لومړۍ 200 کرښې.
داستان امروز در مورد خانواده ي ثروتمنديه ...که همه چيزش رو از دست داده
...و تنها پسري که چاره اي جز
.دور هم نگه داشتن خانواده نداره
.اين انحصار سازندگيه
...مايکل بلوث و خانوادش در دادگاه جمع شدند
.تا در مورد محاکمه ي آينده جورج پدر گفتگو کنند
...ازم نپرسين چطور انجامش دادم
.اونها بهمون پيشنهاد معامله ي مشروط دادن
واقعاً؟ شانسي وجود داره که محاکمه نشيم؟
...دقيقاً، و من ميگم قبولش کنيم
چون ديگه هيچوقت .پيشنهادي به اين خوبي بهمون نميشه
.وأو - عاليه. پيشنهاد چيه؟ -
.خب، هنوز نخوندمش. همين ديروز به دستم رسيد
جهت اطلاع شما، دارم سعي ميکنم .برگردم به دنياي قرار گذاشتن
هِي، تو يکي از اون مردهاي ابله نيستي که مثل زنها لباس پوشيده، هستي؟
.نه، عزيزم. من واقعي هستم
نميتونم بفهمم چطور يه آدم ميتونه .زندگي جنسيش رو در برابر کارش قرار بده
.اون يه مرده، مايکل. به زن احتياج داره
ميتونيم برگرديم سر کارمون، آقايون؟
...ما فقط 24 ساعت وقت داريم تا جواب بديم
،و اهميت نداره که اين چي هست .اين بهتر از محاکمه شدنه
.باباتون اينجا نيست. من بجاش صحبت ميکنم
.اون عاشقشه. اون معامله ي مشروط رو خيلي زياد دوست داره
داره ميميره تا از زندان بياد بيرون .و دوباره با يه زن باشه
...درحقيقت، جورج پدر يه زن تو زندگيش داشت
،سيندي لايت بِلون ...يه طرفدار سريال تلويزيوني "حکمت زندان"ِش
.کسي که اون باهاش ارتباط فيزيکي داشت
،بهرحال اون صبح .اون خبرهاي تکان دهنده اي براش داشت
.من يه مول هستم
،خب، ميدوني .خدا اهميتي نميده که دندونهات چقدر بزرگن
.آره، تو ميتوني بري پيش دندون پزشک ...توميتوني
تو ميتوني حدود... نميدونم... 30 درصدش رو .بتراشي، شايد هم بيشتر. آره، من دلم براش تنگ نميشه
.نه، نه، نه .منظورم اينه، من يه مأمور مخفي دولت هستم
.اينجا فرستاده شده بودم تا ازت بازجويي کنم
،تا هفته قبل .عشق من به تو فقط يه نمايش بود
.همم - .اما حالا ميخوام با تو باشم -
و ميدونم تو ميتوني .توي اين پرونده که عليهِت دارن، شکستشون بدي
.اين رو بخاطر يه حقيقتي ميدونم
.ميخوام با اين مبارزه کنم .ميتونم شکستش بدم .اين رو بخاطر يه حقيقتي ميدونم
.ما معامله ي مشروط رو قبول ميکنيم - .لوسيل، ما معامله ي مشروط رو قبول نميکنيم -
.ما حتي هنوز نميدونم معامله ي مشروط چيه
اون يه مَتلَک به من بود؟ .چون باعث ميشه کمتر دلم بخواد بخونمش
تو يکي ديگه از اينا داري؟ - .آره، دارم -
.جفتمون ميخونيمش - ميخواي بخونيش؟ -
.آره - .اون تا حدي تعداد برگهاش زياده -
اون فکر ميکنه يه وکيله .چون يه بار در کلاس دهم نقشش رو بازي کرده
براي جبران کردن مقررات زبان انگليسي
...مايکل در يه کانون نمايش تئاتري ظاهر شد
،که اجراي نسخه اصلي .محاکمه کاپيتان هوک بود
.اون رو يادم نمياد - .خب، تو موقع تک خواني من رفتي -
و من سورپرايز شدم ...که خواهر دوقلوي من اون رو يادشه
.درصورتيکه داشت کلاس نهم رو دوباره ميگذروند
.اون رو هم يادم نمياد - .سورپرايز بزرگيه، مامان -
مثل اين نيست که تو هيچوقت .به زندگي ما علاقه نشون دادي
صادقانه، اگه حتي کارهايي که من -براي مِيبي انجام دادم، تو
...ليندزي يادش اومد چند ساعت قبل همون روز
.اون يه نامه از دبيرستان در مورد دخترش دريافت کرد
و بنابراين بعدش، ليندزي و توبايِس .سعي کردن بيشتر نقش والدين بودن رو اجرا کنن
.دوست داريم تو معلم خصوصي دختر ما بشي
الان، البته ...ما کمي مشکل مالي داريم
...اما بهت اطمينان ميدم
...اگه نمره هاي دختر کوچولوي ما رو بالا ببري
من دهان صورتي شيرينت رو .با يه عالمه بستني پر ميکنم
تو مايه ي حسادت هر جِري و جِيني .در مجتمع خواهي شد
.ما تنها خونه اي هستيم که در مجتمع هست
.شايد ما بايد يه نفر ديگه رو بگيريم
مايکل، در اين اثناء، رفته بود به باري ...که اونطرف خيابان روبروي دادگاه بود
.تا پيشنهاد معامله ي مشروط رو بخونه
".نه متجاوز از پنج سال، اما نه کمتر از سه سال"
خب نظرت چيه؟ - .نميدونم -
.از دست بَري عصبانيم، نميتونم تمرکز کنم اين يارو ميره بيرون قرار ميزاره؟
...منظورم اينه، من دوست دارم که قرار بزارم، اما من - نميتوني آروم باشي؟ -
.نه. من وقت براي يه رابطه ندارم .اين مهمه
.هيچکس چيزي در مورد رابطه نگفت .مايکل
،اگه با بيشتر از 4 تا زن ميخوابيدي .اين رو ميدونستي
.خوابيدم، جوب - بيشتر از 5 تا؟ -
."بزار بگيم "5 تا .اين بار مالِ دادگاه هست، مايکل
...اينا زنان حرفه اي، مهاجم هستند
.که دنبال چيزي بيشتر از رابطه ي يه شبه نميگردن
.اسم هاي غير واقعي، نه وعده اي
.من آدم رابطه ي يه شبه نيستم .دوست ندارم به زنها دروغ بگم
...اينا وکيل هستن .اون "دروغگو" به زبان لاتينه
.نميتونم باور کنم هنوز دارم همون جمله رو ميخونم
چطور چيزي ميتونه کمتر از سه سال نباشه" اگه شش سال عقب بيفته؟"
منظورم اينه، شش هنوز از سه بيشتره، درسته؟
.آره، و هنوز بيشتر از پنج هست
.اوه! اوه. اوه، ببخشيد - .مشکلي نيست -
.من کاملاً روت افتادم - .بزار برم کنار -
.فقط دارم روي اين معامله ي مشروط کار ميکنم
،اگه داري ازم دفاع ميکني تا باهات چيزي بنوشم .ميتوني دست از خواهش کردن بکشي
...نه، نه. اين يه
...اين يه معامله ي مشروط براي پرونده ايه که دارم .ببخشيد... شما يه نوشيدني ميخواين
.خب، نيومدم اينجا تا تماشا کنم
.من وودکا مارتيني ميخوام - .بهش ميگم -
خب، يه وکيل ديگه، ها؟ - !وودکا مارتيني -
،مَگي لايزِر هستم ."مخفف "مَگي به کونِش هم دروغ ميگه
،يه نفر به اون يکي ميخنده .و نميدونم چرا هنوز اين رو امتحان ميکنم
.نه، اين خوبه. آره - چه حقوقي رو تمرين ميکني؟ -
.دريايي. حقوق دريايي .وکلاي دريا
.اوه. قايق مأمور تعقيب زيردريايي
اسمت چيه؟
.چَرِث - .چَرِث -
اوه. خب بعد فاميليت چيه؟
...داستان جالبيه - کيوت اِستوري؟ -
.آره. چَرِث کيوت اِستوري
.اين اسم جالبيه - واقعاً؟ -
.خب اينم از امتحاني که مردود شدم
.اوه، بسيار خب .آره، فوراً مشکل رو ديدم
...تو، آه .تو همه رو اشتباه جواب دادي
ميدوني تو، تو حتي اسمت رو ."اشتباه نوشتي. اينجا نوشته، "اِس فيونکه
...آره، خب، ميبيني، چيزي که اونا ميخوان انجام بدي
،اينه که يه "اِس" براي مجرد .و يه "اِم" براي متهل بزاري
،منظورم اينه، اکثر ماها مجرديم ...اما همش کارهاي دولتيه ديگه، خب
آره، باشه. اولين چيزي که بخواي انجام بدي ...وقتيه که با تقسيم سرو کار داري
آره. خب من ميخوام برم، باشه؟
پس فقط جوابهاي درست رو اينجا بنويس .و من ميفهمم کجا رو اشتباه نوشتم
و تو براي اينکار پول ميگيري، درسته؟
،صحبتهايي از بستني بود .اما نه دقيقاً برطبق شرايط من
وأو! همه ي اونها رو از کجا گير آوردي؟ کار ميکني يا چيزه ديگه اي؟
.نه، اما تو ميکني
.حالا، ببين. احساس گناه نکن
من واقعاً به کلاس خصوصي احتياج ندارم، خب؟
.از 200 دلارت لذت ببر - .اوه، اينجا 6 تا 20 دلاريه
.درسته - .بسيار خب -
،بعد از نوشيدن سر شب ...مايکل، کسي بود که معقولانه عمل کرد
.به مَگي پيشنهاد کرد تا خونه برسوندش
...فردا صبح، مايکل کنجکاو بود
.چطور رابطه يه شبه اش رو تموم کنه
قهوه؟ - .سلام، آره، لطف کردين. مرسي. عاليه -
اما ميدوني چيه؟ من بايد خيلي زود اون معامله ي ي مشروط رو .بخونم، باشه؟ چون پرونده بزرگيه
...اما قول ميدم بعدش زنگ بزنم
مايکل تلاش کرد تا .دستورالعمل هاي جوب رو پيروي کنه تا بتونه بره
من... من... زنگ ميزنم، باشه؟ بسيار خب؟
هِي. اون کيه؟ - .(اوه، اون جاستيسه (عدالت
.سلام، جاستيس - سلام، جاستيس. اين وقتي ميخنده خوش قيافه نميشه؟
.من... نميدونستم که تو يه سگ داري
ديگه چطور ميتونستم برم سر کار؟ - تو يه سگ رو باخودت ميبري سر کار؟ -
.تو بامزه هستي. بزار اون لبخند رو ببينم
.خب، اون با دستات خشنه
.بگو چقدر بسه - .باشه -
و ناگهان، مايکل .چندتا نتيجه غيرمعمول از شب قبل يادش اومد
.خب، يه چيز شخصي در مورد خودت بهم بگو
آه، خب، من يه مورد برگشت ناپذير .رتينوبلاستوماي چشمي دارم
.هِي. فکر کردم گفتيم صحبتي از حقوق نکنيم
.من الان نميتونم کسي رو ببينم
.اوه، خب، من هيچوقت نميتونم کسي رو ببينم
.من کورم - .من زائدم -
مايکل فهميد زني که قصد کرده بود ديگه نبيندش ...کور بود
.و اون داشت مغلوب گناه ميشد
کِي... دوباره ميتونيم بريم بيرون؟ - واقعاً؟ -
،فکر کردم تو، مثل .کسايي هستي که دنبال رابطه يک شبه هستن
بيخيال. من يه زن نابينا رو ببرم خونه بدون اينکه دوباره بخوام باهاش قرار بزارم؟
!لطفا
جورج پدر داشت به بهره بردن .از ارتباطش با سيدني ادامه ميداد
...چه... چه مدرکي دولت
بر ضد جورج پير فرزانه داره، ضمناً؟
!اوه، بدم مياد وقتي خودت رو پير صدا ميکني
!تو براي من جديدي - .اوه، اون... اون عاليه -
آيا اونها يه... پوشه يا نوار دارن؟
اوه، چه نکته اي؟ .تو متأهلي
...آره. بزار ازت بپرسم - .ما ديگه باهم نخواهيم بود -
.بزار يه سوال ازت بپرسم - .بزار برگرديم به چيزي که قبلاً درست انجام داديم -
.باشه - .مالشم بده -
!جورج - !لوسيل -
.سلام. آه، اين چيزي نيست که بنظر مياد هست
بنظر مياد تو داري سينه هاش رو .از پشت حصار فلزي مالش ميدي
.آره. آره، همينه - اين دليليه که ميخواستي با اين چيز مبارزه کني؟ -
.پس ميتوني با اين درخت غول پيکر از يه هرزه بيرون بري
.به من گوش کن. اون طرفدار منه
.اون هر کاري که انجام دادم رو ديده .ميفهمي؟ هر کاري
...خب، منم همينطور
.و ديگه نميرم مطرحش کنم
.خب - .تو حرفهاي بَري رو شنيدي -
بسيار خب. عسل؟ عسل؟ عسل؟
.اوه، خدايا. من خونه خراب کُن هستم - .اوه، نه -
.هيچوقت نميخواستم اين چنين آدمي باشم - .نه، نه -
نه، نه، سيندي، اين... سيندي؟
.مايکل رفت خونه ناراحت از اينکه رابطه ي يه شبش تموم نشد
.تو بايد ديشب رو با من ميموندي
ميتونستي من رو با چند عمل بزرگ ...براي زدن مخ يه مو بور بزرگ ميديدي
،که فقط توي زيست شناسي دريايي بزرگ بود .اگه ميدوني منظورم چيه
.نميدونم منظورت چيه .نميتونم تصور کنم اون يعني چي
.من در واقع براي خودم يه شب نسبتاً دلچسبي داشتم - واقعاً؟ -
چيکار ميکردي، معامله ي مشروط رو ميخوندي؟ - .نه، شانس خوندنش رو نداشتم. با يه نفري رفتم خونه -
چه مشکلي داشت؟ - .هيچ مشکلي نداشت -
.اون کوره - جدي ميگي؟ -
اون موقع نميدونستم. و حالا .بايد اون و سگش رو ببرم به پارک
.تو کار براي انجام دادن داري .بايد اون معامله ي مشروط رو بخوني
.ميدونم بايد اون معامله ي مشروط رو بخونم .اون کاري بود که ديشب ميخواستم انجام بدم .وقتي که تو همه اين چيزها رو مطرح کردي
.نه. من نکردم - .آره، تو کردي
.بهت گفتم که بري .بهت گفتم يه اسم جعلي بگو
.گفتم. خيلي ممنون ازت .من چَرِت کيوت اِستوري هستم، وکيل دزدان دريايي
.اين متقاعد کننده بود - پسر، تو بايد سخت کار کرده باشي - تا مخ اون دختر نابينا رو زده باشي، ها؟
،من مطمئناً نميتونم ازش منفعت ببرم - .بفهمم که چي ميدونم .چي؟ نه -
...مايکل، تو ميتوني! تو نه
.تو الان مدال طلاي المپيک سکس هاي مخصوص رو بردي
.اون ديگه هيچوقت نميتونه پيدات کنه نميبيني که چقدر خوش شانسي؟
...خدايا! چطور تو نه - مشکلت چيه؟ -
هيچوقت زنهايي رو بلند نکردي که دوباره نري ببينيشون؟ - .خب، من گند زدم -
.من ديشب چندتا از قواعد خودم رو شکستم
No comments yet. Be the first to leave one.