم چقدر برای یاد گرفتن براتون مونده
.این یه جور کلک و حقه بهنظر میرسه
.تو یه بدبینی
.ما از بدبینها خوشمون میاد
چرا اونوقت؟
چون وقتی که ما بتونیم ،در مقابلتون پیروز شیم
.یعنی که یه با ایمان حقیقی هستیم
از همه میخوای که همچین کاری کنن؟
میدونی، همینطور سوالاتم رو .با سوال جواب میدی
مردم چی میگن؟
انتظار داری که چی بگن؟
نه، هیچ جواب درست .یا جواب غلطی وجود نداره
.ببین، من نمیدونم .من فقط یه خورنده میبینم
.دقیقتر نگاه کن
اینها رو کی نقاشی کرد؟
چرا میپرسی؟
.من قبلاً یه نقاش بودم
و چی نقاشی میکردی؟
.همهجور چیزها
من با کپی کردن .از رویِ برادرم شروع کردم
.اوه، تو یه برادر داری
.داشتم
نزدیک بودین؟
.اسمش نیک بود - .پابلو -
.برادرم بهترین دوستم بود
من میخواستم .که دقیقاً مثل اون باشم
چرا راجب خانوادم سوال میکنی؟
،همونطور که تدی میگه .زنده موندنمون به اون بستگی داره
هر نسل، راه و روشی .به نسل بعدیش نشون میده
No comments yet. Be the first to leave one.